مقاله رایگان درمورد آموزش مهارت، سلامت روان، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

سه ماه پس از مداخله به ترتيب به 7/6#3/75 و 4/1#8/75 تغيير يافت. آزمون آماري نشان دهنده بهبود نمره کيفيت زندگي در گروه آزمايش بود (p=./..1 ) مقايسه تفاوت ميانگين نمرات کيفيت زندگي سه ماه بعد از مداخله و قبل از آن بين گروه آزمايش و گروه شاهد تفاوت آماري معني داري نشان داد . (p=./..1 )
-كرمي نوري و مكري (1381) شادكامي زماني پيچيده تر ميگردد كه اين موضوع را وارد يك چهارچوب فرهنگي كنيم. از ميان عوامل گوناگون و نقش آنها در بهزيستي ، نقش فرهنگ قابل توجه است. شادكامي به گونه هاي مختلف در هر فرهنگ (فردگرا و جمع گرا) مفهوم سازي شده است و همبسته هاي آنان نيز متفاوت مي باشد. در جوامع فردگرا، فرد آزاد است ولي در جوامع جمع گرا، تاكيد بيشتر روي اهميت گروه و روابط اجتماعي ميباشد.
-بشارت (1386)، تأثير هوش هيجاني بركيفيت روابط اجتماعي را مورد بررسي قرار داده است . اين پژوهش در بين دانشجويان دانشگاه تهران انجام شده و نتايج حاصل مؤيد آن است كه بين هوش هيجاني و مشكلات بين شخصي دانشجويان همبستگي منفي معنادار وجود دارد . هوش هيجاني همچنين با زمينه هاي مختلف مشكلات بين شخصي دانشجويان همچون قاطعيت ، صميميت ، مسئوليت پذيري همبستگي معنادار دارد. هوش هيجاني با تقويت سلامت رواني توان همدلي با ديگران ، سازش اجتماعي ، رضايت از زندگي ، مشكلات بين شخصي را كاهش ميدهد و زمينه بهبود در روابط اجتماعي را فراهم ميسازد. هوش هيجاني هم چنين از راه وي‍ژگي هاي ادراك هيجاني و مديريت هيجانها و با ساز و كارهاي پيش بيني ، افزايش توان كنترل و تقويت راهبردهاي رويارويي كارآمد به فرد كمك ميكند تا كيفيت روابط اجتماعي را بهتر سازد.
-يوسف زاده (1387) ،يائسگي دوران انفعالي مهمي در زندگي زنان ميباشد اين دوران همراه با عوارض متعددي نظير پوكي استخوان ، گرگرفتگي و تحريك پذيري ميباشد. رژيم غذايي نامناسب استرسهاي رواني، عدم ورزش و عدم دريافت مقادير كافي كلسيم ميتواند باعث افزايش اين علائم شود، پژوهش انجام شده بر روي 350 زن يائسه در شهرستان سبزوار نشان ميدهد كه 4/61% درصد زنان پياده روي ميكنند . 82% از نور آفتاب استفاده مي كنند و 7/13% نمونه ها از قرص كلسيم استفاده كرده اند. در رژيم غذايي افراد شير يا يكي از فرآورده هاي شير وجود دارد.
-اسماعيلي معصومه ، احدي ، دلاور و شفيع آبادي (1386) به بررسي تأثير آموزش مؤلفه هاي هوش هيجاني بر سلامت روان پرداخته اند . در اين پژوهش كه با طرحي آزمايشي انجام شده است گروه آزمايشي در معرض آموزش مؤلفه هاي هوش هيجاني قرار گرفته اند و در جلسات آموزشي طراحي شده در هفته شركت نموده اند.
تحليل يافته هاي تحقيق نشان داد كه آموزش مؤلفه هاي هوش هيجاني در افزايش سلامت روان مؤثر بوده و علائم بيماري را در مؤلفه هاي سلامت روان كاهش داده است. لذا آموزش مؤلفه هاي هوش هيجاني سبب ارتقاي سلامت رواني ميشود . بطوريكه فرد بهره بهتري در گزارشهاي شخصي از موفقيت در مقابله با مشكلات به دست مي آورد.
-رفيعي (1388 ) به اثربخشي آموزش مهارتهاي ارتباطي و تنش زدايي تدريجي بر كيفيت زندگي و بهزيستي زنان نابارور پرداخت و نتايج يافته ها نشان داده است كه آموزش مهارتهاي ارتباطي و آموزش تنش زايي تدريجي بركيفيت زندگي و بهزيستي روانشناختي زنان نابارور موثربوده است ولي بين اثربخشي اين دو آموزش بر كيفيت زندگي وبهزيستي روانشناختي زنان نابارور تفاوت معناداري ديده نشد.
-زكي (1385) در بررسي ” كيفيت زندگي و رابطه آن با عزت نفس در بين دانشجويان دختر و پسر” در دانشگاه اصفهان به اين يافته دست يافت كه بين ارزيابي كيفيت زندگي دانشجويان از زندگي خود و عزت نفس آنان ارتباط معني داري وجود دارد.
-آقابراري (1385) تحقيقي با عنوان ” ابعاد جسمي ، روحي ،‌رواني و اجتماعي كيفيت زندگي در زنان مبتلا به سرطان پستان تحت شيمي درماني “، انجام داد. اين مطالعه بر روي 56 نفر از زنان مبتلا صورت پذيرفت. يافته هاي حاكي از اين بودند زنان كه از مهمترين اركان خانواده و جامعه مي باشند بنابراين بهبود كيفيت زندگي در زنان مبتلا به سرطان پستان نه تنها سبب بهبود بقاي آنان مي شود بلكه سبب افزايش كيفيت زندگي و انسجام بيشتر ساختار خانواده نيز مي گردد از اين رو لازم است تيم درمان جهت ارزيابي و بهبود كيفيت زندگي بيما ران به ويژه در بعد روحي رواني و اجتماعي اقدام نمايند.
– فلاحي خشكناب (1382) در پژوهشي با عنوان ” بررسي كيفيت زندگي و عوامل مرتبط با آن در پرستاران بخش هاي روان پزشكي دانشگاههاي علوم پزشكي شهر تهران ” به بررسي كيفيت زندگي 100 پرستار پرداخت اين كار توسط تكميل پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت . يافته ها حاكي از اين بود كه عواملي چون تعداد افراد مقيم با پرستاران ، وضعيت مسكن نگرش مثبت اطرافيان ، ابراز امنيت شغلي ، ابراز رضايت شغلي، احساس رضايت از ارتباط با مسئولان با تمامي ابعاد كيفيت زندگي، رابطه معنادار آماري دارند.
-سليم زاده (1384) بررسي را با عنوان ” اشتغال مجدد بازنشستگان و شاخص هاي كيفيت زندگي” انجام داد.
مقايسه گروههاي كارمندان و كارگران بازنشسته نشان داد كه ميانگين نمرات متغيرهاي كيفيت زندگي در بازنشستگان كارمند به طور معني داري بيشتر بوده است . همچنين بازنشستگان شاغل از نظر شاخص هاي كيفيت زندگي نسبت به بازنشستگان غيرشاغل وضعيت بهتري داشتند.
-بشارت(1386) رابطه سبك هاي مقابله با استرس و سطوح سازش روانشناختي در بيماران مبتدا به MS را مورد بررسي قرار داد و به اين نتيجه دست يافت كه سبك مقابله هيجان محور مثبت با بهزيستي روانشناختي رابطه مثبت معني دار و با درماندگي روانشناختي رابطه منفي معني دار دارد. به عبارتي سبك مقابله هيجان محور مثبت با افزايش بهزيستي روانشناختي و كاهش درماندگي روانشناختي در بيماران MS مطابقت مي كند.
-احمد نژاد (1377) تأثير آموزشي تنش زدايي به سطح اضطراب آشكار دانشجويان سال اول پرستاري در بدو ورود به محيط باليني دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران را بررسي نمود نتايج تحقيق نشان داد كه فرضيه هاي پژوهش مورد تاييد قرار گرفته و آموزش تنش زدايي در كاهش سطح اضطراب دانشجويان گروه آزمون تاثير داشته است.
-نعمتي (1387) تأثير آموزش گروهي مهارت هاي زندگي (مديريت خشم ،‌جرات آموزي ، آرام سازي) بر افزايش جراتمندي و كاهش خشم پس از پيوند باي پس عروق كرونر را مورد پژوهش قرار داد. يافته ها نمايان گر اين بود كه برنامه آموزش گروهي مهارت هاي زندگي بطور معني داري موجب افزايش جراتمندي و كاهش خشم در بيماران شده و همچنين براساس نتايج بدست آمده ، بين دو جنس از لحاظ اثربخشي آموزش گروهي مهارت هاي زندگي برافزايش جرات آموزي و كاهش خشم تفاوت معني داري ملاحظه نشد.
-نويدي (1387) تحقيقي تحت عنوان بررسي تاثير آموزش مديريت خشم بر سلامت عمومي انجام داد. يافته هاي پژوهش بر مؤثر بودن مداخله تربيتي درماني دلالت دارند و بطور آشكاري در اثر اجراي برنامه آموزشي مديريت خشم ، نشانه هاي اختلال در سلامت عمومي افراد شركت كننده كاهش مي يابد.
-تقي لو (1383) در بررسي مقايسه عزت نفس، سبك هاي مقابله با فشار رواني و خشم در بزهكاران و نوجوانان عادي استان تهران به اين نتيجه رسيد كه بين ميزان خشم ، حالت و خشم ـ صفت تا بروز دروني خشم و بروز بيروني خشم در بزهكاران و نوجوانان عادي تفاوت معني داري وجود دارد و بزهكاران در همة مقياس هاي پرسشنامه خشم نمرات بيشتري كسب مي كنند. همچنين ميزان استفاده از سبك هاي مقابله مسئله مداري و هيجان مداري در بزهكاران و نوجوانان عادي تفاوت معناداري با هم دارند. عزت نفس در بزهكاران پايين تر از نوجوانان عادي است.
-حقاني پور(1385) در بررسي اثربخشي آموزش تنش زدايي تدريجي بر کاهش اضطراب امتحان در دختران دبيرستانهاي رشت به اين نتيجه دست يافت که بين آموزش تنش زدايي تدريجي و کاهش اضطراب امتحان رابطه مثبتي وجود دارد –شمسي خاني (1385) تحقيقي با عنوان ” تاثير آموزش مهارت حل مسئله بر مهارت مقابله اي افراد اقدام كننده به خودكشي ” انجام داده نتايج نشان داد كه آموزش مهارت حل مسئله بر مهارت هاي مقابله اي افراد اقدام كننده به خودكشي موثر بوده و مي توان در جهت درمان رفتاري افراد و همچنين ارتقاء سلامت و پيشگيري از خودكشي بكار رود.
2-9-2- تحقيقات انجام شده در خارج از كشور
-مطالعه اي که در سال 2000 توسط بلومل و همکاران انجام گرفت نشان داد که زنان يائسه از نظر اختلالات وازوموتور 6/10 بار و از نظر اختلالات اجتماعي رواني 5/3 بار و از نظر اختلالات جسمي 7/5 بار و از نظر اختلالات جنسي 2/3 بار مستعدتر هستند(بلومل و همکاران، 1998)153.
همچنين نتايج نشان داد که از نظر ملاک هاي اجتماعي ( سن وضعيت ازدواج ، سال هاي تحصيلي ، شغل ، تعداد فرزندان و فعاليت جنسي ) زنان خانه دار از نمره کيفيت زندگي بدتري نسبت به زنان شاغل برخوردار بودند و در نهايت نتيجه گرفتند که يائسگي باعث کاهش کيفيت زندگي مي شود.اما در تحقيق ديگري که در سال 2000 به منظور ارزيابي زنان از کيفيت زندگي خودشان انجام گرفت، مشخص شد که زنان مسن تر کيفيت زندگي زندگي بالاتر و علائم سايکولوژيک کمتري را نسبت به زنان جوان تر گزارش کرده بودند)هووليوس و اکوستروم، نقل از دافعي، 1376).
زنان حوالي يائسگي و بعد از يائسگي در گروه هاي سني مختلف تفادتي از نظر معيارهاي کيفيت زندگي نداشتند. محققان نتيجه گرفتند که تاثير يائسگي بر روي کيفيت زندگي اهميت کمي دارد(هووليوس و اکوستروم، نقل از گليان تهراني، شهناز 1386 ).
در تحقيقي که در سال 2004 انجام گرفت فاکتورهاي موثر بر کيفيت زندگي زنان قبل و بعد از يائسگي مورد بررسي قرار گرفت و نتايج آن نشان داد که کيفيت زندگي زنان قبل از يائسگي تفاوت معني داري نداشت . در زنان قبل از يائسگي رضايت از ازدواج و سطح تحصيلات يک عامل پيشگويي کننده معني دار در توصيف کيفيت زندگي بود(يئو154،2004). در تحقيقي هم که در سال 2005 به منظور بررسي کيفيت زندگي و شدت علائم يائسگي انجام گرفت مشخص شد که ميانگين نمره شدت يائسگي در زنان حوالي يائسگي و بعد از يائسگي به طور معني داري بالاتر از زنان قبل از يائسگي است. اما بين کيفيت زندگي در اين سه گروه اختلاف معني داري وجود نداشت.
– هجل (2000) در بررسي اثربخشي آموزش مهارت هاي حل مسئله در مورد دانش آموزان به اين نتيجه رسيد كه آموزش مهارت هاي حل مسئله مي تواند به عنوان مداخله درماني كوتاه مدت در درمان افسردگي مؤثر باشد
-يوممتو (1996) 34 زن و مرد ژاپني 18 تا 24 ساله مبتلا به اختلال افسردگي و تنيدگي را انتخاب كرد و در دو گروه 17 نفري قرار داد. يك گروه از آموزش مهارت حل مسئله سود بردند و گروه ديگر هيچ درماني دريافت نكرده نتايج مطالعه نشان داد كه گروه بهره مند از آموزش مهارت حل مسئله، در افسردگي و تنيدگي كاهش قابل ملاحظه اي را نسبت به گروه ديگر نشان داد.
-ماركو (1999) در بررسي هاي خود به كارآمدي روش هاي درماني شناختي رفتاري خصوصاً آموزش حل مسئله در كاهش افسردگي دست يافت.
-انسبورگ (2001) در بررسي اثر بخشي درمانها شناختي ـ رفتاري (آرامش آموزي ، آموزش حل مسئله و آموزش خودگرداني) روي نوجوانان 18 ساله اي كه يكي از والدينشان را از دست داده بودند، به اين نتيجه رسيد كه درمانهاي شناختي ـ رفتاري هم به صورت انفرادي و هم به صورت گروهي توانايي كاهش افسردگي را دارند.
سادوسكي (1994) در مطالعة خود نشان داد كه نوجوانان افسرده در مهارت هاي حل مسئله بين فردي مشكل دارند و مهارت هاي مقابله اي آنها ناكارآمد و فاقد كارايي لازم است.
-موس (1982) در بررسي خود دريافت افرادي كه در واكنش به تغييرات شديد ضعفي زندگي ، بيشتر
پاسخ هاي مقابله اي مسئله مدار را بكار مي برند، علايم افسردگي كمتري نشان مي دهند.
-پتيستن و برمن (1978) تاثير تمرين هاي تنش زدايي در درمان بيماري روان تني يك زن سرخ پوست را مورد مطالعه قرار دادند. براي اين منظور يك دوره 16 هفته اي ، تمرين هاي تنش زدايي پيشرونده روي يك زن سرخ پوست آمريكايي سي و سه ساله انجام شد. نتايج

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد سلامت روان، مقابله با استرس، شهر اصفهان Next Entries پایان نامه ارشد درمورد مدیریت دانش، دانش ضمنی، به کارگیری دانش