مقاله رایگان درمورد آداب و رسوم، سیستان و بلوچستان، فکر و اندیشه، آزادی خواهی

دانلود پایان نامه ارشد

دارد).
Kasa wa ku sun-e kwecle

« گ»
– گاو ه گووری دیاره= گاو خوب از گوسالگی معلوم است( سالی که نکوست از بهارش پیداست)
Ga da guri diyara

– گا مرد کارد وه دس فره و دوو= گاو که مرد مرد چاقو به دست زیاد می شود( نوش دارو پس از مرگ سهراب)
Ga merd kard wa das feraw du

– گول نیه وری= حتی یک ساقه گیاه گندم را نمی برد ( کاری از کسی ساخته نبودن)
Gwel nyawerre

– گورزم ها گرو= تعهدی نداشتن ، ضرورت ایجاب نشدن
Gwerzem ha geraw

« ل»
– لاشک و لاگومان= بی اطلاع بودن جهت تاکید
La sek- u la gweman

– لای زوان سیه= سیاه زبان( کنایه از بد زبان و بد نظر بودن)
Lae zewan siya

– لانه ی مووریژه وه شه و نمی خراوه= لانه ی مورچه با شبنمی خراب می شود
Lanay muriz wa sauneme xerawa

– لیوه وه ترسیناو دیاره= دیوانه از تیزش معلوم است( از اعمال و حرکات نابخردانه اشخاص می توان به نابخردی آنها پی برد)
Lewa wa terrineyaw diyara

« م»
– ماس بزن و که مچه بزه ن= ماست را ببین و کمچه بزن( پیش اندیشی و تدبیر درست)
Mas bon-u kamca bezan

– مال مه ردم و دل بی ره حم= مال مردم و دل بی رحم( بی انصاف بودن)
Male mardem-u del-e berahm

– مال نه خوه رم ئه را بخوه ورم= ثروت بخیلان برای میراث خوران باقی می ماند و آن را می خورند.
Male naxwarem arra bexwarem

– مایه ی ه هفت خه زگان شیره= مایه ی هفت دیگ شیر است( کنایه سخن چین و دو به هم زن است).
Mayay haft xazegan sira

« ن»
– نازت دیرم زوورت نه یرم = ناز کردنت را تحمل می کنم اما زورگوییت را نه( احترام خودت را حفظ کن)
Nazet derem zuret naerm

– نان خوه ر سفره در= نان خور و سفره پاره کن( نمک خوردن و نمکدان شکستن)
Nn xware sefra derr

– نانه ها رون= نانش در روغن است
Nan- e ha ron

– نه درد ده حکیم نه راز ده دو وس= نه درد را از حکیم پنهان کن نه راز را از دوست( با مشکل گشا مشورت کن)
Na dard da hakim naeaz da dus

« و»
– واده ی بزن هاده وشین= وعده ی بز در زمان دوشیدن است( جوجه را آخر پاییز می شمارند).
Wadday bezen ha wesin

– و این شه و تانه ی رووژه= فرار شب، سرزنش روز را به دنبال دارد( پرهیز از انجام عملی ناخوشایند که باعث بدنامی می شود)
Wayn-e saw tanay ruza

– وه وله نازت وه جیازات= عروس نازت به جهیزیه است
Waola nazet wajiyazet

– و یه ی تیر دو که ل کووشت= با یک تیر دو شکار را زد( یک تیر و دو نشان).
Wa yay tir de kal kust

« ه»
– هامسای خاس ده برا بیتره= همسایه خوب از برادر بهتر است.
Hamsay xasda betra

– هاوه د ماخ= سر حال و شاد
Ha wa damax

– هر جا دووسی هه س دشمنی هه سه= هر جا دوستی هست، دشمنی هم هست
Ha ja duse has desmene

– هم خودا خواری هه م خورما= هم خدا را میخواهد هم خرما
Ham xweda xwazi ham xwerma
« ی»
– یا دانا بوو یا پرسا بوو= یا دانا باش یا پرسنده
Ya dana buy a persa bu

– یه بیل یه پیاز جار= این بیل و این مزرعه پیاز( این گوی و این میدان).
Ya bely a piyaza jar
– یه کی ده نال ده ی یه کی ده بسمار= یکی بر نعل و یکی بر میخ می زند( تشتت آراء و اختلاف نظر).
Yake da nal day yake da besmar

– یه ی سه ر دیریگ و ه هفت زوان= یک سر دارد و هفت زبان( آدم های بی قول و قرار).
Ya-e sar dere g-u haft zewan

14-3. بازی های محلی

جشن و سرور و بازی شایع ترین عامل گرمابخش به محافل آدمیان است. از روزهای آغازین تشکیل اجتماعات بشری، انسانها اعمالی را میان خود رایج کردند که با گذشت زمان جزئی از آداب و رسوم قرار گرفت و به نسل های بعد منتقل شد. در ایران و در بین مردم کاکاوند این آداب و رسوم، اخلاقیات خاصی بودند از جمله اینکه: مهاجران اولیه ( آریایی ها) غم و اندوه را نمی شناختند و در بطن فرهنگ خود فعالیت هایی را انجام می دادند که همراه با شادی ، نشاط بود. هر یک از این آداب و رسوم، اخلاقیات کم کم به شکل سرگرمی و بازی در آمد که ما آنرا به شکل کنونی می بینیم . نوع بازی ها به منطقه ، آداب و رسوم و فرهنگ مردم بستگی داشته است. در عین حال مردم برای تطبیق خود با این آداب و رسوم کنار آمدند. برخی از سرگرمی ها و بازی های محلی ریشه در تاریخ فرهنگ و تمدن این منطقه دارد که به طور اجمال به آن می پردازیم.

نام بازی ها
-گاو ربایی
این بازی بر گرفته از اعتقاد و باور مردم در جهت طلب باران است . زمانی که خشکسالی پیش می آید یک نفر به عنوان گاوان(گاو چرا) که با گاو و گوساله های مردم بوده و آنها را به چرا می برد در فرصت زمانی خاص که زمین نیاز به بارش باران داشت. به دروغ داد می زد و به مردم می گفت که دزد گاو ها را برده است. مردم نیز جمع می شدند و گاو ها را با یکدیگر درگیر می کردند تا باران ببارد. بعضی مواقع برای سرگرمی بچه ها این کار را انجام می دهند… این تفکر و باور هنوز با گذشت قرن های متمادی در میان مردمان این دیار به ماندگار مانده است و به خاطر همین اعتقاد و باور بوده که مردمان منطقه (به ویژه زنان) برای طلب بارش باران از درگاه ایزد مهر این مراسم را انجام می دهند. زنهای یک ایل می روند و گاوهای منطقه مجاور را می دزدند (یک حرکت مجازی) چون زمین ماده است و آناهیتا (خدای باران) نیز زن است و زن سمبل بارانی است و از طرفی گاو نماد باروری است. زن های کاکاوند که گاو هایشان توسط زنان محل دیگر ربوده شده اند با آنها درگیر می شوند. یک مرد ریش خود را گرو می گذارد تا در موعد و مهلت مقرر باران ببارد . این حرکت به خاطر آن است که مرد نماد آسمان است( در اسطوره ها آسمان مذکر است) و ریش نماد گیاه است و آسمان با بارش باران گیاهان را آبیاری می کند.

-آول ، عینی ، زولمات
این بازی برآمده از تفکر و اندیشه آزادی خواهی مردم برای رهایی و آزادی است که در قالب بازی ، آگاهی دادن به مردم جهت رهایی از ظلم و ستم حکومت ها، تجلی یافته است. این بازی بیانگر نبرد قدرت خیر و شر ( اهورا- شیطان ) روشنایی و تاریکی بوده است که از آیین مقدس زرتشت است. پیام نهفته در این بازی ، رهایی و آزادی است .در جریان این بازی فرد در می یابد که چگونه به یاری آتش هستی و زندگی خویش را از بند ظلمت و تاریکی برهاند.بازی بین چهار نفر در قالب دوتیم دو نفره انجام می گیرد .آنگاه به قید قرعه یکی از دو تیم به عنوان آغازگر بازی انجام می شود نحوه بازی بدین صورت است که در یک زمین هموار چهار خانه به اندازه 4 در 4 متر که از ابتدا به انتها اندازه آنها بزرگتر می شود، ایجاد
می کنند . یکی از بازیکنان تیم آغازگر بازی با یک سنگ به اندازه کف دست ، در ابتدای شروع بازی به داخل خانه اول (تاوه ل awel ) می اندازد و با پا به سمت خانه های دیگر به حرکت در می آید . یک نفر از تیم مقابل (که نقش اهریمن دارد) نیز آمده و مانع او می شود و سعی می کند سنگ(گوی) را با پا از او گرفته و بیرون از خانه ها بیندازد . بازیکنی موفق است که بتواند با موفقیت حریف مقابل که نماد اهریمن بوده پشت سر بگذارد و به قسمت انتهایی زمین بازی ( ده ر- dar ) که همانا رسیدن به آزادی و رهایی است ، برسد.
آنچه از انجام بازی می توان برداشت کرد این است که:
– بازی نمادی از زندگی مادی است.
– انسان با چشم باز و به زلالی آب چشمه و پاکی پاک کنندگی آتش به راحتی از پل چینود عبور کند و اهریمنان مانع از او نخواهد شد(پل چینود پلی است که زرتشیان همانند مسلمانان که به پل صراط اعتقاد دارند، معتقدند که برای گناهکاران از شمشیر تیزتر است)
– هر کجا که بخواهید بروید ، بروید اهریمن در پیش روی انسان است.
– آب نشانه توشه آخرت می باشد برای خاموش کردن آتش جهنم به توشه این دنیا نیاز است.
– آب و تنور( نان) نشانه ای از زندگی مادی است که هر کس بتواند از سختی ها بگذرد به آسایش و آرامش می رسد.
گوشه شال من نسوزد
با نزدیک شدن نوروز به خصوص همان نخستین روزهای سال نو، نوجوانان محل به در منازل رفته و به صاحب هر منزل می گویند: « په رشالمان نه سزی) از صاحب خانه درخواست می کنند که مواد خوراکی، پول و… به آنها بدهد. این حرکت کنایه از آن است که نا امید و دست خالی از آنجا نروند. همچنین کنایه از آن است که شخص کنار آتش نوروز که در منازل و سیاه چادرها افروخته است ، زیاد نایستند که مبادا ( شال ) بسوزد. به عبارتی بیش از این مرا معطل نکنید.
– چرب بازی
بازی به وسیله دو نفر در مراس عروسی و ختنه سوران اجرا می شود. هر کدام از دو اجرا کننده بازی دو عدد چوب به اندازه نیم متر در دست دارند. با اعلام آمادگی از سوی هر دو نفر بازی با انجام حرکات نمایشی و رقص پا و بدن اجرا می گردد. هر کدام از این دو با وارد کردن ضربه به چوب های یکدیگر و یا در دفع آن ضربات سعی می کنند که حریف را وادار به عقب نشینی کنند.
هر کدام از دو حریف بتواند با چوب دستی خود ، چوب دست حریف را شکسته و یا از دستش بیاندازد برنده می باشد. معمولا چون در این بازی تعداد افراد زیادی شرکت می کنند. در پایان کسی برنده است که بتواند همه آنها را شکست دهد. گاهی جوایزی برای افراد برنده ، مانند : گوسفند ، مرغ …. در نظر می گیرند. این بازی در استان های چهارمحال بختیاری، خراسان، سیستان و بلوچستان و… رایج است.

– خرها و بزها
ریشه این بازی جهت مقابله با حوادث احتمالی و آمادگی لازم با آن می باشد. این بازی به صورت دو تیم که تعداد نفرات هر تیم متغیر می باشد( تا 6 نفر) که به قید قرعه بازیکنان یک تیم – که بزها نامیده
می شوند – دور از چشم بازیکنان تیم دیگر خود را قایم می کنند. نام تیم دیگر که بایستی دنبال آنها رفته و پیدا کرده و بگیرند( خرها) می باشد. بازیکن تیم خرها که به جستجوی بازیکنان تیم پنهان شده می روند ، هر چند وقت یک بار به صورت انفرادی صدا می زنند که نشان آن است که از همدیگر خبر داشته و زیاد از هم دور نشوند. تیم پنهان شده نیز به همین ترتیب عمل می کند . تیم خرها هنگام یافتن تیم بزها، تلاش می کنند آنها را بگیرند. هر کس که بتواند بازیکنان تیم مقابل راب گیرد، همانجا سوار او می شوند تا به نقطه شروع بازی برگردد. این بازی آنقدر ادامه می یابد تا بازیکنان تیم دنبال کننده بتوانند حداقل دو سوم آنها را بگیرند که در آنصورت برنده بازی محسوب می شوند و یک امتیاز به آنها تعلق می گیرد.

– خواهر بهزاد
این بازی قدرت و حاکمیت پادشاه را در دستور دادن و اجرای دستورات و فرامین وی از سوی مردم نشان می دهد. که چگونه حاکم ، احکام خود را در جامعه پیاده و مردم از وی پیروی می کنند. کسانی که از دستورات او سرپیچی می کنند ، اخراج می شوند. در واقع همان محرومیت از جامعه و خرافات اجتماعی است. فقط کسانی می توانند در آن جامعه زندگی کنند که از حاکم دستور گرفته و احکام اور ا اجرا نمایند. این بازی نشان می دهد که در حکومت های استبدادی که تمام امور مملکت و جامعه به یک فرد ختم
می شود، یعنی تمام افراد باید دنباله رو حاکم مطلقه باشند و گرنه آن افراد حق حضور و زندگی در آن جامعه را ندارند.
نحوه اجرای بازی به این صورت است که بچه ها در حالی که پشت همدیگر را گرفته اند، پشت سر هم می ایستند و یک نفر نقش حاکم (پادشاه) را بازی می کند. شخص حاکم چوب بلند (نی) در دست دارد و بچه ها به همان ترتیب ایستاده، پشت او را می گیرند. پادشاه با حرکت بدن و گفتن جملات و اشعاری از نفرات پشت سر خود می خواهد که حرکات انجام شده او را انجام دهند. پادشاه هر چند یک بار بر گشته و هر کس که دستورات او را اجرا نکرده باشد با چوب (نی) او را زده و از صف اخراج می کند. از جمله دستورات و احکام انجام شده از سوی پادشاه، پا بلند کردن، گردن کج کردن، نشستن، تکان دادن دست و… می باشد. پس از بیان کردن جملات و یا انجام دادن حرکات بدن می گویند: خو شک بهزاد- خوشک بهزاد و همزمان سریع برگشته و در صورت تخلف افراد او را با چوب زده و اخراج می کنند. در پایان که بتوانند تمام احکام و دستورات پادشاه را تا

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درمورد ضرب المثل، عناصر فرهنگی، سیر تکاملی، آداب و رسوم Next Entries مقاله رایگان درمورد موسيقى، معطر، سیرابی، دوزک