مقاله رایگان درباره کیفیت زندگی، سلامت روان، معنای زندگی

دانلود پایان نامه ارشد

سادگی یکی از اثرات جانبی پیری محسوب می شود مورد اختلاف نظر دانشمندان است. در این تحقیق به اثرات یائسگی بر روی کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و همچنین سلامت روان در زنان پرداخته ایم.
که می تواند به عنوان یک دوره گذرا در زندگی باشد و تاثیر چندانی بر متغیرهای مورد تحقیق نداشته باشد. درواقع هرفرد در باورهای اجتماعی، ساختار فرهنگی، اجتماعی و خانواده معنای زندگی خود را کسب نمودند و کیفیت زندگی هر فرد وابسته به دوره های مختلف گذرا نیست. از این گذشته بایستی نقش میزان تحصیلات زنان را نباید از نظر دور داشت و تاثیر تحصیلات را بر متغیرهای وابسته این تحقیق مشاهده نمود.
1-2. بیان مسئله
زنان از مهمترین ارکان جامعه و خانواده بوده و سلامت اجتماع در گرو تأمین نیازهای مختلف آنان است، در حالیکه یکی از بحرانیترین مراحل زندگی زنان، یائسگی میباشد(روسو، آندرسون، پرینتیک3، 2002). تعیین سن یائسگی تا حدودی دشوار بوده و بر اساس تخمین حاصل از مطالعات مقطعی، متوسط آن حدود 50 تا 52 سالگی است(شاو، سویوت، استانتون4،2005). به نظر میرسد تعداد علائم یائسگی بیشمار است اما خوشبختانه هیچکس همه آنها را تجربه نکرده، بعضی از زنان اصلاً علائم آشکاری ندارند. با وجود این تخمین زده میشود حدود 75% زنان پس از یائسگی علائم حادی را تجربه میکنند. در این مرحله از زندگی، زنان با بسیاری از مشکلات و عوارض ناشی از کمبود هورمونهای جنسی مواجه خواهند شد و در نتیجه کیفیت زندگی آنها تحت تأثیر این مشکلات قرار خواهد گرفت (جونز، حود، 2003). بحران یائسگی به واسطه علائم و مجموعه عوارض خود سلامت روانی، جسمانی، عاطفی، عملکرد اجتماعی و روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار میدهد. مجموعهی این تأثیرات را میتوان در یک مفهوم واحد تحت عنوان کیفیت زندگی قرار داد. طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی «کیفیت زندگی» عبارت است از تصور افراد از موقعیت خود در زندگی با توجه به بافت فرهنگی و سیستمهای ارزشی که در آن به سر میبرند، با در نظر گرفتن اهداف، انتظارات، استانداردها و نگرانیهایشان. در مورد زنان یائسه، کیفیت زندگی معمولاً به جنبههای مرتبط با سلامتی در کیفیت زندگی با توجه به مجموعهای از علائم و بدون در نظر گرفتن عملکرد جسمی، عاطفی و اجتماعی اشاره دارد؛ بنابراین اغلب اصطلاح «کیفیت زندگی» به سادگی به مفهوم وجود علائم یائسگی مانند گرگرفتگی، تعریق شبانه، و خشکی واژن میباشد. مطمئناً وجود این علائم بر کیفیت زندگی زنان مؤثر است. ضمن آنکه توجه همزمان به سایر جنبههای کیفیت زندگی مانند وضعیت سلامت فرد، رضایتمندی از زندگی و عملکرد روانی نیز حائز اهمیت میباشد (بلومل،2000، نقل از فروهری،1387).
از متغیرهای دیگری که می تواند در کنار کیفیت زندگی نام برد ، معنای زندگی است. معنویت عبارت از جستجو برای فهم جواب هایی است که به بنیاد هستی وزندگی ارتباط پیدا میکنند. سطوح بالای معنا در زندگی با سلامت جسمی و روحی همراه است. نیازی که انسان به داشتن معنا در زندگی دارد، باید به نوعی تسکین یابد، در غیر این صورت زمینه ساز بیماری می گردد. نیاز به معنا نیروی بنیادی است که در همه ی انسان ها مستقل از جنسیت آنها وجود دارد. این نیاز اصیل است، نه توجیهی ثانویه از کنش های غریزی انسان. معنی جویی نه تنها تجلی واقعی از انسان بودن بشر است، بلکه معیاری برای سلامت روان نیز می باشد از طرفی فقدان معنی، مبین عدم تطابق عاطفی است و به مشکلات روحی و رواهنی می انجامد(فرانک5، 2010).
از جمله عوامل دیگر که در کنار سایر متغیرهای نام برده تصویر بدنی است. تصویر بدنی نیز مانند هر جنبه روانی دیگر، جزئی از شخصیت هر انسان است که از سیر تکاملی خود برخوردار است. همچنین تصویر بدنی در زمان هایی از زندگی دچار نوسان و تغییرات بیشتری است از جمله می توان به پیدایش ضایعه و بروز پدیده یائسگی در زنان اشاره کرد. تصویر بدنی بدان چه فرد واقعا شبیه آن است ، یعنی به شکل ظاهری واقعی فرد، مربوط نمی شود، بلکه به ارتباط ویژه فرد با بدنش مربوط است، به خصوص به باورها،ادراکات، افکار، احساسات و فعالیتهای فرد که با ظاهر فیزیکی او ارتباط دارد. به دیگر سخت، تصویر بدنی، تصویر ذهنی فرد از اندازه، شکل و فرم بدن است و شامل احساسی است که فرد درباره ویژگی ها و ساختار اجزای بدنش دارد. (تامپسون،1990) اشاره می کند که سازه ظاهر فیزیکی دربرگیرنده سه مولفه زیر است:
1)مؤلفه ادراکی6 که به ادارک دقیق اندازه(برآورد اندازه بدن) برمیگردد، 2) مؤلفه ذهنی7 که به جنبههایی نظیر رضایتمندی، توجه و نگرانی، ارزیابی شناختی و اضطراب مربوط میشود، 3) مؤلفه رفتاری8 که به اجتناب از موقعیتها باز میگردد؛ موقعیتهایی که سبب میشوند فرد ظاهر فیزیکی خود را به عنوان عاملی که مایه شرمندگی است، تجربه کند(رایگان،1385). در این پژوهش ما این متغیر را از بعد شناختی یعنی توجه به احساس، افکار و ذهنیت فرد درباره ظاهر خود میپردازیم.
در کل یائسگی فرآیندی ژنتیکی است که عواملی مثل تحصیلات، طبقه اجتماعی، مصرف الکل و… در خود یائسگی تأثیرگذار نیست امادر ادراک و پیامدهای آن دخیل هستند. با توجه به موارد گفته شده، متغیرهای این پژوهش از جمله کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی، در دوران یائسگی نقش پررنگتری پیدا میکنند و هر کدام به نوبه خود در سلامت روانی زنان یائسه تأثیرگذار هستند. از آنجاییکه جامعه بر پایه ی نهاد مهمی چون خانواده میچرخد، و از طرفی یکی از اعضای مهم این خانواده زنان هستند، پس توجه به حالات جسمی و روانی آنها و بررسی عوامل تأثیرگذار بر سلامت روانیشان بسیار اهمیت دارد.
از اینرو در این پژوهش سعی در بررسی و مقایسه کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی، سلامت روان در زنان یائسه وغیریائسه را داریم. همچنین سعی داریم تا نقش و تأثیر تحصیلات و اشتغال را بر این متغیرها (کیفیت زندگی، معنای زندگی، سلامت روان) در بین زنان یائسه و غیر یائسه مقایسه و بررسی کنیم.
1-3. اهمیت و ضرورت تحقیق
درباب ضرورت واهمیت تحقیق حاضر میتوان گفت جامعه ایرانی یک جامعه درحال گذار است. گذاراز مرحله سنتی به مدرن و از توسعهنیافته به توسعهیافته. بدیهی است که این وضعیت جامعه ایرانی را با انواعی ازتحولات ودگرگونیها درعرصههای مختلف روبه رو میسازد. یکی از این تحولات افزایش حضور مؤثر و چشمگیر زنان در عرصههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است.
امروزه نیاز به حضورزنان درفرایند رشد وتوسعه بیش ازگذشته محسوس بوده است. ارتقاء استانداردهای زندگی درجامعه امروز با افزایش مشارکت زنان درحیات اقتصادی وسیاسی همگام با فرصتهای برابر درتعلیم وتربیت، سرویسهای اجتماعی، حقوق قانونی ومالکیت پیوند دارد، ضمن آنکه زن به عنوان یکی از اساسیترین ارکان خانواده دارای نقشی اساسی درجهت تداوم واستمرار آن میباشد و از آنجا که خانواده کوچکترین نهاد اجتماعی است، جامعهای سالم است که خانوادههای سالم را درخود داشته باشد واین امر محقق نخواهد شد مگر آنکه به ساختار خانواده و نیازهای اساسی ومحوری اعضای آن که زنان مهمترین آن هستند توجه بیشتری مبذول شود.
شایداغراق نباشد اگر بگوییم که زن امروز همپای مردان درجامعه حضور داشته ومسئولیتها و وظایف متعددی رابه دوش میکشد وهمین امر وی را از زن جوامع سنتی متمایز میسازد. نیازها، تمایلات و دل مشغولیها و در مجموع استانداردهای زندگی زن درجامعه امروز نیز با وضعیت زنان درجامعه سنتی متفاوت است و تعدد وظایف و نقش هاست که این تمایز را ایجاب می نماید.
بنابراین توجه به وجوه مختلف زندگی زنان به لحاظ کیفی باتوجه به استانداردها وشاخصهای کیفیت زندگی، معنای زندگی، خود پنداری مثبت و سلامت روان میتواند در بهبود سازمان خانواده با توجه به نقش محوری زن وتمایلات ونیازهای فردی وی موثر باشد.
در این راستا می توان گفت یائسگی برای زنان نقطه عطف مهمی محسوب می شود که خاتمه دوران قاعدگی و دوران بارداری آنها را شامل می شود. اگرچه یائسگی فرآیندی بیولوژیک و رویدادی همگانی برای زنان است، اما برای همه به یک شکل تعریف و تجربه نمی شود و وضعیت روحی و روانی، سلامت عاطفی، فرهنگی و اجتماعی فرد در این تجربه دخیل است. بحران یائسگی به واسطه علائم و مجموعه عوارض خود، سلامت روانی، جسمانی، عاطفی، عملکرد اجتماعی و روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار میدهد(فروهری،1388). از آنجاییکه در بررسیهای انجام شده، پژوهشی که اخیراً به صورت میدانی و در جامعه ایرانی، به برسی رابطه هر چهار متغیر کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی، سلامت روان در دو گروه یائسه و غیر یائسه پرداخته باشد، صورت نگرفته است و از طرفی همهی این متغیرها زندگی زنان یائسه و غیر بائسه را تحت پوشش قرار میدهند و شروع دوران یائسگی با تحولاتی در این زمینهها همراه است بنابراین با توجه به موارد فوق و نتایج متناقض در تحقیقات قبلی تصمیم بر آن شد که مطالعهای با هدف بررسی کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی، سلامت روان زنان یائسه و غیر یائسه از بعد روانشناختی انجام شود تا بتوان از نتایج آن در جهت ارتقای کیفیت زندگی زنان در این دوره استفاده کرد.
در تحقیق دیگری که توسط تبریزی و شفیع آبادی (1387)، انجام شد، محققان تاثیر مشاوره ی گروهی با رویکرد معنا درمانی بر ارتقاء سلامت زنان مراجعه کننده به مرکز اداره سلامت شهر تهران را مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل از تحلیل یافته ها بیانگر این موضوع بود که معنا درمانی کروهی در کاهش نمرات افسردگی، اضطراب و همچنین در افزایش سلامت وموثر است .
از منظر فلسفه و روانشناسی نیز معناجویی مورد تامل واقع شده است. برخی اندیشمندان حوزه روانشناسی و روانکاوی به موضوع معنای زندگی و تاثیر آن بر سلامت روان پرداخته اند. اریک فروم (1947) نیاز به جهت گیری را یکی از مهمترین نیازهای آدمی می داند و منظور از آن را هدف، معنا، و مقصود زندگی تلقی می کند. آلپورت (1961)در توصیف دوران بلوغ ، هویت جویی را مهمترین مشخصه این دوره دانسته و معتقداست که اساسی ترین بخش هویت، تعریف هدف، مقصود، و آرمان زندگی است. یونگ (1981)، هدف زندگی را یافتن توفیق در جهان می داند و بر آن است که به علت زوال دین درزندگی، تلاش برای یافتن معنای زندگی به طرز فزاینده ای دشوار است و وضعیت خاص و کنونی بشر (فقدان معنا در زندگی و ریشه نداشتن و پیوند نداشتن با گذشته یا طبیعت) صرفا ویژگی اواخر قرن بیستم به بعد است. برخی روانشناسان مکتب کمال نیز بر این عقیده اند که بیش از اندازه بر عقل و علم تاکید ورزیده ایم. بینش خود را که ارزش های بزرگتر معنوی و فلسفی داشته است، از دست داده ایم(شولتز و شولتز،1998) مبارزه برای رسیدن به سرحد کمال، معنایی است که آدلر (1931) برای زندگی ، تلقی میکند . آلپورت (1954)، با بیان اینکه با معنا بودن زندگی، اختصاص به جهان بینی دینی نداشته بلکه در همه اعتقادات فکری دیگر نیز دیده می شود، بر این نکته تاکید میکند که داشتن هدف و منظوری که به زندگی ، معنا و جهت بخشد، نشانه سلامت روان است. او چنین افرادی را برخوردار از نوعی بینش می داند که به آن فلسفه یگانه ساز زندگی اطلاق می کند و مهمترین خصیصه اش را جهت داشتن می داند.
1-4. اهداف این تحقیق
بررسی و مقایسه کیفیت زندگی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات
بررسی و مقایسه معنای زندگی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات
بررسی و مقایسه تصویر بدنی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات
بررسی و مقایسه سلامت روان زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات

1-5. فرضیه های تحقیق
فرضیه اصلی
بین کیفیت زندگی، معنای زندگی، تصویر بدنی و سلامت روان در زنان یائسه و غیر یائسه رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه‌های فرعی
بین کیفیت زندگی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات تفاوت وجود دارد.
بین معنا ی زندگی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات تفاوت وجود دارد.
بین تصویر بدنی زنان با توجه به وضعیت یائسگی و تحصیلات تفاوت وجود دارد.

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره کیفیت زندگی، زنان یائسه، معنای زندگی Next Entries مقاله رایگان درباره سلامت روان، کیفیت زندگی، معنای زندگی