مقاله رایگان درباره پردازش اطلاعات، حافظه فعال

دانلود پایان نامه ارشد

باليني نقش شناخت?هاي بالاتر يا فراشناخت را در اختلال?هاي هيجاني مورد بررسي قرار داده?اند. فراشناخت يا تفکر درباره تفکر اولين بار توسط فلاول130 (1989) در حوزه روان‌شناسي رشد مطرح شد که دو جنبه دارد 1) توانايي براي پايش يا بازبيني يا دنبال کردن افکار و هيجانات خود و 2) ظرفيت و توانايي براي اعمال درجاتي از کنترل بر افکار و احساسات است (کلارک به نقل از نلسون131، استوارت132، هاوارد133، کراولي134،1993؛ حميدپور، 1388).
با ورود اطلاعات به هر قسمت از ذهن مي?توانيم براي اقدام روي آن‌ها و تغييرشان از راهبردهاي ذهني استفاده کنيم و احتمال نگهداري بيشتر اطلاعات و استفاده موثر از آن‌ها و فکر?کردن انعطاف?پذير را افزايش دهيم. يک موضوع ممکن است جداي از اطلاعات به صورت?هاي گوناگون ذخيره و پردازش شود. در نتيجه ذخيره?سازي و تعبيرها از يک محرک منفرد ممکن است احساس?هاي نامتجانس به شکل توام در فرد ايجاد شود به طور مثال احساس همزمان اشتياق و بيزاري. همچنين اين شيوه پردازش ممکن است به دو شيوه کيفي متفاوت از جمله خودکار و يا راهبردي پردازش باشد (ايورت و فلگويس،2002).
شايد بتوان بدين صورت توضيح داد که ابتدا اطلاعات وارد ثبت?کننده حسي مي?شوند و در آن‌جا ديدني?ها و شنيدني?ها به طور مستقيم بازنمايي مي?شود و براي مدت کوتاهي ذخيره مي?گردد. از طريق توجه ما به برخي از اطلاعات به طور دقيق‌تر احتمال اين‌ که آن اطلاعات به مرحله بعدي سيستم پردازش منتقل شود، افزايش مي?يابد. حافظه کوتاه يا فعال جايي است که از راهبردهاي ذهني به طور فعال براي کارکردن روي مقدار محدودي اطلاعات استفاده مي?شود. راهبردهاي حافظه فعاليت?هاي ذهني عمدي هستند که احتمال يادآوري ما را افزايش مي?دهند. پردازش خودکار جهت افزايش ظرفيت محدود حافظه کوتاه?مدت به ما اين امکان را مي?دهد تا به طور همزمان قادر به تمرکز روي اطلاعات ديگر در اطراف خود باشيم. پردازش خودکار نيمه?هوشيار بوده و عملش به واسطه ارتباط تداعي?هاست. جهت اداره فعاليت?هاي پيچيده حافظه فعال، بخش خاصي از آن که مجري مرکزي135 نام دارد، جريان اطلاعات را هدايت مي?کند که قسمت هوشيار و متفکر سيستم ذهني ماست. اين بخش اطلاعات فعلي را با اطلاعاتي که از قبل در سيستم وجود دارد هماهنگ مي?کند و راهبردها را انتخاب کرده و بکار? مي?گيرد. هرچه اطلاعات در حافظه فعال طولاني?تر نگهداري شود احتمال انتقال آن به مخزن سوم و بزرگتر يعني حافظه بلندمدت بيشتر مي?شود. حافظه بلندمدت مبناي دانش دايمي ما و نامحدود است. در اين بخش از حافظه نيز جهت بازيابي از راهبردهاي خاص استفاده مي?شود. اطلاعات در اين بخش طبق يک طرح جامع بر اساس محتوا طبقه?بندي مي?شوند (برک، 2007؛ سيدمحمدي، 1387).
اما پردازش راهبردي فعاليت?هاي شناختي را دربر مي?گيرد که در سطح بالاي هوشياري روي مي?دهد. ساختار پيچيده شناخت و عملکرد شناختي به صورت مجازي در الگوهاي پردازش اطلاعات اساسي را براي درک برخي از پديده?ها از قبيل تعارض?هاي احساسي- عقلاني، دفاع?هاي ادراکي و عمل بدون آگاهي مهيا مي?نمايد (ايورت و فلگويس،2002).
آلفورد و بک136 مدل سلسله?مراتبي پردازش اطلاعات را داراي سه سطح عملکرد شناختي مي?دانند. الف) نيمه هوشيار، غيرارادي، سطح خودکار؛ ب) هوشياري که شامل نظارت فعالانه تجربه شناختي است؛ پ) سطح فراشناخت که پردازش فکري سطح بالاست و شامل توانايي فعال و دقيق تحليل حافظه و آگاهي هوشيارانه است. مطابق اين مدل شناخت?ها در تمامي سطوح به صورت کلامي قابل فراخواني به هوشياري با کمترين تلاش هستند (ايورت و فلگويس،2002).
نظريه?پردازان درخصوص حافظه و فرايندهاي مرتبط با آن مدل?هاي متعددي در مورد حافظه ارائه کردند که در اين پژوهش تشريح و چگونگي مدل?هاي حافظه که مرتبط با بسته درماني است مورد نظر قرار مي?گيرد.

ب) مدل?هاي حافظه
مدل کريک و لوکهارت
کرک137 و لوکهارت138(1972) براي اولين بار الگوي سطوح پردازش حافظه را مطرح کردند. طبق اين الگو وقتي پردازش اطلاعات عميق است (يعني توجه، رمزگذاري دقيق، تعمق و مرتبط‌کردن مطالب به دانسته‌هاي قبلي وجود دارد)، حافظه دوام بيشتري پيدا مي‌کند. يادآوري به عمق پردازش اطلاعات متکي است نه انتقال آن‌ها از يک مرحله به مرحله ديگر حافظه (ابوالمعالي،1989).
کرک و لوکهارت پيشنهاد کردند که دوام حافظه بيشتر از طريق پردازشي که روي آن انجام مي‌گيرد، ايجاد مي‌شود تا از طريق مرور ذهني. در زمان رمزگذاري اطلاعات، تجارب به گونه متفاوت رمزگذاري مي‌شوند. آن‌ها معتقدند که آن چه با عمق بيشتر پردازش مي‌شود فقط به علت روش‌هايي که آن‌ها را پردازش مي‌کنند، ماندگاري بيشتري دارند. در مدل سطوح پردازش، دو روش براي نگهداري اطلاعات وجود دارد. 1) از طريق فرآيندهاي رمزگذاري عميق حافظه به صورت با دوام حفظ مي‌شوند.2) اطلاعات مي‌توانند دوباره به جريان افتاده در سطح پايين‌تر پردازش در حافظه اوليه (مانند حافظه کوتاه‌مدت) مرور شوند که در آن پردازش قابل انعطاف‌ امکان‌پذير است (ابوالمعالي به نقل از کاردول و فلنگان، 2004؛ زيرچاپ).
کرک و لوکهارت مطرح کردند که نگهداري اطلاعات تابعي از عمق و عوامل مختلف است مانند مقدار توجهي که به محرک اختصاص داده مي‌شود، سازگاري‌اش با ساختارهاي تحليلي و زمان در دسترس که عمق آن چه را که پردازش مي شود، تعيين مي‌کند. سطح پيوستار به عنوان يک پيوستار از محصولات زودگذر تحليل حسي تا محصولات خيلي ماندگار تداعي معنايي را دربرمي‌گيرد. در مجموع اين ديدگاه بيان مي‌کند که از دست رفتن اطلاعات از حافظه کوتاه‌مدت صرفا به خاطر سطوح پردازش است. در نظر آن‌ها تفاوت اصلي بين حافظه کوتاه‌مدت و بلندمدت در نحوه سطوح پردازش درون‌دادها است. به طور مثال ان چه برحسب ظاهر پردازش مي‌شود سطح پاييني از پردازش دارد. درون‌دادهايي که برحسب صدا و آوا پردازش مي‌شوند داراي سطوح پردازش نسبي و عميق‌تري هستند. همچنين مطرح مي‌کنند که اطلاعاتي که از طريق تحليل ادراکي و معنايي صورت مي‌گيرد، به صورت بسيار عميق در حافظه بلندمدت پردازش مي شوند (ابوالمعالي، زيرچاپ).

مدل اتکينسون و شيفرين
دو روان‌شناس به نام?هاي ريچارد اتکينسون و ريچارد شيفرين براي توضيح اين که چگونه برخي اطلاعات در حافظه ثبت و نگهداري و برخي فورا از دست مي?روند و اين که اطلاعات گاهي کوتاه?مدت و گاهي مادالمعمر ثبت مي?شوند الگويي ارايه کردند. آن‌ها از حافظه الگويي ارايه کردند که سه مرحله را معرفي مي?کند و مشخص مي?سازد اطلاعات براي چه مدت در حافظه باقي مي?مانند. حافظه حسي، حافظه کوتاه?مدت، حافظه بلندمدت. آثار اطلاعات حسي روي ثبت کننده?هاي حافظه حسي هستند. اثر يا رد حافظه پيش از زوال براي مدت کوتاه در حافظه حسي نگهداري مي?شوند و اگر بتوانيم اين اطلاعات را مورد توجه يا دقت قرار دهيم بهتر مي?توانيم آن‌ها را به حافظه کوتاه?مدت انتقال دهيم. حافظه کوتاه?مدت نشان مي?دهد که ممکن است اطلاعات از طريق مرور نگهدارنده ذهني يا مرور ذهني بسطي نگهداري شود در غير اين‌صورت احتمالا زوال خواهد يافت يا جانشين خواهد شد. حافظه بلندمدت اطلاعاتي را که دريافت مي?کند ممکن است براي هميشه در خود نگه دارد. اطلاعاتي که در آن به طور ضعيف سازماندهي شده باشند يا نتوانيم نشانه?هاي آن‌ها را بازيابي کنيم از دست خواهد رفت (ابوالمعالي، زيرچاپ).
وقتي به يک محرک نگاه کرده و اطلاعات ديداري را دريافت مي?کنيم اثر حسي آن پيوسته و سيال به نظر مي?رسد. اما واقعيت اين است که اثر حسي مجموعه?اي از تثبيت?هاي چشمي است که تحت عنوان حرکات سريع چشم هنگامي است که روي نقاط متفاوت متمرکز مي?شويم خوانده مي?شود. اين حرکات در هر ثانيه تقريبا چهار بار از يک نقطه به نقطه ديگر مي?جهند. اما احساس?هاي ديداري به دليل وجود حافظه حسي پيوسته يا مداوم به نظر مي?رسند. حافظه حسي نوعي حافظه يا مرحله?اي از حافظه است که در اثر يک محرک به وجود ميايد. اگرچه حافظه حسي اثر حسي يا رد حسي را براي مدت کوتاهي نگه ?مي?دارد آنقدر طول مي?کشد که بتواند مجموعه?اي از ادراک?هاي مشاهده شده را بهم مربوط کند. اگر حروف به مدت کوتاهي روي صفحه ظاهر شود مثلا براي0.1 ثانيه توانايي براي يادآوري آن‌ها تنها بر اساس حافظه حسي انجام خواهد گرفت. يعني حافظه تنها روي تثبيت چشمي بنا خواهد شد و رد تصويري زودتر از يک ثانيه از بين خواهد رفت (برک، 2007؛سيدمحمدي، 1387).
يک قرن پيش روان‌شناس ويليام مک دوگال طي پژوهشي دريافت که يادآوري?ها احتمالا به نحوه رمزگذاري بستگي دارد. جرج اسپرلينگ با ايجاد تغيير در روش آزمايش مک دوگال نشان داد که بين آنچه افراد مي?بينند و آنچه گزارش مي?دهند تفاوت وجود دارد. مک دوگال از روش گزارش کلي و روش گزارش بخشي استفاده مي?کرد. اسپرلينگ دريافت که با سپري شدن يک ثانيه کامل رد حافظه?اي به طور کامل از بين خواهد رفت (ابوالمعالي، زيرچاپ).
روان‌شناسان معتقدند که براي هر حس ثبت?کننده حس جداگانه?اي وجود دارد که در نظريه بدلي و هيچ به طور کامل‌تر بدان اشاره خواهيم کرد. بازنمايي?هاي ذهني محرک?هاي ديداري تصوير خوانده مي?شود. زماني که ثبت کننده حسي تصاوير را نگه?مي?دارد از حافظه تصويري سخن مي?گوييم. حافظه تصويري عبارت از حافظه عکس‌برداري دقيق. افرادي که توانايي ديدن دارند و محرک?هاي ديداري را به طور ذهني بازنمايي مي?کنند حافظه تصويري دارند اما اين حافظه محدود است. بازنمايي?هاي ذهني محرک?هاي ديداري در طول زمان يعني آنچه را که اغلب حافظه تصويري مي?ناميم از نظر فني ابقاي حافظه ديداري در طول چندين دقيقه خوانده مي?شود. اگرچه همه افرادي که مي?بينيد حافظه عکس‌برداري(تصويري) دارند تنها تعداد کمي از آن‌ها تصوير ذهني روشن دارند (ابوالمعالي، زيرچاپ).
در مدل اتکينسون و شيفرين يک مدل واسط کمي وجود داشت که در آن فرايندهاي کنترلي مانند تمرين را توضيح مي?دهد. مدل واسط تنها روشي براي مدل سازي فرايند تمرين است. آن‌ها بين دو جنبه فرايندهاي کنترلي در انباره کوتاه?مدت تفاوت قايل مي?شوند. تمرين که اطلاعات را در حافظه کوتاه?مدت نگه مي?دارد و رمزگذاري که آن‌ها را در حافظه بلندمدت ذخيره مي?کند. آن‌ها معتقدند که يک فرايند تمريني خالص درنهايت منجر به ذخيره مقداري اطلاعات در حافظه بلندمدت خواهد شد و در رمزگذاري خالص نيز مقداري اطلاعات در حافظه کوتاه?مدت در نظر گرفته مي?شود. کارکرد عمده تمرين نگه?دارنده حفظ اطلاعات در يک حالت به سهولت در دسترس و تمرين بسط يابنده ذخيره اطلاعات در حافظه بلندمدت است (ديباييان، 1386).
شايد مهمترين دستاورد در اين مدل تفکيک حافظه?ها و فريندهاي کنترلي همچون تمرين رمزگذاري و راهبرد بازيابي باشد اما از آن مهمتر مفهوم فرايندهاي کنترلي و چگونگي ارتباط آن با ذخيره‌سازي و بازيابي اطلاعات است به گونه?اي که اين مدل قادر اثرات ناشي از سطوح پردازش را توضيح دهد. با کمک اين دانش در خصوص بازسازي حافظه و بازيابي موثر خاطرات مي?توان در کار با افراد افسرده جهت پردازش بهتر و موثرتر وقايع رنج‌آور گذشته و گذر از خطاهاي شناختي اين افراد در جهت کاهش عود علايم افسردگي گام برداشت. از آن‌جا که در مرور ذهني و تمرين?ها به نوعي پردازش معنايي صورت مي?گيرد و اين پردازش از گفتار دروني بهتر و موثرتر صورت مي پذيرد مي?توان بر گفتار دروني افراد و بازسازي آن‌ها نيز متمرکز شد. گفتار دروني موجب آگاهي ما از تجارب?مان مي?شود. وقتي با خودمان حرف مي?زنيم اطلاعات مربوط به تجارب ذهني فعلي?مان را همچون هيجان?ها، افکار، نگرش?ها، انگيزه?ها و احساس?هاي بدني و ساير ويژگي‌هاي شخصيتي مثل رفتار ، ظاهر و صفات خود را شناسايي و پردازش مي?کنيم (مورين139؛ حميدپور، 1386).

مدل بدلي و هيچ
مدل بدلي و هيچ در مدل خود نوع رمزگذاري را بر حسب دو مسير ديداري و شنيداري مطرح مي?کنند. بر آن اساس حافظه تصويري حرکت در مسير ديداري را آسان مي?سازد. حرکات سريع چشم به هنگام تثبيت روي نقاط مختلف تقريبا چهار بار در

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره حافظه فعال، پردازش اطلاعات، انواع حافظه Next Entries مقاله رایگان درباره حافظه فعال، پردازش اطلاعات