مقاله رایگان درباره پردازش اطلاعات، انتقال اطلاعات، شناخت انسان

دانلود پایان نامه ارشد

فرايندهاي شناختي و نقش آن‌ها در تداوم حالت?هاي هيجاني منفي منفي بوده است (کلارک12؛حميدپور، 1388).
اخيرا نظريه پردازش اطلاعات به عنوان تبييني براي افسردگي و ترس مطرح شده است. مطابق با اين نظريه اطلاعات و داده?هاي شناختي و هيجاني در باره خود و جهان پيرامون دريافت، سازماندهي و پردازش مي?شوند. طي دهه 1970-1980 در حوزه روان?شناختي رويکرد جديد پردازش اطلاعات بر روي شکل?گيري تفکر متمرکز شد. روان?شناسان دريافتند امکان دارد ذهن انسان را نيز به صورت سيستم دستکاري?کننده نماد درنظر? گرفت که اطلاعات از طريق آن جريان مي?يابند. داده?ها از زماني که از طريق حواس به شکل درون‌داد دريافت مي?شوند تا زماني که در برون?داد به شکل رفتار نمايش يابند، به طور فعال رمزگرداني شده و تغيير مي?يابند و سازماندهي مي?شوند. در اين رويکرد افراد به صورت موجودات فعال و معقول درنظر?گرفته مي?شوند و فرايندهاي تفکر همچون ادراک، توجه، حافظه، راهبردهاي برنامه?ريزي، طبقه?بندي اطلاعات و درک?کردن قطعات کتبي و شفاهي مورد بررسي قرار مي?گيرد. اين رويکرد درباره نحوه حل مسايل شناختي کودکان تا بزرگسالي توجيهات دقيقي ارائه مي?کند (برک13، 2007؛ سيدمحمدي، 1387).
طبق اين نظريه طرحواره?ها واحدهاي اطلاعاتي هستند که ذخيره مي?شوند و قادرند در برخي شرايط در آينده تحت شرايط مناسب فعال شوند. اطلاعات سازماندهي شده در طرحواره?ها جاي مي?گيرند، طرحواره پيکره انبار شده از دانش اساسي هستند و در تعامل با اطلاعات جديد به درک و فهم محيط، تصميم?گيري و حل مساله کمک مي?کنند و روي بازيابي اطلاعات اثر مي?گذارند. حافظه و ابعاد آن نقش بسيار مهمي در پردازش اطلاعات ايفا مي?کنند و بيشتر اطلاعات از طريق حافظه تداعي و يادآوري مي?شوند (جيمز14، ريچلت15، فرستون16، بارتون17، 2007).
به عبارت ديگر، طرحواره‌ها خاطرات هستند. اين رويکرد معتقد است درمانگر بايد بخش وسيع?تري از ماهيت طرحواره را به جاي مشاهده آن تنها به عنوان شناخت بررسي کند، درمانگران بايد به نمايندگي آن‌ها را به عنوان ذخاير حواس چندگانه مورد مشاهده قرار دهند. به اين ترتيب، طرحواره مي?تواند به اندازه کافي به شرح و تشريح تجارب گذشته که متشکل از شناخت حسي و ويژگي?هاي حسي (بويايي،لامسه،چشايي و غيره) هستند، بپردازد. هر دو اين ويژگي?ها در يک واحد منسجم ذخيره و بازيابي مي?شوند. از اين رو، زماني که برخي نشانه?هاي افسردگي همراه با ارزيابي شناختي مي?شود يکي از اين دو يعني نوع ذخيره و بازيايي تجربه افسردگي بيمار را تعيين مي?کند. اگر چنين ويژگي?هايي را دربرداشت نياز به حضور درمانگران جهت ارزيابي مناسب و به موقع با هدف مداخله مناسب و ارايه استراتژي?هاي ضروري است(جيمز، ريچلت، فرستون، بارتون، 2007).
روان‌شناسان شناختي جديد همچون اندرسون18، (1995) معتقدند شناخت به جريان توجه، ذخيره‌سازي و بازيابي اطلاعات از حافظه گفته مي‌شود و اين شناخت توسط فرآيندهاي عالي ذهن كنترل مي‌شود. فرايندهاي عالي کنترل?کننده به عنوان مهارت‌هاي فراشناخت تلقي مي‌گردند و در ارزيابي، بازبيني يا کنترل شناخت نقش مهمي ايفا مي?کنند (برک، 2007؛ سيدمحمدي، 1387).
در توضيح پردازش اطلاعات کارکرد حافظه مورد توجه قرار مي‌گيرد. در تببين کارکرد حافظه الگوهاي متعددي همچون الگوي انبار حافظه چندگانه19، مدل حافظه?کاري20، مدل سطوح پردازش، مدل اريکسون21 و کينچ22، مدل نورمن23 و شاليس24، تبيين نويني از مدل حافظه کاري، نظريه برانگيختگي گسترده25، ACT وغيره مطرح شده است.
مدل بدلي26 و هيچ27 مدلي براي توضيح حافظه کوتاه?مدت28 است. بر اساس اين الگو حافظه کاري يک کنترل‌کننده توجهي29 يا مجري مرکزي30 است که تعدادي از سيستم‌ها را بررسي و هماهنگ مي?کند. بدلي و هيچ براي اشاره به قطعه‌اي از حافظه که هنگام کار روي يک مطلب مورد استفاده قرار مي‌گيرد از واژه حافظه‌کاري استفاده کردند. مطابق اين الگو دو انبار ديداري و شنيداري به طور جداگانه به پردازش اطلاعات ديداري و شنيداري کمک مي‌کند. مجري مرکزي به عنوان مرکز توجه عمل کرده و دو سيستم درگير يعني حلقه واج?شناسي31 يا مسير طرح فضايي-ديداري32 را به وجود مي‌آورد (ابوالمعالي به نقل از فلنگان و کاردول،2004؛ زيرچاپ).
حلقه واج‌شناختي با اطلاعات مبتني بر گفتار و مسير طرح فضايي-ديداري با اطلاعات مبتني بر ديدن سروکار دارد. هر يک از اين دو مسير خود به قسمت?هاي مجزا جهت پردازش اطلاعات تقسيم مي‌شوند. حلقه واج‌شناسي به دوقسمت انبار فنولوژيکي33 (لغات شنيده شده را در خود ذخيره مي‌کند و گوش دروني34 است) و فرايند تلفظي35( لغات شنيده يا ديده شده را به کار مي‌گيرد و مشابه صداي دروني است) تقسيم شده است. مسير فضايي-ديداري نيز شامل مسير ديداري(چيزهايي که مشابه به نظر مي?رسند) و مسير فضايي(ارتباط ميان چيزها را مطرح مي‌کند)، است (ابوالمعالي به نقل ازاستيلز 2005، زيرچاپ).
شيفرين در مدل?سازي حافظه36 و شناخت انساني سهم مهمي دارد و عرصه هاي ادراک، توجه و يادگيري، مطالعات بسياري انجام داده است. وي مدل پيشنهادي خود را براي حافظه با همکاري ريچارد اتکينسون37به نام مدل دو انباره?اي38 ارايه داد. اين مدل به تمايز ميان انباره کوتاه?مدت موقتي39 و انباره دايمي?تر بلندمدت40 اشاره مي?کند. فرض اساسي در اين مدل مطرح مي?سازد که ذخيره?سازي اطلاعات در حافظه بلندمدت توسط پردازش اطلاعات در حافظه کوتاه?مدت مشخص مي?شود. در اين مدل جستجوي حافظه در دو انباره کوتاه?مدت و بلندمدت جدا از يکديگر صورت مي?گيرد و بازيابي41 حافظه بلندمدت بر اساس شباهت با قراين و نشانه?ها است. شيفرين اشاره مي?کند که علت فراموشي از بين رفتن حافظه نيست بلکه بازيابي دچار مشکل شده است و تمامي خاطرات از طريق بهترين قراين و جستجوي بسيار گسترده قابل بازيابي است. بر اين اساس شيفرين با کمک راييج ميکرز42 و بر اساس نظريه دو انباره?اي مدل ديگري به نام جستجو در حافظه ارتباطي43 طراحي کرد. در اين مدل راهبردهايي که توسط آن قراين با يکديگر ترکيب و فرايند بازيابي شکل مي?گيرد را نشان مي?دهد. حافظه ارتباطي مدل استانداردي براي ياداوري است و شيفرين و گيلوند44 اين مدل را به بازشناسي گسترش دادند. شيفرين اشاره مي?کند که يادآوري به صورت جستجوي نظام?مند براي يافتن قراين خاص است که برخي اوقات نتايج مطلوب به بار مي‌آورد در حالي که بازشناسي نوعي قضاوت در مورد يک احساس عمومي از آشنايي است و در ادامه اشاره مي?کند که در مدل حافظه ارتباطي اين دو باهم مرتبط هستند ولي از نظر تکاليف و فرايندهايي که با آن‌ها در ارتباط است متفاوتند. شيفرين و همکاران خود طي مطالعاتي بر روي حافظه دريافتند که تجارب نه تنها باعث شدت يافتن بلکه تفکيک بازنمايي آيتم?هاي حافظه مي?شود. مدل جديد بازيابي موثر از حافظه45 نام گرفت. در اين مدل بازيابي بهينه از حافظه و تصميم گيري?هاي مناسب در شرايط بحراني و همچنين اصول ذخيره?سازي مورد بحث و بررسي قرار گرفت. اين اصول راهکارهايي را اشاره مي?کند که بر اساس آن تجارب رويدادي با رشد درهم‌آميخته و در نهايت دانش بافتاري پايدار را شکل مي?دهد. همچنين وي در مطالعات بعدي خود به مدل سازي پديده حافظه ضمني46 اشاره مي?کند(ديباييان، 1386).
اتکينسون و شيفرين در سال 1968 مدل پيشنهادي خود براي حافظه را ارائه دادند. طبق اين مدل آن‌ها ساختار حافظه را شامل سه انباره حسي، کوتاه?مدت، بلندمدت درنظر گرفتند. در اين مدل فرض بر اين است که ابتدا اطلاعات از طريق انواع گوناگون گيرنده?ها و اندام?هاي حسي وارد انباره حسي مي?شود که زمان ماندگاري اطلاعات در حافظه بينايي(تصويري) کمتر از حافظه شنوايي(صوتي) است. در زمان انتقال اطلاعات از حافظه حسي به حافظه کوتاه?مدت قسمت اعظم اطلاعات از ميان مي?رود. در اغلب موارد اين اطلاعات به صورت کلامي يا تصويرسازي رمزگذاري مي?شوند و به حافظه بلندمدت ذخيره مي?شود ?که ماندگاري اطلاعات در آن طولاني و تقريبا تا پايان عمر است.
از سوي ديگر اندرسون در الگوي کامپيوتريACT زوج?هاي عمل- شرط47(اگر—— پس) را معرفي مي‌كند که بي‌شباهت به خطاي شناختي در بيماران افسرده نيست. بر اساس اين الگو در پردازش خودکار فعال‌ترين طرحواره از حافظه بلندمدت بازيابي شده،کنترل و نظارت را در دست مي‌گيرد و در جهت تاييد اين طرحواره درون‌دادها به برون‌داد تبديل مي‌شوند(پدسکي48،1995؛ قاسم?زاده،1386).
براساس رويکرد درماني مبتني بر پردازش اطلاعات49 خاطرات درباره وقايع گذشته مجدد تداعي مي‌شود و فرد به طور مستقيم با تعارضات و باورهاي ناسازگار خود مواجه مي‌گردد و پردازش خودکار در اين فرايند به پردازش کنترل شده تبديل مي‌شود. رسيچ50 و شانيک51 در سال 2002 با توجه به رويکرد پردازش اطلاعات به روش‌هاي زير به منظور درمان علايم افسردگي در بيماران افسرده اطلاعات اشاره کردند.
1. مرور خاطرات و آموزش تداعي معنايي احساسات و ثبت آن‌ها از طريق داستان گويي.
2. کمک به مراجعين در جهت شناسايي پردازش خودکار اطلاعات و تاثير بر حالات هيجاني.
3. راهکارهاي تغيير باور‌ها از طريق تمرکز بر توانايي حل مساله.
4. ثبت افکار و احساسات در برگه A-B-C اليس.
در اين پژوهش با توجه به راهكارهاي مطرح شده توسط رسيچ و شانيك و نقش?كنترل?كننده حافظه كوتاه?مدت به عنوان مجري مركزي و نقش توجه آگاهانه پژوهشگر تلاش خواهد كرد که جهت کاهش علايم افسردگي در بيماران افسرده از روش درماني شناختي مبتني بر پردازش اطلاعات (IPT) و الگوهاي حافظه مرتبط با آن‌ها (الگوي ACT و الگوي بدلي و هيچ) استفاده كنند. لذا پژوهشگر درصدد است به اين سئوال پاسخ دهد که آيا به کارگيري روش درمان مبتني بر اطلاعات منجر به کاهش علايم افسردگي مي‌شود؟

3-1) ضرورت و اهميت پژوهش

در اين پژوهش از آن‌جا که بيماري افسردگي يکي از شايعترين بيماري?هاي رواني است و ابعاد گوناگون فردي، اجتماعي، اقتصادي را در برمي‌گيرد و عوامل متعددي مي‌تواند در ايجاد و عود مجدد آن پس از درمان نقش داشته باشد، با نگاهي جديد به ارزيابي عوامل موثر و زيربنايي ايجاد اين اختلال پرداخته خواهد شد که در صورت دستيابي به آن عوامل بتوانيم به درمان و رفع مشکل پرداخته و يا در جهت پيشگيري از عود مجدد اين بيماري در زمان مناسب اقدام‌هاي لازم را انجام دهيم. ريشه تحولي باور‌هاي ناسازگار در تجارب ناگوار دوران کودکي پنهان است. باورهايي که زودتر پديد مي‌آيند و معمولا قويترين هستند، از خانواده‌هاي هسته‌اي نشات مي‌گيرند. تا حد زيادي پويايي‌هاي خانواده، بازتاب دقيق پويايي‌هاي جهان ذهني کودک هستند. زماني?که در موقعيت‌هاي از زندگي بزرگسالي بيماران، طرحواره‌هاي ناسازگار اوليه فعال مي‌شوند، معمولا خاطره‌اي هيجان‌انگيز از دوران کودکي يادآوري و تجربه مي?شود. خاطرات توام با هيجان مرتبط از حافظه درازمدت بازيابي مي?شود و در شکل‌گيري باورها نقش بازي مي‌کنند. با اين حال، باور‌هايي که بعدا در سير تحول شکل مي‌گيرند زياد عميق و نيرومند نيستند (يانگ52،کلوسکو53، ويشار54،1950؛ حميدپور، اندوز، 1388).
به نظر مي?رسد بخشي از علايم و بازگشت مجدد افسردگي به علت مرور باورهاي منفي و خاطرات و هيجان?هاي ناگوار قبلي باشد که درمانگر مي‌تواند پس از فعال‌سازي و شناسايي خاطرات، از تمام فنون و تکنيک?هاي فراحافظه و پردازش اطلاعات جهت درمان استفاده کند. به طور کلي تحقيقاتي كه در حوزه روان‌شناسي و علوم تربيتي صورت مي‌گيرد از دو جهت شناخت و درمان بيماري، اهميت جهت امور پژوهشي حايز اهميت است. در راستاي تلاش‌ها و پژوهش‌هاي دامنه‌دار و گسترده‌اي كه در آسيب‌شناسي رواني افسردگي با توجه به نظريه?ها و رويکردهاي مختلف درماني از جمله طرحواره درماني به عمل آمده است و ويژگي‌هاي شخصيتي در افراد افسرده مورد بررسي قرارگرفته و به کاهش علايم افسردگي در بيماران افسرده پرداخته است ولي هيچ يك از اين درمان?ها به طور متمرکز بر بازسازي حافظه در اين بيماران به شکل خا

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره سلامت روان، پردازش اطلاعات، بهداشت روان Next Entries مقاله رایگان درباره پردازش اطلاعات، تحت درمان، افراد مبتلا