مقاله رایگان درباره نهج البلاغه، نماز جماعت

دانلود پایان نامه ارشد

استفاده از آنهاست. آيا ميتوان در جايي که سخن پيامبر اکرم( به صورت نص وجود دارد، سخن ايشان را رها کرد و به اجتهاد عمر عمل نمود؟!
روايت کردهاند که “مردي شامي از فرزند عمر عبدالله ابن عمر درباره متعه حج سؤال کرد؟عمر پاسخ داد: متعه حلال است. مرد شامي به عبدالله گفت: پدرت آن را ممنوع کرده است. عبد الله جواب داد: به من بگو اگر پدرم از يک چيزي نهي کرد، ولي رسول خدا آن را انجام داد، آيا بايد سنت پيامبر را انجام داد يا حرف پدرم را اطاعت کرد؟!”340
در فصل روش شناسي قوشچي بيشتر در اين باره بحث شد.
ح. عمر در تعيين خليفه پس از خود با رسول خدا( مخالفت کرد، زيرا بنابر نظر اهل سنت پيامبر خدا( تعيين خليفه خود را به مردم واگذار کرد، ولي عمر اين کار را ننمود و اختيار خليفه را به شوراي شش نفره واگذار کرد.هم چنان که با اين کار خود با ابوبکر نيز مخالفت کرد، زيرا ابوبکر فرد خاصي را براي پس از خود مشخص کرد.
3-3-2-2-4. پاسخ قوشچي:
اين عمل عمر، مخالفت با رسول خدا به شمار نميآيد، همان گونه که تعيين ابوبکر فرد خاصي را مخالفت با رسول اکرم( به شمار نيامد341.
4-3-2-2-4. رد پاسخ قوشچي:
پاسخ اين شبهه پيش از اين در مطاعن ابوبکر گذشت342.
4-2-2-4. ترديد عمر در وفات پيامبر اکرم(
هنگامي که رسول اکرم( رحلت کردند، عمر شک کرد و گفت: “سوگند به خدا که محمد( نمرده است، بلکه او غيبت کرده است”. زماني که ابوبکر به وسيله آيه “إنَّکَ مَيِّتٌ و إنّهُم مَيِّتُونَ”343 متوجه اشتباه خود ساخت، عمر گفت: گويي تا اکنون اين آيه را نشنيده بودم. اکنون به وفات رسول خدا( يقين کردم.
1-4-2-2-4. پاسخ قوشچي:
1.عمر به سبب شدت مصيبت وارده بر او در اثر وفات پيامبر اکرم( حالت طبيعي و عادي خود را از دست داده بود. اين حالت، حالتي است که ذهن انسان مضطرب مي‌شود و از بسياري از واضحات غافل ميگردد و يا فراموش ميکند، همان طور که درباره برخي از اصحاب گفته شده است که هنگام رحلت رسول خدا( جنون بر آنها عارض شد و برخي نابينا شدند و بعضي ديگر لال شدند و برخي در به در و سرگردان گشتند و برخي نيز قدرت سر پا ايستادن نداشتند. لذا فراموش کردن عمر آيه اي را که بر مرگ همه، از جمله رسول خدا دلالت دارد دليل بر جهالت وي نسبت به قرآن نميشود. اين سخن وي که گفت “گويي اين آيه را نشنيده بودم” دلالت بر اين دارد که اين آيه را شنيده بود، ولي فراموش کرده بود.
2.احتمال هم دارد که عمر از آيات “اوست خدايي که رسول خود را با دين حق به هدايت خلق فرستاد تا بر همه اديان عالم تسلط و برتري دهد، هرچند مشرکان ناراضي باشند”344و “خدا به کساني که از شما ايمان آورند و نيکوکار گردند، وعده داده است که در زمين خلافت دهد …و آنها را بر همه اديان مسلط سازد…”345
اين گونه برداشت کرده است که تا زمان ظهور کامل دين و بر قراري حکومت جهاني اسلام زنده خواهد ماند.
2-4-2-2-4. رد پاسخ قوشچي:
اين که عمر به علت شدت مصيبت حالت طبيعي خو را ازدست داده بود، صحيح نيست، زيرا آثار مصيبت در او ديده نشد؛ بلکه خلاف آن در او ظاهر گشت، زيرا ترک رسول خدا( و حضور در سقيفه خلاف اين مدعا را اثبات مي‌کند. کسي که مصيبت زده است وعزيز خود را از دست داده است، از کنار او بلند نميشود و او را رها نميکند. اگر واقعا عمر حالت طبيعي خود را از دست داده بود و حواس ظاهرياش درست کار نمي‌کرد، چگونه درباره خلافت در سقيفه اظهار نظر مي‌کرد؟!
اگر شدت مصيبت باعث شده بود که از درک واضحات عاجز باشد، چگونه مي‌توانست انواع حيلهها را براي به کرسي نشاندن خليفه مورد نظر به کار بگيرد؟!
اگر انکار مرگ رسول خدا( به خاطر وعدههايي بود که خداوند به صالحان داده است که آنها را در کل زمين خليفه گرداند، اين ادعا با حرف عمر که در جواب ابوبکر گفت: “گويي اين آيه را نشنيده بودم”مناسب نيست، زيرا در اين فرض بايد ميگفت: اکنون زمان مرگ رسول خدا( فرا نرسيده است، چون هنوز وعده خداوند محقق نشده است نه اين که اصل مرگ رسول خدا را منکر شود و با يادآوري ابوبکر به مرگ رسول خدا اعتراف نمايد.
5-2-2-4. پاره کردن نامه ابوبکر:
عمر، نامهاي را که ابوبکر براي بازگرداندن فدک به فاطمه زهرا( نوشته بود، پاره کرد و ابوبکر را به خاطر اين عملش سرزنش کرد.
1-5-2-2-4. پاسخ قوشچي:
اين خبر صحيح نيست و هيچ يک از راويان موثق اين خبر را روايت نکرده اند346.
2-5-2-2-4. رد پاسخ:
اين جريان را سبط ابن جوزي نقل کرده است، همان طور که در سيره حلبيه ج3، ص391 نيز موجود است347.
3-2-4. مطاعن عثمان:
برخي از مطاعن عثمان که محقق طوسي به آنها اشاره کرده است؛ عبارتند از:
1-3-2-4. انتصاب بسياري از افراد فاسق و نالايق در مسؤليت‌هاي مهم (فساد سياسي)
عثمان، بسياري از بني اميه را که فاسد و اهل خيانت بودند به سمتهاي مختلف منصوب کرد. براي مثال وليد بن عتبه را والي کوفه قرار داد، در حالي که او شارب خمر بود و درحالي که مست بود، براي مسلمانان نماز جماعت اقامه کرد. بعد از وليد، سعيد بن عاص را حاکم کوفه قرار داد. مردم کوفه او را به سبب اعمال زشتش از کوفه اخراج کردند. عبد الله بن ابي سرح را والي مصر کرد. مردم مصر به خاطر سوء مديريت او، شکايت کردند. حکومت شام را به معاويه سپرد و در زمان او فتنههاي بزرگي رخ داد.
1-1-3-2-4. پاسخ قوشچي:
قوشچي ميگويد: “عمر در انتخاب استانداران خود به ظاهر آنها نگاه ميکرد و از باطن آنها خبر نداشت و اين افراد ظاهر الصلاح بودند و تا زماني که فسق آنها آشکار نميشد، بر سر منصب خود بودند، ولي هنگام ظهور فسقشان آنها را عزل ميکرد. معاويه در زمان عمر حاکم مصر شد نه در زمان عثمان و فتنههاي شام نيز در زمان حضرت علي( روي داد نه در زمان عثمان”348.
2-1-3-2-4. رد پاسخ قوشچي:
بسياري از کساني که عثمان به آنها مسؤوليتهاي مهمي را به آنها داد پيش از عهده دار شدن اين مناصب به افراد فاسق و نالايق معروف بودند ثانيا؛ بسياري از اين افراد را خود مردم عزل کردند و از محل مسؤوليت شان فراري دادند و احيانا در برخي موارد نيز در اثر فشار مردم، خليفه مجبور به عزل آنان گرديد.
درست است که برخي از فتنههاي شام در زمان حضرت علي( روي داد و عمر به او منصب حکومتي داده بود، ولي عثمان او را در منصب خود ابقا کرد و از او حمايت نمود و در اثر حمايت‌هاي همه جانبه عثمان رشد کرد و قدرتمند شد. ولي حضرت علي( در آغاز خلافت خود، معاويه را عزل کرد و دستور داد، حکومت شام را رها کند و چون او سخن خليفه وقت را نپذيرفت و دست به شورش زد، حضرت به نبرد با او مبادرت نمود.
2-3-2-4. اختصاص دادن بيت المال به خويشاوندان خود (فساد مالي)
عثمان از اموال بيت المال ثروتهاي بسياري را به اهل بيت( و خويشاوندان خود ميداد به گونهاي که نقل شده است به چهار نفر از آنان چهارصد هزار دينار داد.
1-2-3-2-4. جواب قوشچي:
اين اموال بخشيده شده، از اموال بيت المال نبود، بلکه از اموال خودش بود، زيرا خود عثمان ثروت فراواني داشت و بخشش به اطرافيان عمل پسنديدهاي ميباشد349.
2-2-3-2-4. رد جواب قوشچي:
در بسياري از منابع اهل سنت تاکيد شده است که اين بخششها از بيت المال بوده است.350 در انساب بلاذري آمده است که علت اعتراض عمار به عثمان اين بود که عثمان از بيت المال به خوشاوندان خويش به ناحق مي‌بخشيد351.
در برخي از منابع اهل سنت؛ مانند الامامة و السياسة ابن قتيبه352 و نيز در العقد الفريد353 آمده است که گروهي از اصحاب رسول خدا( نامهاي به عثمان مينويسند و در آن نامه به مخالفتهايي که عثمان با سنت رسول خدا( و سنت دو خليفه قبلي کرده است؛ اشاره مي‌کنند که از جمله اين موارد فساد اقتصادي و حيف و ميل بيت المال بوده است.
3-3-2-4. بهره برداري اختصاصي از منافع عمومي
عثمان چراگاهها و منافع عمومي را قروق کرده و ملک شخصي خود قرار ميداد و حال آن که پيامبر خدا( همه مردم را در بهره برداري از اموال عمومي، مثل آب و چرا گاه مساوي قرار داده بود.
1-3-3-2-4. پاسخ قوشچي:
اولا؛ اين قروق‌ها به خاطر منافع شخصي نبود ثانيا؛ اين کار در زمان ابوبکر و عمر نيز رايج بود و فقط در زمان عثمان به خاطر گسترش قلمرو اسلامي و شوکت اسلام افزايش يافت354.
2-3-3-2-4. رد پاسخ قوشچي:
اولا؛أن چه از جواب طعن قبلي روشن شد خلاف ادعاي قوشچي را اثبات مي‌کند. ثانيا؛ رواج تصرف غير شرعي بيت المال در زمان خلافت خلفاي سابق دليل بر مشروعيت آن در زمان عثمان نميشود، بلکه اين ايراد و طعن را بر خلفاي پيشين نيز سرايت ميدهد.
شارح نهج البلاغه ابن ابي الحديد معتزلي پس از نقل برخي از مطاعن عثمان مي‌آورد:
“ما انکار نميکنيم که در زمان خلافت عثمان حوادثي روي داد که بسياري از مسلمين آن را ناپسند مي‌دانستند، ولي با وجود آن عثمان به حد فسق نرسيده بود که ريختن خونش مباح باشد و ثواب کارهاي خوبش باطل گردد، بلکه همه اينها از گناهان صغيرهاي بود که از عثمان سر زد و مورد بخشش واقع خواهند شد”355.
4-3-2-4. بدرفتاري با صحابه بزرگ
عثمان در برخورد با برخي صحابه رفتار ناشايستي از خود نشان داد. از جمله اين که موقع سوزاندن قرآنها ابن مسعود را زد و منجر به مرگ او شد و عمار را کتک زد و وي دچار فتق شد و ابوذر را زد و به ربذه تبعيد کرد.
1-4-3-2-4. پاسخ قوشچي356:
اولا؛ خبر زدن ابن مسعود، صحيح نيست.
ثانيا؛ اگر هم صحيح باشد، اين ضرب موجه بوده است، زيرا هنگامي که عثمان خواست مصاحف متعدد را جمع کند و مصحف واحدي را در بين مردم قرار دهد، مصحف ابن مسعود را نيز خواست، ولي ابن مسعود مخالفت کرد و به اين خاطر عثمان او را تاديب کرد.و علت مرگ ابن مسعود اين ضرب و تاديب نبود.
علت زدن عمار نيز به خاطر بيادبي و غلظت گفتار او با خليفه و امام مسلمين بود. به خاطر اين بي ادبي، عثمان او را تاديب کرد. و اگر هم اين تاديب منجر به هلاک او شد، گناهي بر عثمان نيست. اين اشکال به خود شيعه نيز وارد است، زيرا روايت کردهاند که حضرت علي( بسياري از مخالفين خود را به قتل رساند. اگر کشتن به خاطر جلوگيري از مفسده، جايز باشد، تاديب به طريق اولي جايز است.
علت ضرب ابوذر نيز به سبب بي ادبي او به شيخين و خليفه وقت عثمان بود. امام و خليفه، حق چنين تاديبي را دارد؛ اگر چه منجر به مرگ فرد شود.
2-4-3-2-4. رد پاسخ قوشچي:
آن چه در جواب قوشچي جلب توجه ميکند، اين است که وي اصلا به سوزاندن مصحف ابن مسعود اشاره نکرده است و از کنار آن رد شده است. هم چنين زدن عمار را هم رد نکرده است.
جريان زدن ابن مسعود در بسياري از کتب تاريخي و منابع اهل سنت؛ مانند تاريخ المدينة المنورة357 و تاريخ يعقوبي358، شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد359 و اسد الغابة360 آمده است.
منابع اهل سنت در حديث “عشره مبشره” از ابن مسعود به عنوان يکي از ده نفري که بشارت به بهشت داده شده است، ياد کرده‌اند. ابن مسعود فردي است که در جنگهاي بدر و احد و ساير غزوات پيامبر اکرم( حضور داشته است. علامه اميني احاديثي را که در منابع اهل سنت درباره منزلت ابن مسعود ذکر شده است، جمع آوري نموده است361. جاي تعجب است که با اين صحابي پيغمبر با اين همه منزلت اين گونه رفتار شود او را با کتک به دستور عثمان از مسجد بيرون بيندازند و استخوانهاي پهلويش را بشکنند و به خاطر دفن کردن ابوذر چهل ضربه شلاق به او بزنند.
از مقام و منزلت عمار در منابع اهل سنت بسيار ياد شده است. علامه اميني پانزده حديث از منابع اهل سنت در مقام ابن مسعود آورده است و شش آيه را از منابع اهل سنت نقل کرده است که شأن نزول آنها درباره ابن مسعود بوده است362.
چرا عثمان کساني؛ مانند عبيد الله بن عمر، حکم بن ابي العاص، مروان بن الحکم،وليد بن عقبه، سعيد بن عاص که افراد فاسق و سزوار تاديب بودند را تاديب نکرد، بلکه آنها را از مواهب خود بهره مند نمود.
آن چه با مطالعه رفتار عثمان حتي از منابع اهل سنت روشن مي‌شود، اين است که اين بدرفتاريها با برخي از اصحاب بزرگ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد مسئولیت بین المللی، حقوق بین الملل، جبران خسارت Next Entries پایان نامه رایگان درمورد مسئولیت بین المللی، حقوق بین الملل، حقوق داخلی