مقاله رایگان درباره مشارکت سیاسی، ریاست جمهوری، قانونگذاری

دانلود پایان نامه ارشد

نظیر پیوندهای قومی مبتنی بر خویشاوندی، خانواده، زبان، پیوندهای تاریخی و اسطوره های، اعتقادات مذهبی و سنت های ایلی و طایفه ای بر گزینش رأی دهندگان و حمایت های حربی است. در این جوامع به دلیل فقدان شکل گیری و تثبیت نهادهای مدنی جدید و تشکل های واقعی حزبی که مبتنی بر پایگاه طبقاتی و منافع و اهداف مشترک سیاسی و اقتصادی باشد و سنت های ماندگار دموکراسی پارلمانی را شکل بخشد؛ یارگیری احزاب سیاسی و برنامه های انتخاباتی با ترکیه بر شکاف های اجتماعی، قومی-مذهبی و روابط مرکز-پیرامون صورت می پذیرد.
در واقع، این احزاب به جای تکیه بر طبقه اجتماعی که تکیه گاه فعالیت های حزبی و انتخاباتی در جوامع صنعتی محسوب می شود، از الگوی هویت اجتماعی و ویژگی های قومی که نفوذ ویژه ای بر گزینش رأی دهندگان و حمایت حزبی در جوامع ماقبل سرمایه داری و در جوامع در حال گذار به دموکراسی دارد، بهره می جویند (نویس و متز، 2005: 1-14).
2-39- مدل سازی مفهومی: بسیج قومی-انتخاباتی در جوامع در حال گذار به دموکراسی
دموکراسی با حاکمیت مردم، شفافیت، مسئولیت پذیری، پاسخگویی حاکمان و نفی استبداد معنا و تعریف می شود. گذار به دموکراسی فرایندی پیچیده، چندوجهی، زمانمند، پرمخاطره و در جهان کنونی گریزناپذیر است، که در بطن خویش علاوه بر آرایش جدید نیروهای سیاسی، جابه جایی و تغییر در منابع و مراجع مشروعیت ساز را به همراه دارد. در جوامع چندقومیتی، دوران گذار به دموکراسی پر مخاطره می نماید. ” متغیر قومیت” در فقدان شکل گیری و یا ضعف نهادی و کارکردی احزاب سیاسی توسعه یافته و سنت رقابت سالم سیاسی، نهادهای مدنی و جامعه پذیری سیاسی ابزار مناسبی برای چانه زنی و رقابت های سیاسی-انتخاباتی است (مقایسه کنید با: میر محمدی، 1380: 94). در چنین فضایی، بسیج قومی با تکیه بر موضوعات خاص گرایانه و گروه گرایانه دستمایه احزاب، گروهها و نخبگان قومی و غیر قومی است (مقایسه کنید با: قاسمی سیانی، دلفروز، 1383: 23 و 24) و می تواند دو جهت متفاوت را بپیماید. گاه تحرک قومی در هم پیوندی با التهابات فراگیر سیاسی پیکارهای غیرقانونی و خشونت بار قومی را دامن زده که فارغ از محاسبه هزینه های عظیم مادی و معنوی، از هم گسیختگی اجتماعی و ملی را رقم می زند و در صورت مهار و مدیریت بحران، شکاف های اجتماعی و قومی نیز التیام خواهند یافت. در عین حال چنانچه مهار بحران با تمهیدات دقیق و درازمدت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی توأم نباشد، آتش زیر خاکستر باقی خواهد ماند.
گاه تحرکات قومی در قالب مبارزات نتخاباتی و پیکارهای قانونی محمل بر آورده شدن تقاضاهای قومی در جوامع در حال گذار می شود. در این گونه فعالیت ها، “مشارکت گروه های قومی” و در مقابل “سهم خواهی” دو روی شرکت این گروه ها در مبارزات انتخاباتی است. همچنانکه مدیریت سیاسی و توانایی دولت ها در پاسخگویی بهینه-نه لزوماً مثبت و تمام عیار-به تقاضاهای مطروحه در طول مبارزات انتخاباتی موجبات تقویت همبستگی ملی و وفاق اجتماعی را فراهم می آورد، مدیریت ضعیف سیاسی و ناتوانی دولت ها در پاسخگویی بهینه درخواست ها، موجبات منازعه قومی را مهیا خواهد ساخت.

نمودار شماره1: فرایند و پیامدهای بسیج قومی در جوامع در حال گذار به دموکراسی: مدل سازی مفهومی

2-40- تجربیات مسالمت آمیز ایران در قالب مبارزات انتخاباتی
خاتمه جنگ، افزایش مراکز دانشگاهی و تعداد دانشجویان، رشد و گسترش طبقه متوسط شهری در دوران سازندگی و تلاش های این طبقه در کسب قدرت سیاسی، تشدید توسعه ناموزون و نابرابری های منطقه ای و وجود محدودیت های فرهنگی به همراه تحولات بین المللی و فرایند گسترش ارتباطات، شرایطی را رقم زد که از اوایل دهه 1370 ه.ش توجه و تمرکز بر توده های قومی از طریق برنامه ها و شعارهای محلی –قومی آغاز شد.
در واقع ارائه طرح و برنامه های محلی-قومی برای یارگیری در میان توده های قومی از سوی نیروها و گروه هایی آغاز شده که در زمره وفاداران به نظام جمهوری اسلامی بوده و در سال های انقلاب و جنگ تحمیلی در صحنه های مختلف انقلاب و جنگ حضور فعالانه داشتند.
طرح محدود برنامه ها و شعارهای محلی-قومی از انتخابات مجلس چهارم یعنی از سال 1371 ه.ش آغاز شد ولی با توجه به اینکه این نخبگان هنوز پایگاه اجتماعی گسترده ای در بین اقشار مختلف جامعه پیدا نکرده بودند، با استقبال چندانی در این انتخابات روبرو نشد. در عین حال بستر سازی این نخبگان در طول دوران چهارساله پس از انتخابات مجلس دورۀ چهارم به همراه شرایط مساعد محلی، ملی، منطقه ای و بین المللی موجب شد که انتخابات دوره پنجم در مناطق قومی خصوصاً در شهر تبریز و تعدادی از شهرهای بلوچستان با حساسیت بیشتری پیگیری شود.
از زمان انتخابات دوره پنجم مجلس شورای اسلامی (اسفند 1374 و فروردین 1375)، در فقدان نظام حزبی کارآمد، شفاف و نهادهای قوی و نوین مدنی و در پیوند با نهادهای کهن و سنتی چون خانواده و عشیره، متغیر قومیت به عنوان یکی از متغیرهای مؤثر بر میزان مشارکت و رفتار انتخاباتی مناطق قومی پا به عرصه حیات سیاسی نهاد و با گذشت زمان بر گستره و نفوذ آن افزوده شد و در ادامه، در انتخابات مجلس ششم و هفتم، طیف قابل توجهی از جناح اصلاح طلب در مناطق قومی، پیگیری مطالبات محلی-قومی را در سر لوحه برنامه های خود قرار دارند.
در پاسخ به این سؤال که چرا کاندیداهای قوه قانونگذاری در مبارزات انتخاباتی زودتر از کاندیداهای ریاست جمهوری به بهره گیری از متغیر قومیت در تأثیرگذاری بر رفتار انتخاباتی شرکت کنندگان مبادرت ورزیدند، باید به کارکرد دو وجهی عنصر نمایندگی نمایندگان مجلس اشاره کرد که هم “نمایندگی آحاد ملت” و هم”نمایندگی حوزه انتخابیه” را برعهده دارند. در قانون اساسی ایران فقط بر وظایف قانونگذاری و نظارتی نمایندگان تصریح شده؛ اما از روح کلی حاکم بر قانون اساسی و سوگند نمایندگان می توان وظیفه نمایندگی برگزیدگان ملت را نیز استنباط کرد. همچنین آیین نامه داخلی مجلس، حضور نمایندگان در حوزه های انتخابیه و اینکه مجلس به خانه ملت معروف شده است، به نوعی حاکی از ارتباط نزدیک مردم و نمایندگان می باشد. به بیان دیگر نمایندگان باید در حل مشکلات به مردم یاری رسانند.
به دلیل آنکه احزاب سیاسی در ایران توسعه نیافته اند و نظام انتخاباتی به ویژه در شهرهای کوچک مشوق افراد است تا به صورت مستقل داوطلب نمایندگی شوند، موضوع ارائه خدمات به حوزه انتخابیه اهمیت زیادی می یابد. وعده و عیدهای داوطلبان نمایندگی در زمان انتخابات حاکی از اهمیت این امر در انتخاب شدن و تداوم فعالیت نمایندگی در دوره های بعد است. (سعید، نوری نیا، محمد علی پور، 1383: 7). به جز انتخابات قوه قانونگذاری، در انتخابات ریاست جمهوری، نیم نگاه ظریف به کثرت گرایی فرهنگی و تقاضاهای قومی از هفتمین دورۀ انتخابات ریاست جمهوری و به ویژه در برنامه های آقای خاتمی آغاز گردید و کم و بیش به شکل محدودتری در دوره هشتم دنبال شد، اگرچه سرخوردگی های ناشی از عدم تحقق انتظارات ایجاد شده، زمینه بی اعتمادی و کاهش مشارکت در دوره هشتم ریاست جمهوری را در این مناطق فراهم کرد. در دیگر انتخابات عمومی در سطح کشور یعنی انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، یارگیری قومی در مناطق مرزی در پیکارهای انتخاباتی صورت گسترده ای یافت. در اسفند 1381 در دومین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، به رغم کاهش مشارکت عمومی در سطح کشور، در سه استان سیستان و بلوچستان، گلستان و کردستان سطح مشارکت 7/18 درصد بیشتر از مشارکت در سطح ملی ارزیابی شد. همچنانکه در برخی از شهذهای استان خوزستان نیز کاندیداها با گرایشات قومی توانستند حائز اکثریت آرا شوند و به شوراهای اسلامی شهر و روستا راه یابند (مقایسه کنید با: حسین زاده، 1382: 3).
2-41- مشارکت سیاسی اقوام در ایران؛ بررسی رویکردها
بررسی و درک جایگاه و وضعیت اقوام در فرایند مبارزات انتخاباتی و در یارگیری نیروها و احزاب سیاسی در ایران و از جمله نهمین دورۀ انتخابات ریاست جمهوری در بهار 1384، جز در پرتو فهم رویکردهای مختلف نسبت به مشارکت سیاسی اقوام در جامعه سیاسی ایران امکان پذیر نیست.
علت انتخاب مفهوم مشارکت سیاسی به عنوان مفهوم کلیدی این قسمت، این است که در گونه شناسی انواع مشارکت ها، پذیرش مشارکت سیاسی به عنوان مهم ترین و بنیانی ترین الگو و نحوه مشارکت، در بطن خویش پذیرش دیگر انواع مشارکت در سطوح فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را به دنبال دارد. با چنین برداشتی، سه رویکرد عمده مونولوگیست ها، دیالوگیست ها و اپورتونیست ها با زیر مجموعه های مربوطه در خصوص نحوه مشارکت سیاسی اقوام در جامعه ایران قابل شناسایی است که به شرح هر یک خواهیم پرداخت:
1-مونولوگیست ها یا منتقدان به تک صدایی در جامعه سیاسی-فرهنگی ایران با هر گرایش و خط مشی فکری و یا جهت گیری اجرایی-حکومتی و به ظاهر متضاد در طول تاریخ معاصر ایران، پیرو مکتب واحدی اند و آن حدف، به حاشیه رانی، استحاله، نفی و انکار دیگر گروه هاست.
” ایران گرایان افراطی” با گرایشات رومانتیک، نوستالژیک، باستان گرا و ” قوم گرایان افراطی” در نقطه مقابل، با انکار همه پیشینۀ مشترک تاریخی و همدلی و همزیستی برادرانه و کاشتن بذر تنفر قومی. همچنین ” افراطیون مذهبی” با هیچ انگاری همۀ هویت ها و تلاش های پیشینی و پسینی قبل و بعد از ظهور اسلام توسط ایرانیان و تمرکز بیش از حد بر مذهب خاص (شیعه و سنی) و غفلت از دیگر مؤلفه های هویت م لی و نیز هویت دیگر ایرانیان و از جمله شهروندان غیر مسلمان مسیحی، کلیمی و زرتشتی و در نهایت “حاملان گرایشات غیر علمی و شبه علمی” که در قالب پژوهش های به ظاهر علمی با انکار هویت ملی و یا دیگر هویت های قومی، از منظر غیریت، ناخواسته به هویت خواهی های قومی و یا تقابل میان هویت ملی و قومی دامن می زنند در این زمره اند.
2-دیالوگیست ها، منتقدان به چند صدایی، تکثر و تنوع فرهنگی-سیاسی در جامعه ایران هستند که به تعامل، تفاهم و گفت و گو میان همۀ نیروهای اجتماعی-فرهنگی و قومی باور دارند.
در میان دیالوگیست ها، “ایران گرایان پراگماتیست” با نگرش عملگرایانه، ایران را سرای همۀ کسانی که در این مملک زندگی میکنند، توطّن گزیده اند و دل در گرو این آب و خاک دارند، می دانند و در پرتو واقع بینی سیاسی و درک شرایط حساس بین المللی و منطقه ای، حقوق گروه های مختلف اجتماعی-قومی را در چارچوب موازین و قوانین داخلی به رسمیت شناخته، حذف و به حاشیه رانی هیچ گروه قومی-فرهنگی را در دستور کار نداشته و رفع تنگناها و معضلات قانونی و غیر قانونی را به نفع بقای مملکت و تمامیت ارضی کشور می بینند.
“تعامل گرایان قومی” شامل طیف وسیعی از نخبگان سیاسی-فرهنگی اقوام ایرانی هستند که در عین پایبندی به هویت ایرانی و اعتقاد به نقش تاریخی همه اقوام در حفظ و حراست از کیان این سرزمین در بزنگاه های حساس تاریخی؛ خواسته ها و مطالباتی را برای بهبود وضعیت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی گروه قومی خویش مطرح می نمایند. تعامل گرایان قومی پاسخگویی مناسب و واقعی نظام سیاسی به تقاضاهای خویش موجب افزایش مشارکت، مشروعیت، تعمیق تعاملات و نهایتاً تحکیم وحدت و همبستگی ملی و وفاق اجتماعی می دانند.
“اسلام خواهان ایران گرا” در برگیرنده تعداد قابل توجهی از نخبگان سیاسی است که تأکید بیش از حد بر عنصر مذهبی در اداره مملکت را موجب به حاشیه رانی دیگر گروه های دینی و مذهبی و به ضرر کشور می بینند. رفع محدودیت ها و موانع قانونی بر سر راه حقوق شهروندی آحاد ملت از هر دین و مذهب را در چارچوب تألیف قلوب و حقانیت مکتب شیعه و مصالح و منافع نظام ارزیابی می نمایند.
3-اپورتونیست ها (رویکردهای فرصت طلبانه و ابزارگرایانه): در میان همۀ نیروهای اجتماعی معدود افرادی نیز با دغدغه قدرت طلبی قابل شناسایی اند که مترصد بهره گیری از فرصت های بی بدیل می باشند. آنها اعتقاد واقعی به کیان ملی، باورهای مذهبی و یا حقوق اقوام نداشته و کرامت انسانی و اخلاقیات نزد

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره روی،، کادمیوم،، Kerosene Next Entries مقاله رایگان درباره استان گیلان، صومعه سرا، استان مازندران