مقاله رایگان درباره مشارکت سیاسی، جامعه شناسی، جامعه شناسی سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

انتخابات یکی از اشکال مشارکت سیاسی است (سید امامی،1388: 111). دایره المعارف علوم اجتماعی مشارکت سیاسی را عبارت از فعالیت های داوطلبانه ای دانسته است که اعضای یک جامعه برای انتخاب حکام به گونه مستقیم و غیر مستقیم، در شکل گیری سیاست های عمومی، انجام می دهند(شهبازی، 1380: 59) مایکل راش درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام رسمی سیاسی را مشارکت سیاسی می داند(راش،1377: 123) امروزه مشارکت سیاسی به عنوان مهمترین شاخص توسعه سیاسی ملّت‏ها به امری گریز ناپذیر تبدیل شده است. این امر در کشورهای جهان سوم که گذار از سنت به مدرنیته را تجربه می‏کنند به شکلی حساس‏تر خود را نشان می‏دهد. دولت‏ها نیز ناچارند برای کسب مشروعیت به مشارکت سیاسی تن در دهند. از طرف دیگر میزان بالای مشارکت سیاسی مردم در زمینه تصمیمات و خط مشی‏های سیاسی بر فرهنگ توسعه یافته و توسعه یافتگی فرهنگ سیاسی آن جامعه دلالت دارد. از منظر دینی، مشارکت سیاسی فعّال و حسّاسیت نسبت به سرنوشت خود و جامعه، نه تنها یک حق، بلکه یک تکلیف حتمی و ضروری و ارزشی مطلوب برای عموم جامعه است (كاوياني راد، 1386: 485) مشارکت سیاسی به فعالیت هایی گفته می شود که شهروندان به طور مستقیم یا غیر مستقیم و در اندازه های مختلف برای تأثیرگذاری بر گزینش اعضای دولت و حکومت یا برنامه ها و فعالیت های آنان انجام می دهند. یا به هر عمل که با انگیزه سیاسی، تلاش برای یک مقام دولتی، شرکت در راهپیمایی، اعتراض خشونت آمیز و امثال اینها مشارکت سیاسی گفته می شود. مشارکت سیاسی ابزاری برای کسب مزیتهای سیاسی است(پرچمی، 1386: 39). مهمترین ویژگی کنش سیاسی در جوامع مدرن شامل هنجارمندی آن می باشد و این هنجار مندی در قالب انتخابات تبلور می یابد(مقیمی،1391: 12) كانون محوري مقوله انتخابات بر مشاركت سياسي نهاده شده است. مفهوم مشاركت سياسي، درگيري فرد در سطوح مختلف فعاليت در نظام سياسي از عدم درگيري تا داشتن مقام سياسي است. فرض بر آن است كه چنين مشاركت، دگرگوني در ساخت قدرت سياسي و عقلاني كردن شيوه زندگي مردم را به دنبال دارد. بنياد مشروعيت نظام هاي سياسي، مشاركت ملي افراد جامعه در زمينه هاي سياسي، اقتصادي، و غيره است. مشروعيت نظام سياسي، رابطه مستقيمي با دموكراسي دارد و اعمال حكومت، زماني مشروع قلمداد مي گردد كه بازتاب اراده عمومي باشد. شواهد زيادي وجود داردكه مشاركت سياسي، در همه سطوح، براساس پايگاه اجتماعي- اقتصادي، تحصيلات، سن شغل، جنسيت، مذهب، قوميت، ناحيه، محل سكونت، شخصيت و محيط سياسي يا سرزمين هايي كه در آن مشاركت صورت مي گيرد، ناهمانند است(كاوياني راد، 1386: 486)
2-7- ويژگي هاي مشاركت سياسي
مشاركت سياسي معمولاً به دامنه دسترسي شهروندان به حقوق دموكراتيك معمول در فعاليت سياسي كه به طور قانوني استحقاق آن را دارند، اطلاق مي شود(غفاري، 1390:92) مشاركت سياسي جزئي از رفتار اجتماعي محسوب مي شود چراكه اول، به منزله يكي از اركان و شاخص هاي عمده توسعه سياسي به شمار مي رود. دوم، رابطه تنگاتنگي با مشروعيت نظام هاي سياسي داردو سوم، به ميزان زيادي بيانگر نوع نظام سياسي هر جامعه است. بنابراين، مطالعه مشاركت سياسي هر جامعه اي شناخت رفتار سياسي مردم آن را ميسر مي سازد و مشخص مي كند كه در بسترهاي اجتماعي گوناگون، ميزان مشاركت سياسي شهروندان چگونه و تحت تأثير چه عواملي تغيير مي كند.
مشاركت پيامدهاي دوسويه دارد: زيرا در يك معنا فقدان مشاركت و انفعال به اين مفهوم است كه دولت از منابع بالقوه اي كه بايد در خدمت آن قرار گيرد، بي نصيب مي گردد و از سوي ديگر، مشاركت زماني مؤثر واقع مي شود كه تغييراتي بنيادي در انديشه و عمل به وجود آيند. از اين رو، ايده هاي مربوط به مشاركت يك نقطه مشترك دارند و آن بها دادن به نقش و نظر مردم در تصميم گيري هاي سياسي و دسترسي آن ها به منافع قدرت است.مشاركت سياسي پديده اي جهاني است، نه به اين معنا كه همه افراد لزوماً فعاليت سياسي دارند و نه اينكه از نظر شكل يا وسعت در همه جوامع به يك اندازه است، بلكه به اين معناست كه در همه جوامع وجود دارد و شرايط پذيرش تغييرات را فراهم مي سازد(راش،1383: 123)
مشاركت سياسي ويژگي هاي زير را دارد:
در مشاركت آزادي نهفته است و بدون آزادي و امكان فكر كردن و عمل آزاد مشاركت واقعي امكان ندارد. بدين منظور، دولت ها نيز براي مشاركت سياسي بايد امكان رقابت در عرصه كسب قدرت را براي همگان مهيا سازند و در اين زمينه برابري بين انسان ها و گروه ها نيز تأثير مهمي دارد.
مشاركت سياسي بايد آگاهانه باشد. از اين رو، مشاركت هايي كه از روي اكراه و اجبار و فررمايشي است، مشاركت سياسي واقعي به شمار نمي آيند.
در مشاركت سياسي، سه عنصر اصلي وجود دارند: سهيم شدن در قدرت؛ كوشش هاي سنجيده گروه هاي اجتماعي به منظور در دست گرفتن سرنوشت و بهبود شرايط زندگي خودشان و ايجاد فرصت هايي براي گروه فرو دست.
از ديگر ويژگي هاي مشاركت سياسي، «وسيله بودن آن» است. از اين راه افراد مي توانند با افزايش و توزيع مجدد فرصت ها در تصميم گيري هاي سياسي نقش مؤثري ايفا مي كنند(بيگلو،1391: 92-91)
2-8- كاركردهاي مشارکت سیاسی
از زمانی که پایه های قدرت سیاسی در حوزه جوامع استقرار یافته است، مشارکت و به عبارت بهتر، مداخله مردم در تصمیم گیری های سیاسی تحت عنوان مشارکت سیاسی به عنوان یک متغیر مهم در روند پویایی جوامع مورد توجه و تأمل فراوان قرار گرفته است. جامعه شناسی سیاسی نیز با استفاده از رویکرد های طرح شده در این رشته، به دنبال تشخیص بسترهای اجتماعی مشارکت ساز و در صدد تبیین و تفسیر چگونگی مشارکت سیاسی به خصوص در قالب رفتار انتخاباتی در جوامع مختلف است.
جامعه شناسی و گرایش جامعه شناسی سیاسی در ابتدا به مقوله هایی نظیر قدرت، سیاست و به خصوص دولت توجه خاصی نداشت و تمرکز مباحث جامعه شناسان اولیه، حول محور جامعه و نیروهای اجتماعی بود. زمینه مشارکت سیاسی به خصوص در قالب رفتار انتخاباتی به عنوان یکی از مبحث جامعه شناسی سیاسی، قدمت چندانی ندارد. از آن جا که تحلیل رفتار انتخاباتی نیازمند شناخت زمینه هاست و دیدگاه های طرح شده در جامعه شناسی به شناسایی بسترها پرداخته و متغیرهای متفاوتی را در تبیین و تفسیر فعالیت های نیروهای اجتماعی بیان کرده اند، می توانند ما را به صورت غیرمستقیم در تصویرسازی واقعیت مشارکت سیاسی در فرایند انتخابات یاری نمایند(دارابی، 1388: 308)
در مشاركت سياسي مسأله اين است كه چه عواملي مردم را به شركت در انتخابات برمي انگيزد؛ اما در بحث رفتار شناختي رأي دهندگان پرسش اساسي اين است كه چه عاملي باعث مي شود رأي دهندگان به اين تصميم برسند كه به حزب يا شخص خاصي رأي دهند(ايوبي، 1377: 16). مشارکت سیاسی انتخاباتی همواره دارای سه جزء جدا نشدنی است: انتخاب شوندگان، انتخاب کنندگان و برگزار کنندگان مي باشد و براساس جوهر راستین جامعه شناسی کارکردهای آشکار و پنهان و همچنین پیامدهای پیش بینی نشده مشارکت سیاسی را می توان اين چنين تشريح نمود:
الف ) کارکردهای آشکار
از بعد انتخاب شوندگان:
گزینش شدن برای تصدی پست سیاسی .
کسب قدرت و مشروعیت برای تحت تأثیر قرار دادن خط مشی های سیاسی حکومت براساس عقاید و نظریات خود.
از بعد انتخاب کنندگان:
– برقراری ارتباط سیاسی با نخبگان سیاسی حاکم و غیرحاکم.
– اعمال نظر مستقیم و مخفی (رأی دادن).
3- از بعد برگزار کنندگان:
– کسب مشروعیت سیاسی.
– باقی ماندن در قدرت در حال و آینده(دارابي، 1388: 11-310).
ب) کارکردهای پنهان
از بعد انتخاب شوندگان:
ایجاد نوعی نظارت بر خود ؛ چراکه حداقل در صورت عملکرد منفی ، مورد پذیرش مجدد قرار نمی گیرند.
تلاش برای حفظ و گسترش پایگاه اجتماعی – سیاسی خود در آینده.
ایجاد انگیزه برای تحولات سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی در جامعه.
از بعد انتخاب کنندگان:
احساس موثر بودن برای شهروندان و مسایل جامعه و ایجاد رضایت درونی در آنها.
افزایش آگاهی های سیاسی شهروندان در مورد گروه های سیاسی موجود و سوابق و فعالیت های آنان.
افزایش میزان مسئولیت پذیری شهروندان .
از بعد برگزار کنندگان:
– ایجاد انسجام اجتماعی در سطح ملی و گروهی.
– تبدیل انتخابات به ساختی نهادینه شده برای جامعه پذیری سیاسی.
ج) پیامدهای پیش بینی نشده(احتمالی) انتخابات:
1- ایجاد بی تفاوتی سیاسی در شهروندان.
2- ایجاد رغبت سیاسی در شهروندان.
3- افزایش تقاضای سیاسی اجتماعی شهروندان.
4- رشد انتظارات سیاسی اجتماعی شهروندان.
5- تغییر و اصلاح برخی قوانین انتخاباتی(همان، 1388: 315-314).
2-9- مشاركت مردمي
مشاركت مردمي شرط بنيادين تدوين و عملي ساختن توسعه درون زا در هر جامعه اي از جمله جامعه ايراني است؛ توسعه اي كه كاملاً با نيازها و خواست هاي واقعي مردم و با مضمون خاص هر جامعه اي سازگار شده است(كائوتري، 1379: 173) مي توان توسعه (اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي) را مقيد و مشروط به مشاركت دانست؛ زيرا در توسعه هدف ظهور قابليت هاي افراد در دو سطح حيات فردي و اجتماعي است و اين ظهور و بروز تنها در مشاركت محقق مي شود و البته پيش شرط هر گونه مشاركتي ايجاد و فراهم سازي شرايط مناسب براي ظهور توانايي هاي نظري و عملي اقشار جامعه است؛ زيرا مردم در اجراي تصميماتي كه خود در تعيين آن ها نقش داشته و آن را كنترل و ارزيابي نموده اند مشاركت فعال و هدفمندي خواهند داشت. انديشمندان سياست ميزان و عمق بالاي مشاركت مردمي را نشانه توسعه يافتگي سياسي و فرهنگي مي دانند. از اين رو، مشاركت خواه براي افراد(شهروندان) و خواه براي نظام سياسي امري مطلوب به شمار مي رود. اين امر خود يك هدف ذاتاً مطلوب و نيز وسيله اي براي رسيدن به ساير اهداف است. اين واقعيت كه استقرار حكومت ها و استمرار آنها منوط به حمايت مردمي است، از جمله اصول علمي به شمار مي آيد كه مستندات آن را مي توان در تاريخ انديشه و تاريخ تحول جوامع سياسي از ابتدايي ترين صورت هاي آن تا جوامع مدرن و پيشرفته امروزي مشاهده كرد. امروزه، سياست مشاركتي يكي از الگوهاي مؤثر در ممانعت از شكاف اجتماعي به طور عام و تنوع قومي به طور خاص به شمار مي رود (بيگلو،1391: 92-93)
2-10- معيارهاي توسعه سياسي
انتخابات در كنار ساير ساز و كارها، بهترين نماد ارزيابي و قابل اندازه گيري ترين شاخصه مشاركت در عرصه سياسي است. مهمترين معيارهاي«توسعه سياسي» را در مقوله هاي زير مي توان برشمرد كه همه آنها بر مسأله انتخابات تأثيرمي گذارند:
پيچيدگي نظام سياسي؛
انعطاف پذيري نظام سياسي؛
استقلال نظام سياسي؛
وحدت و يگانگي نظام سياسي؛
مشاركت سياسي؛
توانايي نظام برحل و جذب مشاركت مردم؛
ترجيح فعاليت هاي دسته جمعي؛
فرهنگ سياسي؛
توسعه شهرگرايي؛
توسعه سواد و تحصيل؛
شبكه وسيع ارتباط رسانه اي. در يك جامعه دموكراتيك، حق رأي و در پي آن حق انتخاب و يا بركناري حكومتها اساسي ترين حق شهروندي است. با اين حال، بايد توجه كرد كه نتيجه انتخابات به ندرت منعكس كننده ديدگاه خاص و منطقي رأي دهندگان است و جغرافيا همچنان در اين باره نقش تعيين كننده اي دارد(لطفي شمامي،1389: 20) يكي از شاخصه هاي پيشرفت واقعي در هر جامعه اي، بالا رفتن آگاهي هاي عمومي و برخورد عقلايي عموم مردم، با پديده ها و جرياناتي است كه به مرور زمان و باتوجه به تحولات سياسي و ااقتصادي، اجتماعي و فرهنگي روز در آن جامعه اتفاق مي افتد(مولانا، 1389: 1).
2-11- انتخابات واژه «انتخابات» از ريشه عربي فعل« نخب:» به معناي برگزيدن و اختيار كردن است و معادل اروپايي آن يعني Election نيز به فعل لاتين Eligeve به معناي جدا كردن، سواكردن و برگزيدن باز مي گردد. از نظر علم معناشناسي نيز اين اصطلاح تغيير و تحولات معنايي

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره سرچشمه ها، عوامل اقتصادی، توسعه سیاسی Next Entries مقاله رایگان درباره دینامیکی، ظرفیت جذب، مواد معدنی