مقاله رایگان درباره محدودیت ها، توسعه فضایی، اجتماعی و فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

که شامل انهدام و تجدید بنا و تعمیرات اساسی و مدرن کردن آنها و منطبق ساختن با استانداردهای قابل قبول و ایجاد تأسیسات شهری می باشد(هاشمی، 1371: 76).

2-1-9 نوسازی
عبارت است از احیا و یا تجدید بنای محله های موجود، بر اساس یک طرح هماهنگ و کنترل شده همراه با پاک سازی زاغه ها و ساختمان های نامتناسب و مزاحم و هماهنگ
(همان منبع، ص77).

2-2 نظریه های مختلف برنامه ریزی رایج در ارتباط با ساختار فضائی

در ابتدای قرن بیستم نظریه های شهرسازی به طور عمده کالبد محور بوده و ابعاد دیگر شهر همچون ابعاد اجتماعی و فرهنگی در فرایند برنامه ریزی کمتر مورد توجه قرار می گرفتند. با چنین رویکردی برنامه ریزان شهری نیز در عمل فعالیت های خود را ناظر به بخش کالبدی شهرها می نمودند و تصور بر این بود که با حل مسایل کالبدی بسیاری از مشکلات شهرها نیز قابل حل خواهد بود. نتایج چند دهه تجربه اقدامات عملی شهرسازی نشان داد که در عمل شهرها با مشکلات عدیده اجتماعی و فرهنگی و زیست محیطی مواجه شدند. اواخر دهه 1950میلادی، شیوه برنامه ریزی کالبد محورکه نواحی گسترده ای از شهر را تخریب، پاکسازی و مورد بازتوسعه قرار می داد، به دلیل عدم داشتن حساسیت اجتماعی، مورد انتقاد گسترده قرار گرفت. انتقاد از نظریه های کالبد محور منجر به شکل گیری نظریه های جایگزین دیگری شد که هم کارکردهای اجتماعی – اقتصادی و هم ساختارهای کالبدی را مورد توجه قرار می داد (رفیعیان و معروفی، 1390).
از قدیمی ترین نظریه های مربوط به موضوع تحقیق می توان به نظریه«افلاطون» در کتاب «جمهور» درباره شهر آرمانی اشاره کرد. وی معتقد بود با رشد و توسعه فضایی شهرها، مشکلاتی در بخش های مختلف شهر به ظهور می رسد لذا با رشد و توسعه فضایی- کالبدی شهر باید شرایط مناسب زندگی و احتیاجات متناسب با زمان فراهم گردد. به ویژه نیازهای روحی و روانی جمعیت ها در بخش های مختلف شهر باید تامین شود (عابدین درکوش، 1389: 52).

2-2-1 نظریه مناطق متحدالمرکز1
نخستین مدل در سال 1923 ارائه شده است. براساس نظریه برگس، شکل ساختار شهری یک شهر به صورت مناطق متحدالمرکزی است که به دور مرکز اصلی شهر (C.B.D) قرار دارند و هر منطقه، بخش خاصی از فعالیت های شهری را اشغال می کند. این فعالیت ها به پنج گروه تقسیم می شوند که هر گروه در منطقه خاصی استقرار می یابند (عسگری، 1378: 13).

2-2-2 نظریه قطاعی2
بر اساس نظریه هومر هویت3 که در سال 1939 ارائه شد، یک شهر از بخش های مختلف کاربرد زمین تشکیل شده که همراه با رشد شهر به طرف خارج از مرکز، توسعه پیدا می کند. به عنوان مثال، چهار نوع کاربرد زمین در اطراف مرکز شهر قرار دارد. بخشی به فعالیت های عمده فروشی، بخشی به صنایع سبک و بخشی به خانوارهای با درآمد کم و بخشی که به خانوارهای پردرآمد اختصاص می یابد(عابدین درکوش، 1389: 62-63).
2-2-3 ساخت چند هسته ای
بر اساس نظریه چنسی هریس و ادوارد اولمن، استفاده از زمین های شهر اغلب در اطراف چند هسته مستقل شهری ظاهر می شود نه در کناره های یک هسته یا یک مرکز معین. در این نظریه، هسته و مرکز به عواملی اطلاق می گردد که در اطراف آن امکان توسعه شهر وجود دارد؛ مانند عوامل مسکونی، تجاری، صنعتی، دانشگاهی، خرده فروشی، مذهبی، زیارتگاهی و گذران اوقات فراغت(شکویی، 1373: 520-524).

2-3 عوامل اثرگذار بر کالبد شهرها از دیدگاه ایان بنتلی

سیاست های فضا یک بعد ایدئولوژیکی دارد. مردم با اهداف خاص مرتبط با نقشی که در جامعه ایفا می کنند در مکان ها سرمایه گذاری می کنند البته با آموزش ها و آنچه که از طریق پیش زمینه های فرهنگی شان فرا گرفته اند. این اهداف گاهی محدودیت های بیشتری را برای کاربران پدید آورده و گاهی فرصت های بیشتری را نصیب آنها می کنند.
برای مثال دو اتاق را تصور کنید که ابعاد مشخص داشته و نور خاصی دارد. با دمای ملایمی گرم می شود. یکی از این دو اتاق پنجره ای به منظره کوهستان دارد. دیوارها با نقوش دیواری رنگ شده و کف آن با سنگ مرمر منبت کاری شده است. اتاق دیگری دیوارهای بدون رنگ با یک کف سیمانی دارد و نور مصنوعی دارد. یک فضا به عنوان فضای زنده و دیگری یک گاراژ است که برای ماشین مناسب خواهد بود. پس مکان ها و کالبدها با اهداف مختلف مرتبط با ایده هایی که فرد یک سری از تجارب و احساسات شخصی خود را در آنها می یابد، مورد استفاده قرار می گیرند. در نهایت، نه ساختار فیزیکی و نه ساختار ایدئولوژیک فضا می تواند تعیین کند که مردم چه انجام دهند. حتی یک زندان نیاز به زندانیان دارد تا زندانیان به زندانبانان معرفی شوند. و حتی دیوار برلین نیاز به نگهبان دارد. با این حال، این عوامل فیزیکی و ایدئولوژیکی فرصت هایی را معرفی کرده و محدودیت هایی را اعمال می کنند.
این فرصت ها و محدودیت ها ممکن است اهمیت کمی داشته باشند. اما هنگامی که فضای مثلاً یک اتاق با کل فضا ترکیب می شودو هنگامی که ساختمان ها و کل فضا با یک شهر در نظر گرفته شود الگوی مشترک فرصت ها و محدودیت ها اثرات اجتماعی و اقتصادی مهمی خواهد داشت. یک مثال فوق العاده این است که پروئیت ایگوهای جهان بخاطر اینکه دیگر هیچ تقاضایی برای مسکن با اجاره پایین درخواست نشد تخریب نشده اند بلکه آنها بخاطر اینکه مسکن با اجاره پایین را در شکل نامتناسب – شکلی که به زمینه اجتماعی آنها مربوط می شود، و فرصت های خیلی کمی را برای بهبود زندگی مردمش ارائه داده و مردم را با محدودیت های زیادی مواجه کرده است در حالی که آن مردم مشکلات اجتماعی و اقتصادی خاصی داشته اند- ارائه داده اند تخریب شده اند.
پس شکل فیزیکی محیط شهری، جنبه ای از مسائل اجتماعی واقعی طراح نیست. در واقع آن، یک بعد درونی از خود جهان اجتماعی است که به تشکیل جهانی با ابعادی از اقتصاد کمک می کند. و در تجارب انسانی، آن به طریقی به غلط به عنوان اثرات مشترک توسعه های اخیر شهری در نظر گرفته شده است. پس ما باید راه هایی به سمت مکان های دوست داشتنی تر را پیدا کنیم.
هرگاه ما سعی کنیم تصمیم بگیریم که آینده مان چطور باید باشد، ما اساساً با یک سری پیش بینی هایی سروکار خواهیم داشت که این حقیقت را بازگو می کنند که گاهی ممکن است ما را به خطا بیندازند. از آنجا که شهرها بر تمامی جنبه های زندگی ما به روش های گوناگون اثر می گذارند، ما احتیاج داریم تا بهتر پیش بینی کنیم. چون که سیستم های شهری خیلی پیچیده هستند پیش بینی های خوب منجر به ترکیب بهتر دانش و ایده های ما در بسیاری از زمینه ها خواهد شدBentley,1999:3)).
بسیاری از مردم درگیر در ایجاد مکان ها به این فکر می کنند که ترکیب ایده های ساخت مکان توسط نیروهایی خارج از جهان انسان سرچشمه می گیرند. و با شکل هایی مواجه می شوند که ممکن است خواسته و یا ناخواسته باشند.این ایده ها به شکل های مختلف چه مکمل و چه نقض کننده یکدیگر باعث تولید شکل در فضاها می شوند.
در این جا ایان بنتلی تحت عنوان عوامل و نیروهای بیرونی، 3 عامل را در شکل بخشی به شهرها موثر می داند که عبارتند از:
ساده ترین نسخه از این رهیافت، همان روح دوران و یا اعصار است. بر این اساس خود تاریخ از یک سری قوانین تغییرناپذیر تبعیت می کند. تاریخ مشخص است و سرشار از داستان های مرگ و زندگی جوامع مختلف است. اسوالد اشپنگلر بر این اعتقاد است که فرهنگ ها با ریتمی مشخص به دنیا می آیند و رشد می کنند و می میرند و اشکال ساخته شده نیز همراه با آنها تغییر می کنند.

دومین مورد نقش تکنولوژی در شکل بخشی به فضاها می باشد. این مورد در کتاب هایی و با تیترهایی مثل مکانیزاسیون دستور می دهد و … به شدت جامعه شهرسازی را تحت تاثیر قرار می دهد. به گونه ای که بسیاری از نویسندگان از حضور راه آهن و موتور و ماشین در تمامی عرصه های زندگی از رفت و آمد تا حضور در فروشگاه ها شکایت می کنند.
مسئله شناسی تکنولوژی به خودی خود هیچ چیز را توضیح نمی دهد و حل نمی کند، بلکه توجه ما را به اهمیت توسعه و پیشرفت های تکنولوژیکی در بازکردن امکانات جدیدی در تولید شکل شهری جلب می کند. شاید مهمتر از آن این باشد که مسئله شناسی تکنولوژی یک سری از مسائل کلیدی در حوزه عمل، فرهنگ و قدرت که هیچ گونه توضیح کافی از روند شکل زایی آنها نداریم در اختیار ما قرار می دهد .(Bentley,1999:22)
سومین مورد، این مسئله است که شکل از کارکرد پیروی می کند. این بحث ساده ای نیست و سال ها پیش لویی سولیوان به آن اشاره کرده که کارکرد فرم خود را شکل می دهد یا سازماندهی می کندBentley,1999:10)).
غیر از عوامل بیرونی که به آنها اشاره شد، عوامل دیگری در شکل گیری فضای عمومی و یا به عبارت دیگر عناصر شکل ساز نقش دارند که عبارتنداز: رهیافت نیروهای بازار- ضرورت های طبیعی. خود ضرورت های طبیعی در برگیرنده دو مسئله یکی عوامل اقلیمی و دیگری مصالح ساختمانی است که به آن خواهیم پرداخت.
رهیافت نیروهای بازار مسئله دیگری است که غالباً می توان با اثرات ایدئولوژیکی آن در ایجاد شکل و شخصیت توضیح داده شود. بر اساس این دیدگاه هنگامی که ساختمان ها به عنوان کالاهایی برای فروش تولید می شوند تنها نیروهای بازار هستند که خریداران را قانع به خرید می کنند و توسعه دهندگان با مشاهده سود کافی مجدداً به دنبال توسعه این بخش خواهند رفت و این نشان دهنده این است که نتایج آن چیزی است که مردم می خواهند.
در مفاهیم سرمایه داری، کار آسانی است که از طریق روابط رسانه ای از جمله تلفن و میل و …کالاها مبادله شوند و کاربران به آسانی با آن دسترسی دارند. در نتیجه فضای عمومی هم که مطابق آن شکل می گیرد به نحوی خواهد بود که مردم آزادانه نیاز های خودرا ارائه کرده و برطرف خواهند کرد .(Bentley,1999:13)
اگر ما می خواهیم بدانیم که در اوضاع سرمایه داری چطور نیروی اقتصادی بر شکل دهی بر شهر تاثیر می گذارد، ما باید بفهمیم که در نظام اقتصادی چطور سرمایه منجر به ایجاد کار می شود. سرمایه سرمایه را بوجود می آورد. بعد لازم است فرآیند انباشت سرمایه را بفهمیم. این فرآیند را می توان به عنوان یک سری از تحولات دانست. اول این که سرمایه (در شکل پول) به مازاد مواد خام و نیروی کار تبدیل می شود، و یا به صورت کالای خریداری شده وارد بازار می شود. دوم، بعد این موارد تبدیل به یک سری کلاهای قابل فروش می شوند. سوم، دوباره این ها در یک گردش به عقب تبدیل به پول می شوند. برای این که این فرآیند سود ده باشد مقادیر نهایی حاصل از فروش باید بیشتر از شروع فرآیند باشد . وقتی این اتفاق افتاد آن وقت می توان فرایند مربوطه را سود ده دانست .(Bentley,1999:68)
هنگامی که آنها برای بازار تصمیم گیری می کنند، همراه با سرمایه برای به خدمت گرفتن در این شکل بخشی به سوی فعالیت های کاری خاص و الگوهای سکونت مجتمع، شبکه های فضاهای عمومی، توسعه های قطاعی و واسطه ای که بهترین فرصت برای انباشت سرمایه در آن ها دیده می شود، حرکت می کنند. بنابراین، این مورد است که به سمت انواعی از فرهنگ های توسعه رهنمون می شود. برای درک چگونگی جذابیت و قابل دفاع بودن این الگوها در برابر پیشنهاد های کم سودتر، نیازبه شناخت رابطه بین شکل ساخته شده و فرایند انباشت سرمایه می باشد.
ظرفیت برای انباشت سرمایه در این فرآیند توسعه از طریق سه تحول کلیدی افزایش می یابد. اولین ظرفیت برای ایجاد فرم از طریق شکل این تحولات است. البته هر الگوی شکل شهر یا هر چیز دیگری ممکن است بر تحولات فرایند انباشت سرمایه موثر باشد .(Bentley,1999:69)
ما در قدم اول باید چگونگی و طرز عمل چرخه انباشت سرمایه را در پشتیبانی از تصمیمات در تولید و استفاده از مجموعه های شهری بفهمیم. در پایین ترین سطح دیدیم که چطور تولید سود از طریق ایجاد یک شکاف بین تولیدکننده و مصرف کننده اتفاق می افتد. در این طرف، ما دیدیم که چطور گسترش روابط بازار، یک سری از حرفه ها را گسترش داده به طوری که در بازارهای جهانی به شکلی توانمند از قالب های تکه تکه و کوچک به موقعیت های منحصر بفرد و یکپارچه تغییر منزلت داده اند

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره توسعه کالبدی، توسعه شهر، فضای کالبدی Next Entries مقاله رایگان درباره اراضی شهری، ساختار کالبدی، محدودیت ها