مقاله رایگان درباره عملکرد شناختی، گروه کنترل، رادیو و تلویزیون

دانلود پایان نامه ارشد

توجه قرار گیرد و پس از اطمینان از ثبات آن، برنامه تحریک کمایی آغاز میگردد
زمانی که حین تحریک فشار درون جمجمهای (ICP91) و فشار گردش خون مغزی (CPP92) افزایش یابد، بایستی از ادامه تحریک خودداری نموده یا آن را به حداقل رساند در صورت لزوم بایستی حین و بعد از تحریک، ICP و CPP کنترل گردد(1)
لازم است عوامل مزاحم درمحیط که باعث حواس پرتی میشوند تا حد امکان کنترل شوند، محیط باید ساده و بدون درهمریختگی بوده و شمار محدودی از افراد در اطراف بیمار باشند و در طی تحریک، تلویزیون خاموش و در ، بسته باشد.
قبل از شروع، از راحتی بیمار تا حد امکان اطمینان حاصل شود چرا که تیوبهای متصل به بیمار و محدودکنندهها میتوانند با تحریک تداخل داشته باشند.
تحریکات باید به ترتیب به بیمار ارائه شده و در یک زمان تنها 1 تا 2 مدالیتی93(ماهیت) حسی را درگیر نماید. کنترل میزان و دفعات ارائه تحریکات مهم است زیرا بیمار ممکن است به تحریکات عادت کند و این باعث میشود تحریک برای بیمار بیمعنی شود.
بایستی قبل و حین ارائه تحریکات توضیحات لازم به بیمار داده شود.
دادن فرصت کافی به بیمار جهت پاسخدهی اهمیت دارد. 2-1 دقیقه فاصله بین ارائه تحریکات مناسب است. به عبارتی برای پیدایش پاسخهای رفتاری، بعد از هر تحریک 2-1 دقیقه فرصت لازم است .
جلسات باید مختصر باشند چراکه تحمل بیمار در حد 30-15 دقیقه بیشتر نیست
طول مدت جلسات متفاوت است. معمولاً برای بیمارانی که وضعیت پایدارتری داند، جلسات 90-45 دقیقهای است. اگر اعتقاد پرستار بر این باشد که بیمار وضعیت پایدار دارد اما خسته است ممکن است طول مدت جلسات کمتر شده و به مدت 15-10 دقیقه برگزار گردد (31).
جلسات باید مکرر انجام شود اما ضرورت دارد که دورههای تحریک یا دورههای استراحت به صورت متناوب همراه شوند ، تعداد جلسات سازماندهی شده تحریک در یک روز بصورت 12 ساعته، بسته به پایداری وضعیت بیمار متفاوت خواهد بود .
تحریکات معنیدار بایستی انتخاب شود، مثلاً صدای اعضای خانواده و دوستان، موزیکها و عطرهای مطلوب وی و… تحریکاتی که از نظر احساسی برای بیمار معنیدار هستند معمولاً با احتمال بیشتری باعث بروز پاسخ در بیمار میشوند.(1, 34)
تشویق کلامی پاسخهای بیمار اهمیت دارد چرا که احتمالاً پاسخهای بیمار در جلسات بعدی را افزایش میدهد.
سعی میگردد تا همه حواس تحریک شوند تغییر ماهیت و شدت تحریکات بر افزایش آروسال(بیداری) موثر است.
تکرار متناوب دورههای تحریک و استراحت مانع از تحریک بیش از حد بیمار (با علایم التهاب پوست، تعریق، بیقراری، بستن چشمها، افت ناگهانی بیداری، افزایش تن عضلانی و افزایش طولانیمدت سرعت تنفس) می شود . به همان اندازه که تحریکات مهم هستند، دورههای خواب و استراحت هم دارای اهمیت میباشند، اما فراهم نمودن استراحت کافی برای یک بیمار ناهوشیار مشکلترین مسئلهای است که پرستار با آن مواجه است و مورد تردید است که آیا با زمینه صداهای بیمارستان بدان دست مییابد یا خیر؟(53). بدین منظور میتوان دورههای خواب و استراحت 40-30 دقیقهای و بدون انقطاع را به طوری که با سایر مراقبتهای پرستاری همزمان نگردد برای بیمار درنظر گرفت (31).
دخالت دادن اعضای خانواده و افراد مهم در زندگی بیمار در اثربخشی برنامه تحریک موثر میباشد
علاوه بر اصول مطرح شده، پرستار بایستی در برخورد با بمیاران کمایی مانند سایر بیماران، قبل از انجام تحریک حسی با مورد توجه قرار دادن موارد زیر به بیمار نزدیک شود:
معرفی خود به بیمار
صحبت کردن با بیمار به طور آهسته و در یک تن نرمال
استفاده ا زجملات کوتاه و دادن فرصت کافی به بیمار جهت اینکه دربارهی چیزی که به وی گفته شده، فکر نماید.
آگاه کردن بیمار به زمان، مکان و شخص و توضیح دلیل بودن وی در بیمارستان و اینکه چه کاری قرار است برای وی انجام شود(4) .
تحریکهای حسی مختلف را می توان با رعایت اصول اختصاصی مربوط به هریک از حواس برای بیمار کمایی اعمال نمود. شیوه های مختلف تحریکی در تحریک کمایی عبارتند از مدهای شنوایی، بینایی، بویایی، چشایی، لامسه و وضعیتی- تعادلی(54) .
لذا پرستاران در تحریک حسی بینایی94 میتوانند از نورهای رنگی، تغییر نور، چهرههای آشنا، اشیاء، عکسهای خانوادگی، فیلمهای مطلوب بیمار یا یک وسیله متحرک آویزان شده در بالای تخت بیمار به مدت 10-5 دقیقه استفاده نمایند. توصیه میشود در زمان تحریک بینایی، بیمار در وضعیت نشسته قرار داده شود چرا که این امر هم عوارض درتخت بودن به مدت طولانی (زخم فشاری، مشکلات تنفسی، استئوپوزریس و کنتراکچرهای عضلانی) را به حداقل میرساند . تحریک بینایی در بیماران کمایی کمی دشوارتر است چرا که از وضعیت درک بینایی بیماران کمایی اطلاع دقیقی در دست نیست و بنابراین برای این بیماران استفاده از نورهای رنگی و تغییر نور می توان استفاده کرد(31).
در تحریک بویایی95 میتوان از بوی چای، افزودنیهای مطلوب مثل وانیل، گیاهانی چون شوید، پوست لیمو یا پرتقال، عطر و ادکلون، عصارههای مطلوب، دانههای قهوه، شامپو و بوی غذاهای بیمار استفاده نمود سیر و خردل را در صورت عدم پاسخدهی به موارد نامبرده به عنوان محرک شدید میتوان استفاده نمود، اما از استعمال سرکه و آمونیاک به دلیل تحریک عصب پنج قلو بایستی خودداری گردد. پاسخهای مطلوب به تحریک بویایی ممکن است به صورت تمایل یا دور کردن محرک یا درهم کشیدن چهره باشد. باید توجه داشت که آسیبپذیری بالای عصب بویایی از یک سو ، و وجود لولههایی در بینی از سوی دیگر از عواملی هستند که تحریک بویایی را با مشکل مواجه نموده و مانع بروز پاسخهای رفتاری میشوند(3, 55).
از آنجایی که تغذیه دهانی بیماران کمایی تا زمان هوشیاری کامل و برگشت رفلکس بلع امکانپذیر نیست ، تغذیه آنها از طریق لولههای دهانی معدی صورت میگیرد. لذا جهت تحریک حس چشایی96 میتوان یک سوآپ پنبهای آغشته به یک محلول شور، ترش یا شیرین را به کار برد اما اگر بیمار در کنترل ترشحات دهانی مشکل دارد از کاربرد مزه شیرین خودداری میشود، چرا که مزههای شیرین ترشح غدد بزاقی را افزایش میدهند. لازم است لبها و نواحی اطراف دهان نیز تحریک شود و چنانچه پاسخهای دفاعی چون جمع کردن لبها، بستن دهان یا دور کردن محرک بروز نماید بایستی با ادامهی تدریجی با ادامهی تکنیکهای تحریکی واکنشهای دفاعی به حداقل رسانده شود . ضمناً پرستار میتواند با پوشیدن دستکش در حین انجام مراقبتهای روتین با ماساژ لثه به وسیله یک اسفنج یا یک مسواک نرم و اتمام کار با استعمال یک عامل شوینده مناسب، تحریک دهانی را انجام دهد (31).
تحریک لمسی97 از طریق لمس، فشار و کاربرد دماهای مختلف انجام میشود. لمس بیمار را میتوان با ماساژ پشت، پاها و شستن موها در زمان حمام دادن بیمار و نیز چرب کردن بخشهای مختلف بدن انجام داد.
فشار، شکل دیگری از تحریک تماسی است که با چنگ زدن یک عضله به مدت 5-3 ثانیه، کشیدن یک تاندون یا پوست ناحیه استرنوم برا ی چند ثانیه اعمال میشود. دماهای مختلف هم میتواند بخشی از حس لامسه را تحریک نماید. به همین منظور میتوان از تماس قاشقهای فلزی فرو برده شده در آب ولرم یا سرد یا لباسهای گرم و سرد با پوست بهره برد(1).
تحریکات نا مطلوب لمسی چون گذاشتن یخ روی پوست بایستی با احتیاط به کار رود چرا که ممکن است با بروز پاسخ های عصبی سمپاتیک ( افزایش فشار خون، سرعت ضربان قلب وترشح بزاق و کاهش فعالیت رودهای- معدی) همراه باشد. پاسخ به تحریکات لمسی ممکن است از لوکالیزه کردن قسمتی از بدن تا دور کردن محرک متفاوت باشد.
در تحریک وضعیتی- تعادلی98 میتوان محدودهای از تمرینات حرکتی یا تغیرات وضعیتی معنیدار نظیر غلتاندن، تکان دادن صندلی یا تخت و تغییر وضعیت از حالت درازکش به نشسته را به کار برد. از چرخاندن بیمار در تخت و بالا و پایین بردن تخت بایستی خودداری گردد اما تحریک این مد حسی از نظر محدودیت در تغییر وضعیت بیمار با غلتاندن وی چالشهایی برای پرستاران ایجاد میکند(23, 46).
اعتقاد بر این است که شنوایی آخرین حسی است که در بیماران کمایی از بین میرود و غالباً با اینکه ممکن است پاسخی بروز نکند چیزهایی که گفته میشود به وسیله بیمار شنیده میشود. بنابراین تحریک شنوایی بایستی در یک محیط آرام از طریق صحبت کردن پرسنل با بیمار، صدای رادیو و تلویزیون، صدای ضبط شده افراد آشنا برای بیمار، کف زدن، صدای زنگ تلفن، صدای سوت و.. صورت گیرد و از کاربرد تحریکات شنوایی که باعث پاسخهای ناگهانی (مثل از جا پریدن) در بیمار میشوند بایستی اجتناب گردد(14). ضمناً اجتناب از توضیحات منفی دربارهی شرایط بیمار یا پیشآگهی بد بیمار در حضور وی اهمیت دارد(45).
تحریک حس شنوایی به دلایل متعددی نسبت به تحریک سایر حواس مورد توجه خاصی است چرا که از یک سو حس شنوایی آخرین حسی است که در بیماران کمایی از بین میرود و از سوی دیگر برخلاف سایر حواس، مانعی برای تحریک این حس وجود ندارد و پرستار ICU که مسئولیت کلیه مراقبتهای بیمار را به عهده دارد و بیشترین زمان را با وی میگذراند، میتواند در حین انجام مراقبتهای پرستاری به راحتی تحریک شنوایی بیمار را انجام دهد. اما این امکان وجود دارد که محرکهای مختلف با تغییر شرایط ما را به این نتیجه برسانند که بیماران کمایی با احتمال بیشتری به صداهای آشنا یا صدای اعضای خانواده در مقایسه با صداهای غریبه پاسخ دهند. به این ترتیب میتوان صداهای خانه یا محل کار را ضبط نموده و برایش پخش نمود. همچنین اعضای خانواده میتوانند کتابهای مطلوب بیمار را برایش بخوانند و برنامههای رادیویی و تلویزیونی مطلوب وی نیز به عنوان ابزارهای غنیسازی محیط و دروندادهای آشنا برای بیمار توصیه میشوند(20, 32).
همچنین از تحریکات حسی می توان در جهت تسکین و کاهش برخی حالات نظیر اظطراب و آرام سازی استفاده کرد. کارشناسان معتقدند تحریک شنوایی از طریق مرکز شنوایی در قشر مغز ، به سیستم لیمبیک (مرکز عواطف) منتقل گشته و موجب تنظیم عکس العمل های هیجانی می شود . وقتی شخص تحت تنش است سیستم عصبی سمپاتیک تحریک شده و آدرنالین آزاد خواهد شد و باعث افزایش اضطراب ، ضربان قلب و فشارخون خواهد شد. تحریک شنوایی علی الخصوص تحریک شنوایی با صدای آشنا می تواند باعث تنظیم و تعدیل پاسخهای فیزیولوژیک(همودینامیک) شود که این در کاهش عوارض دارویی احتمالی نظیر افزایش یا کاهش فشار خون، تاکی کاردی، بیقراری، اختلال خواب،طپش قلب و تغییرات در نوار قلب، افت فشار خون وضعیتی می تواند موثر باشد(32).

2-2 مروری بر مطالعات انجام شده :
هدف اصلی از مروری بر مطالعات انجام شده تأمین دانش قوی در حیطۀ مسئلۀ مورد پژوهش می باشد تا به عنوان پایه ای در تحقیق مورد استفاده قرار گیرد، در رابطه با تأثیر تحریکات حسی بر سیر بهبودی بیماران کمایی از سال 1989 تا به حال مطالعات متعددی صورت گرفته است.
در این قسمت سیزده مطالعه ی مرور شده در رابطه با پژوهش حاضر به ترتیب نزدیکی به موضوع بررسی شده که ابتدا مطالعات خارجی و سپس مطالعات داخلی آورده شده است.
دیویس و جیمز(2003) پژوهشی نیمه تجربی با عنوان «بهبود شناختی- رفتاری در بیماران کمایی به دنبال تحریک حس شنوایی» در دانشگاه میشیگان انجام دادند. در این پژوهش 12 بیمار مبتلا به TBI به روش مبتنی بر هدف99 انتخاب شدند. از این تعداد نمونه، 9 بیمار در گروه تجربه و 3 بیمار در گروه کنترل قرار گرفتند. معیارهای ورود به مطالعه در این پژوهش عبارت بود از : ابتلا به TBI ، نمرۀ GCS کمتر یا مساوی 8، نمره مقیاس عملکرد شناختی I یا II ، روز سوم پس از آسیب، ثبات ICP حداقل از 24 ساعت قبل، جنسیت مرد و سنین بین 55-17 سال.
در این پژوهش ابزارهای مورد استفاده جهت ارزیابی وضعیت رفتاری- شناختی بیماران تحت مطالعه عبارت بود از: مقیاس کمای گلاسکو(GCS)، ابزار بررسی تحریک حسی (SSAM)100، مقیاس عملکرد شناختی 101(RLA) و مقیاس رتبه بندی ناتوانی102 (DRS).
نمونه ها در روز دوم پس از آسیب شناسایی و پس از ثبات

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره دارو درمانی، بیماران مبتلا، درمان بیماران Next Entries مقاله رایگان درباره گروه کنترل، اجرای برنامه، بیماران مبتلا