مقاله رایگان درباره شعر معاصر، جریان شناسی، انقلاب مشروطه، شفیعی کدکنی

دانلود پایان نامه ارشد

پرداخته شده است، سپس نقش محمد علی بهمنی در شعر معاصر، انواع قالب و محتواهای شعری وی تبیین گشته و در فصل پایانی، آرایه های لفظی و معنوی بدیع در اشعار او استخراج و تحلیل شده است.

-10-1-1تعریف واژه ها و اصطلاحات فنی و تخصصی
شعر معاصر: گونه ای از شعر که با ایجاد نوآوری در شکل یا محتوا سروده می شود.
بدیع: شاخه ای از علم بلاغت که به بررسی زیبایی و نو آوریهای لفظی و معناییِ شعر می پردازد.
بدیع لفظی: فنونی که موجب زینت و زیبایی ظاهر کلام و الفاظ می شوند.
بدیع معنوی:صنایعی که به زیباییِ معنا و مفهومِ شعر کمک می کنند.

فصل دوم
جریان شناسی شعر معاصر

-1-2تعریف شعر نو
شعر نو یا نیمایی به گونه ای از شعر اطلاق می شود که با وجود داشتن وزن و موسیقی از نظم امتداد مصراع ها و جایگاه قافیه در پایان هر بیت ، برخوردار نیست ؛ به عبارت دیگر ، شعر نیمایی شعری است با مصراع های کوتاه و بلند که درآن قافیه الزامی نیست و در صورت وجود قافیه ، الگوی خاص و تعیین شده ای برای آن وجود ندارد .
مضمون شعر نیمایی مبتنی بر تجربۀ شخصی شاعر است، یعنی نسبت به شعر سنتی ، منِ شاعر، شخصیت ، اندیشه و احساسات وی نمود بیشتری می یابد و جهان از دیدگاه او توصیف می شود . بنابر این می توان گفت که شاعران نو پرداز هم در شکل و ساختار و هم در محتوا و مضمونِ شعر سنتی تغییر ایجاد کرده و گونه ای دیگر از شعر را به وجود آوردند. دگرگونی در شیوۀ نیمایی از سه دیدگاه مورد توجه است :

” 1 – از نظر محتوا در این نوع شعر، شاعر چکیدۀ زمان خود است و باید ارزش ها و ملاکهای زمان را در شعر خویش منعکس سازد و به اصطلاح ” فرزند زمان خویش” باشد.
2- از نظر شکل ذهنی : کار هنرمند عبارت است از نشان دادن تصویر انفرادی و عینی و نه تصویر های ذهنی و قرار دادی . به این ترتیب لازم است که با ورود تجربه به قلمرو شعر از صورت های قالبی و مفاهیم تکراری و قراردادی پرهیز شود.
3- گذشته از دگرگونی محتوا و بینش شاعرانه ، در شکل و قالب کار نیز باید هماهنگ با مفهوم و ادراک ذهنی تحولی پدید آید . دگرگونی اوزان و روی گردانی از تساوی و یکنواختی پاره ها ، بی اعتنایی به ضرورت قافیه در مقاطع مشخص … لازمه ی چنین تحولی است .” (یا حقی ، 1389 : 53)

-2-2جریان شناسی شعر نو
اگرچه به زعم صاحب نظران ، علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج با سرودن افسانه در سال 1301ش اولین گام جدی را برای ایجاد شعر نو برداشت اما بی گمان این تحول عظیم دارای پشتوانه های فرهنگی ، اجتماعی و ادبی است .
برخی از پژوهشگران معتقدند : ریشه ی شعر نیمایی در ادبیات دورۀ مشروطه وجود دارد . زیرا در این دوره نگاه شاعر به محیط اطراف و اجتماع تغییر یافته، بنابر این محتوای اشعار نیز دگرگون می شود . با تحول زاویۀ دید شاعر ، ذهن او در پی ایجاد تغییر بر می آید و سر انجام به انقلابی عمیق در بافت و ساختار شعر منجر می شود؛ جریان نو گرایی که برای آن ” دیگر سیر و تحول محافظه کارانه از نوع آنچه در شعر مشروطه رخ داده بود به هیچ وجه بسنده نبود و سنت شکنی قاطعی را طلب می کرد .”(یا حقی ، 1389 : 26)
بنا بر اعتقاد بسیاری از صاحبنظران ، ریشۀ تحول در شعر سنتی وشکل گیری شعر نو را باید در ادوار پیش از دوره ی مشروطه جست و جو کرد .شفیعی کدکنی معتقد است مهمترین زمینۀ تحوّل دردورۀ قاجار و هم زمان با گسترش نهضتِ ترجمه به وجود آمد .درو اقع” تمام تحوّلات و بدعت ها و بدایع شعر مدرن ایران تابعی است از متغیّر ترجمه در زبان فارسی ،” (شفیعی کدکنی ، 1390: 25)
داریوش صبوری نیز ریشۀ شعر نو را پیش از انقلاب مشروطه یعنی از(1324 – 1300 )هجری قمری می داند. (صبوری ، 1378 : 59)
بنا بر دید گاههای فوق ، تحوّلات اجتماعی ، فرهنگی و علمی در دورۀ قاجار ، منجر به آزادی و جنبش فکری شاعران گردید ، این تحوّل فکری نیز به وقوع انقلاب مشروطه انجامید .تحوّلات محتوایی و مضمونی در شعر مشروطه ادامه یافت تا سر انجام منجر به تغییر در قالب نیز شد و شعر سنتّی به صورت کامل (هم در بافت و هم در مضمون وهم در ساخت و شکل) تغییر یافت .
با مروری بر مطالب پیشین، جریان شعر نو از سال 1301 و همزمان با سرایش افسانۀ نیما آغاز شده و تا کنون ادامه دارد . جریانی که دستخوش تحوّلات گوناگونی گشت و خود به شاخه های مختلف تقسیم شد . محمد حقوقی ، شاعران زمان نیما را به هفت گروه ذیل تقسیم می کند : ( حقوقی ، 1357 : 26-36)
– گروه اول ، کهن گرایان : افرادی که در برابر شعر نیمایی جبهه گرفتند و با حفظ قواعد و ظوابط شعر سنتی به همان شبوۀ کهن ادامه دادند .
– گروه دوم ، مستند سازان و بحر طویل گویان : کم و بیش ، راه نیما را قبول کردند و تنها به عدم رعایت تساوی مصراع ها توجه کردند .
– گروه سوم ، نثر موزون نویسان : این گروه نیز مانند گروه پیشین بر کوتاه و بلندی مصراع ها توجه کردند اما بر محتوای شعر نیمایی تاکید ندارند و در واقع نویسندگانی بودند که آثار شان تنها به دلیل داشتن وزن ، شعر نام گرفته است .
– گروه چهارم ، چهار پاره سرایان: این گروه هم از نظر زبان و هم ساختار شعر به جریان شعر سنتّی دلبستگی بیشتری دارند .
– گروه پنجم ، شاعران مدّعی و شعر های بی شکل : این شاعران نه ضوابط شعر کهن را کاملاً قبول دارند و نه قواعد شعر نیمایی را .درواقع ، شکل های جدیدی از شعر ایجاد کردند وبه بدعت گذاری در شعر نیمایی نیز دست زدند .
– گروه ششم ، شاعران موج نو : این گروه نیز نسبت به قواعد شعر سنتّی و نیمایی بی اتّکا بودند و خود ، موجی جدید در شعر ایجاد کردند که با آفرینش تغییرات لفظی و معنوی سعی در ایجاد نو آوری در مفهوم سنّتیِ شعر داشتند .
– گروه هفتم ، شاعران نیمایی : آنان که به پیروی از نیما پرداختند و با حفظ اصول شعر نیمایی ، خود به زبان و بیان ویژه ای دست یافتند .
در کتاب جریان های شعر معاصر فارسی از کودتا تا انقلاب ، جریان های شعر معاصر در پنج بخش جای می گیرد:
– جریان سنّت گرای معاصر : هم از نظر قالب و هم از نظر محتوا و هم از نظر عناصر بیانی و شیوه های زبانی از شعر سنّتی پیروی می کنند .(حسین پور چافی ،1384 : 53-51 )
– جریان شعر رمانتیک عاشقانه و فرد گرا : با استفاده از قالب چهار پاره و مستزاد گونه در جهت خلق مضامین و تعابیر نو کوشیدند امّا این مضمون و محتوا در راستایِ احساسات و عواطف شخصی است واز اجتماع و مردم فاصله گرفته است . (همان :129-118)
– جریان شعر رمانتیک جامعه گرا و انقلابی : همان جریانِ قبلی است با این تفاوت که شاعر به جای پرداختن به احساساتِ فردی ، مشکلات ، مسائل و آرمان ها یِ اجتماع را در شعر خود منعکس می سازند . در واقع ، شاعر ، نمایندۀ مردم و جامعه است و شعر او محملی برای پرداختن به درد طبقات مختلف جامعه است .( همان : 161)
– جریان شعر سمبولیسم اجتماعی : شاعران این جریان نیز به مسایل سیاسی ، اجتماعی مشکلات و آرمان های مردم توجه می کنند و از بیانی فلسفی استفاده می کند ( پیشین : 208-193)
– جریان شعر موج نو و حجم گرا : این جریان در مجموع ، شعری بود سنّت ستیز ، مدرنیستی ، شکل گرا ، خردگرایانه ، غیر متعهدانه و منطبق با دیدگاه هنر برای هنر که تنها به شعرِ محض و فارغ از هر قید و بند فکری ، اخلاقی و اجتماعی نظر داشت . (همان : 129)
در کتاب جریان شناسی شعر معاصر نیز با همین دسته بندی مواجهیم با این تفاوت که به جای شعر موج نو و حجم گرا به جریان های حاشیه ای و فرعی همچون شعر حجم 1، شعر ناب 2، جیغ بنفش 3 وشعر پلاستیک4 اشاره می کند .
سید مهدی زرقانی به نام گذاری جالب توجهی از دوره های شعر معاصر پرداخته است . وی جریان های شعری در دورۀ رضاخان را از “زیر خاکستر ” می داند ، زیرا شعله های شعر مشروطه زیر خاکستر است و منتظر جرقّه ای برای ظهور و بروز می باشد . همزمان با سقوط رضا خان تا کودتای 28 مرداد 1332 ، با جایگیر شدن شعر نیمایی شاگردان و رهروان نیما به ظهور رسیدند ، به همین دلیل می توان این دوره را دوران “فرزندانِ ققنوس ” نامید .
پس از 28 مرداد تا سال 1342 شاهکار هایِ شعر نیمایی متولد شد وشاعرانی همچون سیمین بهبهانی ، اخوان ثالث ، نادر نادر پور ، فروغ فرخ زاد ، شاملو ،سهراب سپهری و … به آفرینش اشعار قابل توجهی پرداختند . زرقانی ، این دوران را ” ققنوس در آتش ” می نامد؛ به نظر وی شعر نو در دهه های 40 و 50 “در آستانه ی فصلی سرد ” قرار دارد ؛ دوره ای که اگر چه فصلی نو در شعر نیمایی به شمار می آید ، اما فصلی است سرد که منجر به ظهور چهره هایی جدید و قوی نشد . از جمله جریانات این دوره می توان به اشعار چریکی5 و شعر منثور6 اشاره نمود ، جریان هایی که اگر چه از ابداع و نو آوری برخوردار بودند اما ویژگی های لازم برای ماندگاری نداشتند .
محمد جعفر یا حقی تاریخ شعر نیمایی را در چهار برهه زمانی تقسیم کرد ه است :
– دورۀ اول از 1304 ش آغاز سلطنت رضا شاه تا شهریور 1320 ش ((روی کا رآمدن پهلوی دوم)).
– دورۀ دوم از 1320 تا 1332 ش ((کودتای 28 مرداد)).
– دورۀ سوم از 1332 تا 1342 ش (( قیام پانزده خرداد )).
– دورۀ چهارم از 1342 تا 1357 ش (( انقلاب اسلامی )).(یاحقی ، 1389 : 35)
همان گونه که مشخص است در دسته بندی یاحقی دیدگاه سیاسی غلبه دارد و به دیگر شاخه های شعر نو از جمله شعر عاشقانه ، رمانتیک و فرد گرا توجه کافی مبذول نشده است .
نویسندۀ تاریخ تحلیلی شعر نو نیز شعر معاصر را به چهار دوره تقسیم می کند؛ 1284-1322، 1322-1341،1349-1357 (شمس لنگرودی ، 1370 ،ج1 :10)
مؤلّف بر کران بیکران ، شعر نیمایی را مترادف با شعر آزاد دانسته و این شعر را به افسانه و بعد از آن تقسیم کرده است. وی معتقد است پس از نیما ، شعر سنتی نیز در کنار شعر آزاد به حیات خود ادامه می دهد و حتی شاعران نیمایی نیز به شعر سنّتی و معیار های آن وابستگی خاطر دارند .از دید گاه نویسندۀ کتاب مذکور “نیما بیش از آن که شاعر باشد ، نظریه پرداز برجستۀ شعر آزاد است و بررسی دیدگاه او در بارۀ هنر ، دید شاعرانه ، شعر و ساختار شعر ” جذّاب می نماید . ( صبور ، 1378 : 195)
همان گونه که مشاهده می شود ، نظریه پردازانِ شعر معاصر، تقسیم بندیهای گوناگونی را از این نوع شعر ارائه داده اند و هر کدام ملاک خاصّی را برای جریان شناسی شعر نو برگزیدند ، برخی زاویۀ دید و محتوای شعر را در نظر گرفتند . اما نکتۀ مشترک در تمامی این جریانات ، قرار دادن افسانه ی نیما (1301 ) به عنوان محور و تقسیم بندی بر اساس آن است، به گونه ای که کلّیۀ اشعار معاصر هم از نظر ظاهر و ساختار شعری و هم از نظر محتوا و مضمون با این شعر مقایسه شده و خود به گونه های مختلف تقسیم می شود . یعنی برای سنجش نو یا سنّتی بودن اشعار معاصر هم به شکل و نحوۀ بیان شاعر توجّه نمود و هم به نوع محتوا و مضمون منعکس شده در اشعار وی دقّت کرد. به تعبیر دیگر ، شاعر باید فرزند زمان خود باشد ، پس شاعر معاصر نیز باید هم در لفظ و هم در محتوا به ابداع و نو آوری پرداخته و شعر خود را همراه با جامعه و روزگار به تکاپو وا دارد. تکاپویی که هم در ساختار و چینش اجزاء شعر آشکار است و هم در تاثیر و هدف شعر ، منجر به واکنش ، جوشش و تلذّذ ادبی، توسّط مخاطب می گردد .

فصل سوم
زندگی و شعر محمد علی بهمنی

-1-3 زندگی نامه:
محمد علی بهمنی ، شاعر معاصر ایران ، در سال 1321 در دزفول دیده به جهان گشود . او در چاپخانه با فریدون مشیری که آن روزها مسؤول صفحۀ شعروادب هفت‌تار چنگ درمجلۀ روشنفکر بود، آشنا شد و نخستین شعرش در سال ۱۳۳۰

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره شعر معاصر، زیبایی شناسی، واج آرایی، شاعران معاصر Next Entries مقاله رایگان درباره واج آرایی، ترجمان البلاغه، ادب فارسی، ادبیات فارسی