مقاله رایگان درباره سرچشمه ها، عوامل اقتصادی، توسعه سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

ن یکی از سرچشمه های قدرت ملی، عاملی مؤثر در تحولات آن محسوب می شود. قدرت ملي صفت جمعي افراد يك ملت يا ويژگي كلي يك كشور را منعكس مي كند كه برآيند توانايي ها و مقدورات آن ملت يا كشور محسوب مي شود. به عبارتی قدرت ملی در حقیقت به عوامل اصلی یک کشور اطلاق می شود که در حوزه های مختلف باعث رشد و شکوفایی آن ملت نسبت به ملت های دیگر می شود. قدرت ملي به عنوان مفهومي ژئوپوليتيكي و پدیده ای نسبی، برآیندی از توانایی های مادی و معنوی یک جامعه است که با هدف تأمین منافع ملی در قلمرو داخلی و خارجی بکار گرفته می شود. قدرت در عین اینکه نسبی است و با گذشت زمان دگرگون می شود؛ اما هدفدار است و برای دستیابی به مقاصدی به کار می رود. قدرت ملی خصلتی پویا دارد و در عین حال که به صورت هدف ملی تجلی پیدا می کند، در واقع وسیله ای است در دست دولت ها و رهبران سیاسی که از آن برای هدفهای ملی و حفاظت و بسط آن استفاده می نمایند (حافظ نیا، 1389: 47).
قدرت ملی به دو صورت عام و خاص مطرح است و دارای سطوح مختلفی می باشد و قلمرو آن را به داخلی و خارجی تقسیم می نمایند. همچنين برای قدرت ملي دو وجه نفوذ و زور در نظر گرفته شده است. باید توجه نمود که قابلیت کارکردی قدرت ملی بسیار زیاد می باشد که تأمین خواسته های واقعی یک ملت مهمترین کاربرد آن باشد. خواسته های یک ملت باید تابعی از قدرت ملی یک کشور باشد و قدرت ملی یک کشور باید براساس خواسته های یک ملت طراحی شود(همان منبع، 1389:ص 69-68)
قدرت وقتی در قالب یک جامعه یا ملت نگریسته شود و برآیندی از توانایی های مادی و معنوی آن ملت محسوب شود، جنبه ی ملی پیدا می کند. به عبارتی دقیق تر، مجموعه انسانهایی که تشکیل ملتی را داده که در شکل یک کشور سازمان سیاسی پیدا کرده اند دارای قدرتی می باشند که از برآیند قوای ترکیب شده آنها به دست می آید و می توان آن را قدرت ملی آن کشور یا ملت دانست. چنین قدرتی حاصل ترکیب و جمع جبری وجوه مثبت و منفی عناصر و بنیان های قدرت آن کشور می باشد که از پویایی برخوردار بوده است و نسبت به ملت ها و کشورهای دیگر قابل فهم و درک است. هانگ سوفنگ دانشمند مشهور چینی، در اثرش با عنوان قدرت ملی جامع، قدرت ملی را چنین تعریف می کند: قدرت ملی عبارت است از : قدرت کامل و نفوذ بین المللی یک ملت هم در عرصه قدرت مادی و معنوی که ملت از آن برای بقاء و توسعه استفاده می کند. (زرقانی، 1389:ص 151-150)
2-3- سرچشمه های قدرت ملی
قدرت ملی دارای منشأ و مبادی گوناگونی است که در یک کارکرد جمعی به تولید قدرت می پردازند. عوامل اصلی شکل دهنده به قدرت ملی کشورها در حوزه های مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی، علمی و … قرار دارند. برخی از عوامل قدرت نقش اساسی و مبنایی داشته و برخی به طور ثانوی مطرح می شوند. متغیرهای هریک از عوامل مزبور نیز ممکن است جنبه کمی و کیفی داشته باشند(حافظ نیا، 1389: 68)
عده ای از صاحب نظران نیز منبع قدرت ملی را دو دسته کلی مادی و معنوی بیان می کنند. چنانکه رضا سیمبر در کتاب روابط بین الملل و دیپلماسی صلح در نظام متحول جهانی عوامل موثر بر قدرت را به طور کلی به دو دسته تقسیم نموده است: عوامل اقتصادی قدرت: ارتباط میان توان های اقتصادی و قدرت یک واقعیت قدیمی بوده که در زمان معاصر نیز مورد تأکید قرار گرفته است. توانایی اقتصادی یک بازیگر بین المللی عامل عمده ای در میزان تأثیرگذاری آن در امور بین المللی است. عوامل اقتصادی مثل مواد خام ، منابع انرژی و… . عوامل معنوی قدرت: عوامل معنوی قدرت در عرصه روابط بین الملل متناوب و گوناگون هستند. از میان آنها می توان به مواردی اشاره نمود: هویت قومی و مذهبی، مشروعیت، ریشه های زبانی، شهرت و معروفیت، اراده و خواسته، توانایی جذب حمایت خارجی، وحدت فرهنگی و مفهومی، رهبری، استراتژی سیاسی و تاکتیکهای، نحوه زندگی و… . عوامل معنوی قدرت دارای ماهیت روانی هستند(سيمبر،1388: 60).
همچنین افرادی مثل مارتین گلاسنر جغرافیدان سیاسی عوامل قدرت ملی را سرزمین، جمعیت، حکومت(ساختار، كارائي، مردمي بودن، مقبوليت عمومي، كيفيت مديران و رهبران سياسي، سلامت عملكرد، قانونگرائي و غير آن )، اقتصاد، ارتباطات، قوه نظامی، روابط خارجی بیان می نمایند(حافظ نیا، 1389: 69)
محمدرضا حافظ نيا در كتاب قدرت و منافع ملي، مباني و عواملي قدرت ملي را به 9 دسته تقسيم مي كند كه عبارتند از:
عوامل اقتصادي
عوامل جغرافياي طبيعي يا سرزميني شامل
عوامل سياسي
عوامل علمي و تكنولوژيكي
عوامل اجتماعي
عوامل فرهنگي
عوامل نظامي
عوامل فرامرزي
عوامل و سرچشمه هاي فضايي
حافظ نيا عوامل سياسي را شامل كارايي سازمان دولت، رهبري و مديريت سياسي كشور، شكل دولت، امنيت داخلي، سطح بوروكراسي، رابطه و سطح همبستگي ملت و حكومت، مشاركت سياسي مردم معرفي مي نمايد (همان منبع، 1389: 78).
قدرت نزد فوكو شكلي از كنش يا روابط بين مردم است كه هر كنش و واكنشي دست به دست مي شود و هرگز تثبيت شده و پايدار نيست. به نظر او هر رابطه اجتماعي، رابطه قدرت است. بنابراين قدرت محدود به مكان و زمان خاص نيست. رابرت دال، دانشمند علوم سياسي آمريكا در تعريف خود به اين ويژگي مهم قدرت اشاره مي كند كه همه قدرت مبتني بر رابطه است(معمولاً گفته مي شود قدرت رابطه اي است)، به بيان ديگر قدرت در رابطه ميان افراد جامعه وجود دارد نه آنكه با خود افراد عجين شده باشد(لطفي شمامي، 1389: 11).
از جمله مهمترين مواردي كه از آن به عنوان سرچشمه قدرت ملي ياد مي شود؛ مشروعيت نظام، خرد رهبري و يا به عبارتي توان بازيگران سياسي يك كشور مي باشد كه با تكيه بر توانمنديهاي خود مي توانند در عرصه هاي داخلي و بين المللي تأثيرگذار باشند. بنابراين انتخابات مي تواند فرصتي براي مشاركت سياسي مردم جامعه فراهم نمايد تا آنها آگاهانه براي تعيين بازيگران سياسي كشور خود، تصميم گيري نمايند و افراد شايسته اي را براي هدايت جامعه انتخاب كرده و در افزايش قدرت ملي خود نقشي فعال داشته باشند. به عبارتي قدرت ملي را بايد قدرت يك موجود واحد بنام ملت يا كشور دانست كه از سوي برگزيدگان ملت تحت عنوان رهبران سياسي مورد بهره برداري قرار مي گيرد و مهمترين كاركرد آن تضمين تأمين خواستها و تمناهاي ملت يا كشور است(حافظ نيا، 1389: 61). ملت ها آرمان ها و منافع متععدي دارند كه برآورده شدن آنها تابعي از سطح و چگونگي قدرت ملي به ويژه در مقايسه با ساير كشورهاست. اگر كشوري از قدرت ملي بالايي برخوردار باشد مي تواند خواسته هاي خود را بدون مانع تأمين كند(زرقاني، 1388: 111).
2-4- جغرافياي قدرت
اگر بپذيريم كه يكي از عملكردهاي اصلي انتخابات به وجود آوردن دولت هاي قدرتمند است كه به طور گسترده به روند قانون گذاري بپردازند، چنين مي توان استنباط كرد كه چنين حزبي بايد به طور گسترده اي از مبنايي برخوردار گردد كه به نقش آفريني اعضاي آن در بخش هاي مختلف طيف جمعيتي سراسر كشور وابسته باشد. مبناي طبقاتي بسياري از احزاب و انفكاك فضايي اين طبقات باعث مي شود نمايندگي بخش هاي مختلف و متعدد بسيار دشوار گردد(تایلور، 1386: 383).
سياست را روش حل تضاد انسان ها دانسته اند؛ يعني روشي كه جامعه از طريق آن منابع و ارزش ها را مقتدرانه توزيع و تصميمات را اتخاذ مي كند. سياست، اعمال قدرت و نفوذ در جامعه است(راش، 1377: 4). محوريت جستار سياست، قدرت است. قدرت را عموماً توانايي ايجاد تغيير در رفتار ديگران تعريف مي كنند. مقوله قدرت و ابزارهاي بكار گيري آن، ماهيت، كاركرد و قواعد متكثري دارد اين تكثر تابعي از اهداف، آرمان ها، رفتارها، ارزش ها و نيازهاي بازيگران است. از آنجا كه بازيگران و كنشگران همواره در حال تغيير هستند تكثر و تحول، پيامد تبعي مقوله سياست، حكومت و حاكميت خواهد بود. از ديگر سو منشأ بسياري از رفتارهاي انساني، تعارض يا سازگاري منافع يا تمايل به در اختيار داشتن ابزارهاي اعمال قدرت بوده است. از آنجا كه ابزارها و منابع قدرت به طور نابرابر در عرصه فضا پراكنده هستند، برخي مكان هاي جغرافيايي قابليت ها و جذابيت هاي خاصي دارند. از اين رو، وزن و نقش مكان ها در مناسبات قدرت متفاوت است. در واقع وزن و نقش مكان ها تابعي از فرصت ها و محدويت هايي است كه براي گروه هاي انساني ايجاد مي كند. چنين ويژگي هايي در پندار و كردار انسان ها تأثير مي گذارد و به الگو هاي رفتاري آنها جهت مي دهد. رفتار گروهي، بيان كننده تمايل سياسي گروه انساني است كه در مقياس هاي مختلف به صورت مستقيم يا نيابتي اعمال مي شود. گروههاي متشكل انساني در مكان و فضاي جغرافيايي و در هر مقياسي(از محلي تا جهاني) غالباً به صورت نيابتي رفتار سياسي خود را اعمال مي كنند(حافظ نيا، 1385: 156).
2-5- مشارکت
واژه مشارکت كه به شركت كردن در چیزی (همان: 67) تعریف شده است در دو بعد ارشادی و طراحی هدفها و خط مشی‎های سیاسی و جهت بخشیدن، كه سیاست گذاری نامیده می‎شود و نیز اداری، كه متضمن امر و نهی است و دو ركن فرمانبر و فرمانبردار در آن وجود دارد (همان: 5 و 4) به كار می‎رود. آنچه در این نوشته مورد تاكید است بعد سیاسی آن است بعدی كه شیوه دموكراسی، بعنوان یك اصل، مدنظر قرار می‎گیرد. در یك نظام دموكراتیك، به مردم اجازه داده می‎شود در اداره امور شركت كنند (همان: 21) در واقع مردم حاكمان خود را برمی‎گزینند (همان، 23) در چنین سیستمی مشاركت، قوام دموكراسی تلقی می‎شود و آن متضمن ارزیابی خردمندانه درجه دموكراسی تحقق یافته هر جامعه خواهد بود (همان: 28-27)
به تعبیر دیگر در نهاد حكومتی متكی بر دموكراسی، مشا ركت اخلاق واقعی و شكوفای مردم است (عظیمی، 1378 : 64) چرا كه اصولا مشاركت میزان مشروعیت یك نظام سیاسی را تعیین می‎كند. برخی بر این باورند مفهوم توسعه سیاسی امروز بیشتر در قالب گسترش دموكراسی و مشاركت مردمی در مدیریت سیاسی درك می‎شود (فكوهی، 1349 : 21) و تردیدی نیست كه انتخابی بودن نهادهای سیاسی، نظارت مردم بر این نهادها از مكانیسمهای توسعه سیاسی است (همان: 30). اهمیت مشاركت تا حدی است كه در برنامه ریزهای استراتژیك ملی هم توسعه مشاركت قانونمند مردم در فرآیند تصمیم گیری بعنوان راهبرد تلقی می‎شود (برنامه راهبردی، 1379: 25) از آنجا كه استفاده بهینه از ظرفیتهای انسانی در فرآیند توسعه كشور، به توسعه مشاركت تعبیر می‎شود، استدلال چنین است كه به موازات افزایش مشاركت مردم، درجه توسعه نیز افزایش می‎یابد و در واقع دموكراسی با مشاركت مردم آغاز می‎شود (برنامه راهبردی: 44) چنانچه در اصل 56 قانون اساسی ج. ا.ا آمده است ”خدا انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاكم ساخته است، هیچكس نمی‎تواند این حق الهی را از انسان سلب كند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد“. بر این اساس در جای جای این قانون با درج تعابیری چون: ”سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان“ ، ”موفقیت در گرو مشاركت فعال و گسترده تمامی عناصر اجتماع در روند تحول جامعه است“، ”دولت موظف به تهیه امكانات برای مشاركت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش است، امور كشور به اتكای آرای عمومی اداره می‎شود، شوراها اركان تصمیم گیری و اداره امور كشوراند به چشم می‎خورد كه گویای توجه به نقش مردم و مشاركت آنان در اداره جامعه است. با این وصف ابعاد دموكراسی یعنی ژرفای مشاركت كه متضمن مشاركت آگاهانه مردم نهادهای مردمی است؛ پهنا و گستردگی مشاركت كه تعیین كننده درصد و كیفیت شركت كنندگان است و نیز برد مشاركت به معنای مواردی كه رای مردم به آنها تعلق می‎گیرد (كوهن،1973: 44) در جوامع مختلف متفاوت است سه بعد اساسی مشاركت‎اند كه میزان دموكراتیك بودن سیستم سیاسی جامعه‎ای را معین می‎كنند. اینكه در ایران ابعاد مشاركت مردم در چه سطح و اندازه‎ای است نیازمند مطالعات ویژه است.
2-6- مشاركت سياسي
مشارکت سیاسی تابعی از تحولات مختلف سیاسی- اداری، حقوقی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است (سیف زاده،1373: 165). مشارکت در

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع عزت نفس، ارزش ها و نگرش ها، ارتباط مؤثر Next Entries مقاله رایگان درباره مشارکت سیاسی، جامعه شناسی، جامعه شناسی سیاسی