مقاله رایگان درباره زبان فارسی، صادق هدایت، وجود خارجی، ادبیات فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

رفتم، می رفتم توی حیاط زیر آفتاب گرم، چند دقیقه می نشستم و می دیدم آنجا هم نمی شود نوشت. تعطیل می کردم و میگفتم امروز را ولش کن! وقت در اختیار بود اما تمرکز حواس مطلقاً!
در زندان تظاهر به کار ترجمه می کردم اما در عمل هیچ زمانی به فکر ترجمه کردن نیفتاده ام، در حالی که می توانستم ترجمه بکنم. هر وقت کسی به من می گفت بنشین و ترجمه بکن ، می دیدم که خوب من وقتی قلم به دست بگیرم ، می توانم بنویسم ، چرا کاری را ترجمه بکنم که مال کس دیگری است. هنوز هم این فکر در من هست. جز اینکه دیدم دیگر دیر شد و کسی سراغ ترجمه کردن «شوهر آهو خانم» نیامد. من خودم الان مشغول ترجمه این رمان هستم. کار کند پیش می رود ـ با توجه به اینکه الان دید چشم من ضعیف شده و باید با ذره بین و چراغ های مخصوص کار بکنم ـ اما پیش می رود.
«شوهر آهو خانم» اولین کتابم، پس از انتشار با استقبال وسیعی از طرف اشخاص بزرگ و مردم مواجه شد. البته استقبال های دیگری هم از روزنامه ها و مجلات کم مایه تر داشتم. آنها خودشان کتاب را نخوانده بودند و با خواندن نقدهای مثبت دیگران تشویق شده بوند که سراغ من بیایند. بعد از اینکه «شوهر آهو خانم» بیرون آمد و با این استقبال روبه رو شد من رمان «شادکامان دره قره سو» را آماده انتشار کردم.با توجه به استقبال صورت گرفته نسبت به «شوهر آهو خانم» گمان می کردم این اثر حتی با استقبال بهتری مواجه شود اما بعد که درآمد چنین اتفاقی نیفتاد و هیچ کس درباره اش سخنی نگفت. اگر هم یکی دو نفر درباره اش صحبت کردند بیشتر قصد کوبیدنش را داشتند.
شادکامان در سال 45 منتشر شد و پس از آن بود که من 10 سال قلم را کنار گذاشتم. برای اینکه دیدم یا باید جیره خوار دستگاه بشوم و بروم در روزنامه ها و … با آنها همکاری کنم و وقتم را بدهم به آنها یا اینکه بنویسم. و اگر می خواستم بنویسم باید برای زندگی ام پولی می داشتم. این بود که به کار در یک شرکت ژاپنی، که محیط آرام و حقوق مناسبی داشت، پرداختم و تا سال 55 کاری منتشر نکردم.
نکته ای هم هست که تا به حال هیچ جا نگفته ام، چون نمی خواستم از آن سوء استفاده بکنم. من یک بار به خدمت حاج احمد خمینی رفته بودم، ایشان نقل می کردند که امام خمینی، زمانی که در نجف اقامت داشته اند، رمان «شوهر آهو خانم» را خوانده اند. حاج آقا احمد روایت می کردند که خودشان فرصت نکرده اند بیش از 500، 600 صفحه از کتاب را بخوانند اما امام آن را به طور کامل مطالعه فرموده اند. امام در مورد من اینطور نظر داده اند که فلانی آدم بسیار مطلّعی است. به حاج احمد آقا گفتم که من به این نوع موضوع مباهات می کنم و احتمالا وصیت خواهم کرد که حرف های امام درباره «شوهر آهو خانم» را بر سنگ قبرم بنویسند.

بخش سوم :
مختصری از گفته های صاحب نظران
درباره ی «شوهر آهو خانم»
آقای نجف دریابندری در مجل سخن دوره دوازدهم شماره 8 آذر ماه 1340 چنین می نویسد: نویسنده در این داستان از زندگی مردم عادی اجتماع ما، تراژدی عمیقی پدید آورده و صحنه هایی پرداخته است که انسان را به یاد صحنه های آثار «بالزاک» و «تولستوی» می اندازد و این نخستین بار است که یک کتاب فارسی به من جرئت چنین قیاسی را می دهد.
علی محمد افغانی در شوهر آهو خانم نشان می دهد که نویسنده ای است تیزبین که حرکات زن و مرد و کودک و حتی سگ وگربه را به خوبی می بیند از اختلافات آسیابان و نانوا تا دعوای دو هوو و کتک کار ی زن و شوهر، همه رامی تواند چنان توصیف کند که خواننده صحنه را یپش چشم خود مجسم ببیند. از اسرار زنان و عوالم کوکان خبر دارد. در هر گوشه از زندگی می تواند زیبایی را ببیند و آن را به قدرت تمام ستایش کند. آدم های او آدم هایی واقعی هستند که در هر کجای داستان پیدا شوند و گوشه ای از شخصیت آنها بازگو شود، این گوشه با گوشه های دیگر که در جاهای دیگر دیده ایم چنان جفت می شوند که از مجموع آنها آدم کامل و صحیح پدید می آید. بعلاوه او آدم ها را به دو دسته خوب و بد چنانکه شیوه نویسندگان رمانتیک است، تقسیم نمی کند. حتی کسی که مرتکب کاری شبیه به جنایت می شود همچنان انسان باقی می ماند و نویسنده محبت خود را از او دریغ نمی دارد.
آقای دکتر سیروس پرهام در مجله راهنمای کتاب شماره دهم سال چهارم دیماه 1340:
بی گمان، بزرگترین رمان زبان فارسی بوجود آمده و (با قید احتیاط) تواناترین داستان نویس ایرانی، درست همان لحظه ای که انتظارش نمی رفت، پا به میدان نهاده است. رمان «شوهر آهو خانم» علی محمد افغانی ، که نخستین اثر این نویسنده تازه رسیده است، خلاء دیرین رمان فارسی را پر میکند خلاء عمیقی که با وجود چشم هایش بزرگ علوی تا کنون پر نشده بود. اگر م.ا . به آذین رمان خانواده امین زادگان را به پایان می رساند و یا تقی مدرسی سرانجام بر وسواس خود چیره می شد و رمان شهر کلاغان را منتشر می کرد، این افتخار نصیب آنان می گشت. اما علی محمد افغانی با اولین ضربه خودکوهی در دل این دره ژرف فرو ریخته و این شکاف کهن را یکباره پر کرده است.
«شوهر آهو خانم» آئینه تمام نمای اجتماع ما و به حقیقت دایره المعارف عظیمی است از زندگی دورانی که به شتاب سپری می شود. هنر اصلی نویسنده در نحوه نگارش داستان و حتی در تعبیرات بکر و بیشمار و توصیف های گویای او نیست؛ هنر بزرگ وی این است که با آفریدن ده ها انسان حقیقی وبه جنبش در آوردن صدها حادثه واقعی، از یک دوران خاص اجتماعی پرده بر گرفته و سیر واقعی آن را با همه زیر و بم ها و سایه روشن هایش ، پدیدار کرده است. ماجراهای این کتاب سرگذشت یک یا چند تن و حوادث آن وقایع روزانه یک یا چند شهر نیست، بلکه تمامی روزگار و ماجرای زمانه همچون شط پهناوری در آن جاری است و اهمیت این رمان در همین است، در اینکه همچون آئینه چهار بعدی عظیمی خصوصیات برجسته روزگار ما را منعکس ساخته است.
دردها و رنج هایی که زندگی آدم های این سرگذشت را گرانبار کرده است غم ها و افسردگی های انفرادی و خصوصی نیست، مصائب و اندوه چندین نسل از نژاد آدمی و سختی ها و دلهره ها و نامردای های یک دوران است. آدم های بیشمار این رمان شگرف هیچیک ساخته و پرداخته ذهن نویسنده نیستند، همگی وجود خارجی دارند و با همه گوشت و خون و پی خود زنده اند. این جان های پر آشوب چنان با ما آشنا و مأنوس اند که چه بسا آنها را سرسری می گیریم ، چون هیچ چیز غیر عادی و خصوصیات خارق العاده در آن نیست. آهو خانم را می توان در هر خانه این مرز و بوم دید. شوهرش «سید میران»در هر کوچه و بازاری با ما روبرو می شود و همسایه هایشان همسایه دیوار به دیوار ما هستند.
عظمت کار علی محمد افغانی در همین است که یک سنفونی جاویدان، یک ندای پرشور بشری و یک فریاد عالمگیر را از گلوی افراد عادی طنین انداز کرده است. از همه مهمتر اینکه «شوهر آهو خانم» آکنده است از نمونه های واقعی زن ایرانی. برای نخستین بار در ادبیات فارسی بار گرانی را که قرن هاست بر دوش زنان نهاده اند، همه جور و ستم مرد به زن در طول نسل های گذشته، همه مظلومیت و خواری و سرگشتگی این طبقه محروم درد کشیده نمایان گشته و نهفته ترین زاویه های این ننگ بشری بر ملا شده است… قدرت بینش و احاطه او بر روحیات آدمی و رخنه ای که در جان ها کرده است چنانست که گویی نوشته او از درون همان چیزهایی می تراود که وی توصیف می کند. مثل اینکه زندگی ثانوی او در اندرون آدمیان و در کنه حوادث است. همچون نسیمی آرام و سبک بر همه چیز و همه کس می گذرد و رایحه های نهفته و ناشنیده را در خود می کشد و در دور افتاده ترین زوایا و اعماق هستی می پراکند. او را اشراقی بر خاطرهاست که ازحد نویسندگان تردست حرفه ای به دور است. حالتی آمیخته از کشف و الهام و «تله پاتی»، احساسی که هم شاعرانه و هم صوفیانه است، حجابها را از برابر دیدگان وی بر می دارد و آنگاه چیزی که به سیلاب بیشتر شبیه است تا به گردش سنجیده و حساب شده قلم، بر صفحات کاغذ جاری می شود. راست است که سبک نویسندگی کهنه او ، که خواننده را به یاد رمان های «بالزاک» و «استاندال» و «دیکنس» و «ثاکری» و «تولستوی» می اندازد، نظم و سنگینی خاص و حتی خشکیده ای به نثر و انشاء وی داده است، اما این نظم و صلابت نه چندان است که سیلاب اندیشه اش را در خود نگاه دارد و غلیان آن را مانع شود. همچنین سوء تعبیر نشود و گمان نرود که نویسنده در حال جذبه و خلسه افکار خود را بر روی کاغذ آورده است. ولی بی شک همه تسلط و احاطه خود را مدیون مشاهدات عینی خویش است. نیروی او زائیده مشاهده و تجربه و تأمل است. اما دانش عینی و واقع بینانه اش، که به ممارست و فراست فرا آمده چنان قوام گرفته و جا افتاده و چنان پخته شده و تلطیف گشته که گویی یکسره تبخیر و تقطیر شده است. و همه این سیلان و روانی، این انبوهی و فراوانی، از این جاست. و نیز همین است که نویسنده پیام های خود را با حوصله و آرامش کم مانندی در لفافه ی حوادث می پیچد و هیچگاه نظریات خاص و یا انتقادات خود را صریحاً و مستقیماً بیان نمی کند.
آقای دکتر محمد علی اسلامی ندوشن درمجله یغما شماره یازدهم سال چارم بهمن ماه 1340 می نویسد:
پس از خواندن کتاب «شوهر آهو خانم» من چون کسی هستم که خواب شگفت آور خوشی دیده است و نمی تواند از تعریف آن برای دیگران چشم بپوشد. این اثر درست زمانی فرا رسیده است که هیچکس انتظارش را نداشته. در این دوران جنگ و ننگ و در بحبوحه ی خود نمایی این همه ذوق های علیل و قلم های «بنجل» و آلوده، جا دارد که دهن انسان در برابر چنین کتابی از تعجب بازماند . نام علی محمد افغانی که رمان «شوهر آهو خانم» را در 863 صفحه نوشته و به خرج خود نشر داده تا سه ماه پیش به عنوان نویسنده به گوش هیچ کس نخورده بود و اکنون اگر بخواهیم بزرگترین داستان پرداز زبان فارسی را نام ببریم بی گفتگو جز وی کس دیگری نمی تواند بود.
زبان فارسی چون گاو گوساله گمشده ای بود که چندگاهی از شیر دادن باز ایستاده بود و اینک باز چنانکه گوئی بچه اش را دمی در برابرش قرار داده اند، بادیه ای لبریز از شیر سفید کف کرده و گوارا عرضه کرده است… ازهمان صفحه اول کتاب ، لحن تازه کلام و سرشاری و طراوت آن ما را می رباید. فکرها و صحنه های رنگارنگ پشت سر هم می آید بی آنکه بیم آن باشد که ذخیره آنها به پایان رسد . به نظر می آید که نویسنده سال ها پیش از آغاز کردن کتاب، توشه ای هنگفت برای سفری دراز اندوخته است و با اطمینان خاطر روبراه می نهد.
اگر «صادق هدایت» را استثنا کنیم ، دیگر هیچکس را نخواهیم یافت که با آن همه استادی و لطف مثال ها وکنایه های فارسی را به کار برده باشد.«شوهر آهو خانم» خزانه ای است از تمثیل ها و لطیفه ها و اشاره های مذهبی و اساطیری و تاریخی، آنچه مایه تحسین و اعجاب است، نه احاطه او بر این نکات بلکه طرز گنجاندن و به کار بردن آنهاست.
نیروی بینش نویسنده هراس آور است. نگاهش چون نگاه عقاب، نفوذ می کند، تا نهانگاه های جسم و روح فرو می رود و طعمه خود را بر می گیرد. ذهن او بی درنگ آن چه را به چشم دیده است با اجزاء پراکنده یادها و تخیل ها و ادراک ها پیوند می دهد، سپس نوبت به کلمات می رسدتا محصول ذهن را در قالب خود جای دهد.
خلاصه آن که «شوهر آهو خانم» بدون گفتگو در زبان فارسی شاهکاری است. انتشار آن نه تنها از نظر ادبی نوید بخش و شور انگیز و دلگرم کننده است، بلکه از لحاظ تاریخی و اجتماعی نیز در حد خود دلیلی است بر آنکه از ایرانی نباید امید بر گرفت. به رغم تلخکامی ها و فروماندگی ها، به رغم سمومی که در هوا پراکنده است، هنوز ایران می تواند ، درست در لحظه ای که انتظار نمی رود شگفتی هایی از آستین بیرون آورد.
کتاب برگزیده سال (نقل از روزنامه کیهان شماره 5605 چهارشنبه 23 اسفند ماه 1340):
کتابی که اینک به عنوان «داستان برگزیده سال 1340» انتخاب شده است یک رمان بزرگ ایرانی است که چند ماه قبل بدون هیچ گونه سرو صدا و اعلام قبلی توسط

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره صادق هدایت، جنگ جهانی اول، انقلاب اسلامی، پوچ گرایی Next Entries مقاله رایگان درباره زبان فارسی، ادبیات فارسی، جمال زاده، رمان ایرانی