مقاله رایگان درباره رفتار اخلاقی، اخلاق حرفه ای، منابع انسانی، فرهنگ سازمانی

دانلود پایان نامه ارشد

کسانی که مسئولیت ترویج اخلاق در سازمان را به روابط عمومی، معاونت منابع انسانی و یا آموزش سازمان محول می کنند در واقع تصور کاملی از سازمان اخلاقی ندارند؛ تصوری که بر مبنای آن مسئولیت اخلاقی سازی سازمان بر دوش مدیران استراتژیست سازمان قرار می گیرد. (فرامرز قراملکی و همکاران، 1388)
2-1-1-8 اخلاق حرفه ای و سازمان ها
سازمان دارای عملکرد است و زندگی انسان هایی را در محیط درونی و بیرونی خود تحت تأثیر قرار می دهد. سازمان بسیار مؤثرتر از افراد عمل می کند و به همین دلیل می تواند سازنده یا مخرب باشد و حقوق افراد را حفظ و یا پایمال کند. سازمان می تواند عملکرد اخلاقی و یا غیر اخلاقی داشته باشد. پس همان گونه که از اشخاص سخن می رود، از سازمان اخلاقی نیز می توان سخن گفت.
سازمان بیش از فرد در جامعه مؤثر است و عملکرد آن نقش پر دامنه تری در بهبود و تعالی زندگی اجتماعی یا در تخریب و تباهی آن دارد. به همین سبب، سازمان می تواند اخلاقی و یا غیر اخلاقی عمل کند. البته مسئولیت شرعی، حقوقی و کیفری عملکرد غیر اخلاقی سازمان با مدیران آن است. اگر اخلاق سازمان را به اخلاق افراد کاهش ندهیم، کشف می کنیم که رفتار اخلاقی یا غیر اخلاقی سازمان، همانند رفتار افراد، ریشه در خصلت های پایدار و نهادهای نسبتاً ثابت سازمان دارد. به همین دلیل، اخلاقی بودن یا اخلاقی نبودن سازمان مراتب و ابعاد مختلف می یابد. (فرامرز قراملکی و همکاران، 1388)
هر فعالیتی از دو حیث محتاج ارزیابی اخلاقی است: خود اقدام و نحوه ی آن. صدقه دادن اقدام اخلاقی است زیرا عمل خیرخواهانه و نفع رسانی به دیگران به ویژه افراد نیازمند است. اما صدقه دادن شکل های مختلف دارد. به عنوان مثال اعطای تحقیرآمیز صدقه، دادن صدقه همراه با منت، یا توأم با آزار نیازمند، شکل های غیر اخلاقی از عمل اخلاقی اند. در منطق قرآن نیز منت و اذیت موجب ابطال صدقه است. «ای کسانی که ایمان آورده اید صدقات خود را به سبب منت و آزار تباه نسازید» (بقره/264) . امداد و نجات اقدام خیرخواهانه و اخلاقی است اما نحوه ی امداد و شیوه نجات مصدوم می تواند همراه با حریم شکنی و تضییع حقوق مصدوم باشد که در این صورت این روش اقدام غیر اخلاقی است. (فرامرز قراملکی، 1388)
مقایسه تراز سود و زیان شرکت های کسب و کار نشان داد که اخلاق، نقش مهمی در سودآوری سازمان ها دارد. مشتریان شما حتی اگر اخلاقی نباشند، سازمان های اخلاقی را برای معامله برمیگزینند. حمایت های مردمی همیشه از آن سازمان های اخلاقی است.
اخلاقی بودن در گرو پرهیز از رفتارهای خاص و پای بندی به رفتارهای معینی است. فرد اخلاقی نمی تواند هر چه بخواهد بگوید و هر سخنی را به زبان آورد و یا در برابر محرک ها هر واکنشی را نشان دهد بلکه دغدغه اخلاقی او را به آگاهی لحظه ای به واکنش ها و تنظیم رفتار مناسب سوق می دهد: پرهیز از واکنش های هیجانی و پای بندی به واکنش های هوشمندانه و مسئولیت پذیر. مراد از شیوه ی تعامل در سازمان، خصلت های رفتاری سازمان است. به عنوان مثال پیش بینی پذیری خصلت سازمانی است که نقش زیر ساختی برای عملکرد اخلاقی آن دارد.
اخلاق ورزی شخص یا سازمان را بر حسب انگیزه می توان بر دو گونه تقسیم کرد: اخلاق ورزی درونی و اخلاق ورزی بیرونی. اخلاق ورزی بیرونی در واقع پای بندی اخلاق به خاطر منافعی است که از آن حاصل می آید: جذب مشتری،افزایش سود، اعتماد منابع انسانی، در این گونه اخلاق ورزی، انگیزه های سودجویانه و سائقه های بیرونی عامل گرایش به اخلاق می شوند. (فرامرز قراملکی، 1388)
اخلاق ورزی درونی، اخلاق را برای اخلاق و صرفاً بر اساس وظایف انسانی می طلبد. منافع دیگر هدف اخلاق نیستند، هر چند می توانند به منزله ی فایده اخلاق حاصل آیند. اخلاق ورزی درونی حاصل خودانگیختگی فرد یا سازمان است. اخلاقی بودن به این معنا سازمان را در برابر شرایط بحرانی اخلاق ستیز، پایدار می کند. (فرامرز قراملکی، 1388)
انگیزه های درونی اگر با معنویت و قداست سیراب گردد به عشق مبدل می شود و چنین مبنایی اخلاق را به نحو راسخ و مستمر به باروری می رساند. انگیزه های بیرونی به ابراز انگاری در اخلاق می انجامد و سرانجام اخلاق را تباه می سازد. (فرامرز قراملکی، 1388)
بسیاری از افراد بر وظایف اخلاقی خود آگاهند و از انگیزه ی رفتار اخلاقی نیز برخوردارند اما در عمل از رفتار اخلاقی ناتوان می شوند. در خصوص سازمان ها نیز مدیرانی را می شناسیم که با انگیزه ی دینی، خود را موظف به مواجهه ی اخلاقی و ترویج اخلاق در سازمان می یابند اما در عمل از آن ناکام می شوند. برای چنین افرادی توصیه های اخلاقی نه مورد نیاز است و نه مفید، بلکه باید آنان را در کسب مهارت اخلاق ورزی یاری کرد. آنان می خواهند اخلاقی عمل کنند و می دانند کدام رفتار اخلاقی است اما توانایی انجام رفتار اخلاقی را ندارند.
ایرانیان دین اسلام را از صمیم جان برگرفتند و آموزه های اسلامی را سرلوحه ی زندگی خود قرار دادند. اسلام مهم ترین جهت گیری دعوت خود را اخلاق می نامد و این سخن پیامبر اسلام (ص) نشانگر استراتژی اسلام است: «إنی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق/ من برای به سرانجام رساندن مکارم اخلاقی برانگیخته شده ام». اسلام دستورات اخلاقی فراوانی را برای صاحبان حرف و مشاغل دارد. آموزه های قرآن سه بخش عمده دارد و اخلاقیات یکی از این سه بخش است. (فرامرز قراملکی، 1388)
اسلام پس از یافتن زمینه فرهنگی مساعد در ایران سبب شکوفایی تمدن ایران شد. البته تمدن اسلام حوزه های فراتر از ایران دارد و در همه حوزه ها تجارب معرفتی و عملی در اخلاق به ارمغان آورده است. تمدن ایران اسلامی در سده های مختلف تجارب و دانش فراوانی را در خصوص اخلاق حرفه ای و اخلاق در مدیریت دولتی، تجارب و سایر زمینه ها به وجود آورد. میراث علمی سترگی که در تمدن ایران اسلامی در زمینه اخلاق حرفه ای به دست آمده است، یکی از منابع مهم در تدوین سند اخلاقی شرکت ها می تواند باشد. (فرامرز قراملکی، 1388)
خود شناسی از آن جهت اساس اخلاق است که فرد را از واکنش های هیجانی ناکارآمد و مواجهه ی غیر اخلاقی با دیگران باز می دارد. خودشناسی نه تنها با موفقیت نسبت معناداری دارد بلکه با حلم، عفو، صبر، عفت و خویشتنداری نیز نسبت مستقیم دارد. کسانی که از خودشناسی لحظه ای برخوردارند، کمتر به پرخاشگری، ستیز و نزاع می پردازند. (فرامرز قراملکی، 1388)
متخلق بودن مدیران از جهت دیگری نیز اهمیت دارد و آن نقش الگویی و تاثیر تصمیم گیری آنها در سازمان است. مدیران غالباً الگوی کارمندان قرار می گیرند. اخلاق فردی آنها می تواند موجب ترویج اخلاق در فرهنگ سازمانی باشد و رفتارهای غیراخلاقی آنها در زندگی شخصی می تواند سبب ترویج ضد اخلاق در سازمان بشود. به همین دلیل اخلاق ورزی در زندگی شخصی مدیران نقش اساسی در اخلاق حرفه ای دارد.
2-1-1-9 نظریه های دانشمندان درباره اخلاق حرفه ای
جان استوارت میل18 انگلیسی (1873-1806) معتقد است تنها از روی نتایج حاصله است که می توان در مورد درستی یا نادرستی یکی کنش، شناخت حاصل کرد. لذا بر اساس اصول اخلاقی سودمندگرایی میلز19، کنش اخلاقی، کنشی است که نتایج مطلوبی در پی دارد. به این پند معروف اخلاقی توجه کنید: «تا می توانی برای توده بیشتری خوبی کن» . این گفته اخلاقی در راستای فلسفه اخلاقی اکثریت است. اما امروزه هیچ یک از نظرات ذیل مورد پذیرش نمی باشد: اهداف اخلاقی توجیه کننده وسایل غیر اخلاقی اند، و یا وسایل اخلاقی برای توجیه اهداف غیراخلاقی قابل بهره برداری اند! (احمدی و همکاران، 1389)
تری گوپر20، معلم معروف اخلاق دولتی، می گوید: «می توانیم اصولی معین از یک وظیفه را که برایمان حائز اهمیت اند شناسائی و تشخیص دهیم و حتی قادریم نتایج حاصله از آن وظیفه را پیش بینی کنیم، ولی نتیجه چیست؟ به ندرت با خلوص، بر مبنای وظیفه و اصول و به ندرت بر مبنای نتایج رفتار می کنیم» .
2-1-1-10 اخلاق قابل یادگیری است
اکتسابی بودن اخلاق را می توان باور غالب دانست که بر شکل گیری اخلاق از بدو کودکی تأکید دارد. طبق این باور، اخلاق آموختنی نبوده و یا اساساً آموزش یک بزرگسال بی ثمر است. البته چنین نیز استنباط می شود که در صورت تجربه ای سخت و ملالت آور، اخلاق قابل یادگیری است. چنین نگرشی به اخلاق موجب تنزل آن به سطح ارزش ها و تجربیات روزانه افراد در محیط کار شده و قطعاً مانعی در مسیر ورود اخلاق به فرهنگ سازمانی است. (احمدی و همکاران، 1389)
رفتار اخلاقی قابل یادگیری است و با طراحی فرایندهای سازمانی و استراتژی هایی می توان به این یادگیری کمک نمود. ابتکار عمل هایی همچون درج داستان های اخلاقی در خبرنامه ها و آموزش ممکن است به تغییر شکل کارکنان غیر اخلاقی به شهروندان خوب سازمانی نیانجامد ولی قطعاً روند تصمیم گیری که منعکس کننده ارزش ها و اهداف سازمانی است را تسهیل خواهد نمود. در صورت موفقیت آموزش، کارکنان نسبت به گزینه ها آشنا شده و دانش و منابع کافی جهت انتخاب و نحوه ی اجرا خواهند داشت. (احمدی و همکاران،1389)
در آئین مقدس اسلام مسئله ی اخلاق از جمله مسائل مهم دینی به حساب آمده و مورد کمال توجه است. قرآن شریف، تزکیه نفس و تخلق به اخلاق حمیده را عامل رستگاری و راه وصول به سعادت معرفی کرده و فساد اخلاق را منشأ بدبدختی و مایه ی زیان و ضرر شناخته است. (فلسفی، 1385)
قَد اَفلَحَ مَن زَکّیها وَ قَد خابَ مَن دَسّیها .
خداوند در سوره ی شمس پس از یازده سوگند پی در پی خاطر نشان فرموده است که هر کس در تزکیه ی نفس خود بکوشد و ضمیر خویش را از افکار بد و اخلاق ناپسند منزه سازد رستگار و سعادتمند است و آن کس که اندیشه های پلید و خلقیات ناپاک را از صفحه ی خاطر نزداید و دل را به راه فساد و گمراهی سوق دهد بدبخت و زیانکار خواهد بود. (فلسفی، 1385)
پیامبران الهی برای آنکه مردم را انسان بسازند و آنان را با اخلاق انسانی تربیت کنند به فرمان حضرت باریتعالی اساس مکارم اخلاق را در جهان بشر پی ریزی کردند، بنای سجایای انسانی را بنیان نهادند، و کرائم اخلاق را به پیروان خود آموختند. اینان در طول قرن های متمادی یکی پس از دیگری در تحکیم و گسترش آن اساس مقدس کوشیدند، انسانهایی را پرورش دادند، و از مجاهدات خویش نتیج درخشانی به دست آوردند. سرانجام خاتم پیامبران حضرت محمد (ص) به رسالت مبعوث گردید. او مأموریت یافت مکارم اخلاق را به کمال نهائیش برساند، بنائی که رجال الهی پایه گذاری کرده بودند تتمیم کند، و مسلمین را از عالیترین صفات انسانی برخوردار سازد. (فلسفی، 1385)
قالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهِ عَلَیهِ وَ آلِه : اِنَّما بُعِثتُ لِاُتَمِّمَ مَکارِمَ الاَخلاقِ .
رسول اکرم (ص) می فرمود: من از طرف خداوند برانگیخته شدم تا مکارم اخلاق را تتمیم و تکمیل نمایم.
مکارم اخلاق، نشانه ی بزرگواری و کرامت نفس است. مکارم اخلاق مایه ی تعالی معنوی و تکامل روحانی است. در پرتو مکارم اخلاق، آدمی از قیود خودپرستی و خوی حیوانی رهائی می یابد. بر غرائز و تمایلات نفسانی خویش غلبه می کند، دگر دوستی و حس فداکاری در نهادش شکوفا می گردد، انسان بالفعل می شود، و از کمالاتی که لایق مقام انسان است برخوردار خواهد شد. (فلسفی، 1385)
با توجه به اخبار دینی، این مطلب به خوبی روشن می شود که اخلاق در مکتب اسلام، نه فقط نیت و اندیشه ی درونی است و نه تنها عمل و فعالیت بدنی است بلکه یک جریان متصل و ممتدی است که از اندیشه آغاز می شود و به عمل پایان می پذیرد و با تعبیری که در روایات آمده به یک بیان می توان گفت اخلاق، نیت و عمل به هم پیوسته است و به بیان دیگر، اخلاق مجموعه ی اعمال درونی و برونی است. (فلسفی، 1385)
عَنِ النَّبِیِّ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه قالَ: حُسنُ الخُلقِ نِصفُ الدّینِ.
پیغمبر گرامی اسلام فرموده است: نصف دین، اخلاق خوب است.
عَن اَبیعَبدِاللهَ عَلَیهِ السَّلامُ قالَ : اِنَّ حُسنُ الخُلقِ مِنَ الدّینِ.
امام صادق (ع) فرموده: اخلاق خوب از جمله شئون دینی و قسمتی از تعالیم الهی آئین اسلام است.
آئین مقدس اسلام، تربیت اخلاقی و

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره اخلاق حرفه ای، نهی از منکر، امر به معروف، کسب و کار Next Entries مقاله رایگان درباره اخلاق حرفه ای، اخلاق کار، اخلاق کاربردی، مسئولیت پذیری