مقاله رایگان درباره رضایت از زندگی، روابط اجتماعی، هیجانات منفی

دانلود پایان نامه ارشد

صورتي مي توان به عنوان صفت در نظر گرفت كه سه ملاك پايداري زماني، همساني بين موقعيتي، و عليت دروني را دارا باشد(فرانسيس و همكاران،1998). آرگايل و كراسلند96(1987)، نيز شادكامي را وابسته به فراواني و درجه عواطف مثبت يا لذت، سطوح بالاي رضايت در طول زندگي، و نبود احساسات منفي نظير افسردگي و اضطراب دانسته اند(فرانسیس و همکاران، 1998).
روان شناسانی هم چون آرگیل 97(2001)، نیز شادي را ترکیبی از وجود عاطفه مثبت عدم وجود عاطفه منفی و رضایت از زندگی می دانند. سرور 98یکی از سه جزو شادي یا شادکامی است. همان گونه که در تعریف آرگایل مشخص شده است دو بعد دیگر شادي، رضایت از زندگی و فقدان عاطفه منفی است. سرور جنبه هیجانی شادي و رضایت از زندگی جنبۀ شناختی آن می باشد(آرگیل،2001). شادي جنبه اي از عواطف انسانی است که داراي جنبه ها و تجلیات مختلف فردي-اجتماعی، روانی-جسمانی و شناختی-عاطفی می باشد. از آن جا که شادي تأثیر کمی و کیفی زیادي بر زندگی دارد، در فرآیند تحول و توسعه مورد تأکید و توجه قرار گرفته است. هدف از پژوهش هاي مربوط به شادي، بررسی علل شادي و فرآیندهاي مولد آن است، برخی از علل آن نظیر اوقات فراغت، خلق مثبت و حتی عوامل علّی نظیر شخصیت نیز تا حدودي قابل تغییرند. از سوي دیگر، داشتن شادي و خلق خوب پیامدهاي کاربردي و عملی در زندگی و عملکرد شغلی فرد دارد. شادي فعالیت فرد را بر می انگیزد، بر آگاهی او می افزاید، خلاقیت وي را تقویت می کند و روابط اجتماعی وي را تسهیل می نماید، شادي هم چنین مشارکت سیاسی را رونق می بخشد و موجب حفظ سلامتی و طول عمر افراد می شود(وینهوون99،1993). شادي و آرامش روحی زمینه هاي باروري خرد و اندیشه را به وجود می آورد (مظفر،1379).
افراد شاد داراي عزت نفس بالا، روابط دوستانه محکم و اعتقادات مذهبی معنادار هستند (مایرز100،1996). تحقیقات نشان میدهد که شادي صرف نظر از چگونگی کسب آن می تواند سلامتی جسمانی را بهبود بخشد. افرادي که شاد هستند احساس امنیت بیشتري می کنند، آسانتر تصمیم می گیرند، داراي روحیه مشارکتی بیشتري هستند و نسبت به کسانی که با آن ها زندگی می کنند، بیشتر احساس رضایت دارند(مایرز،2002).
به نظر آرجیل مارتین و لو101 ( 1995 )، سه جزء اساسی شادکامی عبارتند از : هیجان مثبت، رضایت اززندگی و نبود هیجانات منفی از جمله افسردگی و اضطراب. او و همکارانش دریافتند که روابط مثبت با دیگران، هدفمند بودن زندگی، رشد شخصی، دوست داشتن دیگران و طبیعت نیز از اجزاء شادکامی هستند. یکی از موضوعات مرتبط با شادکامی، وجود شبکۀ حمایتی است، به این دلیل مایرز و داینر 102(1995)، می گویند وقتی از مردم پرسیده شود که فرد شادکام چه کسی است، در پاسخ به شبکه هاي حمایتی از روابط در یک فرهنگ اشاره می کنند که به تفسیري مثبت و خوش بینانه از رویدادهاي روزمرة زندگی می انجامد. بنابراین، یکی از اجزاي مهم شادکامی، جزء شناختی آن است.
شوارتز و استراك103(1991)، باور دارند که افراد شادکام کسانی هستند که در پردازش اطلاعات سوگیري دارند ؛ یعنی ، اطلاعات را به گونه اي پردازش و تفسیر م یکنند که به خوشحالی آن ها می انجامد. بنابراین، شادکامی مفهومی است که چندین جزء اساسی دارد. نخست آن که جزئی عاطفی و هیجانی دارد که باعث می شود فرد شادکام همواره از نظر خُلقی شاد و خوشحال باشد. دوم آن که جزئی اجتماعی دارد که گسترش روابط اجتماعی را به دنبال دارد. و سوم آنکه جزئی شناختی دارد که موجب می گردد فرد شادکام نوعی تفکر و نوعی پردازش اطلاعات ویژة خود داشته باشد و وقایع روزمره را طوري تعبیر و تفسیر کند که خوشبینی وي را به دنبال داشته باشد.
گوستا و دیگران104(فرانسیس105،1998)، دریافتند که برون گرایی، شادکامی و رضایت از زندگی را براي 13 سال آینده پیش بینی می کند . فرانسیس ، براون، لست و فیلیپچاك106(1998)، مفهوم شادکامی و برون گرایی در نظریۀ آیزینک107 را یکسان می دانند. بنابراین، شادکامی یک ویژگی شخصیتی است که براساس نظریۀ آیزینک، می توان براي آن یک پایۀ زیست شناختی در نظر گرفت. برینر108(1998)،شادکامی را متغیر می داند که پایۀ شخصیتی دارد. او در مطالعۀ بین فرهنگی خود به این نتیجه رسید که در ملت ها و فرهنگ هاي گوناگون، در محیط ها و موقعیت هاي اجتماعی مختلف، مردم درزمینۀ شادکامی با هم متفاوتند و این تفاوت ها پایدار است.
2-2-2-2. تعاریف نظری شادکامی:
شادكامي عبارت است از مقدار ارزش مثبتي كه يك فرد براي خود قائل است. اين سازه دو جنبه دارد، يكي عوامل عاطفي كه نمايان گر تجربه هيجاني شادي، سرخوشي، خشنودي و ساير هيجان هاي مثبت هستند؛ ديگري ارزيابي شناختي رضايت از قلمروهاي مختلف زندگي كه بيانگر شادكامي و بهزيستي رواني است. بررسي هاي طولي نشان مي دهند كه شادكامي بر طول عمر مؤثراست(علی پور و آگاهاریس109،2007).از نظر تئوري عقيده بر اين است كه افراد قادرند شادكامي و خوشبختي شان را با كنترل افكارشان افزايش دهند. براي مثال عقيده به اين كه يك نيرو و هدف ماورايي در جهان وجود دارد، مي تواند منجر به شادكامي افراد شود. بر اساس نتايج برخي مطالعات، بين هوش معنوي و شادكامي رابطه مثبت مشاهده شده است(باقری، اکبرزاده و حاتمی، 2011) بنابراین، فعاليت هايي كه همراه با معنويت هستند از قبيل كمك به ديگران و همدردي، مي توانند موجب شادكامي افراد شوند.
در واقع شادکامی اشاره دارد به این که مردم زندگی خود را چگونه ارزیابی می کنند؟ و شامل متغیرهایی از قبیل رضایت از زندگی، رضایت از وضعیت زناشویی، رضایت از کار، فقدان افسردگی و اضطراب و وجود عواطف و خلقیات مثبت می شود(مظفری، 1382). ارزیابی شخص از خود ممکن است به شکل شناختی باشد، مثلا هنگامی که شخص به طور کلی در مورد رضایت از زندگی خود یا جنبه هایی از زندگی مانند تفریحات به قضاوت آگاهانه می نشیند. ارزیابی شخص ممکن است به شکل عاطفی نیز باشد(تجربه هیجانات و خلقیات خوشایند یا ناخوشایند در مواجه با زندگی خود). بنابراین گفته می شود اگر شخص رضایت از زندگی و غالبا خوشی را تجربه کند و فقط گاه گاهی هیجاناتی مثل غمگینی و خشم را تجربه نماید دارای شادکامی ذهنی بالا خواهد بود و بر عکس اگر از زندگی خود ناراضی است و خوشی و علاقه کمی را تجربه نماید بر هیجانات پیوسته منفی مثل خشم و اضطراب را تجربه نماید دارای شادکامی پایین است(مظفری، 1382).
چند ویژگی اساسی از نظر دینر(1984)، در مطالعه شادکامی به دست آمد که عبارتند از:1) کل دامنه بهزیستی از زجر و عذاب تا وجد و شعف را در بر می گیرد و صرفا حالات نامطلوبی مثل افسردگی یا ناامیدی محدود نمی شود. بنابراین حوزه شادکامی صرفا شامل حالات نامطلوب نمی شود که توسط روان شناسان بالینی مورد اقبال قرار گرفته است. به عبارتی دیگر حوزه شادکامی صرفا مطالعه افسردگی و اضطراب ختم نمی شود بلکه عواملی که تا اندازه ای افرد شاد را از افراد شاد متوسط و از افراد فوق العاده شاد متمایز می کند را در بر می گیرد.
شادکامی بر حسب تجربه درونی هر شخص تعریف شده است و موقعی که صحبت از ارزیابی شادکامی است چارچوب داوری خارجی تحمیل نمی شود به عبارتی، برای توصیف میزان شادکامی هر کس باید درون پوست وی رفت (میرز و دینر110، 1995). با این که بسیاری از ملاک های بهداشت روانی از بیرون توسط محققین و درمانگران دیکته می شود(مثلا پختگی، خود مختاری، واقع بینی)، شادکامی از دیدگاه خود شخص ارزیابی می شود. اگر شخص فکر می کند که زندگیش خوب پیش می رود بنابراین درون این چارچوب زندگی او خوب پیش می رود. این ویژگی، شادکامی را از روان شناسی بالینی سنتی فراتر می برد، زیرا در این حوزه بر ادراکات افراد از زندگی خود وزن و بها داده می شود. پس در حوزه شادکامی دیدگاه شخص در مورد بهزیستی اش از اهمیت برجسته ای برخوردار است. ویژگی نهایی شادکامی این است که این سازه صرفا به خلقیات زودگذر نمی پردازد بلکه بر حالات بلندمدت تر تکیه دارد(میرز و دینر،1995).

2-2-2-3. شادکامی، ساختار و مؤلفه ها:
شادکامی پدیده ای است که شامل مقوله های گسترده ای از قبیل پاسخ های هیجانی، حوزه های رضایت و قضاوت های کلی از زندگی می شود. شادکامی سه مؤلفه ی اولیه دارد: رضایت از زندگی، عاطفه خوشایند و عاطفه ناخوشایند. هر یک از این سه مؤلفه ی مهم می تواند به نوبت به تقسیمات فرعی تجزیه شود. رضایت کلی می تواند به رضایت از حوزه های گوناگون زندگی از قبیل تفریحات، عشق، ازدواج، دوستان و … تقسیم شود و هر کدام از این حوزه ها را می توان به رخساره های ریزتر تقسیم نمود. عاطفه خوشایند می تواند به هیجانات ویژه ای از قبیل لذت، محبت و غرور تقسیم شود و بالاخره عاطفه ناخوشایند می تواند به هیجانات و خلقیات ویژه ای از قبیل شرم، گناه، غمگینی، خشم و اضطراب مجزا شود(دینر، بیسواس- دینر111،2000). هریک از این تقسیمات می توانند به تقسیمات جزیی تری نیز بینجامند(بعضی از این رخساره های شادکامی در جدول 2-1 دیده می شوند).
جدول2-1 مؤلفه های شادکامی(دینر،سو، لوکاس و اسمیت،1999)
خلقیات و هیجانات که روی هم عاطفه نامیده می شوند نشان دهنده ارزیابی های جاری شخص از رویدادهایی است که در زندگی وی اتفاق می افتد. برادبورن112 و کاپلوویتز113(1965)، اولین بار مطرح کردند که عاطفه خوشایند و عاطفه ناخوشایند دو عامل مستقل114 هستند و باید به طور مجزا اندازه گیری شوند.با این که وجود استقلال بین عاطفه خوشایند و عاطفه ناخوشایند در سطح کوتاه مدت و زودگذر هنوز بحث انگیز است، تفکیک پذیری ابعاد عاطفی بلندمدت کمتر مورد اختلاف بوده است. دینر و ایمونز115(1984)، دریافتند که عاطفه خوشایند و عاطفه ناخوشایند همسو با افزایش چارچوب زمانی به طور رو به تزایدی تفکیک پذیرتر می شوند. دینر، اسمیت116 و فوجیتا117(1995)، طی مدلی نشان دادند که این دو ساختار به واسطه همبستگی متوسط معکوس به طور واضحی مجزا هستند. بسته به اهداف تحقیق، شادکامی می تواند در سطح کلی یا در سطح جزیی ارزیابی شود. یک توجیه برای مطالعه سطوح کلی تر(ونه مفاهیم ریزتر) این است که سطوح ریزتر تمایل به وقوع همزمان دارند. به عبارت دیگر، این تمایل در بین افراد وجود دارد که سطوح مشابه بهزیستی را در طی جنبه های متفاوت زندگی خود تجربه کنند. و مطالعه سطوح کلی می تواند به ما در فهم تأثیرات کلی بر شادکامی که مسبب این کوواریانس ها هستند کمک کند، و یک توجیه برای مطالعه سطوح ریزتر شادکامی این است که ما می توانیم فهم بیشتری از شرایط ویژه ای که ممکن است بهزیستی را در حوزه های خاص تحت تأثیر قرار دهند به دست آوریم. وانگهی، انواع ریزتر شادکامی اغلب به متغیرهای سببی حساس تر هستند(دینر، سو و اوایشی118،1997).
2-2-2-4. شادکامی و رویدادهای زندگی119
علی رغم ادعای ستاره شناسان، روان شناسان به طور زیرکانه ای از توانایی محدودشان برای پیش بینی و کنترل رخدادهای زندگی آگاه هستند. در عوض روان شناسان بر پیامدهای روان شناختی رویدادهای زندگی و این که افراد چگونه با استرس های ناشی از این شوک های برونزاد کنار می آیندتمرکز می کنند. حجم وسیعی از تحقیقات در دو دهه گذشته براساس این فرض بود که تجربیات و حوادث عمده زندگی، شادکامی انسان را تحت تاثیر قرار می دهد. اما نحوه تاثیر حوادث زندگی بسیار مجادله برانگیز بوده است(هیدی و ویرینگ120،1989). به خصوص حوادث منفی زندگی به واسطه تاثیر بالقوه تهدید آمیزشان بر بهزیستی شخص توجه زیادی را به خود معطوف کرده است(سو، دینر و فوجیتا121،1996).
هرچند مطالعات اخیر نشان داده که اغلب مردم شاد هستند(دینر و دینر،1996)، و هیجانات مثبت را هنجاری تر از هیجانات منفی مورد ملاحظه قرار داده اند(سومرس122،1984). محدوده ای که رویدادهای زندگی بر سطوح شادکامی افراد تاثیر می گذارد به طور کامل فهمیده نشده است. برای مثال اثرات شرایط عینی زندگی مثل درآمد(دینر، ساندویک،سیدلیتز و دینر123،1993)، بهداشت، مدت تحصیلات(دینر،1984) و جذابیت جسمانی بر شادکامی افراد اغلب کوچک یافت شده اند. به همین نحو یافته های کمپل، کنورس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره شهر سبزوار، بخش صنعت و معدن Next Entries پایان نامه ارشد درباره شهر سبزوار، سلسله مراتب، استان خراسان