مقاله رایگان درباره خودکارآمدی، پیشرفت تحصیلی، یشرفت تحصیلی

دانلود پایان نامه ارشد

باشد. از سوی دیگر چون ابعاد جسمی، شناختی، روانی و اجتماعی رشد با یکدیگر ارتباط متقابل دارد و در واقع رویدادی که در یکی از زمینه های رشد اتفاق می افتد تا اندازه ی زیادی به رویدادهایی وابسته است که در زمینه های دیگر رخ می دهد(وندرزندن176،1384). در این زمینه سازی باید به کلیه ابعاد رشد، به صورت متوازن توجه شود. بر این اساس امروزه در بررسی موفقیت دانش آموزان در مدرسه تنها به پیشرفت تحصیلی به عنوان یک عملکرد شناختی توجه نمی شود، بلکه موفقیت در مدرسه شامل رشد بهینه تمام ابعاد شناختی، هیجانی، اجتماعی، رفتاری و زیستی است. در نظام آموزشی ایران نیز با گنجاندن اهداف، اعتقدی، اخلاقی، علمی –اموزشی، فرهنگی-هنری، اجتماعی، زیستی، سیاسی و اقتصادی در اهداف کلی نظام آموزش و پرورش(1381)، دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش) بر جهت دهی به رشد همه جانبه دانش آموزان تأکید شده است. از سوی دیگر مدرسه باید امکان و فرصت رشد همه جانبه را برای کلیه مخاطبان، صرف نظر از جنسیت، قومیت و نژاد آن ها فراهم آورد. افراد انسانی ممکن است از نظر استعدادها و ویژگی های خود با یکدیگر تا اندازه ای تفاوت داشته باشند، اما هیچ گونه الگوی متفاوت مهمی وجود ندارد که دو جنس را از هم متمایز کند، لذا زنان و مردان باید از یک قدرت برابر برای برآوردن نیاز به تحقق نفس بهره مند باشند(رتیزر177،1374). براین اساس یکی از شاخص های مهم کارآمدی نظام های آموزشی فرهم کردن فرصت های برابر برای موفقیت و رشد در ابعاد شناختی، انگیزشی و هیجانی برای دختران و پسران است.
همان طور که ذکر شد، پیشرفت تحصیلی تنها نشانه موفقیت دانش اموزان در مدرسه نیست، اما در ارزیابی این موفقیت شاخصی مهم به شمار می رود. عوامل بسیاری بر پیشرفت تحصیلی دانش اموزان تأثیر دارند. عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی را می توان به عوامل فردی178 و بافتی179 تقسیم کرد.عوامل فردی عبارت است از عوامل انگیزشی، شناختی، ادراک ها و باورهای دانش اموزان که می تواند با عملکرد تحصیلی آن ها رابطه داشته باشد. عوامل بافتی نیز می تواند به خانواده، مدرسه و همسالان مرتبط باشد(ظهره وند، 1389).
از سوی دیگر، تفکیک عوامل شناختی، انگیزشی و ادراکی در بررسی عوامل مؤثر بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی کمترمورد نظر است، بلکه بیشتر به تعامل عوامل انگیزشی، شناختی و ادراکی بر عملکرد تأکید می شود. از سوی دیگر بر نقش عوامل بافتی در متغیرهای انگیزشی، شناختی و ادراکی تأکید می شود. این موضوع به ویژه در رویکرد شناختی- اجتماعی به یادگیری مشهود است(ظهره وند، 1389).
در رویکرد شناختی- اجتماعی مفهوم خود180 یعنی دانشی که فرد از خود دارد، یا نظریه ای که فرد از خود به عنوان یک تجربه گر و دارای کارکرد دارد. مفهوم خود عنصری کلیدی است که در یک پارچه کردن عملکرد انسان نقشی مهم دارد(کدیور،1382). مفهوم خود هم چنین بین درون و محیط بیرونی(بافت) نقشی واسطه ای ایفا می کند که هم می تواند زمینه موفقیت فرد را فراهم کند و هم می تواند به وسیله عوامل بیرونی متأثر شود و در واقع نقش تعیین کننده عوامل بافتی در شکل گیری مفهوم خود افراد، تردیدناپذیر است، هم چنان که کولی(1920)، خود را محصولی اجتماعی می داند که از خلال اخذ دیدگاه دیگری شکل می گیرد(محسنی،1375). به عبارت دیگر خودبازتابی از نگرش دیگران درباره خویشتن است. شیولسون و بولس181(1982)، معتقد هستند که باورهای مفهوم خود مجموعه ای از ادراک های خود هستند که از ورای تجربه ها و تفسیرهای محیطی شکل می گیرند و به شدت تحت تأثیر تقویت ها و ارزیابی هایی قرار دارند که به وسیله افراد مهم انجام می شوند(ظهره وند، 1389).
در بررسی مفهوم خود مدل های نظری مختلفی مطرح شده است، از جمله شیولسون و همکاران الگوی سلسله مراتبی چند وجهی از مفهوم خود ارئه کرده است. در رأس این الگو مفهوم خود کلی قرار دارد که به دو بعد، مفهوم خود تحصیلی و مفهوم خود غیرتحصیلی تقسیم شده است. مفهوم خود تحصیلی حوزه هایی چون علوم، ریاضیات، تاریخ و ادبیات دارد و مفهوم خود غیر تحصیلی نیز حوزه های مفهوم خود اجتماعی، خود عاطفی و خود جسمی را شامل می شود. مارش182(1997)، در پژوهش های خود از مفهوم چند وجهی شیولسون حمایت کرد که درباره این مدل ریوسک183 (1981)، و مارش تجدید نظر کردند. بعدها این الگو به مدل شیولسون-مارش، تغییر نام داد. پژوهش ها نشان می دهد، بین مفهوم خود و پیشرفت تحصیلی همبستگی 4/0 تا 6/0 وجود دارد(محمدزاده،1374؛ شعبانی،1380 و کریم زاده،1380). بر این اساس دانش آموزانی که در مدرسه موفق هستند، مفهوم خود مثبتب را پرورش می دهند و مفهوم خود مثبت رشد یافته، افزایش پیشرفت در عملکرد مدرسه را باعث می شود(ظهره وند، 1389).
بررسی های انجام شده(مارش،1997)، درباره مفهوم خود و اثرات جنسیت بر آن نیز، نتایج متفاوتی را نشان داده است. در هیچ سنتی شواهدی برای وجود تفاوت های جنسیتی در مفهوم خود کلی به دست نیامده است، اما درباره اجزای اختصاصی مفهوم خود تفاوت هایی مشاهده شده است. بررسی خودپنداره دانش آموزان دختر و پسر ایرانی نیز نشان داد که بین خودپنداره آن ها تفاوت معنادار وجود ندارد(حجازی،1380؛ محمدزاده،1374 و شعبانی،1380)، اما از آن جا که خود، محصولی اجتماعی است و دیدگاه دیگران در شکل گیری آن نقشی اساسی دارد، گیلیگان184(1993)، معتقد است برای دختران، در توسعه اعتماد به خود، دیگران نقشی اساسی و مؤثر دارند. بنابراین، آن ها نسبت به بازخوردهای محیطی حساس تر از پسران هستند.
خودکارآمدی نیز اگر چه به عنوان بخشی از مفهوم خود تلقی می شود، اما پدیده ای متفاوت از مفهوم خود را بازنمایی می کند. خودکارآمدی، قضاوت افراد از توانایی های خود را شامل می شود، مبنی بر این که این قضاوت و باورها چگونه می توانند فرد را در به اتمام رساندن تکلیفی خاص یاری رسانند(بندورا،1993، 2000). باورهای خودکارآمدی بر این که چگونه افراد احساس و فکر می کنند، چگونه خود را برمی انگیزانند و چگونه رفتار می کنند، تأثیر می گذارد. انتظارهای ویژه خودکارآمدی نسبت به سایر انتظارها در انگیزش و عمل انسان نقشی حیاتی تر ایفا می کند(بندورا،1993).اگر چه منابع اولیه خودکارآمدی متمرکز در خانه است، اما مدرسه نیز از روش های مختلف می تواند بر خودکارآمدی دانش اموزآن تأثیر گذارد.باورهای خودکارآمدی با افزایش دوره های تحصیلی در مدرسه کاهش می یابد(پاجاریس،2000). بندورا براساس پژوهش های انجام شده دریافت که عوامل مختلفی چون رقابت های وسیع در مدرسه، ارزشیابی های هنجارمرجع، توجه کمتر معلم به پیشرفت دانش آموزان، فشارهای روانی مرتبط با فعالیت مدرسه، می توانند توجیه کننده کاهش خودکارآمدی دانش آموزان باشند.
زیمرمن و پونز185(1992)، نیز با استفاده از تحلیل مسیر نشان دادند، خودکارآمدی بر پیشرفت تحصیلی به صورت مستقیم اثر گذاشته است. خودکارآمدی تحصیلی هم چنین با نتایج تحصیلی مثل نمره های امتحانات و انگیزش آن ها همبستگی دارد(پاجاریس،2000)، و قدرت پیش بینی کنندگی پیشرفت تحصیلی را نیز دارد(کریم زاده،1380).
2-2-4-7 نقش والدین در موفقیت‌های تحصیلی و رفتاری فرزندان
خانواده اولین پایه گذار شخصیت و ارزش ها و معیارهای فکری است که نقش مهمی در تعیین سرنوشت و سبک و خط مشی زندگی آینده فرد دارد و اخلاق و صحت و سلامت روانی فرد تا حدود بسیار در گرو آن است. واکنش افراد در دوران کودکی نسبت به محیط خود بالطبع تحت تأثیر موازین اجتماعی و فرهنگی گروهی است که در میان آن بزرگ شده است(احدی و جمهری،1386). بنابراین حفظ ارتباط مثبت بین والدین و کودک می تواند انگیزه وی را در مورد آن چه به موفقیت تحصیلی اش مربوط می شود افزایش دهد(شاملو، 1386).
وولفوک186(2006)، هدف از تمام فعالیت های تحصیلی را یادگیری و کسب مهارت های آکادمیک می داند و معتقد است هنگامی که دانش آموزان یاد می گیرند و بر مهارت ها، مفاهیم و دانش هایی که به آن ها آموزش داده می شود تسلط پیدا می کنند، به موفقیت تحصیلی رسیده اند.از طرفی نقش و جایگاه مدرسه به‌عنوان مهمترین شاخص جهت آموزش و پرورش و موفقیت دانش‌آموزان انکار ناپذیر و حیاتی است. اما نمی‌توان جایگاه والدین و ضرورت مشارکت آن ها در آموزش و پرورش و موفقیت کودکان را نیز نادیده گرفت؛ نقشی حیاتی و تأثیر‌گذار که بی‌شک بدون مشارکت والدین بخشی از اهداف آموزشی و پرورشی ناکام مانده و کودکان نیمی از آموزش‌های لازم را دریافت نمی‌کنند(شاملو، 1386).
پژوهش‌ها نشان می‌دهد دانش‌آموزان 70درصد از زمان مفید خود را خارج از منزل و عمدتاً در مدرسه و یا در مراکز آموزشی- تفریحی می‌گذرانند که این رقم خود به تنهایی گویای اهمیت برنامه‌ریزی درست برای آموزش و پرورش دانش‌آموزان است. یکی از نکاتی که بسیاری از پژوهشگران علوم تربیتی بر آن اتّفاق نظر دارند، آموزش بر مبنای برنامه‌ریزی صحیح و از سنّ پایین است. از طرفی بخش عمده‌ای از آموزش نیز در منزل به اجرا در می‌آید؛ به عبارتی والدین خواسته یا ناخواسته تکمیل کننده و یا مختل کننده آموزش‌های ارائه شده در مدرسه هستند، بنابراین والدین نیز به همان اندازه و یا شاید در مواردی بیشتر از اولیاء مدرسه در آموزش و پرورش فرزندان دخیل هستند و این یکی از دلایل و لزوم تسلّط والدین بر مسائل درسی و لزوم ارتباط مستمر آنها با مدرسه فرزندشان است(شاملو، 1386).

2-3. بررسی پیشینه مطالعاتی
2-3-1. پژوهش های انجام شده در خارج کشور
– تحقیقات مه یرز187(2001) و پترسون188(2000)، بیانگر آن است که شادکامی در بهبود و افزایش سلامت روانی و عملکرد نقش موثری دارد و باعث احساس امنیت و رضایت در زندگی و روحیه مشارکتی بالاتر می گردد.
– لیوبومیرسکی، شلدون و شید189(2005)، اعتقاد دارند که هر فرد الگویی برای شادکامی دارد که باعث می شود اتفاقات را به گونه ای تفسیر کنند که به حفظ و افزایش شادی کمک کرده و به زندگی معنا می بخشد و احساس ارزشمند بودن می نماید.
– پترسون(2000)، در تحقیقات خود به این نتیجه دست یافت که افراد شاد تمایل دارند خود و دیگران را مثبت ببینند و وقایع را مثبت تفسیر نمایند. آن ها به شکست زیاد فکر نمی کنند و از فرصت هایی که به دست می آورند تصمیمات منطقی و درست می گیرند و خوش بینی واقع بینانه به وقایع دارند.
– تلول، لان و وتسون190(2007)، در پژوهشی نشان دادند که حالات خلقی مثبت، خودکارآمدی و اهداف مرتبط با خود، 20درصد واریانس عملکرد تحصیلی را پیش بینی می کنند.
– نتایج پژوهش بینایت و بندورا191( 2004) و سولبرگ و توریس192(2001) نشان داد که دانشجویان با خودکارآمدی تحصیلی بالا، در مواجهه با فشارهای تحصیلی آشفته نمی شوند و به تکلیف سخت به گونه ای چالش آمیز نگاه می کنند، در نتیجه عملکردشان آسیب کمتری می بیند و سطح فشار تحصیلی شان کاهش یافته و از سلامت روانی-جسمانی بهتری برخوردارند.
– الکساندر، کرر و شونن فوگل193(1995)، به این نتیجه رسیدند که دانش آموزان تیز هوش نسبت به دانش آموزان عادی باورهای خودکارامدی بیشتری داشته و از راهبرد های خودگردانی بیشتر استفاده می کتتد.
– کارول و همکاران194(2009)، با بررسی دانش آموزان دریافتند که خودکارآمدی با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت معنی داری به دست آوردند.
– ایبانز، کوپرمن، جوذکویس و پرلیا195(2004)، در تحقیق خود با عنوان رابطه بین درگیری در امور تحصیلی با پیشرفت های آکادمیکی به این نتیجه دست یافتند که درگیری والدین در امور تحصیلی تاثیر روشن و قاطعی در سطح عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارا می باشد.
– بونکت و گومز196(2003)، در تحقیق خود به این نتایج دست یافتند که رهبری های روشن در تحصیلات آکادمیکی و پیشرفت های آکادمی بیشتر به کمک ها و تمرکز والدین در امور تحصیلی در مدارس بر می گردد.
– میرانده و انریوز197(1979)، در تحقیقات خود به این نتایج دست یافتند که درگیری والدین در امور تحصیلی برای پیشرفت های آکادمیک دانش آموزان بسیار با اهمیت است.

2-3-2. پژوهش های انجام شده در ایران
– رئیسی و همکاران(1392)، در تحقیقی با عنوان “

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره پیشرفت تحصیلی، یشرفت تحصیلی، موفقیت تحصیلی Next Entries مقاله رایگان درباره خودکارآمدی، یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی