مقاله رایگان درباره خودکارآمدی، فیزیولوژی، منابع اطلاعاتی

دانلود پایان نامه ارشد

توفيق در اجتماعي شدن، مستلزم آن است كه به تدريج كنترل‌هاي بيروني جانشين كنترل‌هاي دروني گردند. با دروني شدن كنترل‌هاي بيروني، فرد به توانايي خود تنظيمي دست مي‌يابد و كنترل رفتارهاي خود را بر عهده مي‌گيرد. از اين رو، بندورا معتقد است كه تصوير انسان، در نظريه‌هايي كه رفتار او را فقط با كمك پاداش و تنبيه‌هاي بيروني توصيف مي‌كنند، به صورت ناقص و محدود ترسيم شده است. انسان داراي توانايي‌هايي در خودتنظيم‌گري است كه به او امكان ‌مي‌دهد روي افكار، احساسات و اعمال خود، به وسيله‌ي نتايجي كه اعمال او در پي دارند، كنترل داشته باشد(لارسن36، 2009).امروزه شيوه‌هاي خودتنظيمي كه بر شناخت متمركز شده است، يكي از راه‌هايي است كه افراد مي‌توانند، براي كنترل رفتار از آن استفاده كنند. آموزش خودتنظيمي بر اساس كار ويگوتسكي37 و لوريا38 استوار است. لوريا دريافت كه كودكان در جريان رشد به تدريج مي‌توانند با استفاده از آموزش‌هاي خودتنظيمي، رفتار خود را كنترل كنند. ويگوتسكي، پيشرفت از «گفتار آشكار» به «گفتگوي دروني شده» را يادآوري كرده است. او به «گفتگو با خود» از اين جهت اهميت مي‌دهد كه به وسيله‌ي آن‌، فرد رفتار خود را تنظيم مي‌كند(كديور، 1381).
علاوه بر مفهوم خودتنظيمي كه نقش عمده‌اي در نظريه‌ي بندورا دارد، مفهوم اصلي نظريه‌ي وي در مفهوم خودكارامدي تجلي مي‌يابد. خودكارامدي، ارزيابي فرد از توانايي خود در انجام يك تكليف است. خودكارامدي، به باورهاي شخصي درباره ظرفيت‌هاي خود با يادگرفتن يا انجام فعاليت‌ها در سطح معين اشاره دارد. به نظر بندورا، اين كه افراد چگونه رفتار مي‌كنند، بيشتر به واسطه باورهايشان درباره توانايي خود در آن حيطه و تأثير اين باورها در گرايش آن ها به استفاده از دانش و مهارت‌هاي قبلي براي انجام آن عمل دارد، بستگي دارد(سالكايند، 2008).
بندورا(1997)، اعتقاد دارد كه ارزيابي‌هاي خودكارآمدي، تأثير عميقي بر سطح انگيزش ما دارد. وقتي اعتقاد داشته باشيم كه در تكاليف به خوبي عمل مي‌كنيم، با وجود مكث‌هاي موقت روي آن ها، سخت‌تر و با پشتكار بيشتر كار مي‌كنيم. هنگامي كه به توانايي‌هايمان شك مي‌كنيم با انرژي كمتر كار مي‌كنيم که احتمال بيشتري وجود دارد، هنگام روبرو شدن با اولين مشكل، آن را رها سازيم. به عبارت دیگر در چارچوب نظریه ی خودکارآمدی(بندورا،1993)، چنین بیان می شود که افراد با باورهای قوی به توانایی های خود نسبت به افرادی که به توانایی های خود تردید دارند، در انجام تکالیف کوشش و پافشاری بیشتری از خود نشان می دهند و در نتیجه عملکرد آن ها در انجام تکالیف بهتر است(عبدی نیا، 1377).
بندورا به تدريج بر اهميت ادراك فرد از خودكارامدي به عنوان ميانجي شناختي عمل انسان تأكيد مي‌كند و اين باورها را پيش‌بيني‌كننده‌هاي م‍ؤثر در رفتار ما مي‌شناسد. وقتي انسان در حال بررسي عمل است و يا آن كه به آن مشغول است، قضاوت‌هايي نيز از توانايي خود در انجام دادن وظايف گوناگون و شرايط آنها به عمل مي‌آورد. هر فرد، معيارها و هدف‌هايي براي خود تعيين مي‌كند كه طولاني مدت يا كوتاه مدت و سهل‌الوصول است. همچنين، او در مورد توانايي انجام دادن تكاليف لازم براي دستيابي اين هدف‌ها نيز قضاوت مي‌كند. اگر چه انسان تحت تأثير موقعيت‌ها قرار دارد، به دليل تعيين هدف براي خود و قضاوت درباره خودكارامدي و خودسنجي، موجودي فعال است(راوندي، 1386).
اهميت خودكارآمدي در يك آزمايش به وسيله كولينز39 (2004)، نشان داده شده است. كولينز كودكان را بر اساس سطح توانايي آن ها در رياضيات، به دو گروه تقسيم كرد. همچنين عقيده كودكان را در مورد توانايي‌هايشان جويا شد. سپس به همه كودكان تعدادي مسئله مشكل داد. همان طور كه انتظار مي‌رفت، كودكان داراي توانايي بالا، نسبت به گروه داراي توانايي پايين، بهتر عمل كردند. اما تصور آن ها از خودكارآمدي خويش نيز در اين امرتأثير داشت. در بين هريك از گروه‌ها، كه توانايي‌هاي مختلفي داشتند، كودكاني كه اعتقاد داشتند در رياضيات خوب هستند، مسائل بيشتري را حل كردند، با پشتكار و اشتياق بيشتري روي مسائلي كه نتوانسته بودند حل كنند، كار مي‌كردند ونگرش مثبت‌تري نسبت به رياضيات از خود نشان مي‌دادند(راوندي، 1386). البته اين امكان وجود دارد كه فرد، توانايي خود را كمتر از حد معمول، تخمين بزند. اين موضوع به ويژه هنگامي كه احتمال آسيب جسماني وجود داشته باشد، صادق است. اگر ما توانايي خود را در ورزشي مانند اسكي بالا تخمين بزنيم، در يك سراشيبي زمين مي‌خوريم. به شدت آسيب مي‌بينيم. با اين وصف، بندورا به طور كلي معتقد است كه خوب است ما استعدادهاي خود را بالا تخمين بزنيم و معتقد باشيم كه موفق مي‌شويم، زيرا زندگي با مشكلات، ناملايمات، شكست‌ها، موانع و بي‌عدالتي همراه است. بنابراين، خودكارآمدي خوش‌بينانه، سودمند است. افراد پرتلاش، آن قدر در خود احساس نيرومندي مي‌كنند كه قادرند تلاش فوق‌العاده‌اي از خود نشان دهند و شكست‌هاي زيادي را كه به آنها دچار مي‌شوند، تحمل كنند(بندورا، 1997).
هم چنین به اعتقاد شولتز(1990)، افرادی که میزان حس خودکارآمدی آن ها ضعیف است توانایی لازم را در اعمال هر گونه نفوذ و تأثیر بر رخدادها و شرایطی که آنان را تحت تأثیر قرار می دهد، ندارند. در نتیجه آنان معتقدند که هرگونه سعی و تلاش بیهوده و بی ثمر است و جای شگفتی نیست که آن ها اندوه و نگرانی زیادی داشته باشند. در نتیجه احتمال این که این افراد انتظارات ضعیفی کسب کرده و حس خودکارآمدی شان کاهش یابد، وجود دارد. در مقابل افرادی که از حس خودکارآمدی بالایی برخوردار هستند تمایل دارند هر چه بیشتر خودشان را با تکالیف مورد نظر درگیر نمایند. هنگام رو به رو شدن با مشکل زمان زیادی مقاومت می کنند و دوست دارند تکلیفی که به آن ها واگذار می شود به طور شایسته انجام دهند و برای رسیدن به هدف هر زمان که نیاز باشد راهکارهای خود را تغییر دهند(فراهانی، 1378).
2-2-1-6 ابعاد خودكارآمدي
2-2-1-6-1 خودكارآمدي براي عملكرد
هنگامي كه افراد با حوزه‌هاي يك فعاليت يا تكليف آشنايي دارند، احتمالاً باورهاي خودكارامدي خود را كه منتبع از تجارب قبلي آنان در زمينه تكليف يا فعاليت مشابه مي‌باشد، فرا مي‌خوانند. در اين موارد، قضاوت‌هاي خودكارامدي، «خودكارامدي براي عملكرد» ناميده مي‌شود، زيرا باورهاي خوداكارآمدي مستقيماً با عملكردي كه افراد مدنظر دارند، هماهنگ مي‌باشند(راوندي، 1386).

2-2-1-6-2 خودكارآمدي براي يادگيري
زماني كه افراد با فعاليت يا موقعيتي روبه رو مي‌شوند كه نسبت به آن آشنايي ندارند، دقيقاًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًًً نسبت به مهارت‌ها يا قابليت‌هاي مورد نياز آگاهي نداشته و كارامدي آنان نمي‌تواند مبتني بر تجارب قبلي آنان در فعاليت يا موقعيتي مشابه باشد. لذا باورهاي خودكارامدي بر مبناي موقعيت‌هاي پيشين در موقعيت‌هايي مشابه با موقعيت جديد استنباط مي‌گردند. اين قضاوت‌هاي خودكارامدي را «خودكارآمدي براي يادگيري » مي‌نامند. اين قضاوت‌ها شامل استنباط‌هايي از توانايي‌هاي فرد براي يادگيري آن چه براي انجام موفقيت‌آميز يك فعاليت مورد نياز هستند، مي‌شود(راوندي، 1386).
تأثير باورهاي خودكارآمدي بر عملكرد، چنان چشمگير است كه مي‌تواند تفاوت‌هاي عمده در توانايي افراد را نيز از بين ببرد. وينبرگ، گلد و جكسون40 در تحقيقي كه در جريان يك مسابقه دو(مهارت حركتي) برگزار شد، سطح خودكارآمدي دو گروه شركت‌كننده را با ارائه اطلاعات فرضي متفاوت به هر يك از دو گروه درباره رقيب تغيير دادند. رقيب يك گروه را فردي دچار آسيب در ناحيه زانو و رقيب گروه ديگر را يك ورزشكار حرفه‌اي معرفي كردند. در پايان مسابقه به وضوح، عملكرد گروه اول( داراي خودكارامدي بالا) بهتر از گروه دوم بود(پروين، 1381).
2-2-1-7 منابع خودكارآمدي
خودكارآمدي تعيين كننده اساسي عملكرد مناسب و شايسته فرد است. خودكارآمدي ناگهاني و يك دفعه اتفاق نمي‌افتد بلكه عقايد خودكارامدي از منابع خاصي ريشه مي‌گيرند(مادوكس41، 2002).
در واقع انتظارات خودکارآمدی براساس منابع متعدد اطلاعاتی پا می گیرد. هر روش مشخص، بسته به نحوه ی کاربست آن ممکن است به یک یا چند اطلاعات مربوط به تأثیر و نفوذ نزدیک شود. در همین رابطه بندورا 1977)، چهار منبع اطلاعات خودکارآمدی را مشخص می کند:
1. تجربه مستقیم42 (انطباق عملکرد43)
2. تجربه جانشینی44 (تجربه نیابتی)
3. قانع سازی کلامی45
4. برانگیختگی هیجانی 46(حالت فیزیولوژیکی47)(قنبرزاده،1380).
2-2-1-7-1 تجربه مستقیم:
مؤثرترین منبع انتظارات کارآمدی، تجربه مستقیم است. اگر کسی با توجه به گذشته قضاوت کند که عملکردش به اندازه کافی شایسته نبوده است، ادراک کارآمدی او کاهش می یابد. اما اگر کسی قضاوت کند که عملکردش به نحوی شایسته تحقق یافته است، ادراک کارآمدی افزایش می یابد، مثلا اگر شخصی تصمیم بگیرد یک کیلومتر بدود و واقعا این کار را بکند پس انتظار کارآمدی وی برای یک کیلومتر دویدن زیاد می شود. اگر کسی تصمیم به دویدن یک کیلومتر بگیرد و قبل از انجام آن چندین بار بایستد، انتظار کارآمدی آینده او برای این کار کم می شود(وقری، 1380).
2-2-1-7-2 تجربه جانشینی:
علاوه بر تجربه مستقیم انتظار کارآمدی فرد براساس مشاهدات چگونگی انجام همان رفتار توسط دیگران قرار دارد. دیدن افرادی که رفتار را به نحو شایسته انجام می دهند می تواند انتظار کارآمدی فرد را افزایش دهد. البته تجربه جانشینی به طریق دیگری نیز عمل می کند، مشاهده کسی که در انجام دادن رفتاری ناتوان است می تواند انتظار کارآمدی را کم کند(وقری، 1380). اين كه رفتار الگو چه ميزان بر كارامدي تاثير گذارد بستگي به دو عامل دارد: 1- شباهت بين الگو و مشاهده كننده، 2- ميزان تجربه مشاهده كننده در رفتاري كه مي‌بيند.
2-2-1-7-3 قانع سازی کلامی:
ترغیب کلامی اغلب برای متقاد کردن افراد به کار می رود که قابلیت های لازم برای انطباق با اهدافشان را دارند. مثلا بسیاری از والدین کودکانشان را تشویق می کنند تا باور کنند که می توانند در مراتب مختلف زندگی موفق شوند(فراهانی،1378).
2-2-1-7-4 حالت فیزیولوژیکی(برانگیختگی هیجانی):
منبع چهارم اطلاعات درباره خودکارآمدی سطح برانگیختگی فیزیولوژیکی است. ما غالباً اطلاعاتی از قبیل سطح ترس یا آرامش را در یک موقعیت فشارزا به عنوان پایه ای برای توانایی خود در سازگاری مورد استفاده قرار می دهیم(شولتز،1990). خستگي، درد، تنش عضلاني، آشفتگي ذهني و لرزش دستان، نشانه هاي فيزيولوژيكي هستند كه نشان مي هند تكليف كنوني فراتر از توانايي هاي فرد براي مقابله با شرايط است. البته، زماني كه افراد نسبتاً از كارآمدي خود مطمئن هستند، تاثير نشانه هاي فيزيولوژيكي به حساب نمي آيد يا حتي تعبير مجدد در جهت افزايش خودكارامدي مي شود.بنابراین، منابع اطلاعاتی فوق می توانند خودکارآمدی انسان را از طریق رفتار گرایش در برابر رفتار اجتناب افزایش دهند(فراهانی،1378).
2-2-1-8 تاثير خودكارآمدي بر رفتار
پس از شكل گرفتن عقايد خودكارامدي، اين عقايد به چند روش بر كيفيت عملكرد فرد تاثير مي‌گذارند:
2-2-1-8-1 انتخاب فعاليت‌ها و موقعيت‌ها:
به طور كلي مردم فعاليت ها و موقعيت هايي كه احساس مي كنند قادرند با آن ها بهتر سازگار شوند را جست و جو مي كنند و نسبت به آن ها گرايش پيدا مي‌كنند. در همين حال، از موقعيت هايي كه احتمال شكست داشته باشد به طور فعالانه اي اجتناب مي كنند. معمولاً آنان براي حفاظت از خود از انتخاب تكاليف و موقعيت هايي كه دچار شكست شوند، براي محافظت از خود اجتناب مي كنند. اجتناب، خود تاثيرات اساسي منفي بر فرد مي گذارد. عقايد خودكارامدي ضعيف، زمينه مناسبي را براي اجتناب فراهم مي كند و به همين دليل باعث توقف رشد توانايي هاي فرد مي‌شود. افراد هر چه بيشتر از فعاليت ها اجتناب كنند، ترديدشان نسبت به خود محكم تر مي شود. زيرا، اين افراد هرگز شانس آزمايش اشتباهات خود را به دست نمي آورند. چنين الگوي اجتنابي تدريجاً دامنه

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره خودکارآمدی، باورهای خودکارآمدی، رفتار انسان Next Entries پایان نامه رایگان درمورد حقوق جزا، قانون مجازات، استفاده از زور