مقاله رایگان درباره خودکارآمدی، خود کارآمدی، نقش های جنسیتی

دانلود پایان نامه ارشد

1385)، نشان مي‌دهد دانش‌آموزاني که از خودکارآمدي بالايي در حل تکاليف برخوردارند هنگامي که در حل تکليفي نمره ی کمي مي‌گيرند ميان تلاش خود و پيامد عمل رابطه اي نمي بينند و به اين ترتيب در روبرو شدن با تکاليف بعدي انتظار پيامد منفي در آنان ايجاد مي شود. آنان هم چنين اشاره مي کنند وقتي معلمان نيز نمرات دانش آموزان را با هم مقايسه مي کنند تا دانش آموزان قوي را از ضعيف جدا کنند به ايجاد انتظار پيامد منفي آنان قوت مي‌بخشند.
افرادي كه خود كارامدي و انتظارات پيآمدي پاييني دارند چون ميان تلاش خود و كسب نمرات رابطه اي نمي بينند ممكن است كناره گيري و بي اعتنايي از خود نشان داده و هيچ تمايلي به تلاش پيدا نكنند و وضعيتي شبيه دانش آموزان دچار درماندگي آموخته شده پيدا مي کنند. (پينتريچ و شانك، 1990).
در حوزه هاي آموزشي باورهاي خودكارآمدي تا حد زيادي به انتظارات پيآمدي آنان مرتبط است اما در عين حال محدوديت هاي ساختاري مي تواند ناهمگوني هايي را ايجاد كند. الگوي خودكارآمدي بالا و انتظار پيآمدي پايين ممكن است بر اثر تفكيك موقعيتي بر اساس تبعيض نژادي ، قومي يا جنسي در محيط آموزشي رخ دهد. جوديت و ميك70(2008)، در تحقيقات خود به همين نتيجه دست يافتند كه وقتي در كلاس درس ميان دانش آموزان از لحاظ نژاد و قوم و زبان و … از سوي معلم كلاس درس تبعيض به وجود آيد دانش آموزان خود كارآمد اين گروه ها دچار انتظارپيآمد منفي از تلاش هاي خود خواهند داشت.
ممكن است دانش آموزان نسبت به توانايي خود احساس خود كارآمدي بالايي داشته باشند ولي در برخورد با تكاليف پيچيده و مشكل با انتظار پيامد منفي روبه رو شوند، به عنوان مثال ميلر و بريکمن71 (2004)، وقتي دانشجويي در درسي تسلط كافي دارد ولي با معلمي روبه رو مي شود كه نسبت به تصحيح اوراق امتحاني دانش‌آموزان تبعيض قايل مي شود به اين باور مي رسد که هر قدر از خود تلاش و كوشش نشان دهد نمره بالايي نخواهد گرفت بنابراين دچار انتظار پيامد منفي از عملكرد خود مي شود. بنابراين، هر قدر خودكارآمدي بالا باشد و انتظار پيامدهاي عملكرد نيز مثبت باشد ميزان تلاش و موفقيت در دانش آموزان بيشتر مي شود.
الوين و ساولسبرگ72 (2008)، معتقدند اگر دانش آموزان اعتقاد داشته باشند که در يادگيري مطالب آموزشي کُند هستند و از مهارت هاي کافي براي پيشرفت برخوردار نيستند خودکارآمدي آنان کاهش مي‌يابد. هم چنين وقتي دانش آموزان در حل تکليفي موفق مي شوند و آن را به تلاش زياد خود يا دانش آموزاني که در حل تکاليف موفق مي شوند و آن را به تلاش کم نسبت مي دهند نشان دهنده اين است که از مهارت هاي کافي براي يادگيري برخوردار نيستند. خودکار آمدي زماني بالا است که دانش آموزان عقيده داشته باشند متناسب با تکليف تلاش مي کنند.
پاتريک و ووتر73 (2008)، معتقداند اثر انگيزش برخودكارآمدي مي تواند چشمگير باشد. البته تازماني كه باورهاي خود كارآمدي بيش از حد خوش بينانه باشد ممكن است باعث شود افراد دست به كارهايي بزنند كه خيلي فراتر از مهارت هاي آنها است و در نتيجه دچار عواقب آزار دهنده و جبران ناپذير آن اعمال مي شوند و همچنين افرادي كه باورهاي خود كارآمدي پاييني دارند در واقع توانايي خود را براي يادگيري محدود مي كنند.
گرهاد74 و براون 75 (2006)، در تحقيقات خود نشان دادند دانش آموزان به هنگام رويارويي با تكاليف و حل آنها هيجانات مثبت و منفي را تجربه مي كنند. اگر دانش آموزان به هنگام حل تكليف هيجانات مثبتي را تجربه كنند اعتماد به نفس آنان بالا رفته و احساس غرور و شايستگي مي كنند.
درواقع افرادي كه خودكارآمدي بالايي دارند داراي اعتماد به نفس هستند و به عملكرد خود اطمينان دارند و سطوح بالايي از تلاش و پايداري را نشان مي دهند و به طور فعال در فعاليت هاي آموزشي شركت مي كنند.بنابراین دانش آموزاني كه خود كارآمدي بالا ولي انتظارات پيآمدي پاييني دارند احتمالا” به سختي مطالعه مي كنند و در فعاليت هاي آموزشي شركت خواهند كرد و احتمال دارد نسبت به نظام نمره دهي اعتراض داشته و خواستار تغيير آن باشند(ليم، گوروين و سنكو76، 2007).
از طرفی دیگر، دانش آموزانی که در تکالیف مدرسه شکست می خوردند با عوامل فشارزای متعددی روبه رو می شوند. مشکلات ناشی از مردودی ، نمرات پایین گرفتن و تحقیر توسط دیگران جزو عوامل فشارزا محسوب می شوند. این مساله نیز به نوبه خود می تواند پیامدهای رفتاری و کارکردی و مختلفی را متوجه این دانش آموزان سازد .درمقابل، برخی از دانش آموزان علی رغم مشکلات تحصیلی و آموزشی به طور موفقیت آمیزی به تحصیل ادامه می دهند(جبلی،1384).
پژوهش ها و نظریه پرد ازی هایی که از دو دهه قبل از شروع شده است (به طور مثال،دیدگاه های بندورا،زیمرمن و شانک)حاکی از آن است که یک یا مجموعه ای از متغیرها تحت عنوان خود کارآمدی ، وجه مشخصه این دانش آموزان است .در پژوهش های اخیر، فرآیند پیچیده خود کارآمدی به عنوان یکی از خصیصه های مهم جنبه های شناختی و رفتاری انسان ها شناسایی شده و به نظر می رسد عوامل زیادی، که با هم ارتباط متقابل هم دارند، بر خود کارآمدی تاثیر می گذارند(جبلی، 1384).
فهم خود کارآمدی اشاره به این دارد که یادگیرندگان می توانند فرآیند یادگیری را صرف نظر از توانایی یادگیری قبلی و به صِرف مساعد بودن محیط،تسهیل کنند (زیمرمن،1990). همین طور، میزان موفقیت دانش آموز در یک تکلیف یادگیری به سطح خود کارآمدی و راهبردهایی بستگی دارد که فرد برای انجام آن انتخاب کرده است(جبلی، 1384).
نتایج تحقیقات نشان داده است که وقتی افراد نظر خوبی درباره توانایی های خود برای رویارویی با مسائل مهم دارند تمایل بیشتر برای بهره وری از زندگی، قرار دادن اهداف چالش انگیز در مقابل خود، تمایل به انجام کارهایی که دیگران تا حال آن را انجام نداده اند را دارند(فرانکن77،1998). نتیجه تحقیقات در زمینه خودکارآمدی و پیشرفت تحصیلی حاکی از وجود رابطه بین این دو متغیر است(اعرابیان و همکاران، 1389).

2-2-1-12خودکارآمدی و جنسیت
بسیاری از پژوهش ها تفاوت معناداری را در خودکارآمدی میان دختران و پسران گزارش نکردند، اما بتز78(1994)، و هاکت دریافتند که انتظارات کارآمدی شخصی ممکن است به طور متفاوت در مردان و زنان رشد یافته باشد. زیرا در سایه ی جامعه پذیری، نقش های جنسیتی متفاوت شده و دسترسی متفاوتی را نیز، به منابع اطلاعاتی خودکارآمدی فراهم می کند. آن ها دریافتند تفاوت های جنسیتی ممکن است درباره افرادی مصداق داشته باشد که دسترسی کمتری به منابع خودکارآمدی دارند(ظهره وند،1389).
ایکلز79(1992)، نیز مشاهده کرد در طی سال های دوره ابتدایی پسران و دختران نسبت به توانایی خود در درس ریاضی اعتماد یکسانی دارند، اما در دوره دبیرستان پسران به توانایی ریاضی خود اعتماد بیشتری داشته، در حالی که دختران برآورد کمتری از توانایی های خود در این زمینه دارند. اما برخی از بررسی ها در ایران(قنبرزاده،1380)، نشان داد که دختران خودکارآمدی بالاتری نسبت به پسران دارند.
بندورا(1997)، معتقد است که اختلاف خودکارآمدی دختران و پسران از فرآیند اجتماعی شدن متفاوت میان دو جنس ناشی است. تجربه های متفاوت دو جنس در کودکی منجر می شود تا دختران کمتر در معرض منابع اطلاعاتی لازم برای توسعه یک احساس خودکارآمدی قوی قرار گیرند. یافته های پژوهش پاجاریس(2000)، نیز نشان داد که مهم ترین منبع خودکارآمدی برای دختراندر ریاضی، تجربه مشاهده ای و تشویق های کلامی است. دختران در پژوهش پاجاریس(2000)، تأکید داشته اند که معلم ریاضی و تشویق هایی که از سوی او انجام می شود بر رشد قابلیت و اعتماد به خود آن ها بسیار مؤثر بوده است. بنابراین، ادراک از نقش های جنسیتی(باورهای جنسیتی) بخش دیگری از مفهوم خود افراد را شامل می شود. افراد به ویژه در دوران کودکی و نوجوانی در تعامل با دیگران، محیط اجتماعی و فرهنگ خود، ادراکی از نقش جنسیتی خود می یابند که این ادراک بخش مهمی از ادراک فرد را نسبت به خود تشکیل می دهد(ظهره وند،1389).

2-2-2. دورنمای تکاملی شادکامی80 در روان شناسی:
شادکامی هدف مشترک تمام افرادی است که به سمت نیل به آن در تکاپو هستند، اما برای بسیاری از مردم این هدف به طور ناکام کننده ای دور از دسترس باقی مانده است. زندگی مدرن برای انسان های امروزی برکاتی به همراه داشته است. فن اوری پزشکی مرگ و میر کودکان را در بسیاری از بخش های دنیا کاهش داده است. بسیاری از امراضی که اجدادمان را تهدید می کرد ریشه کن شده است. درد روان شناختی، افسردگی و اضطراب را می توان با لیتیوم81، پروزاک82 و سایر داروهای روان گردان تخفیف داد. نیروهای متخاصم محیطی داروینی از قبیل سرما، گرما، انگل ها، شکارچیان و کمبود غذا دیگر تهدید کننده جان انسان ها نیستند و مردم در قیاس با اجدادشان در رفاه حیرت انگیزی به سر می برند(مظفری،1382).
محیط های متراکم زندگی که توسط هزاران انسان دیگر احاطه شده است، احساس گمنامی و ناتوانی در سازمان های بزرگ و در عین حال، محروم ماندن از حمایت های اجتماعی خویشاوندان گسترده منجر به آسیب های گوناگونی شده است. انسان های قدیم ممکن بود با یک یا دو جین انتخاب بالقوه همسر رو به رو باشند اما انسان های جدید با هزاران انتخاب بالقوه همسر مواجه هستند. آن ها به وسیله تصاویر جذاب رسانه ها بمباران می شوند که در نتیجه ممکن است باعث انتظارات نامعقول در مورد کم و کیف همسران قابل دسترس گردد. به عقیده روان شناسان تکاملی رگ بار تصاویر جذاب انسان های دیگر ممکن است مشکلات روان شناختی و اجتماعی به همراه داشته باشد. مثلا در یک سری مطالعات مشاهده شده است که مواجهه متعدد با تصاویر زنان زیبا، باعث کاهش تعهد مردان نسبت به همسرشان می شود(مظفری،1382).
2-2-2-1. شادکامی و مفهوم آن
در یکی دو دهه اخیر رویکرد روانشناسی مثبت مورد توجه روانشناسان بسیاري قرار گرفته است (سلیگمن83 و سکزنتمی هالاي 84(2001). یکی از مباحثی که در سال هاي اخیر در رویکرد روانشناسی مثبت مورد توجه قرار گرفته است، مبحث شادي85 است.
واژه شادي مفهومی روانشناختی است که داراي تعاریف و ابعاد مختلفی می باشد. در واژه نامه ها، شادي با واژه هایی هم چون خوشحالی، شادکامی، خوشی و نشاط هم معنا دانسته شده است (معین،1371). در سطح عموم مردم شادي، بودن در حالت خوشحالی و سرور یا دیگر هیجانات مثبت، رضایت از زندگی و فقدان افسردگی و دیگر عواطف منفی است. در مباحث روانشناختی شادي به عنوان یکی از هیجانات مثبت طبقه بندي شده است که انسان ها در فعالیت هاي روزمره خود آن را تجربه می کنند.
در تبيين شادكامي ، دو مكتب اصلي تفكر وجود دارد : لذت گرايي 86يك نظريه روان شناختي است كه طبق آن ، ارگانيزم به منظور جستجوي لذت و دوري از درد انگيخته مي شود(فرانكن87،1998). لذت گرايي به طور كلي شامل احساساتي است كه نتيجه اي از درون شد88 به نظام هاي حسي پنج گانه است. به اين ترتيب، شادكامي طبق اصل لذت گرايي، بيشينه كردن اثرهاي مثبت نظام هاي حسي متفاوت است . اما شادكامي يك مفهوم بسيار پيچيده است .تئوري هاي شناختي، ديدگاهي ديگر ارائه كرده اند: لازاروس 89، نظريه پرداز شناختي هيجان، شادكامي را به عنوان هيجاني تعريف كرده است كه نتيج هاي است از به وجود آوردن پردازشي قابل استدلال در جهت فهم يك هدف (داناولد90، 1997).
به عبارت ديگر، تئوري هاي شناختي، شادكامي را به عنوان آن چه در راه رسيدن به هدف تجربه مي شود مي بينند. به اين ترتيب، شادكامي منبعث از هدف يا برانگيخته شده توسط هدف است، در حالي كه نظريه لذت گرايي، شادكامي را به عنوان وضعيت آخر يا خود هدف مي بيند.
آيزنك91(1983)، شادکامی را به عنوان برونگرايي پايدار در نظر گرفت و خاطر نشان ساخت از زماني كه عواطف مثبت در شادكامي مورد توجه واقع شد ند، شادكامي با جامعه پذيري آسان و تعامل مطلوب و لذت بخش با ديگران مرتبط دانسته شد(فرانسیس92، براون93، لستر94 و فیلیپ چاک95،1998).
برخي محققان پيشنهاد كرده اند كه شادكامي را در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد قانون مجازات Next Entries پایان نامه ارشد درباره شهر سبزوار، بخش صنعت و معدن