مقاله رایگان درباره خودکارآمدی، باورهای خودکارآمدی، رفتار انسان

دانلود پایان نامه ارشد

ر است(بندورا،1993).
باورهای خودکارآمدی افراد، می تواند به وسیله چهار منبع اصلی مؤثر ایجاد و تقویت شوند(به طور مفصل در همین فصل توضیح داده شده است): مؤثرترین روش به واسطه ی “تجارب مستقیم” است. موفقیت های افراد، باوری نیرومند در کارآمدی شخصی افراد ایجاد می کنند، در حالی که شکست ها آنان را ویران می سازند به ویژه اگر این شکست ها قبل از پابرجایی قوی خودکارآمدی رخ دهند. دومین روش تقویت و ایجاد باورهای خودکارآمدی به واسطه “تجارب جانشینی” می باشد که توسط الگوهای اجتماعی به دست می آید. دیدن افراد مشابه با کسب موفقیت های آنان باعث تلاش بیشتر و برانگیختگی آنان شده و توانایی لازم جهت تسلط بر موانع را یافته و موفق می شوند. روش سوم” اقناع کلامی” است. افرادی که به صورت شفاهی تشویق می شوند زمانی که توانایی تسلط بر فعالیت ها را دارند، باعث تلاش و تحمل بیشتر آنان می گردد. چهارمین منبع مربوط به حالت های فیزیولوژیک و هیجانی در “داوری توانایی خود” است. خلق مثبت باعث افزایش خودکارآمدی شده و خلق محزون، معکوس عمل می نماید. کاهش واکنش تنیدگی افراد و تفسیر نادرست حالات جسمانی در تغییر و اصلاح باورهای خودکارآمدی تأثیر دارد(بندورا،1994).
باید گفت که خودکارآمدی دریافت شده در چهار فرآیند اصلی اثرگذاری می کند: فرآیندهای شناختی، انگیزشی، عاطفی، و گزینشی(بندورا،2001). باورهای خودکارآمدی بر الگوهای اندیشه اثر می گذارد. برای چیره شدن بر پیچیدگی فرآیند پردازش داده های چندبعدی و فرآیند حل مسأله، افراد باید از حس خودکارآمدی بالایی برخوردار باشند تا در موقعیت های تصمیم گیری پیچیده و در اندیشه تحلیلی، خودکارآمد شوند. هر اندازه که باور خودکارآمدی دریافت شده فرد بالاتر باشد، برای پردازش شناختی کار و اندیشه تحلیلی بیشتر کوشش می کند(بندورا،2001). خودکارامدی افراد سطح انگیزش آن ها را نیز با کنترل میزان کوشش و زمان پایداری در برابر سدهای پیش رو تعیین می کند. هنگام رویارویی با دشواری ها، آنان که به توانایی های خود باور ندارند، از کوشش خود می کاهند و زود به راه حل های دست پایین تن می دهند. هم چنین باورهای خودکارآمدی افراد بر میزان فشارروانی و افسردگی که در موقعیت های تهدیدآمیز و فشارآور تجربه می شود تأثیر می گذارد. افراد دارای باور خودکارآمدی دوست دارند از برخی فعالیت ها(آن جا می پندارند فراتر از توان آن ها است) دوری کنند و فعالیت های چالش انگیز و محیط هایی را در اجتماع برگزینند که می پندارند برای انجام شان توانایی دارند.
باورهای خودکارآمدی در میزان تلاشی که افراد در هر فعالیت باید صرف نمایند و مدت زمانی که در برخورد با موانع پافشاری می نمایند و در انعطاف پذیری آنان در موقعیت های مختلف، تعیین کننده هستند. این باورها در میزان تنیدگی و اضطرابی که افراد در برخورد با موانع تجربه می نمایند، تأثیر دارد. افرادی که دارای باورهای خودکارآمدی قوی هستند تکالیف را چالش هایی می بینند که باید بر آن ها تسلط یابند نه به عنوان تهدیداتی که از آن ها دوری نمایند. این افراد در فعالیت ها عمیق تر مشغول می شوند و تلاش بیشتری را در موقع شکست به کار می برند. افرادی که دارای باورهای خودکارآمدی ضعیفی هستند تکالیف را دشوارتر از آن چه هستند می بینند که این امر باعث تنیدگی، افسردگی و دید محدود نسبت به حل مسأله می شود(پاجاریس، 2002).
به نظر می رسد که خودکارآمدی با توجه به سن و جنس تفاوت دارد. مردان به طور متوسط در مقایسه با زنان از خودکارآمدی قوی تری برخوردارند و تفاوت های جنس در این زمینه تا 20سالگی به اوج خود می رسد و در سال های بعد کاهش می یابد. در هر دو جنس خودکارآمدی در سرار کودکی و اوایل بزرگسالی افزایش یافته، در میانسالی به بالاترین حد خود رسیده و پس از 60 سالگی کاهش می یابد(کیامرثی، آریاپور و نگراوی، 1390).
2-2-1-2 مبانی نظری خودکارآمدی
نظریه شناختی- اجتماعی در نظریه یادگیری ریشه دارد. در آغاز، این دیدگاه به نظریه ی یادگیری- اجتماعی مشهور بود. یکی از رایج ترین نظریه های شخصیت در جامعه دانشگاهی همین دیدگاه است و در جامعه روان شناسان بالینی طرفداران آن رو به افزایش است. در این نظریه بر ریشه های اجتماعی رفتار و اهمیت فرآیندهای شناختی و تمام ابعاد زندگی یعنی انگیزش، هیجان و عمل تأکید می گردد. براساس این دیدگاه انسان به عنوان موجودی فعال بوده و بر رویدادهای زندگی خود تأثیرگذار است، هم چنین انسان نه صرفا تحت تأثیر نیروهای درونی بوده و نه این که تنها از محرک های بیرونی تأثیر می پذیرد بلکه آنان به طور فعال در انگیزه ها و اعمال خودشان نفوذ دارند(وقری، 1380).
در میان ابعاد مختلف شخصیت که در نظریه بندورا مطرح شده است مفهوم خودکارآمدی یا توانایی ادراک شده فرد در انطباق با موقعیت های خاص جایگاه ویژه ای دارد. هم چنین هیچ کدام از مکانیسم های اساسی با نفوذتر از باورهای افراد در مورد قابلیت ها و ظرفیت های خود برای اعمال کنترل بر سطح رویدادهای مؤثر زندگی نیست. باورهای خودکارآمدی بر این که افراد چگونه رفتار می کنند، اثر می گذارد(بندورا، 1993). تفکر، احساسات، رفتار انسان در موقعیت هایی که به توانایی خود اطمینان دارد از زمانی که فرد در موقعیت دیگری در خود احساس امنیت و شایستگی نمی کند، متفاوت است. به طور کلی، انسان زمانی که فکر می کند کاری از توانایی او فراتر است از آن کار سر باز می زند اما کارهایی را که در حد توانایی خود می بیند، انجام می دهد(فراهانی، 1378).
2-2-1-3 انتظارات کارآمدی
بندورا اعتقاد دارد که دو نوع انتظارات وجود دارد: 1- انتظارات پیامد26 2- انتظارات کارآمدی27
2-2-1-3-1. انتظارات پیامد
انتظارات پیامد برآورد شخصی از رفتار معینی است که اگر انجام شود به پیامد خاصی خواهد انجامید(کوپر28 و پروین29،1998). یا به عبارت دیگر انتظارات پیامد مستلزم داوری فرد در این باره است که آیا رفتار خاصی پیامد به خصوصی را تولید خواهد کرد؟ به طور کلی چهار عامل تعیین کننده انتظارات پیامد است(ریو30،1378).
1. پسخوراند پیامد
2. اطلاعات مقایسه اجتماعی
3. دشواری تکلیف
4. تفاوت های شخصیتی
2-2-1-3-2. انتظارات کارآمد
انتظارات کارآمدی قضاوت شخصی است از اطمینان فرد در این باره که می تواند رفتار خاصی را انجام دهد. از دیدگاه بندورا افراد سالم انتظارات کارآمدی بالایی(اما واقعی) کسب می کنند که اعمال آن ها را جهت می دهد، در حالی که افراد غیرعادی انتظارات سطح پایین(اغلب غیرواقعی) کسب می کنند که تأثیر معکوس بر عملکرد آن ها می گذارد. انتظارات کارآمدی، باورها یا عقاید محکمی در مورد نقش افراد هستند که می توانند بازده ها یا اثرات اطمینان بخشی ایجاد کنند. به عقیده بندورا، انتظارات کارآمدی بر انتخابی که افراد از موقعیت ها و فعالیت ها دارند، تأثیر می گذارد. قضاوت کارآمدی هم چنین تعیین می کند که افراد چه مقدار کوشش صرف فعالیت ها خواهند کرد و آن ها در برخورد با تجارب و تکالیف آزاردهنده چه مدت مقاومت خواهند کرد.”(فراهانی،1378).
هم چنین بندورا(1977)، بیان می کند که انتظارات خودکارامدی به باورهای مربوط به توانایی های ما برای انجام موفقیت آمیز یک رفتار معین یا طبقه ای از رفتارها اطلاق می شود، که بنا به فرض بر انتخاب های رفتاری، عملکرد و پافشاری، اثر می گذارند(رجبی، عطاری و شکرکن،1383).
به علاوه بندورا(1977)، اظهار می دارد که یکی از نقش های اصلی مشاور، کمک به مراجع در افزایش انتظاراتش از خودکارآمدی با توجه به حیطه رفتاری هدف، از طریق مداخلات مبتنی بر منابع اطلاعات کارآمدی، یعنی، عملکرد قبلی، یادگیری جانشینی، متقاعدسازی کلامی و برانگیختگی هیجانی- فیزیولوژیکی است. به هر حال بندورا(1977)، بیان می کند که انتظارات خودکارآمدی میانجی های اصلی رفتار و تغییر رفتارند. یعنی، انتظارات خودکارآمدی پایین مربوط به یک رفتار یا یک حیطه ی رفتاری به اجتناب از آن رفتار منجر می شوند، و افزایش هایی در انتظارات خودکارآمدی باید فراوانی رفتار گرایش را در برابر رفتار اجتناب افزایش دهد. بنابراین، باورهای خودکارآمدی می توانند در درک و پیش بینی رفتار سودمند باشند (رجبی و همکاران،1383).
2-2-1-4 مراحل رشد خودکارآمدی
تغییرات رشدی خودکارآمدی در مسیر زندگی از مباحثی است که در نظریه بندورا(1977)، به آن اشاره شده است. او معتقد است کارآمدی ابتدا وقتی ایجاد می شود که نوزادان به تدریج شروع به اعمال نفوذ بر محیط فیزیکی و اجتماعی خود می کنند. نخستین تجربه های سازنده کارآمدی در والدین متمرکز است و این تمرکز همراه با گسترش یافتن جهان کودک و تحت تأثیر قرار گرفتن وی به وسیله خواهران و برادران و همسالان تغییر می یابد، مدارس نیز در رشد خودکارآمدی تأثیر می گذارند.
تجربه های انتقالی نوجوانی شامل کنارآمدن یا تقاضاها و فشارهای جدید، از آگاه شدن از جنسیت گرفته تا انتخاب شغل بالقوه شخصی است. بندورا اشاره می کند که موفقیت این مرحله انتقالی بین دوران کودکی و بزرگسالی بستگی به اعتمادهای اولیه نسبت به توانایی های شخصی دارد(شولتز31، 1990). دوره جوانی غالبا شامل، سازگاری های دیگر، از قبیل شکل دادن رابطه زناشویی، آغاز پدر و مادر شدن و تسلط و چیرگی بر شغل است. خودکارآمدی برای همه این تکالیف، حیاتی است. سال های میانسالی با منابع تازه ای از فشار روانی همراه است، چرا که افراد زندگی خود را دوباره ارزیابی کرده و با محدودیت های خود مواجه می شوند که هر دوی این ها بر خودکارآمدی تأثیر دارند. ارزیابی خودکارآمدی در دوران پیری دشوار است. کاهش توانایی های جسمی و ذهنی، بازنشسته شدن از کار فعال و کناره گیری از زندگی افق جدیدی از خود ارزیابی را ایجاد می کند. بندورا معتقد است که یک احساس خودکارآمدی پایین مستعد به جنبش درآوردن فرآیندهای بازدارنده ای است که منجر به کاهش کارکرد شناختی و رفتاری می شود. در مجموع از نظر بندورا احساس خودکارآمدی یک عامل حیاتی در موفقیت یا شکست در سراسر زندگی است(شولتز،1990).
2-2-1-5 نظریه های خودکارآمدی:
يكي ديگر از عوامل موثر بر پيشرفت تحصيلي خودكارآمدي است. پژوهش‌هاي بندورا32 (2000–1977) و تحليل او از يادگيري‌هاي اجتماعي، تأثير بسياري بر روان‌شناسي در قرن بيستم داشته است. نارسايي‌هاي شرطي شدن شدن عاملي در توجيه و تبيين رفتارهاي اجتماعي بدون رجوع به تقويت‌کننده‌هاي خاص از سويي، و نفوذ ژان‌پياژه روان‌شناس شناختي، از سوي ديگر، بندورا را به چگونگي اکتساب رفتارهاي انتزاعي و مجرد متوجه ساخت. او به تدريج، درگير مطالعه فرآيندهاي شناختي شد که به باور او مي‌بايد يادگيري‌هاي اجتماعي را ميانجي‌گر باشند. در حقيقت، عنوان شناختي‌- ‌اجتماعي نظريه، بيانگر باور بندورا بر نقش ميانجي‌گر فرايند‌هاي شناختي در کسب رفتارهاي اجتماعي و نيز باور او به مبناي اجتماعي فرآيندهاي مزبور است(سالكايند33، 2008).
در اين ديدگاه، انسان موجودي فعال و تأثير‌گذار بر محيط ولي در حين حال به شکلي قانون‌مند تحت تأثير محيط است. اين نگرش تلفيقي بر مبناي رويکرد فلسفي او به ماهيت انسان شکل گرفته است، که نه انسان را قرباني منفعل تکانه‌هاي ناهشيار و سوابق گذشته مي‌دانست(مثل آنچه در ديدگاه روان‌تحليل گري مطرح است) و نه او را پاسخگر منفعل در برابر رويدادهاي محيطي تلقي مي‌کرد( مثل آنچه رفتارگرايان کلاسيک به آن معتقد بودند)، بلکه معتقد است که انسان تحت تأثير همزمان و تعامل فردي و محيطي است، اما نحوه تأثير واکنش آن ها بر رفتار در اختيار خود فرد است. در ديدگاه بندورا به رفتار انساني، نقش محوري به فرايندهاي شناختي خودتنظيمي34 و خود‌كاآامدي35 اختصاص يافته است(سالكايند، 2008).
خودتنظيمي مستلزم توانايي فرد در تأثير‌گذاري بر رفتار خود به جاي واكنش مكانيكي در برابر محيط است. به باور بندورا، اجتماعي شدن كودك، به ميزان زياد، زير نفوذ و راهنمايي‌هاي اولياء تحقق مي‌يابد . با اين حال، نه اولياء و نه بزرگسال ارزشمند از نظر كودك، هميشه آماده و حاضر نيستند تا او را هدايت كنند. از اين رو،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درمورد قانون مجازات، حقوق جزا، ارتکاب جرم Next Entries مقاله رایگان درباره خودکارآمدی، فیزیولوژی، منابع اطلاعاتی