مقاله رایگان درباره حافظه فعال، پردازش اطلاعات، انواع حافظه

دانلود پایان نامه ارشد

ويژگي?هايي را دربرداشت نياز به حضور درمانگران جهت ارزيابي مناسب و به موقع با هدف مداخله مناسب و ارايه استراتژي?هاي ضروري است(جيمز، ريچلت، فرستون، بارتون، 2007).
دستگاه?هاي ادراکي به طور مداوم جريان دايما متغيير درون?دادهاي حسي (مانند نور قابل رويت و امواج صوتي) را به بازنمايي?هاي جديدي از محيط تبديل مي?کند ادراک?هاي حاصله موقتي است و همين بي?ثباتي سبب مي?شود که تجربه درکي در طول زمان حالتي پيوسته داشته باشد. اما ادراک همانند حافظه فعال نيست. ادراک‌ها به طور مداوم با ادراک?هاي جديدتر جايگزين مي?شوند در حالي که خاطرات بايد ثابت و در مدت زمان ذخيره بدون تغيير باشند. به اين ترتيب تعارضي ذاتي بين فراموش‌کاري انطباقي سيستم درکي و قدرت نگهداري مطلوب حافظه فعال وجود دارد حتي اگر سازوکارهاي مشترک مغزي بين درک و حافظه که به آن‌ها اشاره شد، وجود داشته باشند (جونيدز124،ليسي125، اوان ني126،2005؛ گلديان، 1385).
يک احتمال وجود دارد که سيستم?هاي ادراکي در درون خود داراي حافظه?اي مختصر جهت نگهداري اطلاعات حتي پس از متوقف?شدن تحريک باشند. پژوهش در زمينه خاطرات بسيار کوتاه‌مدت بصري و شنيداري اين احتمال را توجيه‌پذير مي?سازد. روش?هاي اختصاصي تمرين ذهني بسته به نوع اطلاعات ذخيره شده اعم از بصري، فضايي يا کلامي متفاوتند (جونيدز، ليسي، اوان ني، 2005؛ گلديان، 1385).
شواهدي وجود دارد که بازنمايي ذخيره?شده اطلاعات فضايي از طريق فعال?شدن ناحيه در لب پس?سري مغز به نام قشر خارج ناحيه مخطط اعمال مي?شود. شاخصه مهم اين ناحيه سازمان?بندي بازنمايي روي آن است به نحوي که مکان?هاي مجاور هم در فضاي خارج در نواحي مغزي نزديک هم بازنمايي مي?شوند. يکپارچگي فضايي صفحه نمايش بکارگرفته در آزمايي فضايي پاسخ تاخيري مي?تواند در حافظه فعال فضايي حفظ شود. اگر چنين باشد جايگاه?هاي تمرين ذهني در حافظه فعال ممکن است همانند موقعيت?هاي تغييريابنده توجه در مکان?هاي درک شده در فضاي خارج باشند. در انسان تغيير توجه با حرکت چشم?ها يا به گونه?اي ضمني و بدون حرکت چشم?ها حاصل مي?شود. از اين منظر بازنمايي?هاي آزمايه ذهني فضايي در حافظه فعال تحت تاثير قراردادن توجه قرار مي?گيرند درست مانند ديدن محرک هاي بصري (جونيدز، ليسي، اوان ني،2005؛ گلديان، 1385).
جنبه مهمي از زندگي انسان‌ها ظرفيت سيستم عصبي در بهره?مندي از تجارب است (خمسه 1385 به نقل از تولوينگ 2000) که به معناي توانايي يادگيري و به خاطر آوردن يا همان داشتن حافظه است. اين موضوع دربردارنده سازوکارهاي گوناگون مربوط به آن مانند گيرندگي، رمزگرداني يا يادآوري اطلاعات است. انواع بسياري از اشکال يادگيري و يادسپاري وجود دارند. آن‌ها از طريق رفتارها يا افکار بيان مي?شوند و توسط عوامل هيجاني تغيير مي?کنند. يک تبيين کلي از يادگيري و يادسپاري اين چنين است: خاطرات بيان?شده در افکار به عنوان “حافظه شناختي” يا “حافظه آشکار ” ناميده مي?شود. انواع رفتاري حافظه مجموعا تحت عنوان” حافظه رويه?اي” يا “حافظه نهفته” ناميده مي?شود. حافظه شناختي که يکي از بخش?هاي اصلي پژوهش با آزمودني انسان است به چهار مقوله يا سيستم تقسيم مي?شود.
حافظه فعال که عملکرد آن نگهداري يک خاطره براي فواصل زماني کوتاه در حالي است که عمليات شناختي بر روي آن انجام مي?گيرد. سيستم بازنمايي ادراکي که عملکرد آن واسطه?گري تسهيل بر اساس حافظه از شناسايي ادراکي موضوعات است. حافظه معنايي که عملکرد آن واسطه?گري ميان دريافت و بهره?گيري از دانش کلي افراد از جهان است. حافظه مقطعي که عملکرد آن واسطه?گري ميان دسترسي آگاهانه به تجارب گذشته شخصي است. حافظه رويه?اي، حافظه عادتي، غيراخباري و حتي حافظه نهفته نيز ناميده مي?شود. برخي آن را با حافظه ناخوداگاه مقايسه مي?کنند. حافظه رويه?اي يا نهفته که واقعيات را بدون آگاهي از موضوع ضبط مي?کنند در برخي جنبه?ها فراخواني مي?شود توسط فرويد ناخوداگاه نام گرفته است. جالب است که در طول بررسي تحقيقي حافظه نهفته دستورالعمل?هاي ارائه شده به آزمودني?ها همان?هايي است که در تداعي آزاد داده مي?شود. حافظه آشکار (شناختي) و نهفته (رويه‌اي) در سطوح مختلف متفاوتند. آن‌ها چرخه?هاي نوروني مختلفي را فعال مي?سازند. حافظه آشکار به هيپوکامپ و حافظه نهفته به آميگدال ارتباط دارد. انواع حافظه از نظر پايداري متفاوتند. به نظر?مي?رسد حافظه نهفته در زمان تولد فعال باشد و حافظه آشکار پس از چهار سالگي فعال شود. انواع حافظه پاسخ يکساني به مواد بيوشيميايي نشان نمي?دهند. به طور مثال الکل و بنزوديازپين?ها از ضبط حافظه آشکار جلوگيري مي?کنند در حالي که در ضبط حافظه نهفته تغييري را ايجاد نمي?کنند. به نظرمي‌رسد تنش متوسط حافظه آشکار را تسهيل مي?کند و در صورتي که محرک تنش?زا در زمان?هاي بسيار طولاني با شدت بسيار زياد بر توانايي هيپوکامپ در تنظيم غلبه مي?کند و از رمزگرداني درست و دقيق حافظه آشکار جلوگيري مي?کند. بسته به فعاليت آميگدال يا دستگاه هيپوکامپ، هيپوتالاموس نتايج تنش بسيار متفاوت است. اثرات تنش بر حافظه نه تنها کمي بلکه کيفي نيز هست. موقعيت?هاي بحراني با تنش بسيار شديد مي?تواند در حافظه فضايي تاثير گذارد و در حافظه بلندمدت نيز اختلال?هايي ايجاد کند. ثبت و ضبط اطلاعات بدون آگاهي هوشيارانه ويژگي اساسي سيستم عصبي انسان است. عوامل ژنتيکي زيست‌شناختي و ارتباطي گوناگون در اين ضبط شدن?ها دخالت دارد. به نظرمي‌رسد وقايع خاص زندگي تاثير تعيين?کننده?اي بر نوع و کيفيت رمزگرداني اطلاعات داشته باشند. رمزگرداني وقايع خاص بر اساس حالت?هاي فيزيولوژيک با تظاهرات ذهني خاصي از وقايع همراه است.بسته به کيفيت رشد يا رسايي شبکه سيناپسي خصوصيت?هاي استرس و ديگر متغيرها ممکن است فرد حالت?هاي هيجاني را بدون يادآوري آشکار آن وقايع تجربه کند يا فقط بخش?هايي از آن را به خاطر آورد. اين نوع پيامدهاي درازمدت ممکن است به ضبط غيرقابل برگشت يک پاسخ خاص به استرس اوليه در آميگدال مربوط باشد. زماني که فرايند روان?درماني بر روي واکنش?هاي هيجاني اوليه عمل مي‌کند ساختار?هاي قشر مخ جديد را فعال مي?کند. با وجود رنج و عذابي که گذشته محوناشدني بيمار بر او تحميل مي?کند منابع و انعطاف?پذيري سيناپسي مغز همراه با هنر و شايستگي درمانگر نقش اساسي در دست?يابي به تعادل جديد دارد (گروشن؛ ديباييان، 1385).
پژوهش?هاي جديد نشان دادند که عواطف و هيجان?ها مي?توانند حافظه را تقويت کرده و بدان شکل دهند. بسياري از روان‌شناسان به اين نتيجه رسيدند که عواطف و هيجان?ها حافظه را بهبود مي?بخشند. برخي هم معتقدند که استرس همراه با هيجان باعث مي?شود يک رويداد عميقا در حافظه ثبت شود و نوع هيجان نيز تعيين?کننده چگونگي يادآوري جزييات رويدادها است. هيجان?ها کارکردهاي مختلفي دارند و بر پردازش اطلاعات و حافظه به شيوه?هاي مختلف اثر مي?گذارند. وقتي مانعي بر سر راه رسيدن به اهداف در فرد مي?شود افراد احساس خشم مي?کنند و همين احساس خشم سبب توجه بيشتر به موضوع مورد نظر جهت رفع آن را پديد مي‌آورد و اطلاعات مرتبط با مانع را خوب حفظ مي?کند و اگر موضوعي امنيت و سلامت فرد را به خطر اندازد بيشتر بر موضوع متمرکز شده و با جزييات بيشتر آن را به ياد مي‌آورند. پژوهش?گران دريافتند که نشانه?هاي شادي سبب يادآوري گسترده رويداد بدون توجه به جزييات مي?شود و نشانه?هاي غم و خشم جزييات را در حافظه فرد بهتر ثبت مي?کنند. اما هرقدر افراد نسبت به رويداد شادتر يا خشمگين?تر باشند حافظه آن‌ها نسبت به رويداد واضح?تر است. شادي همچون نورافکن عمل کرده و رويداد را در حافظه برجسته مي?سازد و جزييات زياد را به خاطر مي‌آورد و خاطرات منفي مانند نورافکن ضعيف عمل کرده و جزييات خاص را به بهاي حذف جزييات ديگر برجسته مي?سازد (خمسه، 1385).
برخي از پژوهشگران معتقدند شدت حالت هيجاني مهمتر از نوع هيجان است. وقتي افراد رويدادي را به خاطر مي‌آورند خاطرات هيجاني مرتبط با آن را نيز واضح و شفاف به ياد مي‌آورند ماهيت چنين بازيادآوري مي?تواند فريبنده و ناشي از خطاي ادراکي باشد. حافظه به افراد کمک مي?کند تا از تجارب خود براي شکل بخشيدن به اعمال آينده بهره?مند شوند. بنابراين هيجان- وابسته در مقايسه با يک حافظه صرفا تصويري با برجسته?سازي اطلاعات مهم و يا حتي گنجاندن جزيياتي که رخ نداده است به تصميم?گيري?هاي بهتر کمک مي?کند (خمسه، 1385). همان‌طور که اشاره شد چگونگي انتقال داده?ها به حافظه بلندمدت و دانش ما وابسته به ميزان اطلاعاتي است که از حافظه کوتاه?مدت به دست ميآيد. در مدل درماني ما مطرح مي?شود که نوع پردازش اين وقايع و رمزگذاري آن‌ها در حافظه است که تعبير و تفسير از وقايع جهان را مي?سازد و رفتار شکل مي?گيرد. حافظه خود داراي بخش?هاي مختلف است که در ذيل بدان اشاره مي?کنيم.

الف) حافظه و بخش?هاي مرتبط
رويکرد پردازش اطلاعات براي توصيف سيستم شناختي انسان اغلب به نمودارهاي گردشي شبه کامپيوتري متوسل مي?شود و به جاي استفاده از مفاهيم درون?سازي و برون?سازي که در جاي مناسب بدان خواهيم پرداخت، بيشتر مشتاق به فهم اين موضوع است که دريابد دقيقاً چه کاري در فعاليت?هاي ذهني صورت مي?گيرد. اغلب پژوهشگران پردازش اطلاعات معتقدند که ما اطلاعات را در سه قسمت ذهني جهت پردازش نگهداري مي?کنيم: ثبت?کننده حسي127، حافظه فعال يا کوتاه‌مدت128، حافظه بلندمدت129 (برک، 2007؛ سيدمحمدي، 1387).
به طور کلي مي?توان گفت که اطلاعات از دنياي برون به صورت محرک?هاي شيميايي يا فيزيکي از طريق حواس به حافظه منتقل خواهند شد. اولين مرحله پردازش، تغيير داده?هاي به حس درآمده به گونه?اي است که بتوانيم در حافظه جاي دهيم يعني آن‌ها را رمزگذاري نماييم. زماني که اطلاعات را رمزگذاري مي?کنيم آن‌ها را به چارچوب?هاي رواني منتقل مي?کنيم تا قادر به بازيابي آن‌ها به صورت ذهني باشيم. معمولا براي اين کار از رمزهاي ديداري، شنيداري و معنايي کمک مي?گيريم. در رمزگذاري ديداري همان موضوع را به ياد مي‌آوريد و تصور آن را در ذهن تداعي مي?کنيد. در رمزگذاري شنيداري فهرست اطلاعات را از طريق سيستم شنوايي پردازش مي?کنيد يعني محرک?ها را به صورت صداهاي متوالي بازنمايي مي?کنيد. در رمزگذاري معنايي از رمزگذاري شنيداري هم کمک گرفته مي?شود با اين تفاوت که معاني اطلاعات مورد توجه جهت رمزگذاري قرار خواهد گرفت. رمزهاي معنايي اجازه مي?دهند تا محرک?ها برحسب معنا بازنمايي شوند. علامت?هاي اختصاري سرنخ?هاي مناسبي به فرد مي?دهند تا موضوع را به صورت رمزگذاري معنايي در حافظه جاي دهند.
دومين فرايند حافظه ذخيره?سازي است. ذخيره?سازي به معناي نگهداري اطلاعات در طول زمان است. يکي از روش?ها مرور ذهني نگهدارنده يعني تکرار ذهني فهرست يا گفتن آن به خود است. روان‌شناسان آگاهي از عملکرد حافظه را فراحافظه مي?نامند. فراحافظه به موازات رشد پيچيده?تر مي?شود که در جاي مناسب بدان خواهيم پرداخت. همچنين رمزگذاري را مي?توان از طريق مرتبط کردن اطلاعات با آنچه ياد گرفته?ايم انجام دهيم که اين خود مرور ذهني بسطي ناميده مي شود. در اين صورت با معنادادن به اطلاعات بر اساس محتويات قبلي يادگرفته?شده سعي مي?کنيم بازيادآوري کنيم (ابوالمعالي، زيرچاپ). دوام اطلاعات اشاره به مدت ماندگاري اطلاعات در حافظه اشاره دارد. اطلاعات به حافظه کوتاه?مدت انتقال يافته و از آن‌جا طي فرايندي به حافظه بلندمدت منتقل مي?شود. دوام اطلاعات در حافظه کوتاه?مدت نسبت به حافظه بلندمدت کمتر است. اطلاعات در حافظه کوتاه?مدت بعد از 18 ثانيه از دست مي?رود و افراد از مرور ذهني و رمزگرداني استفاده مي?کنند و اطلاعات را به حافظه بلندمدت منتقل مي?کنند. ميزان ماندگاري اطلاعات به نوع پردازش آن‌ها و بازيابي از حافظه بستگي دارد(ابوالمعالي، زيرچاپ).
سومين فرايند حافظه فرايند بازيابي که به نوع بازخواني اطلاعات ذخيره شده در حافظه اشاره دارد، لازم به ذکر است که طي سال?هاي اخير پژوهشگران شناختي

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره پردازش اطلاعات، بهداشت روان Next Entries مقاله رایگان درباره پردازش اطلاعات، حافظه فعال