مقاله رایگان درباره حافظه فعال، پردازش اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

ثانيه رخ مي?دهد اما حافظه تصويري تصاوير را بيش از يک ثانيه نگه?مي?دارد. به همين علت است که جريان اطلاعات ديداري پيوسته و مداوم به نظرمي‌رسد. حافظه پژواکي بازنمايي ذهني اصوات از محرک?هاي شنيداري پژواک ناميده مي?شود. حافظه پژواکي يعني ثبت?کننده حسي نگهدارنده پژواک‌ها. رد حافظه?اي محرک?هاي شنيداري يعني پژواک به مدت چند ثانيه دوام مي?يابد يعني بسيار طولاني?تر از حافظه ديداري(تصوير) اين تفاوت يکي از دلايل کمک‌رساني رمزهاي شنيداري به نگهداري اطلاعاتي است که به صورت ديداري ارائه مي?شود. پژواک?ها نيز مانند تصاوير در طول زمان ناپديد مي?شود. اگر بخواهيم آن‌ها را حفظ کنيم بايد مورد توجه بيشتر قرار دهيم. با توجه انتخابي به محرک?هاي شنيداري معين آن‌ها را از سرو صداي زمينه جدا مي?کنيم. در حافظه حسي اگر روي محرکي متمرکز شويم اثر آن به مدت يک دقيقه يا بيشتر در حافظه کوتاه?مدت(حافظه کاري) نگهداري خواهد شد. حافظه کاري عبارت از يک برچسب ذهني که تفکر را از شروع تا پايان در طول زمان به هم پيوند مي?دهد. شماره?اي را در اختيار شما مي?گذارند آن را فورا يادداشت مي?کنيد در واقع آن را در حافظه کوتاه?مدت خود ثبت کرده?ايد. تصاوير در حافظه کوتاه?مدت اگر تکرار نشود يا مورد مرور ذهني قرار نگيرد پس از 10 الي 12 ثانيه ناپديد خواهد شد. براي نگهداري تصاوير ديداري در حافظه کوتاه?مدت بايد روي آن‌ها متمرکز شد اما رمزگذاري محرک?هاي ديداري به صورت اصوات يا محرک?هاي شنيداري رايج?تر است بنابراين مي?توان اصوات را مورد مرور ذهني قرار داد يا تکرار کرد جالب است که در بيماران افسرده به نظر مي?رسد مرور و ثبت خاطرات منفي بيشتر صورت گرفته باشد و اطلاعات مرتبط با هيجان?هاي منفي را پردازش و رمزگذاري مي?کنند (ابوالمعالي، زيرچاپ).
بر اساس مدل مشهور بدلي حافظه فعال شامل مخزن?هايي است که هريک مسئول ذخيره?سازي اطلاعات در قالب رمزهايي خاص هستند. به طور مثال يکي مسئول ذخيره?سازي اطلاعات کلامي است و ديگري اطلاعات بينايي و فضايي را ذخيره مي?کند و ديگر وقايع و اتفاقات را صرفنظر از نوع آن‌ها در خود ذخيره مي?کند. در اين مدل به فرايندهاي تمرين ذهني اشاره مي?شود که اطلاعات ذخيره شده را در مخزن بازسازي کرده و آن‌ها را در دسترس نگه?مي?دارد. هر يک از اين مخزن?ها با حافظه بلندمدت پيوند دارد و به اين ترتيب اطلاعات مي?تواند از دنياي خارج يا از محتويات حافظه بلندمدت به حافظه فعال وارد شود. سرانجام اين مدل فرايندهاي اجرايي?اي را طرح مي?کند که اطلاعات موجود در مخزن?هاي ذخيره?اي را جهت عمليات شناختي پيچيده نظير محاسبات ذهني بکار مي?گيرند (جونيدز140، ليسي141، اوان ني142، 2005؛ گلديان، 1385).
شواهد متعدد نشان مي?دهد که ذخيره و بازيابي در حافظه فعال از طريق سازوکارهايي انجام مي?شود که به ادراک و عمل نيز مي?پردازند. در رابطه با ذخيره?سازي ما معتقديم همان مناطق مغزي که در رمزگذاري اطلاعات دخيل هستند هنگام حفظ کوتاه?مدت اطلاعات کماکان فعال مي?ماند و به اين ترتيب حافظه فعال را تشکيل مي?دهند. اغلب اين رمزگذاري?ها در نواحي خلفي مغز (يعني قشر گيجگاهي و آهيانه?اي) رخ مي?دهد. گاهي چنين رمزگذاري?ها نه تنها در مورد اطلاعات ورودي بلکه در مورد خروجي?هايي که انتظار مي?رود قشر قدامي مغز صادر کند هم مصداق دارند نظير رمزهاي حرکتي که نماينده صداهاي گفتاري يا فعاليت?هاي عملي هستند. در رابطه با تمرين‌هاي ذهني اعتقاد بر اين است که سازوکارهاي مربوط به توجه به بازسازي نمودهاي دروني حافظه فعال مي?پردازند همان?هايي هستند که در هنگام ورود اطلاعات به حواس براي تنظيم پردازش حسي بکار مي?يايند. اين سازوکارها هم سيستم?هاي ادراکي و هم سيستم?هاي حرکتي را بکار مي?گيرند (جونيدز143، ليسي144، اوان ني145، 2005؛ گلديان، 1385).
اغلب مي?دانيم که يکي از روش?هاي نگهداري اطلاعات در حافظه کوتاه?مدت و احتمالا ذخيره?سازي به صورت دايمي در حافظه بلندمدت تکرار آن‌ها با صداي بلند يا به طور ذهني است. تکرار زياد اطلاعات احتمال ياداوري آن‌ها را بيشتر مي?کند که در افراد افسرده اين مطلب را با نشخوار افکارهاي منفي مي?توانيم ببينيم. ما گنجايش تکرار و نگهداري اطلاعات در حافظه کوتاه?مدت داريم. وقتي اطلاعات در حافظه کوتاه?مدت است مي?توانيم روي آن‌ها کار کنيم يعني آن‌ها را به شکل درست پردازش کنيم. سعي مي?کنيم با کمک راهبردهاي ذهني روي آن‌ها را به شکل صحيح بازسازي کنيم اما گاهي ممکن است هرکز اطلاعات قبلي را به ياد نياوريم. براي ذخيره?سازي اطلاعات جديد نياز است تا آن‌ها را مرور کنيم و براي بازيابي اطلاعات از حافظه بلندمدت نياز به نشانه مناسب جهت بازيابي داريم (ابوالمعالي، زيرچاپ).
براي خواندن هر لغت ممکن است بارها و بارها قبل از آن‌که از پاک شدن رد حافظه?اي آن را تکرار کنيد. ممکن است براي هر لغت تصوير ذهني بسازد و سعي کنيد قبل از ناپديد شدن آن را مرور کنيد. اگر حروف را به شکل صدا رمزگذاري مي?کنيد ممکن است زودتر دچار اشتباه شويد اما اگر رمزگذار معنايي داشته باشيد احتمال بازخواني آن آسان‌تر خواهد بود تمايل به يادآوري بهتر اولين و آخرين عناصر يک مجموعه را اثر موقعيت در سري مي?نامند. اين اثر ممکن است به اين علت باشد که به اولين و آخرين محرک?هاي سري بيشتر توجه کنيم و مورد توجه بيشتر ما در مجري مرکزي قرار خواهند گرفت و افراد افسرده نيز معمولا به اتفاقاتي که هيجان?هاي مرتبط با خلق?شان را توجه بيشتر خواهند داشت و آن‌ها را بيشتر ذخيره و رمزگذاري خواهند کرد. اين اطلاعات مرزهاي شنيداري يا ديداري ساير محرک?ها را به وجود مي‌آورند (ابوالمعالي، زيرچاپ).
همچنين ممکن است اولين عنصر در مقايسه با آخرين عنصر بيشتر مورد مرور ذهني يا تکرار قرار گيرد. آخرين عناصر هم ممکن است به علت تازگي مدت زمان بيشتر در حافظه کوتاه?مدت باقي بماند و در آن نگهداري شود. روان‌شناسان معتقدند در حافظه کوتاه?مدت اطلاعات جديد جانشين اطلاعات قديمي مي?شود. به ياد داشته باشيد که در يک زمان معين تنها مي?توانيم اطلاعات کمي را در حافظه کوتاه?مدت نگهداري کنيم(ابوالمعالي، زيرچاپ).
مدل بدلي146و هيچ147 (1974) مدلي براي توضيح حافظه کوتاه?مدت است. آن‌ها معتقدند که حافظه کوتاه?مدت صرفاً يک انبار نيست و انبارهاي متفاوتي را دربرمي?گيرد (ابوالمعالي به نقل از کاردول148 و فلنگان149 2004، زيرچاپ). بدلي و هيچ حافظه کاري را يک کنترل?کننده توجهي150 يا مجري مرکزي است که تعدادي از سيستم?هاي تابع را بررسي و هماهنگ مي?کند (ابوالمعالي به نقل از استيلز151، 2005؛ زيرچاپ). آن‌ها مطرح مي?سازند که اگر همزمان دو عمل مختلف ديداري و شنوايي (شنيداري) صورت گيرد، فرد قادر به انجام و پردازش آن اعمال است چراکه هريک به طور همزمان اما جداگانه در انبارهاي خاصي پردازش و ذخيره?سازي مي?شوند. آن‌ها درمورد انبارهاي پردازش ديداري و شنيداري به طور مجزا سخن مي?گويند و واژه حافظه?کاري را جهت اشاره به قطعه?اي از حافظه که در زمان کار روي يک مطلب خاص مورد استفاده قرار?مي?گيرد، بکار مي?برند (ابوالمعالي به نقل از کاردول و فلنگان 2004؛ زيرچاپ). بر مبناي نظر اين دو محقق مجري مرکزي همچون توجه عمل مي?کند و زماني که فرد به موضوع يا چيزي توجه مي?کند، خود را بر روي آن متمرکز مي?سازد. مجري مرکزي حلقه واج شناختي152 و مسير طرح فضايي-ديداري153 را تحت عنوان سيستم?هاي درگير154 به وجود ميآورد و گنجايش محدودي دارد و به عبارت ديگر در يک زمان فرد نمي?تواند به چيزهاي زيادي توجه کند (ابوالمعالي به نقل از کاردول و فلنگان، 2004؛ زيرچاپ).
حلقه واج شناختي مجري مرکزي مسسير طرح ديداري فضايي

مدل حافظه کاري که به وسيله بدلي و هيچ در سال 1974 ارائه شده است (کاردول و فلنگان 2004؛ ابوالمعالي، زيرچاپ)
همان‌گونه که در تصوير نشان داده شده است حلقه واج?شناختي با اطلاعات مبتني بر گفتار سروکار دارد و گنجايش محدودي دارد. اين حلقه با اطلاعات شنيداري سروکار دارد و نظم اطلاعات را حفظ مي?کند. از اين‌رو آن را حلقه مي?ناميم چراکه در اطراف يک حلقه حرکت مي?کند. بدلي در سال 1986 اين حلقه را به دو قسمت تقسيم و هر يک را نامگذاري کرد. انبار فنولوژيکي155 و فرايند تلفظي156. انبار فنولوژيکي به آساني لغاتي را که مي?شنويد نگه ?مي?دارد. انبار فنولوژيکي يک گوش دروني157 است. فرايند تلفظي فرايند استفاده از لغاتي است که شما شنيده يا ديده?ايد. اين لغات به طور غير?ملفوظ تکرار مي?شوند و به صورت حلقه درمي?آيند و مشابه يک صداي دروني عمل مي‌کنند حلقه فنولوژيکي هنگام يادگيري لغات جديد بکار?گرفته مي?شود و به آساني اطلاعات شنيداري را نگه ?مي?دارد (کاردول و فلنگان، 2004؛ ابوالمعالي، زيرچاپ).
مسير طرح فضايي- ديداري با اطلاعات مبتني بر ديدن سرو کار دارد و اطلاعات مربوطه به طور موقت در آن‌جا انبار مي?شود. اطلاعات ديداري اطلاعاتي هستند که مشابه به نظر مي?رسند و اطلاعات فضايي ارتباط بين اطلاعات را طرح مي?کند. زماني که شما مجبور هستيد يک تکليف فضايي- ديداري، به طور مثال عبور از يک اتاق به اتاق ديگر را انجام دهيد از اين مسير استفاده مي?کنيد (کاردول و فلنگان، 2004؛ ابوالمعالي، زيرچاپ).

ارتباطات فنولوژيکي با صدا است.
فنو شبيه يک واج است.

نمودار فرايند فنولوژيکي مسير شنيداري توسط مدل بدلي و هيچ ارائه شده است (کاردول و فلنگان، 2004؛ ابوالمعالي، زيرچاپ)

مدل اندرسون
از سوي ديگر اندرسون158در سال 1983 مدل کامپيوتري را با نام ACT معرفي کرد. در اين مدل وي بين دانش توضيحي159 و دانش روشي160 تمايز قايل شد. دانش توضيحي را مي?توان اين گونه معرفي کرد که اين اطلاعات از فردي به فرد ديگر قابل انتقال است و قادر به بازيابي آن از آگاهي هوشيار هستيم. دانش روشي قابل انتقال از شما به فرد ديگر نيست و نوعي مهارت است که توسط خود فرد بايد از طريق تمرين کسب شود و به شکل آماده در هوشيار شما وجود ندارد. ACT يک نظام توليدي161 را معرفي مي?کند و براي توضيح نحوه تغييرات دانش از طريق تمرين و شيوه?اي که مي?تواند مهارت کسب شود مفيد است. نظام?هاي توليدي مي?توانند براي شبيه?سازي کامپيوتري مورد استفاده قرار?گيرند همان اساسي که در پردازش اطلاعات بر آن تاکيد مي?شد اين بار در حافظه مورد بررسي قرار مي?گيرد. در اين نظام در اصطلاح يک محصول ارتباط بين دو مجموعه از شرايط است که تحت عنوان قواعد اگر……. در نتيجه162………. بيان مي?شود. اين‌ها زوج?هاي عمل- شرط163 ناميده مي?شوند که طي آن مطرح مي?شود اگر بعضي شرايط خاص موجود باشد درنتيجه عملي بکار?گرفته خواهد شد و در همين جا پاي حافظه و بازيابي به ميان کشيده مي?شود. اين نظريه سه نوع حافظه را مطرح مي?کند: حافظه?کاري، حافظه روشي و حافظه توضيحي.
در مدل اندرسون يک روش عبارتند از يک حلقه ارتباطي زوج عمل-شرط بين مجموعه?اي از شرايط موجود فعال در حافظه کاري و اطلاعات و يا دانش انبارشده تحت عنوان طرحواره164 خوانده ميشوند که در حافظه بلندمدت قرار دارند. اگر يک شرط يا مجموعه?اي از شرايط در حافظه کاري فعال باشد قسمت?هايي که در قالب طرحواره?ها نتايج مرتبط با اگرهاي طرح شده فعال خواهد شد. زماني که يک روش اجرا شود ورود اطلاعات جديد به حافظه?کاري نتيجه خواهد داد و مجموعه ديگري از شرايط “اگر” فعال خواهد شد. حافظه?کاري اطلاعات را از حافظه توضيحي بازيابي مي?کند. بازده روش?ها و اطلاعاتي که به طور موقت فعال شده?اند دنياي خارج را از طريق ادراک165 رمزگذاري مي?کند که با محتواي در دسترس آگاهانه حافظه?کاري کوتاه?مدت يکسان خواهد بود. در اين تئوري يک تمايز مهم ميان حافظه توضيحي و روشي مطرح شده است و بيان مي?دارد دانش توضيحي چيزي است که ما توضيح آگاهانه از آن داريم و دانش روشي چيزي است که ما براي آن توضيح آگاهانه در دسترس نداريم و اين تمايز اساس مدل اندرسون است. حافظه?کاري از نظر مقدار اطلاعاتي که مي?تواند به طور

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره پردازش اطلاعات، حافظه فعال Next Entries مقاله رایگان درباره پردازش اطلاعات، افراد مبتلا، خطر کنترل