مقاله رایگان درباره توسعه اجتماعی، اقوام ایرانی، توسعه سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

مباحثي از اهميت وي‍ژه اي برخوردار است و پيوند هاي عميقي را نمايان مي سازد كه بين افراد و مكان ها وجود دارند(تایلور، 1386:ص388-387). 2-23- معايب دموكراسي مستقيم
دموکراسی و انتخابات بهترین وسیله برای عملی کردن اثرگذاری اراده ملت بر شیوه حکومت در سرزمین است. براین اساس دموکراسی جغرافیایی ترین نوع حکومت شمرده می شود(حافظ نیا، 1388: 218 ). باید توجه داشت برای موفقیت در دموکراسی چند پیش شرط وجود دارد مانند:
شرط مادی: مانند شرایط جغرافیایی و شرایط اقتصادی.
شرط قانون اساسی: مانند سازواره های حقوقی.
شرایط فکری: که به استعداد شهروندان برای استفاده از داده ها و نحوه استفاده از آنها برمی گردد.
شرایط روان شناختی: که منظور ویژگی های ساختی روانی و مسائلی از قبیل لزوم تجربی اندیشی شهروندان(قادری، 1380: 48). دموكراسي مستقيم و دموكراسي غيرمستقيم بدون ترديد مستقل از يكديگر عمل نمي كنند؛ چراكه رأي دهندگان و نمايندگان همواره به صورت مداوم از يكديگر مطالبي مي آموزند. در شرايطي كه رويه هاي دمكراتيك مستقيم، اجباري هستند، نمايندگان منتخب غالباً مي كوشند به نوعي رأي دهندگان را راهبري كنند. نمايندگان در جريان تماس شخصي با رأي دهندگان در حوزه انتخاباتي خود به نكاتي دست مي يابند. اعمال دموكراسي مستقيم به وسيله دولت ها نيز بسيار شدت خواهد يافت. بنابراين اعمال دموكراسي مستقيم از طريق رفراندوم ممكن است برخي قدرت ها را از نمايندگان سلب كند اما در صورتي كه استفاده از اين روش به شكلي غيرعادي پيگيري شود، تنها در صورتي نمايندگان با مشكل مواجه خواهند شد كه نتوانند افكار و آراء عمومي را به درستي درك كنند.
با وجودي كه دموكراسي مستقيم ممكن است به عنوان ابزاري در جهت تطبيق خط مشي هاي عمومي با نگرش هاي عمومي، غالباً بر شكل هاي متعدد دموكراسي مستقيم ترجيح داده شود، يك نكته منفي نيز بروز مي كند كه آن سلب هرگونه قدرت از گروه هاي اقليت است. بسياري از دولت هاي محلي با مشكلات عديده مالي مواجه هستند و قادر نيستند برنامه هاي مقياس كلان سرمايه گذاري را به اجرا گذارند؛ چراكه كساني كه بايد پرداخت هزينه نمايند، به غير از رفراندوم هايي كه با منافع خصوصي مرتبط هستند، در ساير مواردي كه رأي جمعي را شامل مي شوند، مشاركت نمي كنند. به علاوه با توجه به اينكه در دولت هاي اصلاحي، رفراندوم ها و لوايح ابتكاري به طور گسترده اي مورد استفاده قرار مي گيرند و به اين دولت ها عموماً در نواحي كوچك و حومه اي- به ويژه در غرب- يافت مي شوند، در حقيقت علايق خصوصي جامعه تجاري طبقات بالا و متوسط است كه براساس علايق غلبه دارد و توزيع مجدد درآمد حقيقي طبقه مرفه به طبقه مستمند(نيازمند( در سطح پاييني باقي مي ماند. تمامي شكل هاي سيستم انتخاباتي داراي نكات منفي نيز هستند و دسترسي به الگوي كامل يك فرد، يك رأي، يك ارزش غير ممكن است و در نتيجه ، دمكراسي مستقيم نيز صرفاً مزايا و نكات مثبت ندارد(تایلور،1386:ص 395-396).
2-24- قومیت
در این باره نیز دیدگاههای گوناگونی وجود دارد. از جمله گفته می‎شود: قوم یك گروه انسانی است كه فرهنگ خاص خود دارد (آشوری،1357: 40) بر این اساس قومیت، خود آگاهی سیاسی گروههای مختلف زبانی، مذهبی و نژادی در یك سر زمین نسبت به هویت خود و نیز تفاوت قایل شدن بین خود و گروههای ساكن در همان منطقه (روح‎الامینی،1372: 15) تلقی می‎شود. قومیت به عنوان یكی از عناصر فرهنگی شناخته می‎شود كه هویت آن به روشهای مختلف از جمله نژاد، زبان، مذهب یا كشور محل تولد قابل درك است به نحوی كه تركیبی از این ویژگیهای قدیمی جوامع را از یكدیگر متمایز می‎كند و مبنایی برای خود آگاهی، به ویژه در میان اعضای اقلیتهای قومی فراهم می‎سازد. در هر حال قومیت با هر دیدگاه، خواه دیدگاه كهن گرایانی كه آنرا عنصری طبیعی متكی بر زبان، مذهب و نژاد می‎دانند یا مدرنیستها كه قومیت را عنصری جدید و محصول مدرنیسم می‎دانند وجود آن واقعیتی انكار ناپذیر است و به گروههای زبانی، نژادی و مذهبی اطلاق می‎شود كه دارای فرهنگ متمایز از دیگران هستند. در ایران باستان از اقوام ماد، پارس و آریایی نام برده شده است. اما آنچه در شرایط كنونی كشور قابل احصا است. می‎توان به قومیتهای عمده فارس، بلوچ، كرد، آذری، تركمن، عرب و لر اشاره كرد كه علیرغم ریشه نژادی مشترك به لحاظ زبان و یا مذهب از یكدیگر متمایز شده‎اند.
به نظر مي رسد در اين خصوص رساترين تعريف مربوط به ويكتور كوزلوف (قوم شناس معروف) باشد كه معتقد است «قوم يك سازمان اجتماعي تشكيل يافته اي است كه بر پهنه سرزمين معيني قرار دارد و شامل مردمي است كه در طول تاريخ با هم پيوندهاي اقتصادي، فرهنگي، خويشاوندي و … برقرار كرد ه اند، داراي زبان، ويژگي هاي فرهنگي، ارزش هاي اجتماعي و سنت هاي مشترك مي باشند. در گذشته مشخصات خوني و نژادي نيز جزو پيوند هاي قومي محسوب مي شدند اما امروز به دنبال در هم آميختگي ملت ها دیگر به حساب نمي آيند (ابوطالبي، 1378: 131). شاخص هاي عمدة قومي عبارت اند از: خودآگاهي قومي، زبان مادري و سرزمين نياكان. در مورد برخي اقوام ويژگي هاي رواني(حالت ها ي روحي )، شيوه زيستن يا گونه معيني از سازمان اجتماعي -سرزميني(دولت) يا خواست ها و تمايلات آشكار افراد يك قوم براي بر پايي يك سازمان دولتي نيز مي توانند جزو شاخص ها باشند (شيخاوندي، 1369: 276).
2-25- هويت
هويت به مثابه امري احساسي يا آگاهانه، واقعي يا خيالي، موجود يا جعلي معطوف به پاسخ به چيستي و كيستي انسان ها به صورت انفرادي و جمعي است. »خودشناسي» و « ديگرشناسي» به منزله دو محور عمده در بحث هويت با معيارهاي مختلفي اعم از علمي يا غير علمي، بي طرفانه يا مغرضانه، احساسي و
سطحي يا آگاهانه و عميق مورد سنجش قرار مي گيرد. روان شناسي فردي و اجتماعي، جامعه شناسي، علم سياست و ديگر علوم انساني داعية نسخه پيچي براي توصيف و تبيين آن دارند (مقصودي، 1380 الف: 210).
2-26- هويت قومي
هويت قومي به سنت فرهنگي مشترك و احساس هويتي گفته مي شود كه يك قوم را به عنوان يك گروه فرعي از يك جامعه بزر گ تر متمايز مي كند. اعضاي هر گروه قومي از لحاظ ويژگي هاي خاص فرهنگي از ساير اعضاي جامعه، خود را متمايز مي دانند(داوري،1376: 44). « كاستلز» معتقد است كه «قوميت به مثابه منبع و هويت در حال رنگ باختگي است، اما نه در برابر قوميت ها، بلكه در برابر اصول كلي تر تعريف فرهنگي خود، از قبيل دين، ملت يا جنسيت» (کاستلز، 74:1380). بارث مي نويسد: «امروزه مفهوم هويت قومي عليرغم رنگ باختن آن بر رشته اي از قيود اعمال شده بر انواعي از نقش ها كه فرد مجاز به ايفاي آنها است و طرف هايي كه براي انجام بده و بستا ن هاي گوناگون برگزينند ، دلالت دارد (ساعي ارسی،37:1384). هويت يابي قومي به عنوان اساس اقدام جمعي زماني تحقق مي پذيرد و حفظ مي شود كه امتيازات آشكاري وجود داشته باشد كه با تكيه بر هويت قومي بتوان براي دست يافتن به آن ها با ديگران رقابت كرد . اين رقابت ميان گروه هاي قومي عامل بسيج قومي است و به تشكيل سازمان قومي و افزايش هويت هاي قومي منجر مي شود.
2-27- امنيت پايدار
امنيت، اصطلاحي است مشعر بر فقدان تهديد بر ارزش هاي نادر (علي بابايي، 1383: 31). وضعيتي است كه در آن ارزش هايي كه از ديد تصميم سازان براي بقا و بهتر زيستن جامعه حياتي است، مورد حمايت و تقويت قرار مي گيرند (روي، 1382 : 26). « پايداري »، مفهوم تازه اي است كه به و يژه در روند تحولات جهاني در سه دهه گذشته و بر اثر بيم ها و اميد هاي نو ، طرح شده، گسترش يافته و با اقبال روبه رو شده است. « پايداري » و مفاهيم تركيبي آن مانند ،« امنيت پايدار » ناظر بر درك جامعي است كه بر پايه آن، به همة عوامل مؤثر سياسي، اجتماعي، فرهنگي و امنيتي و … در كنار يكديگر و در تعامل با هم توجه مي شود(نصيري، 1384 : 82).
2-28- قوميت و امنيت
تاريخ جهان در قرن بيستم جنبش هاي قومي و دسته جمعي متعددي ر ا در كشورهاي توسعه نيافته و در حال توسعه شاهد بوده است. هرچند مدرنيزاسيون با توجه به تناقضات ذاتي ميان توسعه نامتوازن و افزايش آگاهي هاي قومي ، موجب تشديد منازعات قومي شده است. در اين خصوص نويسندگان سنتي نظريه «گزينش عقلاني» استدلال مي كنند كه جنبش هاي قومي و دسته جمعي در صورتي تشكل مي يابند كه تعداد قابل قبولي از افراد به مشاركت در آن توافق كنند و همچنين مشروط به اين نكته كه نپذيرند منافع حاصل از اين مشاركت از مضرات آن بيشتر است. جنبش هاي قومي به دنبال بحران هاي بزر گ سياسي و اقتصادي يك ملت صورت مي گيرند و ممكن است به يكي از چهار شكل زير باشد: نهضت هاي خودمختاري، نهضت هاي جدايي طلب، طغيان هاي محلي و سياست هاي انتخاباتي قومي (شيخاوندي، 1369: 275).
2-29- اقلیت
در مورد تعریف اقلیت، دیدگاههای گوناگونی وجود دارد. برخی اقلیت را گروهی می‎دانند كه در حاكمیت شركت نداشته و از نظر تعداد كمتر از بقیه جمعیت كشور باشند، در عین حال اعضای آن تبعه آن كشور هستند و ویژگیهای متفاوت قومی، مذهبی یا زبانی با سایر جمعیت كشور دارند و دارای نوعی حس وحدت منافع و همبستگی در جهت حفظ فرهنگ آداب و رسو ، مذهب یا زبان خود هستند (ترنبری،1379: 12)
2-30- اقلیت های قومی
معرفی اقلیتهای قومی ایرانی با سه ویژگی مورد نظر دانشمندانی چون كاپوترتی كه ”در اقلیت بودن، عدم حاكمیت و علاقه مندی به حفظ ویژگیهای خود و سنت گذشته“ می‎داند (ترنبری: 56) كار چندان ساده‎ای نخواهد بود. چرا كه: علیرغم قلت اقوام آذری، كرد، بلوچ، لر و تركمن در مقایسه با اكثریت فارس، عدم حاكمیت، بطور مطلق و یا میزان علاقه مندی به حفظ هویت خویش در همه این اقوام یكسان نیست. چنانچه ملاحظه می‎شود آذریها و لرها و گروهی از كردها و عربها به دلیل مذهب مشترك با فارسها از درجه تمایز كمتری نسبت به بلوچهای و كردها و تركمنهای سنی برخوردارند. در هر حال از مجموع ویژگیها و جایگاه اقوام می‎توان استنباط كرد كه اصولاً اقلیت قومی بعنوان یك مقوله سیاسی تلقی می‎شود و كسانی كه می‎كوشند مسئله اقلیتهای قومی و مشاركت آنان را در فرآیند توسعه جامعه، یك مسئله اجتماعی و نه سیاسی قلمداد كنند یا به موضوع جاهل‎اند و یا تجاهل می‎كنند. نگاهی به تعابیر به كار گرفته شده در متون حقوقی بین الملل و دیدگاه علمای حقوق و سیاست، درستی تلقی ”سیاسی بودن“ اقلیتهای قومی را محرز می‎سازد؛ كارل كوهن اجتماعات سیاسی را متشكل از اكثریت حاكم و اقلیت می‎داند (كوهن،1973: 81) كه اقلیتهای قومی نیز بخشی از این اقلیتها تلقی می‎شود. حمید احمدی دركتاب ”قومیت و قوم گرایی در ایران“ با استناد به نظریات دانشمندان و واقعیات جهان مدرن، قومیت را خودآگاهی سیاسی گروههای قومی می‎شمارد (احمدی،1379: 15) گرچه در نهایت اصالتی برای قومیت اقوام ایرانی (كرد، بلوچ و آذری) قایل نیست. اما آنچه هست، واقعیاتی است كه وجود حداقل شش قوم ایرانی (كرد، بلوچ، لر، عرب، آذری، تركمن) با شرایط و ویژگیهای یك قوم وجود دارند و انكار آنان یا از سر نادانی است یا ناشی از اغراض سیاسی.
2-31- مكانیسمهای مشاركت اقلیت های قومی
مكانیسمهای مشاركت اقوام ایرانی علیرغم اینكه، بعد اجتماعی آن همانند عرصه‎های صنفی و آموزشی و امثالهم غیر قابل انكار است، تاكید بر بعد سیاسی مشاركت، مهمترین مسئله‎ای است كه مقوله اقلیتهای قومی را قابل طرح می‎سازد. اینكه برنامه ریزان كشور با پیش فرضهایی شخصی و یا سیاسی كوشش می‎كنند مقوله مشاركت اقلیتهای قومی را در توسعه اجتماعی گنجانیده و مشاركت اقلیتهای قومی را در كنار مشاركت زنان و جوانان بعنوان یكی از شاخصهای توسعه اجتماعی تلقی كنند به نظر نمی‎رسد، چندان قابل دفاع باشد. اهمیت این موضوع زمانی هویداتر می‎شود كه بپذیریم توسعه سیاسی به نحوی اجتماعی هم هست اما توسعه اجتماعی الزاماً سیاسی نخواهد بود. لذا می‎توان از طرفداران این ایده پرسش نمود كه براساس كدام

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره مواد معدنی، مورفولوژی، قرقیزستان Next Entries مقاله رایگان درباره بازدارندگی، حق ثبت اختراع، ثبت اختراعات