مقاله رایگان درباره تصویر سازی، واج آرایی

دانلود پایان نامه ارشد

غرور است و به سر امید فتحی تازه دارد

او غمی دارد که غیر از خنده درمانی ندارد

ها … به کجا می کِشی ام خوب من ؟

همواره ما شبیه به هم دوره می شویم

مانند برگ ریختی و ریختم ولی

من و توایم و عطش اینک ، بنوش یا که بنوشانم

مردانِ قصّه هایِ تو افسوس / قصّه اند
(322)
مانده با چشمان من ، دودی به جای دودمانم
(329)
او پی دریوزگی جان نبود
(336)
فقط برای من و تو گریستن باقی است
(342)
به ساز حادثه ها با تو توانِ زخمه زدن دارم
(368)
من آن سرم که به پیرانه هوای توبه شکن دارم
(368)
دلم خوش است که در غربتِ وطن بودم
(387)
بگردان تا بگردم با تو دور واپسین را هم
(427)
بشکنیدم تا شکستِ من دهد امید او را
(446)
این غزل ها را بخوانید و بخندانید او را
(446)
ها … نکشانی به پشیمانی ام
(457)
با آن شباهتی که در آیینه نیز نیست
(516)
پاییز هم همیشه چنین برگریز نیست
(517)
ز شوکرانی از آن خالص که نوشداروی جانم بود
(525)

-6-4-4شبه اشتقاق
اگر چند واژه در بیتی به کار روند که از یک مادّه یا ریشه مشتق نباشند امّا حروفشان شبیهِ هم باشند به آن( شبهِ اشتقاق) می گویند . اگر چه تعداد این واژگان در شعر بهمنی زیاد نیست امّا مروری بر آنها جالبِ توجّه است .

با همه بی خبری

حالا از حال تو با خبر شدم
(245)
از زیر آوار / بیرون می آورم و می روم
(814)

دیدنِ ناباورِ شوری شگفت

باورِ نادیده ی حالی محال
(602)
معاصر تو أم و از قرینه های قرونم
(740)

-7-4-4تکرار
یکی از شگرد های زیبایی آفرین کلام ، تکرار است ؛ تکرار موسیقیِ شعر را به وجود می آورد و یکی از ارکان بنیادین درشعر است. محمد علی بهمنی در تمامِ قالب های شعریش از تکرار واژگان استفاده کرده و “کلام را خوش آهنگ و مطبوع می سازد” . (صادقیان ،1388 : 89)
الف )تکرار، گاهی برای تأکید و برجسته ساختن کلام است .

چه بگویم ؟! / از مُشت مشتی / چه بگویم ؟!
(بهمنی،810:1390)
پرنده / مثل تو نگاهم می کرد / مثلِ تو
(783)
دیشب / تنهایی ام / تا نوکِ مدادت / آمده بود / اگر می نوشتی ام! / اگر می نوشتی ام !
(778)
تکرار عبارتِ (اگر می نوشتی ام ) بر حسرت شاعر تأکید می کند.

چه زود پیر شدم ، پیر سال و ماه نه

نه اشتباه نکن ، پیرِ اشتباه که نه
(714)
عکسِ من است این عکس /عکاس کم هنر نیست / حتی من من از من ، اینگونه با خبر نیست
(694)
برقص سیبستان / برقص تا غزلم / برای چیدن تو / واژه واژه دست شود / برقص میوه ی ممنوع
(594)
این خوشتر از تمامِ خوشی ها برای تو

نشسته ام به تماشا که خواب می گوید:

این خوش تر از تمامِ خوشی ها برای من
(620)
ببین چه نرم تن است این تن، این تنِ سنگی
(599)

حق با شماست بانو / حق بی مبالغه با زیبایی ست
(104)
همانگونه که در بیت بالا دیده می شود ، علاوه بر تکرار واژه ، تکرار واج هم به افزایش موسیقی کمک کرده است.

قصه ی من یه قصه ی خالیه

خالی تر از دستای پیر و خالی
(233)
دریا دلم گرفته / دریا دلم گرفته / منُ از این گرفتگی رها کن / دریا جوابم بده / دریا جوابم بده
(248)
ب)یکی دیگر از مقاصد بهمنی در به کار گیریِ تکرار ، تصویر سازیست .

سرما هم / در این کوچه / سرما می خورد .
(775)
سرما خوردنِ سرما ، تصویر جدیدی است .

گوش تلفن کَر / دوستت دارم را امشب / در گوشِ خودت / خواهم گفت
(764)
زبانم لال! / آیا اوست؟ / آیا هست؟ / آیا نیست؟
(736)
تکرار سؤال و لفظ سؤال (آیا ) به القای حسّ تردید کمک می کند.

شصت و سه غزلِ له شده در زلزله ی من

شصت و سه نفس ، شصت و سه حسِ متلاشی
(634)
تکرار شصت و سه ، تأکید و تصویری از حسّ شصت و سه ساله شدنِ شاعر را نشان می دهد.

تکرار
تکرار
تکرار
شوق را چه بی درنگ می کنی
(676)
کلمۀ تکرار و همچنین نوعِ نوشتارِ این شعر ، فضایِ تکرار و ملال را به تصویر می کشد .

گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر

خوش به حالت خوش به حالت ای پدر
(470)
تکرارِ ترکیب (خوش به حالت) شوقِ شاعر را نشان می دهد .

یا نه تو هم با هر بهانه شانه خالی کن

از من به من این بر شانه ها بارِ گران ای دوست
(424)
تکرار من ، شانه و واجِ “ن” نوعی سنگینی را تداعی می کند .

چرا باید جز این باشد؟ چرا جز این بخواهم من؟

چرا باید به ناخوش بگذارنم خویش را هم ؟
(426)
تکرار سؤال ها و واژۀ چرا اعتراض و اضطرابِ شاعر را به تصویر می کشد .

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد

تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد
(396)
تکرار کلمات غزل و باد و واج آرایی “د” و مصوت ” آ” حسِ شادی شاعر را منتقل کرده است.

ج)از دیگر ابتکارات بهمنی این است که با تکرار یک واژه ، کلمه ای جدید مثلِ قطره قطره و لحظه لحظه ساخته که معمولاً نشانگرِ کثرت هستند.

وَ پسرک / با اخمی گزنده / که زخمه زخمه در من عمیق می شود / غرّید …
(806)
ساحل ساحل / گوش ماهی های مدفون / ماسه می تکانند از خود
(774)
تو / رفتن را / دل دل نکن
(771)
اتوبوسی که نفس نفس زدنم را / تا چند ایستگاه شماره کرده است
(767)
تا چه نوشتن را / دل دل کنی
(751)
خسیس نیستم / امّا / به اهل ذوق ببخش / غزل غزل ، همه ی یاد و یادمانم را
(742)
مرا کشاند به سلّولِ انفرادیِ خویش / و گفت : / این تو وُ / این میله میله ی تنهایی
(600)
دوباره خواب مرا بُرد رنگیِ رنگی

به سرزمین تو این بومسارِ ارژنگی
(599)
برقص سیبستان / برقص تا غزلم / برای چیدنِ تو / واژه واژه دست شود
(595)
اگر مقدّر من نیست جرعه ای از تو

من لحظه لحظه خود را گم کرده ام در این راه

خوشا هر آنچه که تو باغ باغ می خواهی

از قلّه قلّه شوقِ تو نعره می زنم

در درّه ای که عطرِ تو از آن گذشته است

فرصتی تا دود را پیدا کنم

الفتی تا ما چراغِ او شویم

به گمان پوست نه ، سمباده ، ولی بی تردید

جمله به جمله خط به خط دفتر عشقو خوندم

دلم نمی خواد بازم این قصّه رو باور کنم

به خاکِ تشنه ام ای دوست! قطره قطره بریز
(413)
آیینه ام کجایی؟ آیینه ام کجایی؟
(418)
بگو رسیده بیفتم به دامنت یا کال ؟
(436)
تا درّه درّه گر بشود روزگار من
(348)
این هق هقِ من است و یا های هایِ کوه
(452)
قطره قطره خویش را دریا کنم
(474)
خانه خانه در سراغ او شویم
(475)
طاقه طاقه دلی از مخمل و ململ با اوست
(487)
صفحه به صفحه همه ی تجربمو سوزوندم
(250)
نقطه به نقطه منم این حرفا رو از بر کنم
(250)
د)مشخص است کهِ در غزلهایِ مردّف واژه یا واژگانِ ردیفِ تکرار می شود.

سکوت کردم و فهماندمش عذاب این است
به نعره خواست به آرامشم خطی بکشد
شکسته بود ولی مویه وار خندید
به مهر گفتمش:آرام باش و صحبت کن
چه گفت؟راز ،نه! امّا: نپرس و باور کن
من و تو درک سکوت همیم،تا هستیم

نه احتیاج به سیب و نه گندم است این جا
نپرس وسوسه ی آدم است یا حوا
شدیم ساعت و تقویم خود نمی فهمیم
به شوق دیدن آرامش پس از طوفان
 کجاست جذبه ی لبخندمان وآیا
خودم به پرسشم آخر جواب خواهم داد

کافی است جای شک به پسندت یقین کنی
نامی که بر زبان تو و با ضمیر توست
من انتخاب بهتر اگر نیستم ، چرا
من با تو در نهایت ِ آرامش ام ، مباد
وقتی تو آن چنانی و وقتی من اینچنین
آزادگی ست عشق و دل ام قاب کوچکی ست

بگیر دستِ مرا تا تب تو را بسرایم
نپرس تازه تر چه داری که هز دقیقه هر آن
مرا به قلب خود این متن نا نوشته ببرتا
زبانِ دست صمیمی است ، ای زبان صمیمی!
سکوت کن که فقط دستها به حرف آیند
چه بار ها به یقین می رسم که باید از این پس

چه بارها به

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره واج آرایی، موسیقی کلام Next Entries مقاله رایگان درباره مثِ، دونم، قبولم، بسرایم