مقاله رایگان درباره استراتژی ها، تحقیق کیفی، ناخودآگاه، ارزش افزوده

دانلود پایان نامه ارشد

حاليکه در تحليل محتواي کيفي، تفاسير به دلالت هاي ضمني متکي هستند.
همچنين براساس نظر برلسون، تحليل محتواي کمّي، فني پژوهشي براي توصيف عيني، منظم و کمّي محتواي آشکار پيام است (برلسون، 1959: 18) . در حاليکه در تحليل محتواي کيفي، محتواي پنهان پيام مورد توجه است و به اين دليل نگاه عميق تري به کلمات و عبارات داده هاي کيفي وجود دارد. در تحليل محتواي پنهان، ادراکات و تفاسير پژوهشگر از يک معناي ارتباطي کدگذاري مي شود، درحاليکه درتحليل محتواي آشکار پيام، کدگذاري روي محتواي قابل مشاهده وسطحي صورت می گيرد.
پژوهشگری که تحقیق کیفی را انجام می دهد باید درمورد تجزیه و تحلیل و کنترل داده های کیفی ، آگاهی داشته باشد و این موضوع را به اثبات برساند که می تواند استراتژی هایی درخور تحقیق ارائه نماید.کسی که تحقیق کیفی را انجام می دهد مدعی نیست که می توان آن تحقیق را تکرار کرد . پژوهشگر آگاهانه شرایط حاکم برتحقیق را کنترل نمی کند و فقط پیچیدگی های محتوایی آن شرایط را ثبت و ضبط می نماید و آنها را همانگونه که رخ می دهند ، منتقل می کند. این پژوهشگر با هدف کشف یک معما با تغییر دادن استراتژی های تحقیق در چارچوب طرح انعطاف پذیر تحقیق کاری را انجام می دهد و این چیزی نیست که پژو هشگران آینده بتوانند آنرا تکرار کنند. (مارشال ، 1377 : 200 )
در تحليل محتواي کيفي، پژوهشگر بايد حضور معناي پنهان را تفسير کند و اين امر تا حدي براي کدگذار دشوار است ، زيرا براي اين کار ، نياز به آشنايي با متن اشيا دارد و در صورتي که فرد با اصطلاحات خاص آشنايي نداشته باشد، ممکن است معاني ضمني را از دست بدهد .
اگر ما بگوييم كه تحليل هاي محتواي كيفي درصدد حفظ مزيت هاي حاصل از تحليل هاي محتواي كمي در مورد تفسيرهاي متون كيفي هستند، پس اين پرسش پيش مي آيد كه اين مزيتها چه هستند؟ در اينجا به چهار نكته اشاره مي كنيم:
– قرار دادن مطالب يك متن در قالب مدل ارتباطي: بايد مشخص شود كه كدام بخش از استنتاجات ارتباطي را بايدبراي جنبه هاي مربوط به شخص برقرار كننده ارتباط (تجربيات و احساسات وعقايد او)، براي موقعيت هايی كه در آنها متون شكل مي گيرند، براي زمينه هاي اجتماعي – فرهنگي، براي خود متن توليد شده و براي كارآمد بودن و تاثيرگذاري پيام حاصل ازاين متون مورد استفاده قرار داد.
– قوانين مربوط به تحليلها: مطالب موجود در يك متن را بايد به شكل مرحله مرحله مورد تحليل قرار داد و همچنين بايد در اين تحليل از فرآيندهاي قانوني پيروي كرده و بتوانيم مطالب را در قالب واحدهاي تحليلي مفهومي تقسيم بندي كنيم.
– دسته بنديهاي موجود در كانون مركزي تحليلها: جنبه هاي موجود در تفسير يك متن و همچنين سوالات مطرح شده در مورد آنها در قالب دسته بنديهايي قرار مي گيرند كه بايد آنها را با دقت فراوان در چارچوب فرآيند آناليز اصلاح و ويرايش كرد (حلقه هاي بازخورد)
5-1-3- سه رويكرد به تحليل محتواي كيفي
تحليل محتوا يك تكنيك كيفي تحقيق است كه به طور گسترده مورد استفاده قرار مي گيرد. به جاي آنكه يك روش منفرد باشد، كاربردهاي متداول تحليل محتوا سه رويكرد متمايزي را براساس درجه نقش استدلال استقرايي نشان مي دهد: قراردادي، هدايتي، تلخيصي. همه اين سه ديدگاه براي تفسير معنا از محتواي داده هاي متن ، مورد استفاده قرار مي گيرند ، بنابراين بر الگوي مبتني بر اصول طبيعي توافق دارند . تناقضات اصلي ميان رويكردها شامل رمزگذاري طرحها ، اساس رمزها ، و مخاطراتي كه در برابر قابليت اطمينان است مي باشد . در تحليل محتواي قراردادي، طبقه بندي هاي رمزگذاري به طور مستقيم از داده متن اقتباس شده است. اين رويكردي است كه براي تكوين نظريه زمينه اي استفاده مي شود. با يك رويكرد هدايتي، تحليل با يك نظريه يا يافته هاي مربوط به تحقيق به عنوان راهنمايي براي رمزهاي مقدماتي آغاز مي گردد.
بنابراين در طي تحليل داده ها، محققان خودشان را در اطلاعات غرق مي كنند و به موضوعات اجازه پديدار گشتن از آنها را مي دهند. معمولا هدف اين رويكرد معتبر كردن يا گسترش دادن يك چارچوب عقلي و ذهني يا تئوريك مي باشد . روش سوم ، تجزيه و تحليل فشرده شده محتوا مي باشد كه با شمارش كلمات و يا مفهوم روشن و آشكار همراه است، بنابراين تحليل را براي گنجاندن معاني و موضوعات پنهان بسط مي دهند. هدف اين رويكرد كاوش كردن كاربرد كلمات، نشانگرها در يك روش قياسي مي باشد.
6-1-3- شرايط كلي تحليل محتواي كيفي
در ابتداي استفاده از اين تكنيك ، دانشمندان بيشتر به بررسي كيفي محتواها مي پرداختند. امروزه نيز با انواع شيوه هاي كمي، تحليل هاي كيفي همچنين مورد استفاده است. در اينگونه بررسي هاي كيفي، هدف آنست كه تاثير متن هاي مورد نظر بر روي گيرنده پيام (خواننده، شنونده، بيننده) سنجيده شود و اين از آن طريق انجام مي گيرد كه محقق بار ارزشي مفاهيم و عبارتهاي بكار برده شده را بررسي و شمارش مي كند.
به عبارت ديگر يك شيوه مهم و معمول از تكنيك تحليل محتوا به شمارش مفاهيم و پيامهايي مي پردازد كه فرستنده پيام ابراز داشته است. گاه تعداد اين پيامها خود گوياي يك مطلب خاص هستند كه در شرايط عادي جلب توجه نمي كنند، اما مخاطب را بطور ناخودآگاه تحت تاثير قرارمي دهد و گاه نسبت تعداد اين پيامها با تعداد پيامهاي ديگر مقايسه مي شود و از آن طريق اطلاعاتي بدست مي آيد.
بنابراين شرايط كلي تحليل محتواي كيفي به اين ترتيب است:
1-6-1-3- تعيين چهارچوب تئوريكي :
دراينجا محقق مي بايست ابتدا چهارچوب تئوريكي داشته باشد، كه براساس آن فرضيه ها و متغيرهاي خود را مشخص سازد و سپس در پي يافتن روشي برآيد كه براي سنجش آن متغيرها مناسب باشند.
2-6-1-3- نمونه گيري :
به اقتضاي مسئله مورد بررسي، محقق بايد متن هايي را گردآوري كند كه در آنها بتوان مسئله مورد بررسي را به نحو قابل تعميم ، تحليل نمود. انتخاب اين نمونه ها همواره به اقتضاي مسئله مورد بررسي خواهد بود.

3-6-1-3- واحد محتوا :
پس از نمونه گيري، نوبت به تعيين واحدهاي سنجش مي رسد . اين واحدها مي توانند لغات ، جمله ها ، سرمقاله ها … باشند كه ما مي خواهيم بار ارزشي آنها را بسنجيم و يا براساس محتوايشان آنها را طبقه بندي كنيم.
4-6-1-3- واحد كاربردي در تحليل محتوا :
تقريبا همه بررسي هاي تحليل محتوايي يكي از پنج واحد زير را بكار برده اند:
الف) كلمه يا نماد : معمولا كوچكترين واحدي است كه در پژوهش تحليل محتواي بكار مي رود. به نظر می رسد كلمه ها و نمادها گسترده ترين كاربرد را در بررسي هاي ” سبك ” ” روان درماني ” ” بازرسي ادبي ” داشته اند.
ب‌) موضوع : از جنبه هاي بسياري موضوع يعني اظهاري واحد درباره چيزي مفيدترين واحد تحليل است. تقريبا كاربرد اين واحد در پژوهش هاي مربوط به تبليغات ارزشها، ايستارها، اعتقادات و نظاير آن ضروري است. اشكال عمده آن، اين است كه معمولا رمزگذاري موضوعها باعث اتلاف زمان مي شود. همچنين اشكال ديگر اين است كه حدود آن به سادگي حدود كلمه، پاراگراف يا عنوان قابل تشخيص است.
ج) شخصيت : اغلب در مورد بررسي هايي كه درباره (محتواي) افسانه ها، نمايشنامه ها، فيلمها، برنامه هاي راديويي و ديگر اشكال مطالب سرگرم كننده است، از شخصيت متن به عنوان واحد مثبت استفاده مي شوند. پژوهش هايي كه شخصيت را واحد ثبت قرار مي دهند بر تحليل ويژگي قومي، اجتماعي، اقتصادي، زوجي، روانشناختي ديگر ويژگي هاي شخصيت ها متمركز شده است.
د)جمله يا پاراگراف: به دليل اينكه معمولا واحدهايي دستوري تنظيم جمله يا پاراگراف قابل طبقه بندي در مقوله اي واحد نيستند به ندرت به عنوان واحد ثبت بكار مي روند . هنگامي كه دقت اندازه گيري مهم باشد، جمله يا پاراگراف به ندرت رضايت بخش است در اين مورد احتمالا از كلمه ها يا موضوعها استفاده خواهد شد. از سوي ديگر هنگامي كه فقط به اندازه گيري خام ويژگي هاي محتوا در متن وسيعي از اطلاعات نياز داشته باشيم احتمالا رمزگذاري جمله ها يا پاراگرافها بسيار سخت انجام مي شود.
ه)عنوان: وقتي كه قرار است مقاله اي كامل، فيلم، كتاب يا برنامه اي راديوئي توصيف شود از عنوان براي واحد ثبت استفاده مي كنيم. اين واحد براي بيشتر پژوهشها بسيار ناخالص است و هنگامي كه عنوانها بين دو مقوله قرارمي گيرد ممكن است مشكلاتي ايجاد كند. تحليل عنوان هنگامي نتايجي به دنبال دارد كه با مقوله هايي به كار رود كه به خوبي تنظيم شده اند.
5-6-1-3- تهيه طبقه هاي تحليل: واحدهاي محتوا مي بايست نظير پاسخهاي پاسخگويان در تكنيك مصاحبه و يا واحدهاي مشاهده در تكنيك مشاهده طبقه بندي شوند. بدين منظور همانند تكنيك مشاهده به طبقاتي نيازمنديم كه واحدهاي بررسي شده در يك متن را در آن طبقات يا رده ها دسته بندي كنيم. اين طبقه بندي خصوصا وقتي مورد نياز است كه ما تحليل خود را براساس يك تئوري بنا كرده باشيم و بخواهيم متغيرها و فرضيه هاي خود را بررسي نماييم. طبقات محتواها بايد داراي همان شرايطي باشند كه در تكنيك مصاحبه و مشاهده نيز در نظر گرفته مي شوند.
7-1-3- فرآيند تحليل محتواي كيفي
فرآيند تحليل محتواي كيفي اغلب در طول مراحل اوليه جمع آوري داده ها شروع مي شود. اين درگيري اوليه در مرحله تحليلي ، به شما كمك مي كند كه مابين تكوين مفاهيم جمع آوري داده ها ، به عقب و جلو حركت كنيد وممكن است به شما در نشان دادن جمع آوري داده هاي بعدي به سمت منابعي كه براي پرداختن به سوالات تحقيق مفيدتر هستند ، كمك كند. براي حمايت كردن نتايج موثق و معتمد ، تحليل كيفي محتوا شامل يكسري عملكردهاي سيستماتيك و واضح براي پردازش داده ها مي باشد. بعضي از مراحل با عملكردهاي تحليل محتواي كمي قديمي همپوشي دارند. براساس اهداف مورد بررسي و مطالعه شما، تحليل محتواي شما ممكن است انعطاف پذيرتر واستانداردتر باشد اما بطور كلي مي تواند به مراحل زير تقسيم شود، كه با مقايسه داده ها و گزارشات منتشر شده از طريق نوشتن يافته ها در يك گزارش، آغاز مي شود.
1-7-1-3- تحليل محتواي كيفي مي تواند براي انواع گوناگون تحليل داده ها استفاده گردد . اما بطوركلي ، داده ها، نياز به تغيير يافتن به سمت متن نوشتاري قبل از اينكه تحليل شروع شود، دارد . اگر داده ها از متن هاي موجود سرچشمه بگيرد، گزينش محتوا بايد توسط آنچه كه شما مي خواهيد بدانيد، قابل توجيه باشد.در مطالعات علم كتابخانه و اطلاعات، تحليل محتواي كيفي اغلب براي تحليل كردن رونوشت هاي مصاحبه به منظور رهاسازي يا شكل دادن اطلاعات مردم در مورد رفتارها و تفكرات، بيشتر مورد استعمال قرار مي گيرد. هنگام تنظيم مصاحبه ها چنين سوالاتي به چشم مي خورد: آيا همه سوالات مصاحبه كننده يا تنها سوالات عمده بايد از راهنماي مصاحبه تنظيم و رونوشت شود؟ آيا بيان كردن بايد بطور ادبي تنظيم شود يا تنها در يك خلاصه؟ آيا مشاهدات در طي مصاحبه (مثل: صداها، مكثها و ديگر رفتارهاي شنيدني) بايد نسخه برداري شود يا نه؟ پاسخ شما به اين سوالات بايد براساس سوالات تحقيق باشد. در حاليكه يك نسخه كامل ممكن است مفيدتر باشد و ارزش افزوده شده آن زمان اضافه مورد نياز را براي ايجاد كردن آن توجيه نمي كند.
2-7-1-3- تعريف واحد تحليل : واحد تحليل به بخش اساسي متن به منظورمقوله بندي در طول تحليل محتوا اشاره دارد. اين پيامها بايد قبل از اينكه آنها بتوانند رمزگذاري شوند، يكي شوند و اختلافات در تعريف واحد مي تواند در تصميم هاي رمزگذاري همانند مقايسه نتايج با ديگر بررسي هاي مشابه تاثيرپذير باشد. بنابراين تعريف كردن واحد رمزگذاري يكي از اساسي ترين و مهم ترين تصميمات است. معمولا تحليل محتواي كيفي از موضوعات فردي بعنوان واحد براي تحليل نسبت به واحدهاي زبان شناختي فيزيكي استفاده مي كند (مثل كلمه يا پاراگراف) و اغلب در تحليل محتواي كمي مورد استعمال قرار مي گيرد . يك نمونه از اين مورد ممكن است تنها در يك كلمه، يك عبارت، يك جمله، يك پاراگراف و يا يك سند كامل بيان گردد. وقتي از موضوع بعنوان يك واحد رمزگذاري استفاده مي كنيد، شما بطور اساسي اظهارات يك ايده و عقيده را جستجو مي نماييد . بنابراين شما ،

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره تحلیل محتوا، رسانه های صوتی، فارغ التحصیل دانشگاه، تحلیل محتوای کیفی Next Entries مقاله رایگان درباره تحلیل محتوا، نشانه شناسی، روش تلفیقی، تحلیل های کمی