مقاله رایگان درباره ارتباطات بین سازمانی، مزیت رقابتی، قدرت بازار، اجرای برنامه

دانلود پایان نامه ارشد

و هزینههای نظارت بر فعالیتهای بین سازمانی میگردد (اسبورن و بایگهن13،1990: 503). همچنین سرمایهگذاری مشترک در راستای افزایش کارایی تولید، این فرصت را پدید میآورد که فعالیتهای متعدد تولیدی، حسب زمینه تخصصی هر یک از اعضاء، به آنها واگذار شود (هاریگن14،1988: 141). سازمان‌های شبکهای نوعی دیگر از اشکال ارتباطات بین سازمانی میباشند که از نقطه نظر تئوری هزینههای اقتصادی مبادله، گزینهای جایگزین برای سازماندهی فعالیتهای بین سازمانی محسوب میشود. از این رو سازمانهای شبکهای به سوی نوعی تخصصگرایی میل مینمایند، که عمدهترین پیآمد آن کاهش هزینههای تولید است. علیرغم سادگی این تئوری، بسیاری از نویسندگان توانایی آن را در تبیین شکلگیری ارتباطات بین سازمانی زیر سوال بردهاند. دلایل این تئوری در تبیین اتحاد بین سازمانها، کارایی و حداقل نمودن هزینه است. در حالی که برخی ارتباطات و اتحادها به دلائل دیگر همچون یادگیری و کسب مشروعیت اجتماعی- سیاسی ایجاد میگردد. شاید بزرگترین انتقاد وارده به این تئوری آن باشد که هزینههای اقتصادی مبادله برای تصمیمگیرندگان، موضوع مهمی نیست. در این راستا فالکنر در بررسی چندین مورد از سرمایهگذاریهای مشترک بین سازمانی، به دقت مفاهیم تئوری هزینههای اقتصادی مبادله را برای تصمیم گیرندگان کلیدی که در شکل‌گیری اتحاد نقش تعیینکنندهای داشتهاند، تشریح نمود و دریافت که هیچکدام به این تئوری حتی به طور ضمنی، در ایجاد اتحاد توجه نکردهاند (جاریلو15،1998: 31).

وابستگی منابع
این تئوری ریشه در چارچوب سیستمهای باز دارد که به استناد چارچوب مزبور، سازمانها جهت کسب منابع میبایست به تعامل با محیط خود بپردازند. در واقع از دیدگاه این تئوری، منابع مورد نیاز در محیط قرار دارند و هیچ سازمانی از حیث نیاز به منبع خودکفا نمی باشد، لذا سازمانها جهت تداوم حیات، برای کسب منابع میبایست با محیط در تعامل باشند. میزان نیاز به منابع، معلول وابستگی میان سازمانها و واحدهای بیرونی است. واحدهای بیرونی میتواند عرضهکنندگان، رقبا، بستانکاران، نمایندگیهای دولت و هرگونه هویت تأثیرگذار در محیط سازمان باشد (بارنی،1991: 99). این تئوری با نگرش مبتنی بر منابع که در سالهای اخیر توجه زیادی را به خود جلب نموده است، متفاوت میباشد. نگرش مبتنی بر منابع، به دنبال شناسایی منابع کلیدی در کسب، حفظ و ارتقاء مزیت رقابتی است که در این راستا بر آن دسته از منابع داخلی سازمان که نادر و به سختی قابل تقلید باشند، تأکید میکند. از این رو محور نگرش یاد شده، منابع داخل سازمان است ضمن آنکه ملاحظاتی نیز در کسب این منابع مهم از بیرون سازمان دارد. اما در مقابل، تئوری وابستگی منابع به تبیین نیاز سازمان به منابعی که باید از واحدهای بیرونی سازمان تامین شود، میپردازد. ازنقطه نظر این تئوری برای انجام مدیریت موفقیت آمیز این وابستگیها، سازمانها باید تلاش کنند تا کنترل دو نوع از منابع را در اختیار داشته باشد:
منابعی که وابستگی آنها را به سایرین کاهش میدهد.
منابعی که وابستگی سایرین را به آنها افزایش میدهد.
ایجاد و مشارکت در ارتباطات بین سازمانی راهی برای دستیابی به این اهداف میباشد. به استناد تئوری وابستگی منابع، جهت دسترسی و کنترل منابع فوق و در پی آن افزایش قدرت در مقابل رقبا، سازمانها می‌بایست با یکدیگر متحد و به مشارکت بپردازند. علاوه بر این، در برخی مواقع ممکن است سازمانی به منظور بی اثر کردن اقدامات یک رقیب و یا حذف شکاف منابع و تخصص خود، به دنبال مشارکت با سایر سازمانها باشد (میتچل و سینگ،1996: 169). در این زمینه نیز ایجاد اتحاد برای دستیابی به منابع، بیشتر از دیگر راهکارها، مورد استفاده قرار گرفته است. یکی دیگر از عمدهترین دلایل شکلگیری ارتباطات بین سازمانی که در راستای دیدگاه تئوری وابستگی منابع قرار دارد، ایجاد مزیت رقابتی از منابع مکمل است. سازمانها به واسطه مشارکت با یکدیگر به منابعی دسترسی پیدا میکنند که تکمیل کننده ظرفیت و توانمندی اولیه آنها میباشد. در این راستا ارتباطات بین سازمانی حداقل از دو جنبه دارای توانایی منحصر به فرد در تولید این نوع منابع است:
به گردهم آوردن مجموعه گستردهای از اندیشهها را گرد هم میآورند.
از تلاشها و کوششهای سازمانهای تعاملکننده منابع کمیاب و غیر قابل تقلید ایجاد میکند (دی یر و سینگ،1998: 660).
یکی از انتقادات وارده بر استدلالهای پشتیبان این تئوری، به نقش آن در ایجاد، حفظ و ارتقاء مزیت رقابتی سازمان مربوط میشود. اگرچه ارتباطات بین سازمانی میتواند منابع منحصر به فردی را ایجاد نماید اما به همان میزان نیز ممکن است توانایی سازمان را در کسب مزیت رقابتی پایدار تضعیف نماید.
این تئوری به سادگی استدلال مینماید که چون هیچ سازمانی وجود ندارد که خود کفا باشد، لذا سازمانها میبایست با محیط پیرامون خود جهت کسب منابع مورد نیاز، به تعامل بپردازند. اگر چه در حالت کلی این بیان درست میباشد، اما به موضوعاتی مانند چگونگی انجام این امر توسط سازمانها و متغیرهای همچون هزینههای تبادل، فرصت طلبی برای یادگیری و مشروعیت سازمانی توجه نشده است (بروسی و جفری،2000: 376).

اتحاد استراتژیک
از دیدگاه تئوری اتحاد استراتژیک، یک سری دلایل متنوع و گسترده استراتژیک از جمله ایجاد کارایی در کوتاه مدت، عقلانیت مبتنی بر منابع توجیهکننده ارتیاطات بین سازمانی است. ایجاد اتحاد بین سازمانها به مقاصدی همچون افزایش سرعت حضور در بازار، حداکثر نمودن توانایی جهت ارائه کالاها و خدمات جذاب، کاهش هزینهها، افزایش قدرت بازار و متوقف کردن یا ایجاد مانع در فعالیت رقبا، باز میگردد. در حقیقت، دنبال نمودن هر یک از این اهداف، سازمانها را به ایجاد ارتباطات بین سازمانی بر میانگیزاند. زیرا هر یک به تنهایی قادر به تأمین این اهداف نبوده و یا می بایست در این راه هزینه زیادی را متحمل شود.
چشم انداز تئوری اتحاد استراتژیک بسیار گسترده میباشد. تقریباً میتوان مشارکت یک سازمان در هر نوع از ارتباطات بین سازمانی را از چشم انداز اتحاد استراتژیک توجیه نمود. در حقیقت انگیزهها و عواملی که در سایر نگرشهای دیگر بیان شده را میتوان در قالب اتحاد استراتژیک نیز ملاحظه نمود. اگر چه گستردگی دامنه شمول، نقطه قوت این چشم انداز است اما شاید بزرگترین نقطه ضعف آن نیز باشد. در این راستا میتوان گفت یکی از چالشهای اساسی پژوهشگرانی که این تئوری را در بررسی ارتباطات بین سازمانی مورد استفاده قرار میدهند، دستهبندی مناسب انواع استراتژی های موجود در خصوص ارتباطات بین سازمانی است. جالب است که در این زمینه نه تنها هیچگونه توافقی وجود ندارد بلکه روشهای ابتکاری کمی در چگونگی انجام این کار پیشنهاد شده است. با این وجود، تفکیک دلایل استراتژیک در چهار دسته به شرح زیر، نقطه شروع مناسبی می‌باشد:
ارتباطاتی که قدرت بازار را از طریق ایجاد موانع ورود به بازار برای رقبا یا ایجاد قدرت نفوذ مبتنی بر انحصار، افزایش میدهند.
ارتباطاتی که قدرت سیاسی یا توانایی تأثیرگذاری بر بدنه اداره کننده داخلی یا بین المللی را افزایش میدهند.
ارتباطاتی که کارایی تحقیق، تولید، بازاریابی یا سایر وظایف سازمانی را افزایش میدهند.
ارتباطاتی که موجب متمایز شدن کالاها و خدمات میشوند.
به طور کلی پژوهش در خصوص اتحاد استراتژیک و ارتباطات بین سازمانی، پراکنده و در این راستا محدود نتایج معتبری به دست آمده است. لذا در مجموع رویکرد استراتژیک در تبیین شکلگیری ارتباطات بین سازمانی موفق نیست (بروسی و جفری،2000: 376).

تئوری ذینفعان
به طوری کلی ذینفعان سازمان گروههایی هستند که از یک سو میتوانند از شرکت تأثیر و از سویی دیگر بر آن تأثیر بگذارند. این گروهها معمولاً شامل سرمایهگذاران، عرضهکنندگان، کارکنان، مشتریان، رقبا، اتحادیه های محلی و نهادهای قانونگذاری هستند. ذینفعان از آن جهت که به سازمان در دستیابی به اهداف کمک میکنند، با ارزش هستند. از این رو سازمان در تدوین و اجرای برنامههای مختلف، نمیتواند نسبت به آنها بی‌تفاوت باشد و در همین راستا، تئوری ذینفعان سازمانها را ناگزیر از آن میداند که در اتخاذ تصمیمات عملیاتی و استراتژیک به خواستههای آنان توجه داشته باشد. مبنای اولیه انجام این کار، برقراری ارتباط با آنها است که نوعی دیگر از ارتباطات بین سازمانی را شکل میدهد. در ادبیات موضوع، تمامی صاحب نظران تئوری ذینفعان، بر این باورند که سازمانها ابزاری برای هماهنگ نمودن خواستههای ذینفعان هستند. این دیدگاه مبتنی بر این امر قرار دارد که سازمانها به طور طبیعی سیستمهای همکاری هستند. در این زمینه جن سن و مک لینگ سازمانها را رابط قراردادها بین خودشان و ذینفعان میدانند که هم به صورت رسمی و هم به صورت توافقات غیررسمی (مبتنی بر انتظارات) عمل میکنند. لذا سازمانها تمایل به ایجاد ائتلافهایی از ذینفعان برای دستیابی به اهداف مشترک دارند. ائتلافها میتوانند به عنوان ابزاری سودمند برای هم راستا نمودن خواستههای ذینفعان و کمک به سازمان در کاهش عدم اطمینان محیطی، مورد استفاده قرار گیرند. در این زمینه، نقش مدیران عالی به عنوان نخستین نماینده سازمان در قراردادها حائز اهمیت است. زیرا ذینفعان به طور مستقیم یا غیر مستقیم با آنها تنظیم قرارداد یا توافق میکنند. در این تئوری، مدیران کارگزارانی برای ذینفعان هستند که هر دو آنها به دنبال حداکثر نمودن سود میباشند. یک تصور عمومی اشتباه در خصوص تئوری ذینفعان آن است که اهمیت تمام ذینفعان یکسان تلقی شود. در این زمینه هاریسون و جان شناسایی مهمترین ذینفعان را یکی از پیش نیازهای اولیه مدیریت مؤثر ذینفعان میدانند (هاریسون و جان،1996: 46). زمانی که علایق یکی از دو طرف نسبت به دیگری متفاوت باشد، ایجاد ارتباطات بین سازمانی سودمند نخواهد بود. همچنین ایجاد مشارکت با یک شریک می تواند مانع از مشارکت با شریک دیگری گردد. این امر اغلب زمانی رخ می دهد که سازمان با عرضه کنندهای که اصرار بر انحصار در مشارکت دارد، مشارکت نماید. اگرچه با اعمال ساختار کنترل سختگیرانه این مشکل قابل حل است، اما این امر محدودیتهای را در ایجاد بهرهوری در ارتباطات بین سازمانی با ذینفعان بیرونی، بوجود میآورد. به علاوه شاید نتوان مفروض حداکثر نمودن مطلوبیت را به تمام مدیران تعمیم داد. در نتیجه تئوری در تبین رفتار مدیران کامل نیست. اگرچه پایه و مبنای تئوری ذینفعان توجه زیادی را به خود جلب کرده و از لحاظ تئوریکی نیز بسط داده شده، اما پژوهشگران محدودی به آزمون آن همت گماشتهاند (هان و همکاران، 1993: 331).

تئوری یادگیری
به استناد این تئوری، ارتباطات بین سازمانی فرصتی مناسب برای یادگیری سازمانها میباشد. سازمانها جهت تحکیم موقعیت رقابتی و انجام فعالیتهای مختلف خود به انواع مهارتهای و دانشها نیاز دارند که غالباً قادر به کسب آن از محیط بازار نیستند. در این زمینه ارتباطات بین سازمانی زمینه یادگیری و انتقال دانش و مهارت به سازمان را فراهم میآورد. ایجاد دانش در بافت پویا و متحول جامعه رخ میدهد که لازمه یادگیری این دانش نیز پویایی است. زیرا منابع نوآوری منحصراً در درون یک سازمان قرار ندارد بلکه غالباً در تعامل سازمانها، دانشگاهها، آزمایشگاهها، عرضهکنندگان و مشتریان باید آن را جست. در نتیجه از دیدگاه تئوری یادگیری، سازمانها ناگزیر به پویایی و تعامل با یکدیگر هستند که شکلدهنده نوع دیگری از ارتباطات بین سازمانی است. در این رابطه سازمان رسمی با بروکراسی خشک و غیر قابل انعطاف، ابزارهای بسیار ضعیف برای یادگیری در اختیار دارد (پول،1996: 116).
برخی از پژوهشگران یادگیری مبتنی بر ارتباطات بین سازمانی را به دو بخش تقسیم مینمایند. یادگیری اکتشافی و یادگیری بهره برداری (مارچ،1995: 427). یادگیری اکتشافی در ارتباط با کشف فرصت جدید برای سودآوری میباشد که میتواند دربرگیرنده نوآوری، خلاقیت و تحقیقات پایه جهت ایجاد ظرفیتهای جدید، ورود به کسب و کار تازه یا بهبود توانمندی جذب باشد. توانایی سازمان در شناسایی

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره ارتباطات بین سازمانی، سازمانهای دولتی، فناوری اطلاعات، مدیریت ارتباط Next Entries مقاله رایگان درباره موفقیت سازمان، سیستم مدیریت، سیستم اطلاعاتی، ارتباطات بین سازمانی