مقاله رایگان درباره آداب و رسوم، استان خراسان، عناصر فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

كه تمام زبان ها، گويش ها، اديان ها و مذاهب كنوني در ايران غير بومي اند. به طوري كه خاستگاه دو خانواده زباني آريايي و اورال آلتايي در شرق ايران يعني آسياي مركزي بوده است. خواست ايجاد يك حكومت ملي در ايران معاصر در قالب طرح هاي ملت سازي گوناگون از اواخر دوران قاجار به اجرا درآمده است؛ از جمله در دوران رضاشاه برنامه هاي گسترده اي براي زدودن تمايزهاي قومي، زباني و فرهنگي حتي در حد ترويج پوشش متحدالشكل در سراسر ايران به اجرا درآمدند و تلاش شد تا زبان فارسي به طور كامل جايگزين زبان ها و لهجه هاي محلي شود و وفاداري هاي قومي، قبيله اي و منطقه اي جاي خود را به وفاداري به يك ملت يكپارچه ايراني و دولتي كه در مركز مدعي نمايندگي اين ملت بود، بدهند.
طرح ملت سازي رضاشاه كه پس از او با شدت كمتر توسط جانشينش ادامه يافت، مبتني بر پارادايم كلاسيك همسان سازي بود كه طي آن مي بايست مرزهاي هويتي گوناگون در سراسر ايران به تدريج انحلال مي يافتند و همة آحاد ملت در يك فرهنگ و هويت فرهنگي واحد جذب مي شدند. اين طرح، به رغم برخي موفقيت ها در ايجاد نوعي هويت فراگير ايراني به خصوص در شهرهاي بزرگ، هرگز تفاو ت هاي قومي و زباني را از ميان نبرد؛ به طوري كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بر وجود اقوام گوناگون در قانون اساسي جمهوري اسلامي صحه گذاشته شد.
در شرايط كنوني جهان، با توجه به رشد فرايندهاي جهاني شدن و امكانات ارتباطي گسترده ميان مردم كه فارغ از مرزهاي سياسي صورت مي گيرد و نيز با توجه به رشد آگاهي هاي قومي و ناسيوناليسم هاي قومي در سراسر جهان، مي توان گفت طرح قديمي ملت سازي كه ادغام همه ي گروه هاي قومي را در يك ملت يكپارچه را دربر مي گرفت دچار چالش مي شود. در ايران نيز ناكارآمدي اين طرح در اشكال گوناگوني طي چندين نسل آشكار شده است (سيدامامي،1385: 144).
تداوم تنوع قومي و فرهنگي به معناي وجود هويت هاي تركيبي و انواع مرزهاي هويتي بوده است و تا زماني كه تنوع و تفاوت هاي قومي به مرزهاي ستيزه يا شكاف هاي فعال تبديل نشده باشد، نبايد آن را تهديدي عليه امنيت ملي و تماميت ارضي كشور به شمار آورد. اما وجود تمايزهاي قومي همواره به طور بالقوه مي تواند منشأ بروز تنش هاي زودگذر يا شكل گيري تنش هاي وا گرا با پيامدهاي درازمدت براي امنيت ملي باشد.
ايران سرزميني است كه از روزگار نخست تعامل، رفاقت و وحدت در عين كثرت در آن نهادينه شده است. در جامعه چند قومي ايران، شناسايي خرده فرهنگ هاي مختلف ضروري است و بايستي الگوي ويژه اي متناسب با وضعيت جغرافيايي، تاريخي، فرهنگي، سياسي و … ارايه شود.
در ايران، انسجام و امنيت در سطح ملي كه محصول دستگاه حكومت در وجه قانون گذاري، اجرايي و قضايي است نقش عمده اي در ايجاد و حفظ امنيت در سطوح مختلف دارد. ويل دورانت در تاريخ تمدن دربارة ايران مي نويسد: ” يكي از اركان سياست و حكومت كوروش آن بود كه براي ملل و اقوام مختلف آزادي عقيده ديني و عبادت قائل بود”(طباطبايي، 1380: 143). « موريس دورگر » نيز در راستاي نگرش «هرنشميت» شيوة فرمانروايي ايراني را به اين شكل توصيف مي كند كه شاهنشاهي ايرانيان شيوه فرمانروايي بر سرزمين گسترده اي با مردمي با زبان ها و آداب و رسوم گوناگون بود كه به تدريج با حفظ تنوع و كثرت خود، ملت واحدي را تشكيل دادند (حاجياني، 1381:138). قرار گرفتن ايران در گذرگاه مهاجرت هاي تاريخي، بافت جمعيتي آن را با تنوع قومي مواجه كرده است كه به تناسب پيشينه تاريخي، تحولات سياسي و اجتماعي در گستره سرزمين توزيع و مستقر شده اند. مهاجرت هاي تاريخي بين سه قاره آفريقا، اروپا و آسيا به سكونت اقوام گوناگون و درهم آميختگي نژادي و پيدايش اقوام انجاميده است.
موقعيت جغرافيايي ايران و يورش اقوام كوچ نشين با زبان ها و اديان گوناگون در طول سه هزار سال گذشته، منجر به استقرار سه خانواده زبان آریایی، سام ( عربی، عبري، و آشوري ) و اورال آلتاي (تركي و مغولي ) و نيز ادياني چون زرتشتي، يهودي، مسيحي و اسلام در ايران شده است. بسياري از متخصصان گروه هاي قومي ايران را به سه دسته تقسيم كرده اند كه عبارت اند از:
الف- گروه آريايي ها (افغان ها، هزاره ها، بلو چ ها، بختياري ها، فارس ها، آذري ها، طالشي ها، كردها، لرها و تاجيك ها)؛
ب- گروه ايرانيان غير آريايي (ترك ها، تركمن ها و ارمني ها)، سامي ها (عرب ها، يهودي ها و آشوري ها)؛
ج- ساير گروه هاي مختلط(يوسفي زاده، 1374).
با توجه به ويژگي هاي مردم شناسي، زبان شناسي و جامعه شناسي، اقوام و قبايل ايراني بدين گونه دسته بندي شده اند:
1-ايلات بلوچه : ساكن نواحي بلوچستان از سواحل درياي عمان تا بلوچستان شمالي و جنوب خراسان.
2-طوايف براهويي : ساكن ناحيه بلوچستان شمالي كه به زبان دراويدي تكلم مي كنند.
3- اقوام ترك كه عبارتند از:
الف- قزلباش هاي ساكن آذربايجان، دشت مغان، كوه هاي سبلان و اروميه (افشارها).
ب- قزلباش هاي اينانلو و بغدادي ساكن نواحي قم و ساوه.
ج- قزلباش هاي افشار ساكن ناحية زنجان.
د- سه طايفه اينانلو و بهارلو و نفر از طوايف خمسه فارسي.
ه- قشقايي ها در استان فارس.
و- تركمن ها شامل قبايل يموت، تكه گوكلان ساكن در سراسر دشت گرگان و شمال خراسان.
ز- قزاق ها شامل سه گروه ساكن حومه شهرهاي گنبدكاووس، گرگان و بندر ترکن ايلات ترك ساير نواحي ايران نظير سيرجان، قزوين و كرج (محرابي، 1387: 63).
4-كردها كه شامل اين طوايف مي شوند:
الف- طوايف كرد ساكن استان كردستان، كرمانشاه و آذربايجان غربي.
ب- طوايف كرد ساكن شهرستان هاي بجنورد، قوچان و شيروان در استان خراسان، كردهاي ساكن نواحي مازندران، جنوب گيلان و تهران.
5- لرها و لك ها عبارت اند از:
الف- لرهاي مخصوص ساكن نواحي لرستان، قسمت شمالي جلگة خوزستان و كوهپاية زاگرس.
ب- منطقه چهارمحال بختياري و شمال شرقي خوزستان.
ج- پشت كوه ايلام.
د- كهكيلويه و بويراحمد و طوايف محسني.
6- ايلات عرب كه عبارت اند از:
الف- ايلات گوناگون عرب ساكن ناحية خوزستان.
ب- طايفه عرب فارس (از جمله يلات خمسه فارس).
ج- ايلات عرب ساكن نواحي خراسان (ايل تيموري ) عرب خانه و عرب ميش مست كه در نواحي ورامين، لرستان و ساير نقاط ايران ساكن هستند و اكثراً خاصيت عربي بودن و حتي زبان خود را از دست داده اند(امان اللهي بهاروند، 1380 : 26).

2-34- علل گوناگوني قومي در ايران
اصولاً علل تنوع قومي – فرهنگي در ايران و ديگر نقاط جهان را مي توان در ماهيت انسان جست وجو كرد. انسان بر خلاف ديگر جانداران تنها موجودي است كه داراي ابعاد دوگانه جسماني – فرهنگي است و مهم تر آنكه نيازهاي جسمي – رواني خود را از طريق فرهنگ برآورده مي كند. بنابراين، تفاوت هاي جسماني (نژادي ) و غير
جسماني(فرهنگي) مايه گوناگوني قومي – فرهنگي مي باشند. اما در ايران، نژاد يا تفاوت هاي جسماني نقش چنداني در تنوع قومي- فرهنگي ندارد و از اين رو ميتوان گفت كه فرهنگ عامل تعيين كننده تنوع قومي است. چنان كه در بين گرو ه هاي قومي در ايران تنها تركمن ها و چند گروه كوچك ديگر داراي ويژگي هاي نژادي چشمگير مي باشند (همان: 30 ). ايران به علت موقعيت جغرافيايي، دست كم از سه هزار سال پيش تاكنون مورد تهاجم اقوام ايراني، عرب، ترك و مغول قرار گرفته است كه در نتيجه نژاد اين اقوام به نحوي با هم درآميخته است . در اين بين از بررسي گروه هاي قومي در ايران مي توان به اين واقعيت دست يافت كه دو عنصر فرهنگي يعني زبان و مذهب بيش از ديگر عناصر در تعيين هويت قومي دخالت دارند.
2-35- زمينه تاريخي تنوع قومي در ايران
كشور ايران در طول سه هزار سال گذشته همواره شاهد يورش و تاخت و تاز اقوام گوناگون و استقرار آن ها در اين سرزمين بوده است. مهم ترين پيامد اين يورش ها آن است كه تمام زبان ها، گويش ها، اديان و مذاهب كنوني در ايران غير بومي اند كه به وسيله اقوام غير بومي به اين سرزمين راه يافته اند. در بررسي تاريخ پر فراز و نشيب ايران متوجه اين واقعيت مي شويم كه اين سرزمين از سه هزار سال پيش به اين سو، دست كم شش بار به شرح زير مورد تهاجم قرار گرفته است:
1- مهاجرت و تهاجم مادها و پارس ها در هزاره اول پيش از ميلاد كه منجر به استقرار زبان هاي آريايي، دين زرتشت و ديگر عناصر فرهنگي چون نوروز و آداب و رسوم ايراني شده است.
2-يورش يونانيان در قرن چهارم پيش از ميلاد كه زبان، دين و فرهنگ آن ها پايدار نمانده است.
3-يورش اعراب مسلمان در ابتداي قرن اول هجري كه با تسخير ايران و جايگزيني اسلام به جاي دين زرتشت، تغييرات زيادي در تمام زمينه ها صورت گرفت. در واقع استقرار اسلام در ايران باعث تلفيق بعضي از آداب و رسوم و شكل گيري فرهنگي متفاوت از فرهنگ سنتي ايراني شده است.
4- يورش تركان سلجوقي در قرن پنجم هجري و بعداً تهاجم تيمور لنگ و در نهايت استقرار تركان در ايران، باعث استقرار و گسترش زبان تركي در ايران شده است.
5- يورش قوم مغول در قرن هفتم هجري سبب ويراني ايران شد، اما چون مغولان نسبت به اديان ديگر بي تفاوت بودند، هيچ گونه اقدامي در تحميل اعتقادات ديني خود در سرزمين هاي تسخير شده به عمل نياوردند، به استثناي بعضي از واژه هاي مغولي، آثاري از زبان، دين، و آداب و رسوم مغولي باقي نمانده است. بنابراين مغولان نقشي در تنوع قومي – فرهنگي در ايران نداشته اند، اما ويژگي هاي نژادي آنها در گوشه و كنار ديده مي شود. بازماندگان قوم مغول اكنون به زبان غير مغولي صحبت مي كنند و مسلمان مي باشند. اما نكته اساسي درباره ي يورش هاي ياد شده آن است كه به استثناي يورش يونانيان ساير يورش ها به وسيله اقوام كوچ نشين صورت گرفته اند. بر اين اساس، مي توان گفت كه زبان ها، گويش ها و نيز اديان مزدايي و اسلام كه اكنون دين غالب در ايران محسوب مي شوند، به وسيله ايلات كوچ نشين وارد ايران شده اند. بدون ترديد كوچ نشينان مهم ترين نقش را در گوناگوني قومي – فرهنگي در طول سه هزار سال گذشته در ايران ايفا كرده اند. براي مثال، كشوركنوني تركيه تا پيش از استقرار قبايل ترك كوچ نشين، داراي فرهنگ غربي بوده و مردم آن عيسوي بودند. اما ترك ها به تدريج زبان، دين، آداب و رسوم آن ديار را تغيير دادند به طوري كه اكنون نه تنها نام امپراتوري بيزانس به تركيه تبديل شد؛ بلكه زبان تركي جايگزين زبان هاي يوناني و لاتين شد و اسلام نيز جاي مسيحيت راگرفته است(مقصودي، 1380 ب: 287).
بررسي رويدادهاي تاريخي اين حقيقت را آشكار مي سازد كه قبايل ترك – مغول پس از سقوط ساسانيان و در دورة اسلامي، بسياري از مناطق كنوني چون ازبكستان، تركمنستان، قرقيزستان و تركيه را تصرف كردند و نيز در مناطق وسيعي از ايران، عراق و افغانستان سكونت يافتند. قبايل كوچ نشين همواره به دو دليل عمده، از نيروي نظامي توانمندي برخوردار بوده اند. دليل اول در شيوه ي زندگي آن هاست. كه مبتني بر پرورش دام و بهره گيري از مراتع طبيعي است كه بايد جهت دستيابي به مراتع كوچ مي كردند. اين شيوه معيشت موجب شده است كوچ نشينان در چادرهايي كه قابل حمل اند زندگي كنند. از آن گذشته زندگي كوچ نشيني توأم با تحرك است. روي هم رفته كوچ نشينان مردمي فعال و داراي روحيه ي نظامي و بردبار مي باشند. دليل دوم ساختار اجتماعي- سياسي كوچ نشينان است كه مبتني بر نظام قبيله اي است. اعضا در اين نظام داراي منافع مشترك مي باشند و در مقابل دشمن به صورت نيروي واحدي عكس العمل نشان مي دهند. نظام قبيله اي بايد با وفاداري كامل اعضا همراه باشد. افزون بر این، چنین نظامی، قابل گسترش است به طوری که جمعیت بعضی از ایلات گاهی از صدها هزار نفر تجاوز می کند.
به هر روی شیوه زندگی کوچ نشینان عامل مهمی در شکل گیری تشکیلات سیاسی-نظامی آنها بوده است. کوچ نشینان به علت داشتن تشکیلات سیاسی-نظامی ویژه توأم با شجاعت و بی باکی، از توان نظامی بسیار بالایی برخوردار بوده اند. این ویژگی زمینه کشورگشایی و تاخت و تاز آنها به نقاط دور دست را فراهم کرده بود و در نتیجه عامل مهمی در گسترش فرهنگ یا عناصر فرهنگی جون زبان،

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان درباره سیاست گذاری، انقلاب فرهنگی، توسعه اجتماعی Next Entries مقاله رایگان درباره ظرفیت جذب، فرایند ترکیب، اکسیداسیون