مقاله رایگان با موضوع کیفیت زندگی، وسواس فکری، پذیرش و تعهد، درمان مبتنی بر پذیرش

دانلود پایان نامه ارشد

مهم در پدیدارشناسی و علت شناسی وسواس‌ها مورد تاکید قرار مي‌گیرد (مثل، راچمن، 1997، 1998؛ سالکوسکیس53، 1985، 1989، 1996، 1998؛ به نقل از پوردن، روآ و آنتونی54، 2007).

پژوهش‌ها (پوردن، 2004؛ تولین55، آبرامویتز56، ‌هاملین57، فوآ و سینودی58، 2002؛ به نقل از مگی و تیچمن59، 2007) نشان مي‌دهند فرونشانی فکر اثرات ناسازگارانه‌ای روی اختلال وسواس فکری- عملی دارد. همچنین نتایج تحقیق موریس، مرکل باخ و هورسلنبرگ60 (1996) و سالکووسکیس (1992) نشان دادند که افراد مبتلا به اختلال وسواس بیشتر از افراد فاقد اختلال به فرونشانی افکارشان تمایل دارند (به نقل از مکلارن و کرو61، 2003).
در درمان اختلال وسواسی- جبری هم از درمان دارویی و هم از درمان‌های روانشناختی بهره گرفته مي‌شود. اثر بخشی بهترین درمان روانشناختی فعلی برای وسواس، یعنی مواجهه و جلوگیری از پاسخ، بین 60 تا 85 درصد مي‌باشد. اما این درمان بدون محدودیت نیست. علاوه بر اینکه بین 15 تا 40 درصد افراد به مواجهه و جلوگیری از پاسخ جواب نمي‌دهند، تقریبا 25% افراد مواجهه را رد مي‌کنند و 3 تا 12 درصد دیگر نیز در طول درمان، درمان را رها مي‌کنند. مراجعانی نیز که انگیزه ضعیفی داشته یا اطلاعات درمانی خوبی ندارند، سودهایی که از درمان حاصل مي‌کنند، کاهش مي‌یابد و این مساله رضایت از درمان را کاهش مي‌دهد. در حقیقت، مواجهه برای وسواس، درمانی مشکل و دشوار است؛ از مورد خواسته مي‌شود با بزرگترین ترسش روبه رو شود و اقدام به هیچ رفتار اجتنابی نکند و اجازه دهد اضطراب خودش پایین بیاید. مطمئنا این علت میزان بالای ریزش موردان و رد کردن درمان از سوی آنهاست. علاوه بر این، درمان انواع خاصی از اعمال وسواسی با مواجهه و جلوگیری از پاسخ دشوار دیده شده است؛ اعمالی مثل اعمال وسواسی نا آشکار و احتکار (آبراموتز، 1997، به نقل از ایزدی، عابدی، عسگری و نشاط دوست، 1391). در پاسخ به این محدودیت‌ها مداخلات درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و زمینه محور پا به عرصه گذاشتند. این درمان‌ها که موج سوم رفتار درمانی هستند، عبارتند از: رفتار درمانی دیالکتیک، زوج درمانی رفتاری یکپارچه، ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد62 (هایس، ماسودا63، بی ست64، لوما65 و گوررو66، 2004). این درمان‌ها روی پذیرش باورها در مقابل چالش کردن با آنها، ذهن آگاهی، گسلش شناختی 67یا توصیف افکار و احساسات بدون معنا دادن به آنها، زندگی مبتنی بر ارزش‌ها و معنویت شخصی تمرکز دارند. همچنین، تمرکز اصلی این درمان‌ها بیشتر روی تحمل نشانه تا کاهش آن و نیز شیوه‌های انعطاف‌پذیرتر و سازگارانه تر پاسخ دهی به محرک نامطلوب درونی است (هایس، 2004). از میان این درمان‌ها، درمانی که در چند سال اخیر، توجه بالینی بیشتری دریافت کرده است درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بوده که به اختصار ACT خوانده مي‌شود. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد یک شکل از درمان‌شناختی رفتاری بر پایه زمینه‌گرایی عملکردی است و ریشه در نظریه جدید زبان و شناخت دارد که “چهارچوب رابطه‌های ذهنی68” نامیده مي‌شود (هایس، استروسال69 و ویلسون70، 1999، به نقل از ایزدی و عابدی، 1392). در مفهوم سازی که ACT از اختلال وسواس فکری و عملی دارد، فرایندهای هدف عبارتند از اجتناب تجربه‌ای، آمیختگی شناختی، دلبستگی به خود مفهوم سازی شده، فقدان ارتباط با زمان حال، ارزش‌های نامشخص و فقدان مشارکت در فعالیت ارزشمند که این فرایندها همگی منجر به انعطاف‌ناپذیری روانشناختی مي‌شوند. هدف ACT تقویت کردن فرایندهای پذیرش، گسلش، خود به عنوان زمینه، ارتباط با زمان حال، تصریح ارزش‌ها و مشارکت در فعالیت ارزشمند که همه آنها انعطاف پذیری روانشناختی71 را حمایت مي‌کنند به جای موارد فوق است. بسیاری از نشانه‌ها و تظاهرات بالینی اختلال وسواس فکری و عملی، مثلاً اجتناب، بازداری فکر، کیفیت زندگی مختل، مشکلات خلقی، مناسب درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد میباشند (کشدن72، باریو73، فورسیت74 و استگر75، 2006).
با توجه به مطالب بیان شده و با توجه به اینکه تا کنون اثر بخشی این درمان بر روی درهم آمیختگی فکر-عمل و فرونشانی فکر و بهبود کیفیت زندگی بررسی نشده هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر روی در آمیختگی فکر-عمل، فرونشانی فکر و افزایش کیفیت زندگی افراد مبتلا به اختلال وسواس شستشو مي‌باشد.
اهمیت و ضرورت پژوهش
اختلال وسواس- اجبار یکی از مشکلات جدی سلامت روانشناختی بوده و سالیانه هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی هنگفتی را بر جامعه تحمیل مي‌کند (بارلو76، 2002). یکی از ویژگی‌های مهم اختلال وسواس فکری-عملی این است که از تلاش جهت نادیده گرفتن، خنثی سازی یا سرکوبی افکار ناخواسته شان رنج مي‌برند (انجمن روانپزشکی آمریکا77، 2013). سرکوبی به وضوح یک جزء جدایی ناپذیر از پدیدار شناختی اختلال وسواس فکری-عملی است. باتوجه به مدل‌های اخیر اختلال وسواس، سرکوبی فکر مشکل ساز است زیرا 1- منجر به افزایش متناقض در فراوانی فکر مي‌شود (کلارک 78و پوردن، 1993؛ راچمن، 1997؛ سالکوسکیس، 1989، 1998)، 2- باعث مي‌شود فرد نسبت به افکار و فرایندهای فکری بیش از هوشیار شود به طوری که محرک‌های فکر و ردپاهای فکر برجسته تر شوند (راچمن، 1997، 1998؛ سالکوسکیس، 1998)، 3- جلوگیری از یادگیری جدید در مورد اهمیت فکر به دلیل خاتمه یافتن مواجهه با فکر (نت 79و راچمن، 2001؛ راچمن، 1997، 1998؛ راچمن و‌هاجسون80، 1980؛ سالکوسکیس، 1998) و 4- منجر به تشدید در ارزیابی منفی معنی فکر مي‌شود (مثل پوردن و کلارک، 1999؛ پوردن، 2001؛ به نقل از پوردن ، روآ و آنتونی، 2005). علاوه بر این، سرکوبی فکر یک فعالیت پر زحمت نیازمند به منابع توجه که ممکن است غلظت مورد نیاز برای انجام وظایف دیگر را مختل کند. بنابراین حتی اگر سرکوبی با افزایش فراوانی فکر منجر نشود این ممکن است اثرات منفی دیگری روی افکار وسواسی و عملکرد افراد داشته باشد (وگنر و اربر81، 1999؛ به نقل از پوردن و همکاران، 2007). از سوی دیگر راشین و همکاران (راشین، مرکل باخ، موریس و اسمیت82، 2001؛ راشین، موریس، اسمیت و مرکل باخ، 2000) پیشنهاد کرده‌اند که مقدمه سرکوبی فکر درهم آمیختگی فکر-عمل مي‌باشد. از طرف دیگر از آنجایی که آمیختگی فکر-عمل یکی از سازه‌های شناختی دخیل در اختلال وسواس فکری-عملی فرض شده است و این اختلال در ردیف چهارم شایع ترین تشخیص‌های روانپزشکی است (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013) و به دلیل اندک بودن پژوهشهای با موضوع آمیختگی فکر-عمل و سرکوبی فکر در داخل کشور (مثل علیلو، حمیدی بگه جان، پور شریفی و شیروانی، 1390؛ بساک‌نژاد، سربرزه و زرگر، 1392)، این امر لزوم بررسی هر چه بیشتر آمیختگی فکر- عمل و سرکوبی فکر را در اختلال وسواس فکری-عملی توجیه مي‌کند. علاوه بر این نتایج تحقیق آلبرت83 و همکاران (2009) نشان داد که در مقایسه هنجارهای منتشر شده ایتالیایی، افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی در اکثر جنبه‌های کیفیت زندگی نارسایی نشان مي‌دهند. ایزن84 و همکاران (2006) نیز به نتایج مشابهی دست یافتند. از طرف دیگر نتایج تحقیق کارنو، گولدینک، سورنسون، بورنام 85و اودری86 (1998، به نقل از بشرپور، شیخی و مولوی، 1391) نشان داد که افراد وسواسی دوست دارند خودشان را از نظر کیفیت زندگی در سطح پایین ارزیابی کنند، همچنین این افراد از نظر اشتغال و وضعیت مالی نسبت به گروه‌های دیگر در سطح پایین قرار دارند. پردازندگان به کار بالینی عموما در این نکته هم داستانند که بیماری وسواس از جمله مشکلات عمده روانپزشکی، آسیب شناسی روانی و روانشناسی بالینی است. مطالعات همه گیرشناسی منطقه‌ای آمریکا (1988-1984) نشان داد که شیوع اختلال در جمعیت عمومی 50 بار بشتر از برآوردهای قبلی مي‌باشد، به خصوص در رابطه با نمونه این پژوهش یعنی تشریفات شستشو. اختر و همکاران (1957) به نقل از صارمی (1373) دریافتند که کثیفی و آلودگی متداول ترین محتوای وسواس‌ها هستند و متداول ترین رفتار وسواسی، شستشو و وارسی است که گاهی آنقدر شدید است که تمام ساعات بیداری بیمار را اشغال مي‌کند. از طرف دیگر، از آنجا که اکثریت بیماران در سنین جوانی به این اختلال مبتلا مي‌شوند (کاپلان و سادوک، 1998) و خیلی سریع رفتارهای وسواس به خصوص شستشو بر روابط خانوادگی، کارآیی شغلی و سازگاری اجتماعی شخص اثر منفی به جای مي‌گذارد و در صورت عدم درمان به موقع ممکن است تبدیل به بیماری مزمن و گاه مادام العمر شود که تمام جنبه‌های زندگی بیمار را تحت تاثیر قرار مي‌دهد، بنابراین اهمیت به کاربردن روش‌های درمانی موثر و اقتصادی مشخص مي‌شود.
یکی از این درمان‌ها که در چند سال گذشته توجه بالینی بیشتری دریافت کرده است، درمان ACT مي‌باشد (هایس و استروسال، 2004). پژوهش‌ها (ایزدی، عسگری، نشاط دوست، عابدی، 1391؛ ایزدی و عابدی، 1392) نشان مي‌دهند که ACT مي‌تواند درمان مناسبی برای وسواس باشد. لذا مطالعات کنترل شده گسترده تری در این زمینه مي‌بایست انجام شود تا تفاوت‌ها و شباهت‌های این درمان با درمان‌های دیگر برای وسواس بررسی و مقایسه شود. از طرف دیکر تحقیقات ACT هنوز در آغاز راهند و بنابراین شواهد بیشتری در خصوص مکانیزم عمل این درمان لازم و ضروری است. گرچه شواهدی وجود دارد مبنی بر این که تغییر در پذیرش و گسلش و نه تغییر در محتوای شناختی یا هیجانی میانجی پیامدها هستند. اما کارهای بیشتری در این زمینه و مخصوصا در ایران لازم است.
با توجه به مطالب گفته شده و با توجه به اینکه اثربخشی درمان ACT بر روی بهبود کیفیت زندگی مبتلایان به وسواس، درهم آمیختگی فکر – عمل و سرکوبی فکر بررسی نشده بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان گروهی ACT بر کاهش درهم آمیختگی فکر- عمل، سرکوبی فکر و افزایش کیفیت زندگی مبتلایان به اختلال وسواس شستشو مي‌باشد.
فرضیه‌های پژوهش
1ـ درمان گروهی ACT منجر به کاهش فراوانی و شدت نشانه‌های بالینی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل مي‌شود.
2ـ درمان گروهی ACT منجر به بهبود کیفیت زندگی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل مي‌شود.
3ـ درمان گروهی ACT منجر به کاهش در آمیختگی فکر-عمل گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل مي‌شود.
4ـ درمان گروهی ACT منجر به کاهش فرونشانی فکر گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل مي‌شود.

تعریف عملیاتی متغیرهای پژوهش
اختلال وسواس شستشو: در پژوهش حاضر از طریق پرسشنامه وسواسی- اجباری مادزلی (MOCI) شناخته مي‌شود
کیفیت زندگی: در پژوهش حاضر از طریق پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی سنجیده خواهد شد
فراوانی و شدت نشانه‌ها: در پژوهش حاضر از طریق مقیاس وسواس فکری- عملی ییل براون سنجیده خواهد شد
درمان ACT: در پژوهش حاضر به صورت یک مداخله هشت جلسه‌ای 90 دقیقه‌ای بر روی مبتلایان به وسواس شستشو اجرا می‌گردد.
در آمیختگی فکر ـ عمل: در پژوهش حاضر از طریق فرم فارسی مقیاس تجدید نظر شده باور آمیختگی فکر-عمل پورفرجی سنجیده خواهد شد.
فرونشانی فکر: در پژوهش حاضر از طریق سیاهه فرونشانی افکار وگنر و زاناکس سنجیده خواهد شد
اثر بخشی: اثر بخشی به روایی بیرونی اشاره دارد، یعنی درمان مي‌تواند خارج از بافت کنترل شده آزمایش کاربرد بالینی داشته باشد یا نه (اینگرام87، هیس و اسکات88، 2000؛ سلیگمن، والکر و روزنهان، 2001).

فصل دوم:
گستره نظري و پيشينه پژوهش

تعریف اختلال وسواسی ـ جبری
وسواس عبارت است از یک اندیشه، احساس یا عملی که معمولاً بر خلاف مقاومت فرد، آشکار مي‌شود و گرچه او آگاه است که از درونش بر مي‌خیزد، ولی آن را بیهوده تلقی مي‌کند (آوادیس یانس89 و نیکخو، 1376) و فی‌نفسه هدفی ندارد مگر جلوگیری از اتفاقی در آینده (کاپلان، سادوک، 1998) تلاش‌هایی که برای دور کردن افکار مزاحم و ناخواسته یا مقاومت در برابر یک عمل انجام مي‌شود ممکن است باعث برانگیخت

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع کیفیت زندگی، وسواس فکری، گروه درمانی، گروه کنترل Next Entries مقاله رایگان با موضوع رفتارهای اجباری، زمینه گرایی، روان شناختی، وسواس فکری