مقاله رایگان با موضوع کیفیت حسابرسی، مؤسسات حسابرسی، ریسک حسابرسی، سود پیش بینی شده

دانلود پایان نامه ارشد

این تحقیق این است که پیش بینی سود مستقل از کیفیت حسابرسی است، زیرا در دوره مورد بررسی این دو محقق، حسابرسان سود پیش بینی شده شرکت‌های کانادایی را فقط مورد بررسی اجمالی قرار می‌دادند. بنابراين، چنانچه کیفیت حسابرسی بالاتر باشد، توان مدیریت در دست‌یابی به سود پیش بینی شده کم‌تر شده و از این رو، انحراف بین سود پیش بینی شده و سود گزارش شده افزایش می‌یابد.
بسیاری از مطالعات به دلیل دشوار بودن اندازه‌گیری کیفیت واقعی حسابرسی، برداشت از کیفیت حسابرسی را آزمون کرده‌اند. دی آنجلو (1981) استدلال می‌کند که مؤسسات حسابرسی بزرگ‌تر، انگیزه کم‌تری برای رفتار فرصت‌طلبانه دارند و از این رو، برداشت استفاده کنندگان از کیفیت حسابرسی این‌گونه موسسات حسابرسی در وضعیت بهتری است. هوگان(1997) برداشت از کیفیت حسابرسی بالا را مرتبط با قیمت گذاری عادلانه در عرضه اولیه سهام به عموم مردم می‌داند. بالسام و دیگران (2000) در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده‌اند که تخصص گرایی حسابرسان منجر به برداشت از حسابرسی با کیفیت می‌شود.
اگرچه، اندازه‌گیری کیفیت واقعی حسابرسی مشکل است، اما اندازه‌گیری برداشت عموم از کیفیت حسابرسی میسر بوده و می‌توان واکنش بازار در مقابل اطلاعات حسابرسی شده را مشاهده کرد. اصولاً در بازار کارآ برداشت از کیفیت حسابرسی باید معرف کیفیت واقعی حسابرسی باشد. تحقیق انجام شده توسط لی (1994) توانسته است تا حدودی ابعاد این قضیه را روشن کند. وی در تحقیق خود به بررسی این موضوع پرداخت که آیا برداشت از کیفیت حسابرسی توسط استفاده کنندگان، معرف کیفیت واقعی حسابرسی است یا خیر. نتایج تحقیق وی نشان داد که برداشت استفاده کنندگان از کیفیت حسابرسی معرف کیفیت واقعی حسابرسی است(ابراهيمي كردلر، 1387، 5و7).
2-4-1-1- استقلال حسابرسی از منظر قانونی: یک رویکرد صفر و یکی
در دیدگاه قانونی ادعا می شود که تنها دو حالت وجود دارد1- قصور حسابرسی و 2- عدم قصور حسابرسی. قصور حسابرسی وقتی رخ می دهد که حسابرس در واقع مستقل نیست، یا علی رغم ناتوانی در گردآوري شواهد کافی و قابل اطمینان طبق استانداردهاي حسابرسی، گزارش یا عدم قصور حسابرسی حالتی است که «حسابرسی خوب»، مقبولی را صادر کند. در مقابل حسابرس، استانداردهاي حسابرسی را رعایت کند و در رابطه با صورت هاي مالی صاحبکار، گزارش صحیحی را در سطح مناسبی از ریسک حسابرسی صادر نماید.
تعداد دعاوي موفق علیه حسابرسان یا تعداد اقدامات بورس علیه حسابرس می تواند معیاري براي اندازه گیري کیفیت حسابرسی در رویکرد صفر و یکی فوق در نظر گرفته شود. شواهد موجود نشــان می دهد که دعاوي موفق تا حدي نادر بوده است، زیرا قضیه قبل از اینکه وارد مراحل رسمی و دادرسی شود، توسط حسابرسان حل و فصل می شود و یا قبل از اینکه کار به مرحله محاکمه برسد، حسابرسان به قضیه فیصله می دهند. از طرف دیگر، با توجه به اینکه بورس، منابع لازم براي پیگرد همه موارد را در اختیار ندارد و در بسیاري از موارد خواهان(شاکی) به دلیل هزینه هاي قابل توجه دادرسی از انجام این کار اجتناب می ورزد، نرخ واقعی حسابرسی هاي با کیفیت پایین در این رویکرد کم نمایی می شود.
در واقع، اتخاذ رویکرد صفر و یکی موجب می شود که طیف کیفیت حسابرسی به دو طبقه ساده کوتاه شود1- قصور حسابرسی (که در کمتر از یک درصد پیش می آید) و 2- عدم قصور (باقیمانده طیف). یعنی کلیه موارد عدم قصور را همگن سازي کرده و در یک طبقه واحد قرار می دهد. بنابراین، رویکرد صفر و یکی و معیارهاي اندازه گیري فوق در مورد کیفیت حسابرسی چندان قانع کننده نیستند و باید کیفیت حسابرسی را به عنوان یک طیف در نظر بگیریم.

2-4-1-2-استقلال و کیفیت کار حسابرسی به عنوان یک طیف
محدودیت هاي رویکرد صفر و یکی به شرح پیش گفته موجب می شود که درصدد تدوین چارچوبی براي اندازه گیري کیفیت حسابرسی در قالب یک طیف، از حسابرسی بی کیفیت تا حسابرسی با کیفیت بالا برآییم. در این رویکرد باید به این سؤال پاسخ دهیم که عوامل مؤثر بر کیفیت حسابرسی کدامند؟ به عبارت دیگر، واحدهاي تجزیه و تحلیل کیفیت حسابرسی کدامند؟ فرانسیس (2011) شش واحد تجزیه و تحلیل براي کیفیت حسابرسی را برشمرده که در ادامه توضیح داده می شود :
1-نهاده هاي حسابرسی
دو نهاده اصلی در فرآیند حسابرسی عبارتند از1- افراد تیم رسیدگی، و2- آزمونهاي حسابرسی که به منظور گردآوري شواهد انجام می شوند. کیفیت حسابرسی وقتی افزایش می یابد که کار رسیدگی به افراد شایسته محول شود. در حالی که ممکن است ما به گونه اي منطقی فرض کنیم که شایستگی حسابرسان بر اساس الزامات آموزش عمومی و گواهینامه هاي حرفه اي تعیین می شود، اما واقعیت این است که شناخت بسیار اندکی از افرادي که کار حسابرسی را انجام می دهند، در اختیار داریم. این موضوع چه اهمیتی دارد؟ همانطور که در ادبیات روانشناسی اجتماعی بحث می شود، ویژگی هاي افراد (مثل ویژگی هاي فیزیولوژیکی و شناختی) می تواند عملکرد آنها را تحت تأثیر قرار دهد. جالب اینجاست که در 20 سال گذشته تحقیقات اندکی راجع به این موضوع انجام شده است.
یکی از تحولات اخیر، تجزیه و تحلیل شریک امضا کننده گزارش حسابرسی به منظور ارزیابی تأثیر ویژگی هاي وي بر کیفیت حسابرسی است. کري و سیمنت (2006) اثرات دوره تصدي حسابرسان در شرکت صاحبکار را مورد مطالعه قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که کیفیت حسابرسی با افزایش دوره تصدي حسابرس در شرکت صاحبکار کاهش می یابد. نتیجه تحقیق آنها نشان می دهد که بی طرفی حسابرسان به واسطه روابط بلندمدت با یک صاحبکار کاهش می یابد. در مقابل، چن و همکاران ( 2008 ) به شواهدي در این خصوص در تایوان دست نیافتند. چن و کاي ( 2010 ) با بررسی ویژگی شرکاي تایوانی دریافتند که وقتی شریک خانم صورت هاي مالی شرکتها را بررسی می کند، کیفیت حسابرسی (که با سنجه هاي کیفیت سود اندازه گیري شده است) بالاتر است. مطالعات انجام شده در خصوص ویژگی هاي شرکا، اهمیت کسب اطلاعات راجع به افرادي که کار حسابرسی را انجام می دهند و اثراتی که ممکن است این ویژگی ها بر کیفیت حسابرسی داشته باشد، را نشان می دهد. همچنین، علی رغم اهمیت بنیادي شواهد حسابرسی(دومین نهاده در فرآیند حسابرسی) در زمینه کیفیت حسابرسی، شناخت ما از آن کافی نیست و فرصت هاي تحقیقاتی خوبی در این زمینه وجود دارد. قابلیت اتکا و مربوط بودن شواهد گردآوري شده، دو موضوع مهمی هستند که ما باید نسبت به آن شناخت کسب کنیم. براي مثال، اخذ تأییدیه حسابهاي دریافتنی یکی از آزمونهایی است که طبق استانداردهاي حسابرسی الزامی شده است. اما نتایج چند مطالعه نشان داده است که این آزمون لزوماً شواهد قابل اتکایی را براي حسابرسان فراهم نمی کند.
یکی از موضوعات مهم اما کار نشده در رابطه با شواهد حسابرسی، رابطه بین سیستم کنترل داخلی و صحت صورتهاي مالی است. بر اساس مدل ریسک حسابرسی، اگر سیستم کنترل داخلی قابل اتکا باشد و احتمال خطا در صورتهاي مالی کاهش یابد، حسابرس به شواهد کمتري از محل آزمونهاي حسابرسی نیاز دارد. با توجه به اینکه ارزیابی ریسک کنترل در قلب مدل ریسک حسابرسی قرار دارد، نبود تحقیقات کافی در این زمینه تعجب برانگیز است. به طور خلاصه، ما دانش کافی در خصوص اینکه قابلیت اتکاي سیستم کنترلی چگونه بر صحت صورت هاي مالی شرکت تأثیر می گذارد، در اختیار نداریم. ماك و رایت (1999) به این نتیجه رسیدند که ارزیابی حسابرسـان از ریسک کنترل که در کاربرگ هاي حسابرسی مستندسازي شده است، تأثیر اندکی بر آزمون هاي دیگر داشته است. در نتیجه، قبل از اینکه بخش 404 ساربنز آکسلی، ارزیابی رسمی سیستم هاي کنترلی صاحبکار را اجباري کند، حسابرسان از آزمون هاي وسیع و دقیق سیستم هاي کنترل داخلی فاصله گرفتند، زیرا نحوه تفسیر ضعف سیستم کنترل داخلی به منظور تعیین اثر آن بر صحت صورتهاي مالی صاحبکاران روشن نبود. علی رغم اجباري شدن ارزیابی رسمی سیستم هاي کنترلی صاحبکار و افزایش قابل ملاحظه حق الزحمه هاي حسابرسی، مشکل مزبور هنوز هم وجود دارد.
دلیل دیگر براي دشواري ارزیابی قابلیت اتکاي شواهد یا تعیین تأثیر آن بر صحت صورت هاي مالی، از این مسئله ناشی می شود که حسابرسان تقریباً به ندرت بــا خطاها یا تقلب هاي بــا اهمیت مواجه می شوند. به عبارت دیگر، حرفه حسابرسی پایگاه داده خوبی براي کمک به حسابرسان در اختیار ندارد تا بر اساس آن تعیین شود که اگر مجموعه خاصی از علائم از سیستم کنترلی صاحبکار مشاهده شود، آیا احتمال خطا در صورتهاي مالی با اهمیت است یا خیر. متأسفانه، ریسک طرح دعاوي حقوقی علیه حسابرسان باعث می شود که از به اشتراك گذاشتن این نوع اطلاعات اجتناب ورزند (2011,Francis).
به طور کلی، استانداردهاي حسابرسی آزمونهاي اندکی را اجباري کرده اند. در عوض، آزمونهاي حسابرسی در طول زمان و به روش موردي به منصه ظهور رسیدند و شاید بتوانیم در نظر بگیریم. به هر جهت، «بهترین رویه هاي عمل امروزي» آزمونهاي حسابرسی به عنوان محصول فرآیند تحقیقاتی سیستماتیک نیستند یا به روش علمی اثبات ،« بهترین رویه ها» این نشده اند. براي بهبود کیفیت شواهدي که حسابرسان بر اساس آن ها تصمیم می گیرند، نیاز به یک برنامه تحقیقاتی جدي داریم که قابلیت اتکاي ذاتی شواهد مورد استفاده در حسابرسی ها و مربوط بودن آن ها در تصمیمات نهایی حسابرسان مورد بررسی قرار گیرد. یک نکته در اینجا این است که ما درك محدودي از پیامدهاي ناشی از گردآوري شواهد حسابرسی از طریق آزمونهاي متعدد وابسته به هم داریم. به عبارت دیگر، باید به این سؤال پاسخ داده شود که در مجموع براي ارائه اظهارنظر به چقدر شواهد نیاز داریم و با توجه به مربوط و قابل اتکا بودن شواهد گردآوري شده، ریسک حسابرسی واقعی چقدر است؟
2- فرآیند حسابرسی
فرآیند حسابرسی، نحوه بکار گرفتن نهاده هاي حسابرسی را نشان می دهد. فرآیند حسابرسی شامل تصمیمات و قضاوت هایی است که حسابرسان در رابطه با برنامه ریزي، گردآوري شواهد، و تفسیر شواهد به منظور احراز الزامات گسترده استانداردهاي حسابرسی اتخاذ می کنند تا شواهد کافی و قابل اطمینان به عنوان پشتوانه اظهارنظر خود فراهم آورند. مطالعه اخیر هوتون و گولد (2010) براي ارزیابی تقلب صاحبکاران که به روش طوفان فکري انجام شده است، نمونه اي از تحقیقات می باشد که در آن به فرآیند حسابرسی توجه شده است. ادبیات تحقیقات تصمیمات قضاوتی نقش بسزایی در زمینه درك جزئیات فرآیند قضاوت و تصمیم گیري حسابرسان در حوزه هاي مختلف از قبیل برنامه ریزي حسابرسی، ارزیابی ریسک، فرآیندهاي تصمیم گروهی (مثل طوفان فکري در خصوص تقلب)، فرآیند رسیدگی حسابرسی و رسیدگی به کنترل کیفیت حسابرسی داشته است.
تحقیقات انجام شده در زمینه فرآیند حسابرسی مبتنی بر مبانی اقتصادي هستند و فرآیند حسابرسی را به عنوان یک تابع تولید در نظر گرفته اند. هدف آنها درك نهاده هاي فرآیند تولید (ساعات کار و تیم رسیدگی کننده)، کارایی این نهاده ها، و جانشینی آن ها تحت شرایط حسابرسی مختلف است. تحقیق اُکیفی و همکاران(1994)، بل و همکاران(2008) و نچل و همکاران(2009) نمونه هایی از این تحقیقات می باشد.
3- مؤسسات حسابرسی
حسابرسان براي مؤسسات حسابرسی کار می کنند و نتیجه فرآیند حسابرسی، یک گزارش حسابرسی است که به نام مؤسسه حسابرسی و به همراه صورتهاي مالی حسابرسی شده صاحبکار صادر می شود، که می توان آن را به عنوان ستانده مشترك نهاده هاي صاحبکار و قضاوت هاي حسابرس دانست.3 مؤسسات حسابرسی هستند که پرسنل حسابرسی را استخدام می کنند و آموزش می دهند و از طریق جبران خدمات و سایر خط مشی هاي سازمانی به آن ها انگیزه می دهند. همچنین، برنامه ها و آزمونهاي حسابرسی را مدیران مؤسسه حسابرسی طراحی می کنند و پرسنل حسابرسی از آنها به عنوان رهنمودي براي فرآیند گردآوري شواهد استفاده می کنند. مؤسسات حسابرسی، ساختارهاي اداري داخلی را به منظور اطمینان از کیفیت و رعایت خط مشی هاي حسابرسی خود طراحی و اجرا می کنند. بنابراین این مؤسسات حسابرسی هستند که

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع کیفیت حسابرسی، حسابداران، حسابرسان مستقل، صورت های مالی Next Entries مقاله رایگان با موضوع مؤسسات حسابرسی، کیفیت حسابرسی، حق الزحمه، هیئت مدیره