مقاله رایگان با موضوع کنش اجتماعی، مشارکت اجتماعی، ایدئولوژی، نظریه کنش

دانلود پایان نامه ارشد

شوراي استاني پيشگيري از جرم عبارت است از:
1- اجراي مصوبات و سياستهاي شوراي عالي سياستگذاري از جرم در سطح استان.
2- اتخاذ تدابير هماهنگ استاني براساس سياستهاي ملي پيشگيري از جرم.
3- بررسي، تصويب و ارزيابي طرحهاي استاني و شهرستاني پيشگيري از جرم و فراهم آوردن امكانات و بسترهاي لازم براي اجراي آن.
4- برنامه‌ريزي براي سهيم كردن ديدگاهها و نظرات شهروندان و ساكنان محله‌ها در تهيه و تنظيم برنامه‌هاي پيشگيري از جرم.
5- به كارگيري و جلب مشاركت نهادهاي غيردولتي و مردمي در اجراي طرحهاي پيشگيري از جرم.
6- ارايه گزارشهاي منظم و ادواري از اجراي طرحها و برنامه‌هاي استاني پيشگيري از جرم به شوراي عالي.
7- هدايت شوراهاي شهرستاني پيشگيري از جرم و نظارت بر عملكرد آن( انجن علمی و پژوهشی فقه قضاییhttp://www.alqaza.com).

• بخش سوم :(مبانی نظری و دیدگاه های تحقیق)
با وجود قدمت مشارکت در میان جوامع انسانی و عمل به آن، واژه های مشارکت و مشارکتی برای اولین بار در اواخر دهه 1950 مطرح گردید(بدری و نعمتی،70:1388). از1960 به بعد نیز همراه با مقوله توسعه، گسترش یافت و در حال حاضر دو دیدگاه فکری و عملی مهم و عمده در مورد مشارکت وجود دارد. در اولین دیدگاه مشارکت به منزله ابزاری برای افزایش کارایی قلمداد می شود. در دومین دیدگاه مشارکت بعنوان حق اساسی تلقی شده و هدف از آن آغاز بسیج برای فعالیت دسته جمعی، کسب قدرت و تشکیل نهاد یا سازمان است(عابدی سروستانی،32:1385 ). با این وجود پیرامون انواع مشارکت و ریشه های آن، نظریه های مختلفی اشاره شده است که به برخی از آن ها در زیر اشاره می گردد:
2-3- بررسی نظریات
2-3-1- نظریه مشارکت اجتماعی
مطالعه مشارکت اجتماعی دارای سابقه دیرینه ای می باشد . به نظر “اولسن” نظریه مشارکت اجتماعی حاصل ایده گسترده کثرت گرایی اجتماعی است که نظریه پردازانی چون توکیل(1961)،ترومن(1951) ،دال(1956) و… توسعه داده اند. به نظر او نظریه مشارکت در قالب دو مفهوم بسیج و واسطه بودن به منزله پیش شرط و زمینه مشارکت سیاسی مورد بحث قرار گرفته است.علاوه براین به لحاظ فکری، اندیشه های مردم گرا که از در حاشیه قرار گرفتن مردم عادی بحث می کنندو نیز نظریه های مربوط به آنارشیسم در بسط نظریه مشارکت اجتماعی نقش بسزایی داشته اند.
بنظر “پارکر”« درآغاز مشارکت اجتماعی به مثابه بعدی از منزلت اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است.علاوه براین مشارکت به عنوان ابزاری برای خود شکوفایی،حامی تکثر گرای در جوامع توده ای است.
ازنظر”کائوتری” جهت ایجاد بستر سازی های مناسب برای مشارکت مردم حداقل چهار شرط عمده را لازم می داند که باید هنگام هر گونه تلاش و کوشش برای نهادی کردن مشارکت،در نظر گرفته شوند 1- ایدئولوژی مشارکت (بعد هنجاری )،2- نهادی های مشارکتی (بعد سازمانی )3- اطلاعات کافی و 4- امکانات مادی و تخصصی لازم . به نظر وی ایدئولوژی مشارکت باید حداقل تقسیم عادلانه در آمد و امکانات را مورد تأیید قرار دهد؛ چرا که بدون تقسیم عادلانه قدرت واقتصاد، امکان مشارکت واقعی طبقات پایین وجود نخواهد داشت وزمانی که تقسیم عادلانه صورت بگیرد اعتماد شکل گرفته وهمبستگی بیشتر می شود . شرط دوم “کائوتری” برای ایجاد نهاد های مخصوص مشارکت است. این نهاد ها در هر کشوری تحت تاثیر دسته ای از عوامل،از قبیل جهت گیری ایدئولوژیک، ساختار اجتماعی، سابقه تاریخی، و جمعیت شناسی شكلي متفاوت می یابد.اما ویژگی مشترک همه این نهادها غیر متمرکز گرداندن قدرت و هدایت آن به سطوح پایین جامعه است. سازماندهی اجتماعی مانند شهر داری ها، انجمن ها شوراها ، تعاونی ها ی روستایی نهاد ها یی هستند که مشارکت را تسهیل می کنند. از جهت دیگر اگر نظامی برای اطلاع رسانی وجود نداشته باشد ،ایدئولوژی مشارکتی یا نهاد های مشارکتی موثر نخواهد بود. اگر مردم منابع و امکانات و اختیارات لازم برای اجرای طرح ها ی مورد علاقه خود را در دسترس نداشته باشند مشارکت به سرعت جای خود را به بی علاقگی خواهد داد. در حالی که اگر بدانند با مشارکت نیاز خودشان مرتفع شده وسودی برایشان حاصل می شود خود انگیزه ای برای مشارکت را در پی خواهد داشت .
مشارکت بعنوان یک «رفتار انسانی» از «رفتارهای صرفاْ بازتابی» متمایز می شود، چرا که افراد مشارکت کننده برای رفتار خود معنای ذهنی مشخص قائلند. می دانیم که هرگاه افراد برای رفتار خود معنای ذهنی خاصی قایل شوند«کنش » پدید می آید.
آنچه کنش را از رفتار بازتابی متمایز می گرداند این است که در کنش میان انگیزه و پاسخ تفکر قرار می گیرد. حداقل از نظر تحلیلی می توانیم دو گونه کنش را از یکدیگر متمایز سازیم: کنش فردی و کنش اجتماعی.
در متمایز ساختن کنش فردی از کنش اجتماعی دو دیدگاه مختلف از آغاز باهم رقابت داشته اند. یکی دیدگاه “مارکس وبر” که بیشتر بر معیارهای درونی و ذهنی تأکید می کند و دیگری “دورکیم” که بیشتر بر معیارهای خارج از فرد و عینی تأکید دارد. از نظر “وبر”کنش وقتی اجتماعی است که دارای چند ویژگی باشد: نخست آنکه کنشگر، رفتار،حضور یا وجود دیگران را در نظر بگیرد.
دوم اینکه کنش فرد برای دیگران ارزش نمادین داشته باشد و کنش دیگران نیز برای کنشگر نماد و علامت تلقی گردد. بعبارت دیگر صرف در نظر داشتن دیگری برای آنکه کنشی اجتماعی باشد کافی نیست بلکه کنشگر باید با کنش خود را نشان دهد که انتظارات دیگران را فهمیده است و کنش او به منظور پاسخ به آن هاست و یا نشان دهد که قصد ندارد بدان ها پاسخ گوید و سرانجام سومین معیار در تعریف” وبر” دلالت دارد که رفتار اشخاصی که در یک کنش اجتماعی دخالت دارند باید تحت تأثیر ادراک آنها از معنای کنش دیگران و کنش خاص خودشان قرار گیرد.
برخلاف ” وبر” “دورکیم” خصوصیات کنش اجتماعی را در حالات ذهنی اشخاص جستجو نمی کند. بلکه واقعیت های خارجی بیرون از اشخاص که آنها را ملزم می کند می داند.
از نظر ” دورکیم” کنش اجتماعی شامل چگونگی عمل، تفکر و احساس است که خارج از فرد باشند و دارای قوه اجبار و الزام هستند و خود را بر فرد تحمیل می کنند.
برخلاف آنچه در نگاه اول تصور می شود، این دو دیدگاه متضاد و غیر قابل جمع نیستند بلکه هرکدام مبتنی بر سنت فکری خاصی بوده و می توانند در نهایت به دو سنت مکمل تبدیل شوند: تعریف ” وبر” مبتنی بر سنت « تفهمی و درون فهمی» است در حالیکه در تعریف”دورکیم” مبتنی بر سنت «اثباتی». اندیشمندانی چون “پارسنز” کوشیده اند تا این دو سنت فکری را تلفیق کرده و ازآن چهارچوبی برای تفسیر کنش افراد بسازند. او کنش را عبارت از «اخذ تصمیم ذهنی کنشگر درباره وسایل نیل به هدف ها، که همه آنها توسط باورها و شروط موقعیتی محدود شده اند» می داند.
اگر تعریف فوق را در مورد کنش واحد بپذیریم می توانیم کنش اجتماعی را بصورت زیر تعریف کنیم:
کنش اجتماعی عبارت است از « همه حالات فکری، احساسی و رفتاری که جهت گیری آنها بر اساس الگوهای جمعی ساخت یابی شده اند.»
با توجه به تمام نکاتی که گفته شد می توان چنین نتیجه گرفت که مشارکت از مصادیق «کنش اجتماعی» بوده و تمامی احکام و عوارض آنرا نیز داراست(علوی تبار،19:1382).

2-3-2- نظریه کنش اجتماعی
تلاش های مختلفی برای ارائه نظریه ای که بتواند کنش های مختلف افراد را تبیین کرده ، توضیح دهد صورت گرفته است. مشهورترین و مهمترین نظریه ای که در این زمینه طرح شده متعلق به آیزن و فیش باینمی باشد. نظر آن ها این است که رفتار بیشتر در حالتی قابل پیش بینی و درک و توضیح است که ما به «قصد» شخص در رفتار توجه نماییم.” آیزن” و “فیش باین” در ادامه مطالعاتشان حاصل پژوهش های خود را در قالب «نظریه کنش موجه» عرضه کردند. اصطلاح کنش موجه به این معنی است که اکثر رفتارها به این دلیل انجام می شود که مردم به نتایج اعمال خود فکر می کنند و برای حصول پاره ای نتایج و پرهیز از برخی دیگر دست به انتخاب می زنند.
عناصر نظریه آنان از دو عنصر اصلی تشکیل شده است. بخش شخصی و بخش اجتماعی که ترکیب آنها پیش بینی کننده یک قصد رفتاری است. قصدی که در نهایت مشخص کننده رفتار است. عنصر شخصی این الگو یعنی گرایش فرد، حاصل دو عامل است: باور شخص در زمینه نتایج آن رفتار مشخص و ارزیابی او از نتایج ممکن از انجام آن رفتار که هریک از این دو عامل در میان افراد متفاوت است.
عنصر اجتماعی این الگو یعنی هنجار ذهنی، منعکس کننده نفوذ و فشار اجتماعی روی یک شخص برای انجام یک رفتار است. به این معنی که شخص به این امر توجه دارد که تا چه حد رفتارش مورد تأیید یا توبیخ افراد یا گروه های خاصی قرار خواهد گرفت.
نظریه کنش موجه معتقد است که قصدهای رفتاری تأثیر مستقیمی بر رفتار دارند. با این حال عوامل دیگری هم وجود دارد که بر رفتار مؤثر است. به عنوان مثال رفتاری که در گذشته انجام شده است در غالب موارد مهمترین تعیین کننده رفتار در آینده است. صرف نظر از اینکه چه گرایش اظهار شده و چه هنجارهایی مطرح باشد حرکت از قصد رفتاری به یک رفتار عینی می تواند تحت تأثیر عواملی چون امکان عینی اقدام نیز قرار گیرد. مثلاٌ اگر شخصی گرایش مثبتی برای کمک به فقرا داشته باشد و جامعه نیز این کار را ارزشمند ارزیابی نمایند بطور طبیعی قصد رفتاری برای انجام آن افزایش می یابد. اما اگر این شخص خودش گرفتار باشد و پولی در اختیار نداشته باشد که در این راه صرف کند، در این صورت به احتمال زیاد این قصد رفتاری تبدیل به عمل نخواهد شد(کریمیان پور،21:1389).

2-3-3- نظريه سرمايه اجتماعي
مشاركت و سرمايه اجتماعي واژه اي است كه در سال هاي اخير شاهد ورود آن به گفتمان ها و اسناد علمي در قلمروها ي جامعه شناسي، علوم اجتماعي، اقتصاد و اخيراً نيز علوم سياسي بوده ايم. اين سرمايه كه از تعامل هاي هر روزه بين افراد به وجود مي آيد به گونه هاي مختلف توسط پژوهشگران متفاوت تعريف شده است (جاكوب 1961،كلمن 1998، بوردو1986، پوتنام 1995،كاكي 1995، ول كاك 1997،پورتنر1998، فوكوياما1999، پاكستون1999). با جمع بندي نظرات ارائه شده، مي توان سرمايه اجتماعي را «مجموعه اي ازشبكه ها، هنجارها، ارزش ها و ادراكاتي دانست كه همكار ي درون گروه ها و بين گروه ها را در جهت كسب منافع متقابل تسهيل مي كند».
اين سرمايه را غالباً با نرخ مشاركت افراد در زندگي جمعي و وجود عامل اعتماد در بين آنان بيان مي‌كنند. تعريف بانك جهاني نيز از سرمايه اجتماعي عبارتست از« شبكه ها، انجمن ها و مؤسساتي كه با هنجارهاي مشترك و روابط متكي بر اعتماد شكل مي گيرند و همكاري را تسهيل مي كنند».
با كمي تأمل در تعاريف ارائه شده در خصوص سرمايه اجتماعي كه در متون علمي سال ها منتشر شده است؛ مي‌توان به مفاهيم مشاركت در شبكه ها، بهره بستان بين افراد، اعتماد، هنجارهاي اجتماعي، استفاده ازمنابع مشترك وكنشگرايي اشاره كرد (سازمان ملي جوانان ،152:1384).
بر اساس تحقيقي كه به منظوراندازه گيري سرمايه اجتماعي در پنج اجتماع مختلف استراليا توسط “بوسن وانيكي” انجام شده است هشت عنصر مصرف سرمايه اجتماعي مورد توجه قرار گرفته كه عبارت بودند از:
• مشاركت در اجتماع محلي
• كنشگري در يك موقعيت اجتماعي
• احساس اعتماد و امنيت
• پيوندهاي همسايگي
• پيوندهاي خانوادگي
• ظرفيت پذيرش تفاوت ها
• بها دادن به زندگي
• پيوندهاي كاري
از مجموع موارد فوق همچنانكه مشاهده مي شود چهار مورد به مشاركت و پيوندها مربوط مي شود كه عبارتند از: مشاركت دراجتماع محلي، پيوندهاي همسايگي، پيوندهاي خانوادگي و پيوندهاي كاري و چهار مورد ديگر به سنگ بناي سرمايه اجتماعي مربوط مي شود. يكي از متقدمان طرح نظريه سرمايه اجتماعي را “هني‌فن” مي داند كه در سال 1920اين واژه را مطرح كرد، آن را شامل داريي هايي مي دانست كه در زندگي روزانه افراد خيلي به حساب مي آيند. همانند حسن تفاهم ، رفاقت و دوستي ،احساس همدردي ، و روابط اجتماعي در بين افراد و خانواده هايي كه يك واحد اجتماعي را تشكيل مي دهند (همان منبع:153)
نظريه “هني فن” پس از مطرح شدن براي حدود نيم قرن مسكوت ماند تا اينكه در سال 1961″جاكوب” در اثر

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع پیشگیری اجتماعی، قانون اساسی، جرم شناسی، قانونگذاری Next Entries مقاله رایگان با موضوع گروه مرجع، رفتار انسان، رفتار پرخاشگرانه، مصرف مواد