مقاله رایگان با موضوع پیشگیری اجتماعی، نظم اجتماعی، سرمایه اجتماعی، ارتکاب جرم

دانلود پایان نامه ارشد

احتمال بيشتري داردكه همان كنش را دوباره انجام دهد»(ریترز،429:1373).
در مورد مشاركت، چنانچه نتايج و دستاوردهاي آن براي فرد، نسبت به رفتارهاي غيرمشاركتي ارزش بيشتري داشته باشد، احتمال تكرار آن افزايش مي يابد، ارزش يك كنش حاصل فايده و هزينه هاي آن يا به تعبير”هومنز” پاداش تنبيه است. يعني هرچه يك كنش، پاداش بيشتر و هزينه كمتري دريافت كند تكرار آن محتمل تراست. از مجموع قضاياي اصلي “هومنز” دو قضيه ياد شده مفاهيم روشن تر و ملموس تري براي تبيين رفتار مشاركتي در اختيار قرار مي دهند.
به اين ترتيب مطابق اين الگوي نظري، رفتار يا تمايل به مشاركت تابع فايده و هزينه هاي مرتبط برآن است چنانچه فرد انتظار فايده بيشتر و هزينه كمتري را در مشاركت داشته باشد، تمايل بيشتري به مشاركت خواهدداشت.

2-3-12- نظریه كنش اجتماعي- پارسونز
“پارسونز” يكي از جامعه شناسان معاصر فونكسيوناليست (كاركرد گرا) و از مبدعين نظريه كاركردي –ساختاري مي‌باشد. نگارش اصلي او نظم و نظام است و از ديدگاه مستقيمي به واقعيات اجتماعي نگاه مي كند.
از مهمترين تئوري هاي او تئوري «كنش اجتماعي» است.كنش اجتماعي نزد “پارسونز” همه رفتار انساني است كه انگيزه و راهنماي آن، معنایي است كه كنشگر آن ها، در دنياي خارج كشف مي كند، توجهش را جلب مي كند و به آنها پاسخ مي دهد. ويژگي اصلي كنش اجتماعي در حساسيت كنشگر به معاني چيزها و موجوداتي است كه در محيط هستند و آگاهي يافتن به اين معاني و واكنش به پيام هايي كه آن ها مي فرستند(گي روشه،56:1376).
كنش اجتماعي “پارسونز” با ذهنيت كنشگر تفسير مي شود(بر مبناي ادراك او از محيط، احساسات و افكاري كه در سردارد، انگيزه اي كه او را به عمل وا مي دارد و واكنش هايي كه در برابر كنش هاي خود دارد) و هم با عينيت، يعني كنش اجتماعي را بر مبناي دوگانگي وضعيت كنشگر مي توان تحليل كرد. زيرا كنشگر “پارسونز”موجودي است در وضعيت. پس در ساده ترين تعريف نظام كنش عبارت است از« سازمان روابط كنش متقابل ميان كنشگر و وضعيتش (محيط ) » (همان:62).
كنش كنشگر نظامي از پويش هاست كه ناظر به هدف اوست. او براي رسيدن به هدفش وسايلي لازم دارد ولي در اين حركت به سمت هدف مشروط به شرايطي مي شود. يعني شرايطي بر او، هدف و وسيله اش تأثيرمي گذارد كه اين شرايط همان محيطي است كه او را در برگرفته است و به دو بخش فيزيكي و محيط نمادي يا فرهنگي تقسيم مي‌شود. محيط فيزيكي(يا شرايط طبيعي)كه در آن كنش از قوه به فعل در مي آيد و شامل اشياء مادي، شرايط اقليمي، جغرافيايي، ابزارها و فنون، ساز وارهاي زيستي فرد، خصوصيات موروثي و ژنتيكي او،كه كنشگر به هر حال يا بايد بر روي آن ها اثر بگذارد و يا خود را با آن ها سازگار نمايد.
محيط نمادي يا فرهنگي (شرايط هنجاري )كه هدف هاي نائل شدني را تعيين مي كند، وسايل رسيدن به هدف ها را نشان مي دهد، حدود كنش هاي مجاز را تعيين نموده و انتخاب ها را توصيه مي كند،كه كنشگر از آن ها براي ايجاد ارتباط با كنشگران ديگر استفاده مي كند، يا براي جهت دادن به كنش اش در برابر محيط فيزيكي يا كنشگران اجتماعي ديگر، به آن ها به عنوان راهنما و سرمشق مراجعه مي نمايد.
در اين ديدگاه كنش اجتماعي از چهار عنصر تشكيل شده است :
كنشگر: كه مي تواند فرد،گروه، سازمان، جامعه و يا حتي يك تمدن باشد.
وضعيت:كه شامل اشياء فيزيكي و اجتماعي است كه كنشگر با آن ها ارتباط برقرارمي كند.
نهادها :كه با واسطه آن ها كنشگر با عناصر متفاوت وضعيت ارتباط پيدا مي كند و براي هر يك معنايي قائل مي شود.
قواعد، هنجارها و ارزش ها: كه جهت يابي كنش را هدايت مي كنند.
درديدگاه “پارسونز “كنش هاي اجتماعي تحت تأثير چهار خرده نظام عمل مي كنند.
نهاد ديني كه مسئوليت ثبات اخلاقي جامعه را بر عهده دارد و از ارزش هاي فرهنگي عمومي مراقبت مي كند.
نهاد حقوقي كه هنجارها و قوانين اجتماعي را تنظيم مي كند.
نهاد اقتصادي كه شرايط انطباق با محيط طبيعي را فراهم و حيات اقتصادي جامعه را تأمين مي كند (توسلي، 241:1371).
به عقيده “پارسونز”د رهر نظام كنش چهاركاركرد وجود دارد كه به نظر”پارسونز”چهار نياز ابتدايي و اساسي نظام كنش را تأمين مي كند و به گفته “پارسونز” چهار كاركرد، شرايط لازم كاركردي هر نظام كنش است (گي روشه75:1376).
اين چهاركاركرد عبارتند از:
سازگاري :كه رابطه ميان نظام كنش و محيط بيروني اش را تأمين مي كند. اين محيط عموماً يك يا چند نظام ديگر است كه ممكن است نظام هاي كنشي يا غيركنشي فيزيكي ) باشند. سازگاري كارش اين است كه از نظام هاي بيروني نظام كنش، منابع گوناگون را كه نظام نياز دارد بگيرد و در عوض فرآورده هاي توليد نظام را عرضه كند. اين كاركرد، نظام را با محيطش، با مقتضياتش، با تنگناها و محدوديت هايش سازگار مي كند (همان منبع:76).
– دستيابي به هدف: كه شامل مجموعه كنش هایي است كه مي خواهند هدف هاي نظام را تعيين كنند و براي رسيدگي به اين هدف ها وگرفتن پاداش مطلوب منابع و انرژي هايي را بسيج كرده و اداره مي كنند.
– كاركرد يگانگي : كه بعد ثبات بخشندۀ نظام است وكارش مراقبت و جلوگيري ازگرايش هاي كجروي و حفظ هماهنگي ميان اجزاء و دوري كردن از اختلال هاي عميق است.كنش هايي كه حمايت گر نظام در برابر تغييرات ناگهاني و اختلال هاي بزرگ هستند وكنش هايي كه بايد يكپارچگي و همبستگي لازم را براي ماندگاري كاركرد نظام را تأمين كنند، در اينجا هستند.
كاركرد حفظ الگوهاي فرهنگي : كه كارش انباشت انرژي بصورت انگيزش و پخش آن بصورت اطلاعات در نظام كنش است. هر نظام كنشي به مجموعه اي از اجزاء كنشي نيازدارد كه هستند و بايدكل نظام كنش را تغذيه كند. مخزني كه بايد پيوسته پر شود چون پيوسته تخليه مي گردد. حفظ الگوهاي ضمن انجام كاركرد فوق، نقطۀ تماس ميان نظام كنش و دنياي نهادي و ذهني است يعني نهادها، ايده ها و راه و رسم بيان وداوري ها را فراهم مي‌كند.كه براي ايجاد انگيزش و هدايت آن به سوي كنش لازم است(گی روشه،76:1376).

2-3-13- دیدگاه شبکه اجتماعی
این دیدگاه با مطالعه روابط موجود بین مجموعه ای از افراد، به تحلیل ساخت اجتماعی می پردازد و ضمن این که به کل ساخت توجه می کند، الگوی روابط موجود در داخل ساخت را نیز مورد بررسی قرار می دهد . بنابراین نقطه تمرکز دیدگاه شبکه این است که به جای تأکید بر کنشگران و ویژگی های فردی شان بعنوان واحد تحلیل، به ساختار روابط کنش گران توجه می کند(کارتوسی،1:2004). پیوندها و روابط که بحث اصلی دیدگاه شبکه است، بعنوان « سرمایه اجتماعی» محسوب می شوند. سرمایه اجتماعی از دیدگاه شبکه، ریشه اش به ارتباطات و شبکه های اجتماعی بر می گردد. برخی محققان خصوصیات شبکه را در سه بعد طبقه بندی کرده اند:
خصوصیات ساختی: اندازه، تراکم، ترکیب.
خصوصیات تعاملی: شیوه تماس، فراوانی تماس، صمیمیت ، دوام رابطه
خصوصیات کارکردی: انواع حمایت(باستانی و همکاران،50:1387).
مسئله اصلی در دیدگاه شبکه اجتماعی، روابط است و واحد تشکیل دهنده ساخت جامعه، شبکه های تعاملی هستند. ساخت اجتماعی به عنوان یک شبکه، از اعضای شبکه و مجموعه ای از پیوندها که افراد، کنش گران یا گروه ها را به هم متصل می سازد تشکیل شده است. اعضای شبکه می توانند افراد، گروه ها، نهادها و یا سازمان ها باشند(ولمن،82:1988).

2-3-14- دیدگاه اعتماد اجتماعی
مفاهیم اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی از مفاهیم کلیدی جامعه شناسی هستند. هر دو مفهوم از آغاز طرح مباحث جامعه شناختی، اندیشه بسیاری از کلاسیک های جامعه شناسی را به خود معطوف داشته اند. به نظر “آیزنشتاد” مهمترین مسأله نظم اجتماعی برای “دورکیم” و تا حدودی “تونیس”، اعتماد و همبستگی اجتماعی است، یعنی اینکه بدون انسجام و نوعی اعتماد، پایداری نظم اجتماعی ممکن نیست.
از اعتماد به مثابه شاخصی برای بیان سرمایه اجتماعیدر معنای ارزش های جمعی شبکه های اجتماعی و اخلاق فرهنگی که بنیاد رشد و ثبات اقتصادی را تشکیل می دهند استفاده می نماید.
اعتماد در متن کنش های انسان نمود پیدا می کند، به خصوص در آن دسته از کنش ها که جهت گیری معطوف به آینده دارند و آن نوعی رابطه کیفی است که به تعبیر کلمن « قدرت عمل کردن را تسهیل می کند»(کلمن،297:1377). اعتماد تسهیل کننده مبادلات در فضای اجتماعی است که هزینه مذاکرات و مبادلات اجتماعی را به حداقل می رساند و برای حل مسایل مربوط به نظم اجتماعی نقش تعیین کننده ای دارد و عنصر پیش قراردادی و مقًوم حیات اجتماعی است(ازکیاری و غفاری،8:1380).

2-3-15- دیدگاه یکپارچگی اجتماعی
“اميل دورکيم” يکپارچگي و هماهنگي اجتماعي را در گرو وجود جامعه اي که مبتني بر يک نظام سازمان صنعتي است مي داند. از وجود حياتي اين نوع از سازمان، تقسيم کار مي باشد که «در نظريه دورکيم نظامي اجتماعي است که بر پايه همکاري استوار است نه تعارض»(همان منبع،3:1374).
“دروکيم “در شرايط جامعه صنعتي نياز به ايجاد نوع بخصوصي از سازمان را توصيه مي کند. او معتقد است در چنين شرايطي دولت رشد خواهد کرد و در نتيجه توسعه و تمايز و تقسيم کار فزاينده، همبستگي اجتماعي آسيب خواهد ديد. سازمان هاي مورد نظر “دورکيم”، «اندام هاي ثانوي» حايل بين فرد منزوي و دولت گسترده و در واقع عامل توازن بين آنها مي باشند. اين سازمان ها، نوعي سازمان شغلي است که از سازمان هاي حرفه اي اقتباس شده اند و داراي نقشي اجتماعي بوده، وظيفه شان «پرکردن خلأ اخلاقي که بوسيله هرج و مرج بازار بر جاي مانده، مي باشد»(همان منبع:33).

2-3- 16-دیدگاه پیشگیری اجتماعی
بدون شک مهمترین و نزدیکترین عاملی که در بروز بزهکاری نقش اساسی و مستقیمی را ایفا می کند اراده مجرم است که گذار از مرحله انگیزه و تصمیم به ارتکاب بزه، تا تحقق کامل آن را هموار می کند.
واقعیت آن است که دو دسته از عوامل، موجب بروز افکار و اراده مجرمانه می شود. دسته اول عواملی هستند که مثل مشکلات حاد روانی از درون بر افکار و اراده فرد اثر می گذارد و او را به سمت بزه سوق می دهد. دسته دوم نیز شامل علل و عوامل بیرونی از قبیل محیط های ناسالم و جرم زا و وضعیت فرهنگی، اجتماعی و تربیتی است که زمینه ارتکاب جرم در فرد را فراهم می آورد. بنابراین کنترل جرم بدون در نظر گرفتن عواملی که بر اراده و انگیزه مجرمانه تأثیر داشته باشد عملا امکان پذیر نمی باشد.
این دیدگاه ناظر است بر پیش بینی، شناخت و ارزیابی خطر جرم و تلاش برای از بین بردن و یا کاهش دامنه آن( شیدر و کیتچن، 2005 : 5 ). “جانسون” پیشگیری اصلاحی که در پی نشان دادن عوامل جرم است و پیشگیری تنبیهی که به دنبال منحرف کردن مجرمین از طریق سیستم قضایی است را از هم تفکیک می کند.
پیشگیری اجتماعی از بزهکاری شامل « مجموعه اقدامهای پیشگیرنده است که به دنبال حذف یا خنثی کردن آن دسته عواملی است که در تکوین جرم مؤثر بوده اند »(نجفی ابرند آبادی،1379 : 19). در پیشگیری اجتماعی سعی می شود بر شخصیت افراد جامعه از طریق نهادهای اجتماعی تأثیر گذاشته شود تا افراد جامعه طوری تربیت شوند که از ارتکاب هر نوع جرمی اجتناب کنند. در این پیشگیری تمرکز بر سالم سازی محیط اجتماعی است.
جرم شناسان اعتقاد دارند که نارسایی های اجتماعی از علل عمده وقوع جرم ها است و لازم است این نارسایی بهبود یابند. لذا روش « پیشگیری اجتماعی » از جرم بیشترین تمرکز خود را بر روی برنامه ها و سیاست های تکاملی دارد و سعی در بهبود وضعیت بهداشت زندگی خانوادگی، آموزش و مسکن، فرصتهای شغلی و فعالیتهای محلی مجرمین بالقوه را دارد .
به علاوه با درک ارزشمندی کشف زود هنگام و مداخله بیشتر، برنامه های پیشگیری از جرم روی جوانان متمرکز شده و افراد محله ها و خانواده هایی را مد نظر قرار می دهد که بیشتر در معرض خطر قرار دارند ( روز نبام ،1381 : 199). به طور کلی می توان گفت دیدگاه پیشگیری اجتماعی بر تفسیر شرایط جرم زا و کاهش انگیزه های مجرم ها متمرکز است .
پیشگیری اجتماعی بر این نکته تأکید دارد که انسان تحت تأثیر علل و عوامل اجتماعی، زیستی و …. دست به ارتکاب جرم می زند و طبعاْ یک

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع احساس حقارت، رفتار انسان، دوران مدرن، جامعه مدرن Next Entries مقاله رایگان با موضوع پیشگیری اجتماعی، ارتکاب جرم، جرم شناسی، انتقال فرهنگی