مقاله رایگان با موضوع ورزش همگانی، سبک زندگی، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه ارشد

می گذارند.گرایشات چگونه شکل می گیرند؟ممکن است ازمشاهداتمان به دست آمده باشند.نقش های اجتماعی و هنجارهای اجتماعی می توانند تأثیر قوی بر گرایشات ما داشته باشند.نقش های اجتماعی به این ارتباط دارد که انتظار می رود افراد در یک نقش یا موقعیت خاص چطور رفتارکنند،هنجارهای اجتماعی شامل قوانین اجتماعی است که رفتارهای درست و مناسب را مشخص می کند.گرایشات را می توان به طرق مختلف کسب کرد.شرطی سازی کلاسیک یکی ازراه های تأثیر گذاری برگرایشات می باشد.شرطی سازی مؤثر هم درطریقه ی شکل گیری گرایشات تأثیرگذار است.آدم ها همچنین گرایش ها را با مشاهده ی افراد پیرامون خود کسب می کنند.وقتی کسی را تحسین می کنید یک گرایش خاص ازخود نشان می دهد،احتمال اینکه شما نیز اعتقاد یکسانی پیدا کنید بیشتر است.به عنوان مثال بچه ها زمان زیادی را به تماشای گرایشات والدینشان می گذرانند و معمولا دیدگاه های آنان را پیدا می کنند.گرایشات چطور بر رفتار ما تأثیر می گذارند؟
تصور ما براین است که آدمها بر اساس گرایشات و نگرش هایشان رفتار می کنند،اما روان شناسان اجتماعی دریافته اند که گرایشات و رفتار واقعی همیشه کاملا یک سو نیستند.از اینها گذشته افراد زیادی از یک کاندیدا یا حزب سیاسی خاص حمایت می کنند اما رأی نمی دهند.محققان کشف کرده اند که افراد تحت برخی شرایط خاص بیشتر برطبق گرایشاتشان رفتار می کنند: 1-وقتی گرایشات شما ناشی از تجربیات شخصی شما باشد. 2-وقتی در آن زمینه ماهر و متخصص باشید. 3-وقتی نتیجه ی مطلوبی را انتظار داشته باشید. 4-وقتی گرایشات مکررا ابراز شوند. 5-وقتی به خاطر آن موضوع برای برد یا باخت می ایستید. دربرخی موارد افراد برای همسوکردن بهتر گرایشات با رفتارهایشان،گرایشات خود را تغییر می دهند،ناهمسانی شناختی پدیده ایست که در آن فرد به خاطر افکار و اعتقادات متعارض دچار پریشانی روانی می شود.برای کاهش این فشار،افراد سعی می کنند برای منعکس کردن اعتقادات دیگرخود یا رفتارهای واقعی شان،گرایشات خود را تغییر دهند.آیا گرایشات قابل تغییرنیستند؟بااینکه گرایشات می توانند تأثیری قوی بر رفتار ما داشته باشند اما قطعی نیستند.همان تأثیراتی که منجر به شکل گیری گرایشات می شوند می توانند موجب تغییر انها نیز بشوند.در این زمینه چند نظریه وجود دارد:
1-نظریه ی کسب تغییر گرایش: شرطی سازی کلاسیک،شرطی سازی عامل و یادگیری مشاهده ای می توانند برای ایجاد تغییر در گرایشات استفاده شوند.شرطی سازی عامل نیز برای تقویت گرایشات مطلوب و تضعیف گرایشات نامطلوب استفاده می گردد.افراد همچنین می توانند گرایشات خود را بعد از مشاهده رفتاردیگران تغییر دهند.
2-نظریه ی احتمال بسط تغییر گرایش: این نطریه پیشنهاد می کند که افراد می توانند گرایشات خود را به دو طریق تغییر دهند. الف)افراد می توانند برای گوش دادن و فکرکردن به آن پیام،گرایشات خود را تغییر دهند و درنتیجه این امر منجر به تغییر گرایش خواهدشد. ب)افرادممکن است تحت تأثیر خصوصیات گوینده قرارگیرند و این مسئله موجب تغییر موقتی یا سطحی در گرایش می شود،پیام هایی که فرد را به فکرکردن وامی دارد و بامنطق جور در می آید،بیشتر احتمال ایجاد تغییر دائمی در گرایشات دارند.
3-نظریه ی ناهنجاری تغییر گرایش: افراد می توانند گرایشات خود را وقتی اعتقادات متناقض در مورد یک موضوع دارند را نیز تغییر دهند.برای کاهش فشارایجاد شده اعتقادات ناهمخوان،افراد معمولا گرایشات خود را تغییر می دهند.
2-8 عوامل مؤثر برگرایش مردم به ورزش
آندرف و فرا3نسوئیس(2000،ترجمه ی جزایری،1380)عوامل گرایش رو به رشدمردم فرانسه به ورزش همگانی را افزایش اوقات فراغت،گرایش به تندرستی،رایج شدن شرکت در فعالیت های ورزشی و افزایش درآمدهای خانواده ها اعلام کردند(آندرف وهمکاران2000).همچنین چان4 وهمکاران(2003،نقل ازعسکریان،1383)افزایش آگاهی مردم از بهداشت روانی و سلامت،کوتاه شدن زمان کار در اکثر کشورهای توسعه یافته را ازعوامل گرایش مردم به به ورزش و انجام فعالیت های ورزش همگانی اعلام کرده اند(چان،ال.وهمکاران،2003).همانگونه که می دانیم تمام افرادجامعه نیاز به گذراندن صحیح و مناسب اوقات فراغت خود دارند،اما جوانان بویژه دانشجویان با توجه به نقش حساس و سازنده ای که در ساخت فرهنگی،اجتماعی واقتصادی کشور دارنددر این باره نیازمند توجه دقیق تری هستند.(لهسانی زاده و همکاران،1385).مطالعاتی که دررابطه باورزش از دیدگاه جامعه شناختی صورت گرفته،عمدتا به 5 دسته اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،سیاسی و جمعیت شناختی تقسیم می شوند.برخی تأکید زیادی بر رابطه ی میان وضعیت اقتصادی فرد وجامعه و ورزش دارند(کواکلی،1998).آنهایی که به جنبه های اجتماعی ورزش تأکید دارند(فولی،1990،به نقل از پارسامهر،1387)مسئله ی اجتماعی شدن را پیش می کشند و سعی می کنند نشان دهند که اجتماعی شدن از راه ورزش،یک فرایند فعال یادگیری(بندورا،1997) و توسعه اجتماعی(اندرسن،1992) است که درنتیجه ی کنش متقابل با دیگران در دنیای ورزش به دست می آید و افراد یک سیستم از ورزش معناهایی در ذهن خود دارند و بر اساس آن با دیگران به کنش متقابل می پردازند.توانایی های افراد و آموزش های دوران کودکی و نوجوانی اهمیت دارد و اگر شرایط اجتماعی مناسب باشد،شخص به ورزش کردن ادانه می دهد و درغیر این صورت یا شاخه ی ورزشی خود را تغییر می دهد و یا به طور کلی از ورزش کناره گیری می کند(آکرز،1985).برخی از تحقیقات برجنبه ی فرهنگی مسئله ورزش تأکید دارند(هورن وهمکاران،1999 به نقل ازفتحی،1388).در این باره بیشتر تحقیق ها مربوط به قومیت ها و نژادها و چگونگی مشارکت آنها در ورزش است و برخی خواسته اند ثابت کنند که ورزش وسیله ای است که تفاوت ها و تبعیض های نژادی وقومی را برطرف می کند.در مقابل تعدادی ازتحقیقات خواسته اند ثابت کنند که در ورزش مانند دیگرنهادهای اجتماعی،تبعیض های نژادی و قومی اثرات شدیدی برمشارکت افراد در ورزش های گوناگون دارد.درگیر کردن ورزش با مسائل سیاسی باعث شده تا حجم قابل توجهی ازتحقیقات ورزشی به مسئله ی رابطه ی میان سیاست و ورزش اختصاص داه شود(آلیون،1993،به نقل ازفتحی،1388).تعدادی ازتحقیقات بر رابطه میان عوامل جمعیت شناختی و ورزش پرداخته اند(هال،1996، به نقل ازمفلحی،1386).ازعوامل جمعیت شناختی مؤثر بسیار مهم بر ورزش،جنسیت است.دسته ای دیگر ازمحققان ورزش به ابزارگرایان معروفند که آنان بیشتر به میزان در دسترس بودن ابزارآلات و امکانات ورزشی تأکید دارند و کوشیده اند نشان دهند هرچه امکانات ورزشی بیشتر باشد اثر ورزش می تواند مثبت تر باشد.انان براین باورند که کمبود امکانات و وسایل ورزشی جوانان را ازپرداختن به ورزش بازمیدارد و امکان رشد انحرافات اجتماعی در میان آنها بیشتر می شود(کواکلی و دانلی،1999 به نقل ازپارسامهر،1387).بنابراین هیچ کس نمی تواند تأثیر روابط و مناسبات اجتماعی را بر ورزش و اینکه چگونه این روابط و مناسبات به ورزش معنا می دهند و وجود آن را به عنوان یک فعالیت انسانی توجیه و تفسیر می کنند نادیده بگیرد(انورالخویی،1383).به منظور تبیین عوامل مؤثر بر ارتقاء گرایش شهروندان به ورزش همگانی باید به مفهومی باعنوان سبک زندگی توجه کرد و باتوجه به این مفهوم باید به این سؤال پاسخ داد که چه عواملی باعث می شوند تا رژیم غذایی و ورزش در زندگی شهروندان جایگاهی داشته باشد و مردم ترجیح می دهند که به جای بکارگیری عواملی که برای سلامتی ایشان مضر است(ازجمله رعایت نکردن رژیم غذایی،کشیدن سیگار و قلیان،سوء مصرف موادمخدرو…)ورزش و فعالیت های بدنی را سرلوحه زندگی خویش قراردهند؟مهمتر از همه اینکه چه عواملی باعث می شود که افراد سبک زندگی خویش را سبک زندگی ورزش محور قراردهند؟بر اساس دیدگاه ماکس وبر می توان گفت شهروندان در کنش متقابل بادیگران می توانند ورزش را به عنوان یک مؤلفه ی مهم برای حفظ سلامتی و تناسب اندام فراگیرند و سبک زندگی خود را براساس سبک زندگی سبک زندگی ورزش محور برگزینند و ساختار و روابط و مناسبات اجتماعی برای رسیدن به این مسئله نقش حساسی را برعهده دارد.

نمودار1:مدل مفهومي زمينه های اجتماعي موثربرگرايش شهروندان به ورزش همگاني
2-9 ورزش همگانی(sport for all)

ورزش همگاني از ديدگاه كميته بين‌المللي المپيك: ورزش همگاني فعاليتي است كه قدرت و برتري را به انسان باز مي‌گرداند و موجبات رشد و گسترش سلامتي، آمادگي و احساس خوب بودن را به وسيلة فعاليت‌هاي ورزشي به مردمي كه مي‌توانند به آن عادت كنند، در هر سن، جنس، نگرش، شرايط اقتصادي و فرهنگي (محلي يا منطقه‌اي) را فراهم مي‌آورد (قره، 1383). ورزش همگانی از سال 1900 میلادی تاکنون در کشور های مختلف با انگیزه های متفاوتی ازجمله تأمین سلامت جسمی و روانی،غنی سازی اوقات فراغت،گسترش روابط اجتماعی،دور شدن از زندگی ماشینی،بازگشت به طبیعت،افزایش کارایی،زمینه سازی برای رشد ورزش قهرمانی و توصیه ی پزشکان مورد توجه قرار گرفته است.درگشور ما ورزش همگانی از سال 1358 باعنوان ورزش محلات آغاز و در سال 1362 به صورت تشکلی قانونی تحت عنوان جهاد تربیت یدنی رسمیت یافت(قره،1383)اما تفکر ورزش همگانی و همگانی کردن ورزش به صورت رسمی در اروپا وحتی در جهان برای اولین بار در سال 1966 مطرح شد.در این سال شورای اروپا نشستی برگزار کرد و در سیاست های ورزشی خود در جهت توسعه ی ورزش در سطح جامعه،برای نخستین بار از مفهوم ورزش همگانی به منظور گسترش ورزش درجامعه استفاده کرد(sport England,2004). از دیدگاه شورای ورزش همگانی اروپا،ورزش همگانی عبارت است ازفعالیت های بدنی آزاد،داوطلبانه و اختیاری که در اوقات فراغت افراد به انجام می رسد،امکان پرداختن به آن برای همگان وجود دارد و هدف آن رقابت و پیروزی نبوده باکه هدف اصلی آن تفریح،توسعه و بهسازی انسان ها می باشد(جوادی پور،1390)ازدیدگاه کمیته ی بین المللی المپیک(2003)ورزش همگانی عبارت است ازورزش هایی که امکان پرداختن به آن توسط همه جامعه صرفنظر از سن،جنس،نژاد و طبقه ی اجتماعی وجود داشته باشد.سازمان بهداشت جهانی(2003)ورزش های همگانی را ورزش هایی می داند که با کمترین هزینه برای همه ی افراد جامعه در دسترس باشند و هدف از پرداختن به چنین ورزش هایی ارتقای بهداشت سلامت جسمی و روحی جامعه است.
2-10 شاخص سنجش ورزش همگانی

2-10-1 تعدادشرکت کنندگان در ورزش همگانی

متأسفانه آمار واطلاعات مشخصی درمورد تعداد شرکت کنندگان در ورزش همگانی وجود ندارد.یکی از علل این امر عدم انجام مطالعه لازم در این مورد است چه این که اغلب پژوهش های انجام شده در پی یافتن علت ها ،انگیزه ها و نتایج شرکت در ورزش همگانی بوده است.بر اساس اطلاعات اعلام شده از سوی ورزش همگانی بالغ بر5/6 میلیون نفر از جمعیت کشور در ورزش های همگانی شرکت می کنند که این مقدار تقریبا معادل 10درصد جمعیت کشور است.

2-10-2 سطح سلامتی جامعه

توسعه ورزش همگاني مي تواندتوسعه ی ورزش همگانی می تواند موجب سلامتی جسمی و روحی شهروندان شود.افزایش فعالیت بدنی منجر به آمادگی جسمانی و اندام متناسب،قدرت،استقامت قلبی-عروقی و سایر فاکتورهای آمادگی می شود.آمادگی جسمانی به نوبه خود از تجمع چربی،بیماری های پرفشارخونی جلوگیری و سبب کاهش افسردگی،افزایش تعامل افراد جامعه با یکدیگر،کاهش تنش ها و ارتقاء روحیه ی شادابی و تندرستی شهروندان خواهدشد.از نظر سازمان ورزش بهداشت جهانی(WHO) تندرستی صرفا نداشتن بیماری و ضعف نیست بلکه منظور از آن سلامت کامل جسمی،ذهنی،اجتماعی و روحی است.درحقیقت دو هدف عمده ی تندرستی به تأخیرانداختن مرگ وپیشگیری ازبیماری است که این خود بهترین شاخص سطح سلامت جامعه می باشد(طرح جامع ورزشی).

2-11 ورزش همگانی و طبقه بندی آن

شکلی از فعالیتهای جسمی یا حضور منظم در فعالیتهای جسمانی است که سلامت بدنی و روانی را بهبود می بخشد، روابط اجتماعی را شکل دهد و یا منجر به نتایج مثبت می شود. در کتاب «مدیریت تفریحات سالم» آمده است، «ورزشهای تفریحی در مجموع به ورزشهای داخل سالن، برنامه های تفریحات سالم، فعالیتهای جسمانی در محیط طبیعی

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع ورزش همگانی، استان کرمان، استان کرمانشاه Next Entries مقاله رایگان با موضوع اوقات فراغت، ورزش همگانی، ورزش آموزشی