مقاله رایگان با موضوع هیات مدیره، تمرکز مالکیت، پردازش اطلاعات، حاکمیت شرکتی

دانلود پایان نامه ارشد

عامل، اندازه هيات مديره، دوگانگي وظيفه مديرعامل و مدت زمان تصدي مديرعامل در هيات مديره(قالیباف اصل،1387، 40).
2-6-7- ویژگیهای حاکمیت شرکتی
در این بخش هر يك از ويژگيهاي حاكميتي مورد استفاده در اين تحقيق و اثر هر يك از آنها بر هزینه تامین مالی از طریق بدهی توضيح داده مي شود:
2-6-7-1- تمركز مالكيت 75
واژه مالکیت در فرهنگ معین(1384) به معنای حقی است که انسان نسبت به شیء دارد و می تواند هرگونه تصرفی در آن بنماید به جز آنچه که مورد استثنای قانون است.
تمرکز مالکیت به حالتی اطلاق می شود که میزان درخور ملاحظه ای از سهام شرکت به سهامداران عمده (اکثریت) تعلق داشته باشد و نشان می دهد چند درصد از سهام شرکت در دست عده محدودی قرار دارد. نتایج تحقیق مهدوی و میدری (1384) حاکی از آن است که تمرکز مالکیت در بازار اوراق بهادار تهران در سال 1384 بسیار بالا بوده است. سهم 5 سهامدار عمده در شرکت های فعال در بازار بورس اوراق بهادار تهران به طور متوسط74% و سهم 10 سهامدار بزرگ بیش از 79% و سهم 20 سهامدار به طور متوسط 81.9% است. مهدوی و میدری معتقدند مقایسه شاخص های تمرکز مالکیت در بازار ایران و پنج کشور آمریکا، ژاپن،آلمان، چین و چک نشان می دهد که بازار سهام ایران دارای ساختار مالکیتی بسیار متمرکز است . به علاوه در ایران نیز همچون کشور چک، تمرکز بسیار مالکیت با کارایی بیشتر همراه بوده است. به عبارتی کوچک کردن مالکیت تاثیر منفی بر کارایی دارد و بر همین اساس این دو محقق نتیجه گرفته اند با توجه به فقدان نظام حمایتی از سهام داران اقلیت، اجرای طرح واگذاری مالکیت شرکت های دولتی به عموم(سهام عدالت) می تواند به کاهش تولید ناخالص داخلی و حتی توزیع ناعادلانه درآمد منجر شود (اعتمادي، 1388،59).
با توجه به تحقیقات انجام شده در خصوص تمرکز مالکیت(به عنوان مثال یو ، 2006) منظور از تمرکز مالکیت، مجموع درصد تملک سهام دارانی است که حداقل 5 درصد سهام شرکت را در اختیار دارند.
سهامداران بزرگ انگيزه بيشتري براي نظارت بر مديريت دارند زيرا هزينه هاي مرتبط با نظارت مديريت كمتر از منافع مورد انتظار نگهداشت سهام در شركت است. رامسي و بلاير( ۱۹۹۳ ) بر اين عقيده اند كه افـزايش تمركز مــالكيت سهامداران بزرگ، انگيزه كافي بــــراي نظارت بر مديران فـراهم مي آورد. دمستز و لهن (1985 ( و استيگليتز ) ۱۹۸۵( به طور تجربي اين ديدگاه را با اين يافته كه دارندگان سهام بيشتر، انگيزه تحمل هزينه هاي ثابت جمع آوري اطلاعات و دخالت در نظارت مديريت را دارند، حمايت مي كنند. در مقابل مالكيت هاي پراكنده انگيزه كمي براي نظارت بر مديريت دارند .در وضعيت هايي كه سهامداران منافع كمتري در شركت دارند، هيچ انگيزه اي براي نظارت بر مديران ندارند يا انگيزه كمي دارند، زيرا هزينه هاي نظارت بر منافع نظارت بر مديران فزوني خواهد داشت.
( باي و گويال،2010،610)76.
2-6-7-2 مالكيت نهادي 77
سرمایه گذاران نهادی: سرمایه گذاران بزرگ نظیر بانک ها، شرکت های بیمه، شرکت های سرمایه گذاری و .. هستند. در خصوص چند و چون تاثیر سرمایه گذاران نهادی بر شرکت ها، دیدگاه های مختلفی وجود دارد. بارتو و سایرین معتقدند که مالکان نهادی سرمایهگذاران حرفه ای بوده که دارای تمرکز بلند مدت هستند. با توجه به حجم سرمایه گذاری و کار بلد بودن مالکین نهادی، حضور آنها موجب نظارت بر مدیریت می شود (حساس یگانه و همکاران،1387، 109).
مطابق با تعریف بوش(1998) سرمایه گذاران نهادی، سرمایه گذاران بزرگ مانند بانک ها، شرکت های بیمه، شرکت های سرمایه گذاری و … هستند. عموما این گونه تصور می شود که حضور سرمایه گذاران نهادی ممکن است به تغییر رفتارشرکت ها بیانجامد. این امر از فعالیت های نظارتی که این سرمایه گذاران انجام می دهند، سرچشمه می گیرد (ويوري ،2006 ،34)78.
هارتزل و استارك( ۲۰۰۳) شواهدي يافتند كه بر اساس آن شركت هاي نظارت شونده از طريق سرمايه گذاران نهادي مي توانند رفتار مديران را محدود نمايند. سرمايه گذاران نهادي فرصت، منابع و توانايي نظارت، نظم دادن و تاثير بر مديران را دارند. نظارت بر شركت ها از طريق سرمايه گذاران نهادي مي تواند مديران را براي توجه بيشتر بر عملكرد شركت و توجه كمتر به رفتار فرصت طلبانه يا خدمت به خود وادار كند.
سرمايه گذاران نهادي هم انگيزه و هم قدرت تاثيرگذاري بر سياست شركت را به صورت كار كردن در جهت بهترين منافع سهام داران دارند. از آنجائي كه مالكان نهادي بخش بزرگي از سهام را در اختيار دارند، لذا برخلاف سهامداران، اقليت انگيزه زيادي براي كنترل و تاثير بر مديريت به طور فعال به منظور بدست آوردن سود بلندمدت از سرمايه گذاري خود دارند. در كنار انگيزه مالي، آنها قدرت زيادي براي تاثيرگذاري بر مديريت شركت دارند (باي و گويال79،2010،621).
سهام تملک شده برون شرکتي(مالكيت نهادي) که توسط موسسات نگهداري مي شود روش ديگري از نظارت بر اعمال مديريت فراهم مي آورد. (مك نايت و وير، ۲۰۰۹،ص150) نشان مي دهند كه سرمايه گذاران نهادي به شكل فعالانه تري در مورد اطلاعات ضد سهام كنترلي نسبت به ساير سهامداران، شركت مي كنند و احتمال بيشتري وجود دارد كه طرح هايي را كه به نظر مي رسد به ضرر سهامداران است را نپذيرند.
بر اساس فرضيه نظارت موثر، پوند (1988) استدلال مي كند كه سرمايه گذاران نهادي تخصص و منابع بيشتري دارند و توانايي نظارت بر مديريت را با هزينه هاي پايين تر نسبت به سهامداران خصوصي كه كمتر در جريان امور قرار مي گيرند، دارند. سرمايه گذاران نهادي به عنوان يك گروه مي توانند از صرفه جوئي هاي ناشي از مقياس بهره بگيرند و در نتيجه مي توانند در پردازش اطلاعات بسيار موثر باشند. سرمايه گذاراني كه مهارتهاي تخصصي بالا و منابع بزرگي دارند مي توانند از اطلاعات افشاء نشده ميان دوره اي بهره ببرند، در حاليكه سرمايه گذاران با مهارتهاي تخصصي پايين ومنابع محدود فقط بر اطلاعات عمومي تكيه مي كنند (اسين هارد ،1989،59) بر اساس تحقيق لو (۱۹۸۸) صرفه جوئي هاي ناشي از مقياس نقش مهمي در ارزش اطلاعات بازي مي كنند. تحصيل و پردازش اطلاعات ممكن است در سطوح پايين سرمايه گذاري از نظر اقتصادي قابل توجيه نباشد، در حاليكه آگاه شدن در زماني كه مقياس فعاليت هاي سرمايه گذاري بزرگ است مفيد مي باشد. مزيت اطلاعاتي موسسات ممكن است همچنين ناشي از افشاي انتخابي اطلاعات مهم به وسيله شركتهاي سهامي به افراد حرفه اي بازارهاي اوراق بهادار و سرمايه گذاران نهادي خاص قبل از افشاي كامل به عموم باشد. پوتر(۱۹۹۲ ) در مي يابد كه بين مالكيت نهادي و تغيير قيمت سهام در هنگام افشاي سود رابطه مستقیم وجود دارد. كرزاك و توكل (۲۰۰۴) در تحقيقي ارتباط بين واكنش بازار به سود و تمركز نهادي در صندوق هاي بازنشستگي بازار سهام لهستان را بررسي کردند و به اين نتيجه رسيدند که هر چه ميزان سهام صندوق هاي بازنشستگي در يك شركت بالا باشد ميزان واكنش بازار در هنگام افشاي عمومي كاهش مي يابد. بالسام و همکاران(۲۰۰۲) عنوان مي كنند سرمايه گذاران نهادي كه سرمايه گذاران خبره هستند نسبت به سرمايه گذاران غير نهادي توانايي بيشتري براي كشف مديريت سود دارند زيرا آنها به اطلاعات مربوط و به موقع دسترسي دارند. همچنين آنها استدلال مي كنند كه سرمايه گذاران حرفه اي به اطلاعات بيشتري از ساير منابع اطلاعاتي دسترسي دارند و توانايي بيشتري براي تجزيه سود به اجزاي اختياري و غير اختياري دارند. اگر ساختار مالكيتي شركت بسيار پراكنده باشد، سرمايه گذاران نهادي نقش نظارتي بزرگتري دارند. عموما انتظار مي رود كه سرمايه گذاران نهادي از اطلاعات جاري براي پيش بيني سودهاي آتي بهتر از سرمايه گذاران غير نهادي استفاده كنند.
سرمايه گذاران به دو گروه قابل طبقه بندي هستند:۱) سرمايه گذاران متخصص كه در جمع آوري و پردازش اطلاعات عمومي تخصص دارند. ۲) سرمايه گذاران غير متخصص كه در ابتدا از اطلاعات ظاهر شده در نشريات مالي و درك شخصي خود استفاده مي كنند نه تحليل دقيق صورتهاي مالي. نگهداري سهام به شكل نهادي معمولا به عنوان جايگزيني براي تخصص سرمايه گذار به كار مي رود زيرا نهادها در جمع آوري و پردازش اطلاعات مزيت نسبي دارند.
مطالعات قبلي استدلال هايي ارائه كرده اند كه بر اساس آن سرمايه گذاران نهادي به طور متوسط نسبت به سرمايه گذاران فردي آگاه تر و مطلع تر هستند. به عنوان مثال، لو (۱۹۸۸) استدلال كرد كه نهادها نسبت به افراد مطلع تر هستند زيرا آنها تمايل دارند كه هزينه نهايي كمتري از بابت جمع آوري اطلاعات بپردازند. به طور خلاصه، مالكيت نهادي در شركت به عنوان يك مكانيزم نظارتي بر رفتار مديريت محسوب مي شود و به هم راستا كردن منافع سهامداران و مديران كمك مي كند و از هر گونه رفتار فرصت طلبانه اي كه ممكن است در بلندمدت به ضرر سهامداران باشد جلوگيری مي كند (چالاکی، 1388. 54) .
علاوه بر این، سرمایه گذاران نهادی نیز اطلاعات را جمع آوری و پردازش کرده، بر مبنای آن عمل می کنند. اگرچه سرمایه گذاران اطلاعات خود را به صورت عمومی در اختیار بازار قرار نمی دهند، ولی با تصمیم های خود بازار را آگاه می سازند. بنابراین نفوذ سرمایه گذاران نهادی در بازار و شرکت ها ، معیار دیگری برای اندازه گیری حاکمیت شرکتی است. از این رو هر اندازه اطلاعات ارائه شده از طرف شرکت ها شفاف تر باشد به همان اندازه نیز شرکت ها در ایفای مسئولیت پاسخگوئی خود نسبت به ذینفعان موفق عمل خواهند نمود(نمازی،1387، 55).
2-6-7-3- استقلال هیئت مدیره 80
از دیدگاه تئوری نمایندگی، حضور مدیران غیر موظف در هیات مدیره شرکت ها و عملکرد نظارتی آنان به عنوان افرادی مستقل، به کاهش تضاد منافع موجود میان سهام داران و مدیران شرکت در جلسات هیات مدیره، کمک شایانی می کند. مدیران غیر موظف با دیدگاهی حرفه ای و بی طرفانه، در مورد تصمیم گیری های مدیران مذکور به قضاوت می نشینند. بدین ترتیب هیات مدیره شرکت با دارا بودن تخصص، استقلال و قدرت قانونی لازم، یک سازوکار بالقوه توانمند شرکت به حساب می آید (مارك چي81،2004،52). همچنین در اصول منتشر شده در مورد ویژگی های هیئت مدیره توسط سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه در مورد استقلال هیئت مدیره آمده است: باید به تعداد کافی اعضای غیرموظف در هیات مدیره منصوب شود که بتوانند در زمینه هایی که امکان بالقوه تضاد منافع وجود دارد قضاوت مستقل ارائه کنند . مثال هایی از چنین مسئولیت های کلیدی عبارتند از تضمین سلامت گزارشگری مالی و غیر مالی، بررسی معاملات با اشخاص غیر وابسته، معرفی نامزدهای عضویت در هیات مدیره و مدیران اجرایی اصلی و تصمیم گیری در مورد حق الزحمه هیات مدیره.
دستورالعمل راهبری شرکتی شامل شماری از توصیه ها است، یکی از آنها انتصاب مدیران غیر اجرایی است که تضمین کاهش تضاد نمایندگی بین مدیران و سهامداران را در بر می گیرد. اگرچه در ایران دستورالعملی در این زمینه وجود ندارد ولی فرض شد به دلیل مسئولیت تضامنی اعضای هیات مدیره طبق قانون تجارت، مدیران غیر موظف انگیزه کافی دارند که برای حفظ پوشش قانونی خود تضاد منافع های احتمالی را کاهش دهند. یکی از این اقدامات افزایش افشاهای اختیاری در گزارش فعالیت به مجمع(فرا تر از حداقل های قانونی) است (كاشاني پور، 1388،88).
تعدادی از مطالعات انجام شده ارتباط مستقیم با اهمیتی را بین نسبت مدیران غیرموظف و سطوح افشای اختیاری گزارش کرده اند. به صورت معمول، هیات مدیره ای که تعداد مدیران غیر موظف آن بیشتر است، تصویر مثبتی از استقلال و مسئولیت پاسخگویی را برای سهام داران تداعی نموده، حصول اطمینان از رعایت ویژگی های حاکمیت شرکتی را نیز افزایش می دهد(سينگ و داويدسن ،2003،ص798)82 .مسئوليت اصلي هيات مديره، ايجاد راهبري کارآمد بر امور شرکت در راستاي منافع سهامداران و تعادل در منافع ذينفعان مختلف آن از جمـله مشتريان، کارکـنان، سرمايـه گذاران و جوامع محـلي مي بـاشد. در کـليه اقداماتي کـه هيات مديـره بـه عمل مي آورد از مديران انتظار مي رود

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع حاکمیت شرکتی، هیئت مدیره، راهبری شرکتی، نظام راهبری Next Entries مقاله رایگان با موضوع حاکمیت شرکتی، هیات مدیره، بورس اوراق بهادار، راهبری شرکتی