مقاله رایگان با موضوع هزار و یک شب، هزارویک شب، زبان عربی، خلفای عباسی

دانلود پایان نامه ارشد

اساسی قصه یعنی جنبۀ جادویی آن مهم است، ارتباط و بستگی ریشه ای با لغاتی همچون فساییدن (همچنین فسانیدن) به معنای مسحور و مجذوب کردن و فسون، افسون به معنای تسخیر ارواح و جادو در این جا دست اندرکار است» وی قصه های بلند فارسی را که نوعاً با عبارت «راویان اخبار و ناقلان آثار و … چنین روایت می کنند که …» شروع می شوند، حکایت عامیانه نامیده است.
در برهان قاطع، افسانه بر وزن مستانه به دو معناست: سرگذشت و حکایت درگذشتگان، مشهور و شهرت یافت. بزرگان ادب فارسی افسانه را گاه به معنای شهرت و آوازه به کار برده اند.22 گاه به معنای سخن دروغین و باطل در مقابل حقیقت23، نیز در معنای ضرب المثل و داستان خیالی و عاری از حقیقت. با توجه به تمام مطالب گفته شده، به نظر می رسد دقیق ترین و اصولی ترین اصطلاح فارسی، معادل قصۀ پریان24 یا قصۀ شگفت25 اروپایی، افسانه است. از آن جا که مترجمان به جای legend فرنگی هم افسانه گذاشته اند و این واژه ظاهراً جای خود را در متون علمی و ادبی ما باز کرده است، و از سوی دیگر چون مضمون سحر و جادو در ریشۀ کلمۀ افسانه مستتر است، می توان برای جلوگیری از آمیزش معادل های legend و دو نوع قصه ای که یاد شد، اصطلاح افسانه های جادویی را برای نامیدن قصه های پریان به کار برد. (همان 39-34)

فصل سوم
معرفی و بررسی هزار و یک شب

فصل سوم
3-معرفی و بررسی هزار و یک شب
3-1- خلاصۀ داستان هزار و یک شب
آن چه باعث می شود که هزار و یک شب و داستان های آن در کنار هم قرار گیرند و با این نام به وجود آید حکایت پادشاهی به نام «شهریار» است که از زنان، سرخورده و تا سر حدّ شرارت خشمگین شده است؛ زیرا او دریافته نه تنها همسرش به او خیانت کرده و با غلامان ارتباط برقرار کرده، بلکه همسر برادرش نیز چنین کرده است. به علاوه دریافته جنّی که گمان می کرده، از زنان حرم سرا در کمال دقت نگه داری می کرده، نیز فریب خورده است.
«شهریار» برادرش «شاه زمان» را هم از خیانت همسرش با خبر می کند و اعتقاد دارد کسی او را صادقانه دوست ندارد. می داند دیگر نباید به هیچ زنی فرصت خیانت بدهد، بنابراین هرشب با دوشیزه ای به بستر رفته و صبح روز بعد فرمان قتل او را صادر می کند تا این که دیگر در کشورش هیچ دختری باقی نمی ماند جز دختر وزیر. دختر وزیر که «شهرزاد» نام دارد، از پدر می خواهد که به او اجازه دهد، نزد شهریار رود شاید وسیلۀ آزادی و رهایی دیگران شود. بنابراین شب اوّل به بالین شهریار می رود و برایش قصّه ای نقل می کند. قصّه چنان شاه را مجذوب می کند که دختر را نمی کشد تا بقیۀ آن را بشنود.
«در این قصّه محوری، دو قهرمان؛ یک مرد و یک زن، در بحران بزرگ زندگیشان به هم می رسند. شاه بیزار از زندگی و پر از احساس تنفر نسبت به زنان، شهرزاد ترسیده از جان اما مصمم به رهایی. شهرزاد با نقل قصّه های بی شمار به هدف خود می رسد. هیچ یک از این قصّه ها به تنهایی نمی توانست چنین کند، زیرا مشکلات روان شناختی ما سخت پیچیده و حل آن بسی مشکل است. فقط گسترده ی متنوعی از قصّه های پریان می توانست، انگیزه ی این روان پالایی باشد. برای آن که شاه از افسردگی عمیق رهایی یابد و درمان شود نزدیک به سه سال پی در پی قصّۀ پریان نقل می شود. برای رسیدن به این منظور شهریار می باید هزار شب به دقت به قصّۀ پریان گوش کند تا شخصیّت سراسر فروپاشیدۀ خود را از نو، یک پارچه کند». (بتلهایم: 1375، 109).
شهریار هر شب با شنیدن قصّه ای پر رمز و راز، علاقه مند به شنیدن بقیّۀ آن می شود و هر شب به امید این که فردا به اتمام می رسد و او می تواند شهرزاد را به قتل برساند، می خوابد، ولی سرانجام بعد از هزار و یک شب قصّه ها پایان می پذیرد در آخر شهرزاد عشق خود را بر شهریار آشکار می کند این در حالی است که شهریار نیز عاشق او شده است.

3-2- خاستگاه هزار و یک شب
«هزار و یک شب» مانند تمامی شاهکارهای ادبی جهان کتابی چند سویه است که ما را به جهانی بدیع هدایت می کند. جهانی با اتفّاقات غریب، آدم های حیرت انگیز و رمز و رازهای ناگشودنی. خواندن هزار و یک شب به مثابۀ زندگی در متن دنیایی تازه است که فکر انسان را رها نمی کند، افسونش جاودانی است.
هزار و یک شب مجموعه ای از حکایت های گوناگون است که توسّط دختری به نام «شهرزاد» برای پادشاهی به نام «شهریار» روایت می شود. هزار و یک شب در حقیقّت همان «هزار افسان» ایران باستان است که داستان بنیادین آن ریشه در اسطوره ی ضحاک دارد.
در این که اصل و ریشۀ این کتاب و داستان های آن از کجا سرچشمه می گیرد، اختلاف نظر است. دانشمندانی که از اصل کتاب «الف لیلی و لیلۀ» بحث کرده اند، همگی اصل شرقی (ایران- هند و عرب) را برای آن قائل شده و مخصوصاً «سیلوستروساس» در کتاب (Tourneles savants) معتقد است: این کتاب زاییدۀ فکر عربی است لا غیر. «ویلیام لین» انگلیسی نیز سخن او را تایید می کند، ولی بالاخره در نتیجه ی تتّبعات و تحقیقات «هامر پورگشتال» آلمانی و «استرپ» دانمارکی، این قضیه محرز شد که کتاب مذکور اصلاً در هند به ظهور رسیده و سپس در زمان هخامنشیان به ایران آمده و در قرن سوم هجری به عربی ترجمه شده و در حدود قرن پنجم به مصر رفته و در آن جا به صورت فعلی درآمده است. (مهرآبادی: 1381، 8).
امّا آن چه پیدایش این کتاب را در هندوستان تایید می کند، اوّل وجود حکایت هایی است که با حکایت های قدیم هندوستان در سبک و اسلوب یکی می نماید و نمونه ی آن کتاب قدیمی موسوم به «کاساریت» است که کاملاً از لحاظ موضوعی مانند حکایت خیانت زنان «شهریار» و «شاه زمان» است و این که شیوه های حکایت در حکایت از اختصاصات سبک هندی به شمار می رود و «کلیه و دمنه» نیز به این شیوه تحریر شده است (پیشین).
گروه دیگری در اثبات ریشۀ هندی و ایرانی هزار و یک شب به سخن «مسعودی» و نوشتۀ ابن ندیم» استناد می کنند. ذکر هزار و یک شب اوّلین بار در «مروج الذهب» و «معادن الجوهر، تالیف ابوالحسن علی بن حسین بن علی مسعودی» آمده است.
«محمّدبن اسحاق الندیم» صاحب کتاب « الفهرست» می گوید:
«نخستین کسی که افسانه ها سرود و از آن کتاب ها ساخت و در خزینه ها نهاد «فرس» بود که برخی افسانه ها را از زبان جانوران باز گفت. از آن پس پادشاهان اشکانی که سومین طبقه از پادشاهان فرس هستند در این کار غرقه شدند. سپس این امر در دوران پادشاهان ساسانی افزایش یافت و دامنه ی آن وسعت گرفت و قوم عرب آن افسانه ها را به زبان عرب نقل کرد و به ادبیّات فصیح و بلیغ رسید و آنان، آن را تهذیب کردند و بپیراستند و در این رشته کتاب هایی نظیر آن نوشتند. نخستین کتابی که در این معنی نوشته شد، کتاب «هزار افسان» است که معنی آن به زبان عربی «الف خرافه» است. سبب این امر آن است که یکی از پادشاهان ایرانیان وقتی زنی می گرفت و شبی با او می خفت، فردای آن روز وی را می کشت. باری دختری از شاه زادگان را که عقل و درایت بسیار داشت و شهرزادش می نامیدند به زنی گرفت. دختر چون به شبستان پادشاه درآمد، داستان سرایی آغاز کرد. (ایروین، 1383: 108)

3-3-ریشه ایرانی هزارویک شب
بسیاری از پژوهشگران و صاحب نظران بر این عقیده هستند که اصل هزارویک شب، همان کتاب هزار افسانه ی فارسی است. (ر.ک حدیدی: 1373، 100). مسعودی در مروج الذهب بیان می کند که کسانی با اطلاعاتی که از گذشتگان و زندگی آنها داشته اند، داستان هایی ترجمه شده از روم یا هند و … را با برخی از داستان هایی که خود ساخته بوده اند، جمع آوری می کرده اند و از آنها برای تقرب جستن به پادشاهان یاری می جسته اند. او در ادامه کتاب هزار افسانه را نیز در کنار همین گونه آثار معرفی می کند. دوماهر نخستین کسی بود که این عبارت را در مروج الذهب یافت. (ر.ک ستاری: 1368، 8)
ابن ندیم نیز در فن اول از مقاله ی هشتم از کتاب الفهرست درباره ی کتاب هزار افسانه چنین می گوید که:
«نخستین کسی که افسانه ها سرود و از آن کتاب ها ساخت و در خزینه ها نهاد، فرس نخستین بود که برخی افسانه ها را از زبان جانوران باز گفت. از آن پس پادشاهان اشکانی که سومین طبق از پادشاهان فرس هستند در این کار غرقه شدند. سپس این امر در دوران پادشاهی ساسانی افزایش یافت و دامنه ی آن وسعت گرفت و قوم عرب آن افسانه ها را به زبان عرب نقل کرد که به ادیبان فصیح و بلیغ رسید و آنان آن را تذهیب کردند و پیراستند و در این رشته کتاب هایی بی نظیر بپرداختند. نخستین کتابی که در این معنی پرداخته شد کتاب هزار افسانه است که معنی آن به زبان عربی الف خرافه است» (همان، 1368، 8).
محمدبن اسحاق هم بیان می کند که: شخصی به نام محمدبن عبدوس جهشیاری شروع به تألیف کتابی کرد و برای این منظور هزار حکایت از داستان های عرب و عجم و روم و … را جمع آوری کرد که هر کدام با بی جداگانه بود. او توانست برای چهار صدو هشتاد شب افسانه تهیه کند ولی پیش از آن که کتاب خود را تمام کند، درگذشت. (این سخن ابن ندیم را نیز نخستین بار دوهامر باز یافت). (ر.ک ستاری: 1368، 9).
بورخس هم معتقد است که از اواخر قرن پانزدهم دوره ی اقتباس دیگری به جای ماند که به نظر می رسد از اقتباس دیگری ناشی می شود که ایرانی است و نام آن هزار افسانه است. (ر.ک بورخس: 1377، 148).
گروهی بیشتر بر این باورند که ساختن و پرداختن اساطیر و داستان های شگرف را باید در هند جستجو کرد. ولی چنانچه دیده می شود، این گونه داستان ها را در میان ایرانیان و در آثاری چون اوستا و شاهنامه و آثار مورخان قدیم نیز می توان یافت. (ر. ک همان: 1376، 19)
آبل26 معتقد است که دنیای و هم انگیزی که در متن اندیشه ی مذهبی ایران شکفته است، به دست مذاهب پس از خود از میان نرفتند بلکه این ارواح اسرار آمیز در دوره ی خلفای عباسی (دوره ای که قسمتی از هزارویک شب تحت شرایط زمانی و مکانی آن پدید آمده است) به دنیای اسلام پای می گذارد. (ر. ک همان)
از عناصر ایرانی موجود در داستان های هزارویک شب می توان به موارد زیر اشاره کرد:
– اعتقاد به ارواح و جنیان و پریان نیکوکار (به عنوان موجوداتی صاحب اراده که به خدمت طلسم یا نقش خاتم گردن نمی گذارند و می توانند حوادث سحری عجیب و شگرف به وجود آورند) و دخالت ایشان در زندگی انسان ها.
– فراوانی مسخ و استحاله و نیز تغییر شکل.
– سخن گفتن جانوران.
(برگرفته از ستاری: 1368، 73).
امیل گالتیه نیز معتقد است که برخی داستان های ایرانی تحت تأثیر ادبیات عرب قرار گرفته شده است. او برای نمونه داستان بلوقیا (هزارویک شب –ج4- 40) را مثال می آورد و بیان می کند که این داستان یک داستان مربوط به زمان شهریاران و دین زردشتی است که در آن خاتم سلیمان جایگزین جام جم و بر آب رفتن بلوقیا جایگزین بر آب رفتن و خشور زردشت و جنگ میان خوبی و بدی به جنگ میان اجنه ی کافر و مسلمان تبدیل شده است. (ر.ک ستاری: 1368، 70). سر ریچارد بورتون نیز اعتقاد داشت که اصل هزارویک شب، همان هزار افسانه است که رنگ عربی یافته ولی زمینه ی ایرانی آن باقی مانده است. ماکدونالد27 هم معتقد است که نخستین حکایات کتاب (هزارویک شب) ترجمه ی هزار افسانه است، اما بعدها ادبای مسلمان در آن دست برده اند. صالحانی (بیروت 1890) نیز اصل کتاب هزارویک شب را همان کتاب ناتمام جهشیاری می داند که به مرور داستان های اسلامی و عربی بر آن افزوده شده است.
آندره مالرو در مورد اصالت ایرانی هزارویک شب چنین می گوید: اگر به خیابان بروید و از صد نفر بپرسید که هزارویک شب متعلق به کدام کشور است، حتماً بیشتر آن ها چنین پاسخ می گویند که یک قصه ایرانی است. (برگرفته ازهمان: 1368، 53 و 55 و58)

3-4- دلیل نام گذاری کتاب به هزار و یک شب
درباره ی نام کتاب و این که چرا نام آن را هزار و یک شب گذاشته اند، مطالبی گفته شده است. برخی بر این باورند که چون اعراب عدد زوج را نحس می دانسته اند، یک شب به هزارشب اضافه کرده اند تا به عددی فرد تبدیل شود. گروهی هم گفته اند که «هزار ویک» موجود در هزار و یک شب تداعی کننده ی معنای بی نهایت است و هدف مشخص کردن تعداد دقیق شب های قصه گویی شهرزاد نیست، بلکه منظور شب هایی

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع قصه های عامیانه، ناخودآگاه، تاریخ ادبیات، هویت ایرانی Next Entries مقاله رایگان با موضوع بازنشستگی، هند و اروپایی، کسب و کار، تقسیم بندی