مقاله رایگان با موضوع هزار و یک شب، هزارویک شب، رسول اکرم (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

صورت همان عصا در می آمد.
داستان موسی و عصایش علاوه بر روایت های اسلامی در کتب مقدّس دیگر نیز آمده است:
خداوند به وی گفت: «آن چیست در دست تو»؟ گفت: «عصا» گفت: «آن را در زمین بیانداز» و چون آن را به زمین انداخت ماری گردید و موسی از نزدش گریخت. سپس خداوند به موسی گفت: «دست خود را دراز کن و دمش را بگیر» سپس دست خود را دراز کرد و آن را بگرفت که در دستش عصا شد تا آن که باور کنند که «یهوه» خدای پدران ایشان. خدای ابراهیم، خدای اسحاق و خدای یعقوب به تو ظاهر شد» (رستگار فسایی: 1376، 267).
از اژدها در روایت های عارفانه سخن به میان آمده است. این موجود تمثیل و تصویری از زشتی ها و موجودات دوزخی و از سویی نمایان گر عذاب گناه کاران است. گاه نیز نمودار کرامات بزرگان صوفیه به حساب می آید. روایات متعددی در احوال این موجود آمده است؛ از جمله:
رسول اکرم (ص) فرمودند:
در دوزخ مارانند هر یکی چون اشتری، هر گزندی که بگزند، در آن تا چهل سال بماند.
در «عجائب المخلوقات» طوسی آمده است: «اگر اژدها بگزد، تریاق و افسونی ندارد»
5-6-5- اژدها در حکایت های هزار و یک شب
5-6-5-1-حکایت سفر سوم سندباد
سندباد در سفر سوم خود در حالی که تنها دو نفر از همراهانشان زنده مانده اند به جزیره ای می رسد. آن ها با اژدهایی روبرو می شوند. اژدها یکی از دوستانش را میخورد و سندباد با تنها دوستش به بالای درخت پناه می برد. فردای آن روز دوباره اژدها پیدا می شود. به بالای درخت می رود و دوست دیگر سندباد را می خورد، روز دیگر سندباد در اطراف خود چهارچوب بلند قرار می دهد شب که اژدها می آید با چوبهایی در اطراف سندباد روبرو می شود، بنابراین از بلعیدن او صرف نظر می کند و سندباد نجات می یابد. (هزارویک شب ج3، 317).

5-6-5-2-حکایت حاسب کریم الدّین
بلوقیا با دیدن کتابی در صندوق پدر، با نام پیامبر اکرم (ص) آشنا می شود و به جست و جوی ایشان راهی می شود. در راه سفر با چهار فرشته به نام های اسرافیل، جبرییل، عزراییل و مکاییل رو به رو می شود و آن ها را می بیند که مانند برق جهنده بر روی آب حرکت می کنند و چون از احوالشان جویا می شود، آن ها از اژدهایی خبر می دهند که مردم شهری را خورده است و خداوند امر فرموده تا آن را به دوزخ افکنند (پیشین: ج3، 231)

5-6-5-3-حکایت «سیف الملوک» و «بدیع الجّمال»
به طور مختصر می توان گفت: ملک و وزیری تصمیم می گیرند تا نزد حضرت سلیمان روند و از ایشان درخواست کمک کنند تا صاحب فرزند شوند. حضرت به ایشان می گوید: به جزیره ای بالای درخت روند و هنگامی که هوا خنک شد از درخت پایین بیایند. در آن جا با دو اژدها رو به رو می شوند یکی سری چون بوزینه و دیگری سری چون عفریت دارد آن ها باید یک وجب از طرف سر و یک وجب از طرف دم دو اژدها ببرند و گوشتشان را طبخ کرد و با همسرانشان بخورند. آن دو چنین می کنند و صاحب فرزند می شوند. (پیشین، ج4، 447).

5-6-6- اژدها در داستان های هری پاتر(Dragon)
5-6-6-1-ویژگی های اژدها
اژدها از نظر ظاهری دارای پوزه ی بلند، بدن لاغر، بال های خادار، بینی گشاده و پریدن آتش از دهان این موجود است. موجودی قوی است که نیروی سحرآمیز زیادی در پوست و خون دارد و افسون های عادی جادگران کمتر در پوستش اثر می کند (هری پاتر و جام آتش، ج1، 374).
خون اژدها خواص جادویی حیرت انگیزی دارد (هری پاتر و جام آتش، ج1، ص141)
اژدها نگهبان گاوصندوق های بانک جادوگران است (هری پاتر و سنگ جادو، 77)
5-6-6-2-مثال در متن داستان
هرمیون گفت:
حالا وقتی از تخم دراومد می خوای چی کارش کنی؟
هاگرید کتاب قطوری را از زیر بالشش بیرون کشید و گفت:
خب یه ذره مطالعه کردم. این کتابو از کتابخونه گرفتم. پرورش اژدها برای تفریح و تجارت، درسته کتاب قدیمیه ولی همه چی توش داره… ببین! باید تخم رو روی آتیش بذاریم چون مادرش بهش فوت می کنه… وقتی هم از تخم بیرون اومد باید خون جوجه رو باکنیاک قاطی کنیم و هر یه نیم ساعت یه بار بهش بدیم. این جارو نگاه کنین! طریقۀ شناخت تخم های گوناگون … این تخمی که من دارم تخم اژدهای دندونه دار نروژیه، خیلی کم یابه…
دیگه داره بیرون میاد
تخم اژدها روی میز بود و ترک های بسیاری بر روی آن به چشم می خورد. در داخل آن چیزی می جنبید. صدای تق تق جالبی نیز از آن به گوش می رسید. آن ها صندلی هایشان را به طرف میز کشیدند و به آن خیره شدند، نفس هایشان در سینه حبس شده بود، ناگهان صدای خش خشی به گوش رسید و تخم شکست، بچه اژدها روی زمین افتاد. چندان زیبا نبود به نظر هری مثل یک چتر سیاه و چروکیده بود. بال های خاردارش در مقایسه با بدن سیاه و لاغرش بزرگ به نظر می رسید. پوزه ای بلند داشت و سوراخ های بینی اش گشاد بود. شاخ ها تازه جوانه زده بودند و چشم های برجسته اش نارنجی رنگ بود. در همان لحظه عطسه ای کرد و چندین جرقه از پوزه اش خارج شد.
هاگرید دستش را جلو برد که سر اژدها را نوازش کند ولی اژدها انگشتش را گاز گرفت و دندانهای نیشش را به آنها نشان داد.
آن ها نگاهی به اژدها انداختند که در عرض یک هفته سه برابر شده بود و از سوراخ های بینی اش دود خارج می شد. (هری پاتر و سنگ جادو، فصل 14).

5-6-6-3-اژدهای شاخدم مجارستانی
چهار اژدهای بالغ و بزرگ با نگاهی شرربار، در محوطه ی وسیعی از جنگل که محصور و پر از بریده های کلفت درختان جنگلی بود روی پاهای خودشان ایستاده بودند و فریاد می کشیدند و خرخر می کردند. از دهان و اطراف نیش های آن آتش زبانه می کشید و به آسمان می رفت، طول این زبانه های آتش و گردن دراز آنها حتماً به پانزده متر می رسید. یکی از آنها که رنگی نقره ای و آبی داشت و شاخ های درازی داشت که آنها را دائماً حوالۀ جادوگرانی که روی زمین در اطراف حصار ایستاده بودند می کرد. یکی از آنها که رنگ سبز داشت با تمام قدرتش به دور خودش می پیچید و پایش را به زمین می کوبید. آن یکی که رنگی قرمز داشت و دور صورت خودش برآمدگی هایی داشت که به میخ های کوچک طلائی شبیه بود و زبانۀ آتشی را که از دهان خودش بیرون می داد و شباهت زیادی به قارچ داشت و وقتی به هوا می رفت تشکیل ابر می داد. اون که از همه بزرگتر بود، سیاه رنگ بود و بیشتر شبیه یک مارمولک بود و با سایرین فرق داشت. این آخری، به آنها نزدیکتر بود. دست کم سی تا جادوگر، یعنی تقریباً هفت، هشت نفر برای هر یک از او اژدهاها تعیین شده بود تا آنها را کنترل کند و مواظب زنجیرهایی که به دور گردن و پاهای آنها بسته شده بود، باشند. هری که هیپنوتیزم شده بود لحظه ای بالا نگاه کرد و چشم های آن اژدهای سیاه را دید که مردمک آنها عمودی است درست مثل گربه ها که ترس و وحشت را در دل انسان می انداخت. (هری پاتر و جام آتش، 13-12).
این اژدهای شاخدم مجارستانی است. اون که اونجاست یک اژدهای سبز چمنی ولزی است و اون کوچیکه که پوزه خرطومی داره، پوزه پهن سوئدی هست. اون که آبی و نقره ای هست، اون قرمزه هم اژدهای گوی آتشین چینی است. (همان 14).

5-7-مارهای عظیم الجثه در هزار و یک شب و هری پاتر
مارها از حیوانات جادویی هستند که هر چند نقش زیادی در داستان های هزار و یک شب ندارند ولی تأثیر گذارند.
این حیوان جادویی در داستان های پاتر نیز حضور دارد. در این داستان ها سه گونه مار دیده می شود.
– ماری بزرگ و به ظاهر خطرناک که در یک نمایشگاه به نمایش گذاشته شده است. (ر.ک هری پاتر و سنگ جادو 38)
– ماری به نسبت بزرگ و خطرناک به نام نجینی که جادوگر سیاه داستان های پاتر- لرد سیاه- مالک آن است. (ر.ک هری پاتر و جام آتش-ج1- 16)
– ماری بسیار بزرگ و خطرناک که مربوط به اسلایترین یکی از بنیان گذاران مدرسه ی جادوگری هاگوارتز است. این مار هر از گاهی از حفره ی خود بیرون می آید و به تعدادی از جادوگران مدرسه (غیراصیل ها) حمله می کند. نام این مار بزرگ باسیلیسک است و گفته می شود که از تخم مرغی که زیر وزغ پرورش یابد متولد می شود (ر.ک هری پاتر و حفره ی اسرار 326). (میان این مار و برخی از مارهای موجود در هزار و یک شب چون مار حمل کننده ی ملکه ی ماران یا مارهایی که به اندازه ی یک نخل هستند از نظر ظاهر همانندی هایی وجود دارد).
میان مارهای موجود در هزار و یک شب و مارهای داستان های پاتر شباهت ها و تفاوت هایی وجود دارد. شباهت ها در دو مورد دیده می شود:
1- همانندی ویژگی های ظاهری برخی از مارهای هزار و یک شب با مارهای داستان های پاتر
2- وجود ارتباط های کلامی میان مارها و انسان ها
در هزار و یک شب نمونه های زیادی وجود دارد که نشان می دهد مارها می توانند به زبان انسان ها سخن بگویند که از آن جمله است: «ماران گفتند: ما از ساکنان دوزخ هستیم…» (هزار و یک شب- ج4-41). «… پس از آن مار به عفان گفت: اگر باز نگردی هلاک شوی…» (همان-ج4-45).
در داستان های پاتر نیز مانند هزارویک شب، نمونه هایی هست که نشان می دهد مارها می توانند با انسان ها (برخی از جادوگران) صحبت کنند. «مرد بی روح در داخل اتاق به صدای فش فش خود ادامه داد و فکر عجیبی به ذهن فرانک خطور کرد… آن مرد می توانست به زبان مارها حرف بزند…» (هری پاتر و جام آتش- ج1-20). «پسره پشت سرته. از روی بوی بدنش می توانی پیدایش کنی.بکشش. افعی کور چرخی زد…» (هری پاتر و حفره ی اسرار 356).
و اما تفاوت های این دو حیوانی جادویی:
1- مارهای هزار و یک شب، به رغم ظاهر ترسناکشان و با وجود داشتن قدرت فراوان برای کشتن دیگر موجودات حیواناتی بی خطر و در مواردی هم دلرحم هستند که فقط به متجاوزان حمله می کنند. (ر.ک هزار و یک شب-ج4-45)، در حالی که در داستان های پاتر مارهای موجوداتی وحشتناک و کشنده هستند که برای حمله کردن نیازی به گزینش ندارند. (ر.ک هری پاتر و جام آتش- ج1- 23).
2- در هزار و یک شب برای همه این امکان وجود دارد که بتوانند با مارهای سخن گو سخن بگویند، ولی در داستان های پاتر این توانایی تنها برای برخی از جادوگران دیده می شود. (ر.ک هری پاتر و حفره ی اسرار 221).
3- در داستان های پاتر انسان (جادوگر) باید زبان مارها را بداند تا بتواند با آنها ارتباط برقرار کند، به همین دلیل فقط عده ای بسیار کمی می توانند با مارها ارتباط برقرار کنند (مار زبان شدن اختصاص به اشخاص پست و پلید دارد) در حالی که در هزار و یک شب این مارها هستند که به زبان انسان ها سخن می گویند و با انسان ها ارتباط برقرار می کنند و به همین دلیل می توانند با هر کسی که بخواهند سخن بگویند.
4- اختلاف در شکل ظاهری برخی از مارهای هزار و یک شب با مارهای داستان های پاتر بسیار زیاد است. در هزار و یک شب، ماری به نام ملکه ی ماران وجود دارد که زیبایی ظاهری و باطنی آن وصف ناشدنی است. این مار رویی چون انسان های زیبا دارد و بسیار نورانی و ظریف است (ر.ک هزار و یک شب-ج4-100) در حالی که مارهای داستان های پاتر، مارهایی دیده می شود که کریه ترین و وحشتناک ترین شکل ظاهری را دارند. (ر.ک هری پاتر و حفره ی اسرار-356).

5-7-1- مارهای غول پیکر در هزار و یک شب
5-7-1-1-حکایت حاسب کریم الدّین
حاسب بعد از آن که با تعدادی از هیزم شکنان به بیابان می رود و با تیشۀ خود به زمین می زند، متوجّه خالی بودن زیر زمین می شود. با کمک دیگران در چاه را باز می کنند و بعد از وارد شدن در چاه با انبوهی عسل مواجه می شوند، بنابراین همگی تصمیم به فروش عسل ها می گیرند. پس از مدّتی هیزم شکنان برای آن که حاسب ادعایی بر چاه نداشته باشد او را در چاه انداخته و به مادرش می گویند که گرگ او را خورده است.
حاسب درون چاه به راه می افتد و چشمش به نوری می افتد. از دهلیز عبور می کند، در آن جا دری آهنین با قفلی سیمین می بیند وارد آن جا می شود. تختی می بیند و بر روی آن می نشیند تا این که به خواب می رود. بعد با صدای مارهایی که بلندی آن ها صد زارع بوده است بلند می شود. سپس ماری چون استر وارد می شود در حالی که طبقی بر سر دارد و درون آن ماری سپید که ملکۀ ماران است وجود دارد.
حاسب حکایت خود را برای آن ها تعریف می کند و از ملک ماران می خواهد تا او را به بیرون چاه هدایت کند. ابتدا ملکۀ

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع هزار و یک شب، فرهنگ اسلامی، فرهنگ فارسی، نویسندگان Next Entries مقاله رایگان با موضوع امام علی (ع)، هزارویک شب، نهج البلاغه، قرآن کریم