مقاله رایگان با موضوع هزار و یک شب، قرآن کریم، باورهای عامیانه، سلیمان(ع)

دانلود پایان نامه ارشد

دست داده. جوان پس از مرگ مادرش در سن 25 سالگی برای تدریس زبان انگلیسی به شهر پرتو در پرتغال می رود و در همانجا ازدواج می کند. او پس از سه سال در حالی که یک فرزند دارد از همسرش جدا می شود و به لندن باز می گردد. رولینگ در همین شرایط سخت داستانهای هری پاتر را خلق می کند.
رولینگ در وبگاهش نوشته:
من از سن شش سالگی تقریباً به طور مستمر چیزهایی می نوشتم ولی هرگز علاقه ای آنچنانی به خلق یک ایده نداشتم. در خلال چهار ساعت تأخیر قطار، به سادگی نشستم و به فکر فرو رفتم، همۀ جزئیات در ذهنم شکل گرفتند، تصویر پسرکی لاغر و نحیف با موهای پرکلاغی که عینکی به چشم دارد و هیچ نمی داند که یک جادوگر است، برای من بیشتر و بیشتر شکل واقعیت به خود می گرفت.

فصل پنجم
موجودات وهمی- خیالی مشترک در هزار و یک شب
و داستان های هری پاتر

فصل پنجم
5-موجودات وهمی- خیالی مشترک در هزار و یک شب و داستان های هری پاتر
5-1- جن
5-1-1 واژه شناسی جن
«جن» در لغت به معنای موجود پنهان و نامرئی بوده که تمام مشتقّاتش بر استتار و پنهان دلالت دارد، مانند: «جنّت»، به معنی باغی است سرسبز و آباد و «جنان» یعنی آن دلی که در سینه پنهان است و «جنین»، به معنی کودک در شکم و «مجنون» ان که آثار و نشانی از عقل در او دیده نمی شود و «جنه» به معنی سپر که جنگجو سر و گردن خود را با آن می پوشاند» (درجالی تهرانی: 1385، 13).
واژه «جن»، بیست و دوبار در قرآن کریم ذکر شده است و روی هم الفاظ «جن»، «جان» و «جنه» سی و دوبار در سی و یک آیه آمده است. (پیشین)

5-1-2 ماهیّت جن
جن کلمه ای کلّی برای موجوداتی است که دارای هستی و حیات هستند و این مجموعه ی کلّی دارای انواع بخصوصی است که باعث می شود، هر کدام از انواع با دیگران تفاوت هایی کلّی داشته باشند. هر یک دارای نقاط ضعف و قوّتی هستند، عدّه ای ذاتاً شرور و بد هستند، کلمۀ شیطان در ذهن انسان مبین زشتی، شقاوت و بدی است. شیطان و فرزند زادگان او، دیوها و عفریت ها از این گونه اجانین هستند (اشرف: 1380، 69).
«اجّنه طایفه ای از موجوداتند که بالطّبع از حواس ما پنهانند و مانند خود ما شعور و اراده دارند و در «قرآن کریم» بسیار اسمشان برده شده است و کارهای عجیب و غریب و حرکات سریع از قبیل کارهایی که در داستان های سلیمان انجام دادند، به ایشان نسبت داده شده است و نیز مانند ما مکلّف به تکلیفند و چون ما زندگی و مرگ و حشر دارند» (طباطبایی: 1364، ج12، 223)
این موجودات با توجّه به نوع خلقتشان توانایی حرکات سریع را دارند و دارای شرایط زیستی خاصّی هستند. نیازمند اکسیژن نیستند. مانند آدمیان نر و ماده دارند و قادر به تولید مثل هستند.
اجانین دارای عقل و هوش هستند و این صفت آن ها رابطۀ معکوس با پروازشان دارد، یعنی هر چه عقل و هوش آن ها بیشتر باشد قدرت پرواز کمتری دارند و هر چه عقل و هوش کمتری داشته باشند توانایی پروازشان بیشتر می شود.
این موجودات دارای اختیارند و خداوند از بین خود آن ها پیامبرانی را مبعوث کرده است و شریعت را نیز به آنان آموخته است. نکتۀ دیگر این که اجانین قدرت تمثیل و تغییر شکل دارند و می توانند به هر شکل انسانی تبدیل شوند، مگر وجود نازنین پیامبر اکرم(ص) و از طرفی خودشان دارای شکل خاصّی هستند که از درک ما خارج است. (اشرف: 1380، 6-65).
از سوره هایی که در مورد جنّ بیشتر سخن گفته شده است، می توان به سورۀ «جن» و «الرّحمان» اشاره نمود. در آیۀ 20 سوره ی «الرّحمان» به حجابی که خداوند میان جنّ و انس قرار داده، اشاره شده است، این حجاب مانع از تداخل این دو گروه از موجودات می شود. انسان ها قادر به دیدن شیاطین نیستند، ولی شیاطین و یاران آن ها به خاطر وظیفۀ خاصّ خود که همانا گمراه کردن انسان و جنّ است می توانند انسان ها را از جاهای خاصّ ببینند.
اجانین مثل شیطان عمل نمی کنند و اگر هم بتوانند ببینند، این کار را انجام نمی دهند و به جاهایی که خالی از سکنه باشد و انسانی در آن زندگی نکند می روند. (همان: 1380، 144)
جن ها نیز مانند انسان ها جنس نر و ماده دارند و نیازمند خوردن و آشامیدن هستند. عمر آنها طولانی است و می توانند به هر شکل و صورتی درآیند. جن ها می توانند با سرعت زیاد حرکت کنند و در همان حال اشیاء سنگین را نیز با خود حمل کنند. همانطور که در داستان حضرت سلیمان(ع) و بلقیس آمده است.
در «عجایب نامه» آمده است: «امّا نوع جنّ چنین گویند که اجبار و اشرارند و مؤمن و کافر هر یک از ایشان در اطاعت رؤسای خود باشند چنانکه اصلاً نافرمانی نکنند». (المکمونی قزوینی: 1340، 380).

5-1-3 خلقت جن
اجانین که شامل شیاطین، عفریتان و پریان نیز می شوند، همه در حقیقت خلقت دارای یک آفرینش هستند.
«اجانین از آتش بی دود، آتش نافذ و مخلوطی از آتش و نیرو، آفریده شده اند. این جنسیّت خاصّ آن ها باعث شده است که نسبت به انسان ها، از بی پردگی در فهم عوالم و موضوعات هستی برخوردار باشند و اگر کسی از انس و جنّ این عوامل را بتواند درک کند، هرگز دست به گناه نمی زند. حال آن که تعداد شیاطین چهار برابر اجانین مسلمان است و باعث افزایش غیر مؤمنان می شوند» (اشرف: 1380، 148) در قرآن خلقت جنّ را از آتش بی دود می داند و آمده است: «مارج من نار» (سوره ی حجر، آیه ی 37).
5-1-4 باورهای عامیانه دربارۀ جنّ
از موجوداتی که دست یابی به شناخت وجودی و ماهیّت آن ها برای مردم سخت بوده و باعث شده است مردم دربارۀ این موجود افسانه پردازی کنند، «جن» بوده است «ویلیام سارخبت» در کتاب «روح های تسخیر شده» به پاره ای از این باورها پرداخته است:
«در بلوچستان جن ها را شبیه انسان ولی با کالبدی کوتاه تر پوشیده از موهای زرد ظریف می دانند که شیار چشمان آن ها عمودی و پاهای آنان مثل چهار پایان سم دار است.
این موجودات بسیار شبیه انسان ها هستند که در همه جا وجود دارند، ولی در دل شب ها فعّالیّت آن ها بیشتر شده و مجالس عروسی یا بزم خود را در حمّام ها، سرداب ها، مخروبه ها، گورستان ها، زیرزمین ها، آب انبارها و غیره برپا می کنند! در صحراها، کنار چشمه ها، زیر درختان بی خار هم وجود دارند و شب ها در خانه هایی به بازی و گشت مشغول اند. چه بسا بارها از روی رختخواب انسان های به خواب رفته هم عبور می کنند!
جن ها می توانند خوب یا بد باشند، ولی در بلوچستان جن ها بیشتر مردم آزارند. ریختن نجاسات یا آب داغ به زمین و یا لگد مال کردن بچّۀ جن ها ممکن است، والدّین آن ها را مجبور به انتقال جویی کند!
جن ها در مجموع موجوداتی ترسو هستند به ویژه از اسلحۀ سرد می ترسند و وجود شمشیری در خانه موجب فراری آن ها می شود و به ندرت به صورت ارواحی خوب و الهام دهنده در خلق آثار ادبی به شعرای قدیم کمک می کرده اند و قبل از اسلام برخی از شعرای عرب، جنّی داشته اند که در لحظات شیدایی به آن ها الهام می بخشیده اند» (رجالی تهرانی: 1385، 157).
5-1-5 ویژگی های جن در هزار و یک شب
جن در داستان های هزار و یک شب در اشکال گوناگونی ذکر شده است از جمله:
1- جن در شکل مار که در حکایات حمّال با دختران، عبدالله فاضل و ابومحمد تنبل آمده است.
2- جن در شکل انسان در حکایات سندباد وزیر و پیرودوسگ
3- جن در شکل استر در حکایات دلیلۀ محتاله و علی زیبق و حکایت جودز و حکایت حاسب کریم الدین
4- جن در شکل شتر در حکایت حسن بصری و نوالنّسا
5- جن در کالبد غزال در حکایت مکاران
6- جن در کالبد اژدها در حکایات، عبدالله فاضل و حمال با دختران
7- جن با توانایی پرواز کردن در حکایت ملک شهرمان و قمرالزّمان.
در ادامه خلاصۀ برخی از حکایات آورده می شود.

5-1-6 جن در شکل مار:
5-1-6-1-حکایت حمّال با دختران
این داستان سه خواهر است که از پدر ارثی به آن ها می رسد. دو خواهر کوچک تر، ازدواج کرده و همراه همسران خود به سفر می روند. در راه شوهرانشان پول آن ها را می گیرند و بی چیز رهایشان می کنند. دو خواهر، نزد خواهر بزرگ تر باز می گردند و از او تقاضای کمک می کنند، او نیز به آنان کمک می کند. خواهران دوباره ازدواج کرده و به سفر می روند و همان اتفّاق اوّل برای آن ها تکرار می شود. این بار نیز بی چیز و فقیر نزد خواهر باز می گردند و قسم می خوردند، دیگر ازدواج نکنند.
خواهر بزرگ تر آن ها را حمایت می کند، چندی بعد دو خواهر دیگر از لحاظ مالی توانمند شده و خواهر بزرگ تر را به سفر همراه خود تشویق می کنند و او نیز می پذیرد.
در میان راه به جزیره ای می رسند. خواهر بزرگتر از دیگر خواهران می خواهد تا برای گشت و گذار به آن جا بروند، ولی آن دو قبول نمی کنند. خود به تنهایی می رود. آن جا شهری می بیند که مردم آن به سنگ تبدیل شده اند. متوجّه صدای تلاوت قرآن می شود و چون نزد صاحب صدا می رود، جوان خوب رویی می بیند و جوان در جواب دختر در چرایی حادثه می گوید: مردم این شهر بت پرست بودند و به ندای هاتفی که آن ها را به اسلام دعوت کرده بود پاسخ ندادند و همگی در دم سنگ شدند.
دختر از جوان می خواهد با او همراه شود، او نیز قبول می کند. چون به کشتی می روند دو خواهر حسادت کرده او و جوان را به دریا می اندازند. پسر می میرد و دختر بی هوش به ساحل می افتد.
مدّت زمانی می گذرد و دختر به هوش می آید و شروع به راه رفتن در آن منطقه می کند تا این که در بیابان اژدهایی را می بیند که به دنبال ماری می خزد. دلش برای مار می سوزد و با سنگی اژدها را می کشد و مار به صورت مرغی به هوا می پرد.
خواهر بزرگ زمانی در آن جا به خواب می رود و با احساس مالش پاهایش توسّط شخصی بیدار می شود. متوجّه دختری می شود از او می پرسد که هستی؟ دختر می گوید: من آن مار سپیدی هستم که مرا از دست اژدها نجات دادی و به پاس خدمت تو، خواهرانت را که به تو بدی کرده اند به سگ تبدیل می کنم و باید هر روز بر آن ها تازیانه بزنی، وگرنه تو را نیز به سگ تبدیل می کنم. خواهر نیز مجبور می شود حرف دختر جنّی را بپذیرد. (هزار و یک شب 1375 ج 5-52-32) دختر با خواهرانش که به صورت سگ درآمده اند به شهر خود باز می گردد.

5-1-6-2-حکایت عبدالله فاضل
این داستان به حکایت مردی به نام «عبدالله فاضل» می پردازد که والی بصره است. روزی هارون الرشید به بررسی خراج ها می پردازد و متوجّه می شود، والی بصره خراج مقرّر را به دارالخلافه نفرستاده است. سپس شخصی به نام «ابواسحاق» را نزد او می فرستد. ابواسحاق به بصره می رود و چند روزی نزد «عبدالله» می ماند. شبی متوجّه می شود عبدالله پنهانی وارد سردابی می شود. دو سگ را تازیانه می زدند، بعد آن ها را در آغوش می گیرد و گریه می کند.
ابواسحاق بسیار حیران می شود، او بعد از گرفتن خراج نزد خلیفه می رود و آن چه را دیده است برای خلیفه تعریف می کند. چندی بعد خلیفه خواهان دیدار عبدالله می شود و او را به مرکز حکومت فرا می خواند.
عبدالله حاضر می شود و می گوید: ما سه برادر بودیم که ارثی از پدر به ما رسید. هر کدام از ما سهم خود را برداشت. دو برادرم به تجارت رفتند، ولی چندی بعد فقیر و بی چیز نزد من بازگشتند. من با پول خود، دکّانی خریدم و اوضاع خوبی داشتم. با دیدن برادرانم به آن ها کمک کرده و در دکانم مشغول کار شدند. مدّتی بعد آن دو تصمیم به سفر تجاری گرفتند و از من نیز خواستند آن ها را در سفر همراهی کنم، من قبول کردم. آن ها در راه به جزیره ای می رسند و او از برادران می خواهد از کشتی پیاده شوند تا در گشت و گذار در آن جا با او همراه شوند. آن دو قبول نمی کنند و خود به تنهایی می رود. در آن جا متوجّه اژدهایی می شود که به دنبال ماری می خزد. دلش برای مار می سوزد و سنگی بر سر اژدها می زند، در حال اژدها به خاکستر و مار نیز به دختری نیکو رو بدل می شود. دختر که از جنیّان است قول می دهد کار او را جبران کند.
چند روز بعد با کشتی به شهری می رسند که همۀ مردم شهر به سنگ تبدیل شده اند. هنگامی که به گردش در داخل شهر می پردازد، دختری را می بیند. از او واقعه را می پرسد،دختر می گوید: این ها همه مجوسی بودند و چون خدا را انکار کردند، به این صورت تبدیل شدند.
برادر بزرگ با دختر

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع هزار و یک شب، ادبیات فارسی، نویسندگان، مشرق زمین Next Entries مقاله رایگان با موضوع هزار و یک شب، نویسندگان، ادبیات فارسی، فرهنگ اسلامی