مقاله رایگان با موضوع های غیر دولتی، سازمان ملل، سازمان ملل متحد، منشور ملل متحد

دانلود پایان نامه ارشد

سازمان، وابستگي به سازمان هاي ديگر، منابع اصلي درآمد سازمان، تغيير در فعاليت هاي عمده در طول تاريخ سازمان، الگوي رشد و زوال سازمان(صبوري، 135:1374).
“بلاُ” و “اسکات” سازمان را برحسب اين اصل طبقه بندي مي کنند که چه کسي از فعاليت سازمان سود مي برد و در واقع ذينفع اصلي در سازمان کيست؟! آنها چهارگروه را به عنوان کساني که از فعاليت سازمان منتفع مي شوند، مشخص مي نمايند:
1. اعضا يا افراد عادي سازمان
2. صاحبان يا مديران سازمان
3. مشتريان، يا به طور کلي افرادي که با سازمان تماس دارند؛ يعني افراد خارج از سازمان که تماس منظم و مستقيم با سازمان دارند مانند بيمار، مشتري، متخلف، زنداني، دشمن، سرباز، دانشجو.
4. عامه مردم يعني اعضاي جامعه اي که سازمان در آن فعاليت مي نمايد .
با عطف به موارد فوق، بلاُ و اسکات چهار نوع سازمان را از همديگر متمايز مي کنند:
الف- سازمان هايي با نفع مشترک اعضاي سازمان، ذينفع اصلي آن مي باشند. مانند احزاب سياسي، اتحاديه هاي کارگري، انجمن هاي اخوت و همبستگي، کلوپ ها، سازمان هاي نظاميان بازنشسته.
ب- سازمان هاي تجاري که ذينفع اصلي، صاحبان آنها هستند مانند شرکت هاي صنعتي، بانک ها،شرکت هاي بيمه، فروشگاه هاي عمده فروشي و خرده فروشي.
ج- سازمان هاي خدماتي که ذينفع اصلي آنها مراجعان مي باشند مانند مؤسسات خدمات اجتماعي، بيمارستان ها، مدارس، مؤسسات مشاوره حقوقي، کلينک هاي بهداشتي و رواني.
د- سازمان هاي رفاه عمومي که ذينفع اصلي آنها را عموم تشکيل مي دهند مانند سازمان درآمدهاي داخلي، خدمات نظامي، واحدها و ادارات پليس، آتش نشاني و گارد ملي (همان: 144-143).
“اتزيوني” سازمان ها را براساس جنبه هاي قدرت و کنترل، طبقه بندي مي کند. به نظر وي در تمام واحدهاي اجتماعي، افرادي هستند که قدرت دارند و افرادي که قدرت نسبت به آنها اعمال مي شود. از نظر وی مسأله اساسي اين است که چرا افرادي در سازمان ها از دستوراتي که به آنها داده مي شود اطاعت مي کنند و از معيارهاي رفتاري که براي آنها مقرر گرديده، تبعيت مي نمايند. متغير اصلي يا معياري که “اتزيوني” براي نوع شناسي خود برمي گزيند، قبول دستورات است.
اطاعت يا قبول دستورات در سازمان ها نتيجه دو عامل است: جهت گيري اعضا نسبت به نظام قدرت سازمان و وسايل موجود براي اعمال قدرت (صبوري، 1374: 141-137).
انواع سازمان ها برحسب الگوهاي “اتزيوني” به شرح زیر طبقه بندی می شوند.
ا) سازمان اجباري
اردوگاه هاي متمرکز، زندان ها، مؤسسات تأديبي، مراکز نگهداري بيماران رواني، اردوگاه هاي اسراي جنگي، مراکز تجديد اسکان، اتحاديه هاي اجباري، اردوگاه هاي کار اجباري.
2) سازمان مادي
صنايع يقه آبي و بخش هاي يقه آبي در صنايع ديگر، صنايع يقه سفيد و بخش هاي يقه سفيد در صنايع ديگر، اتحاديه هاي سوداگري، سازمان هاي کشاورزان، سازمان هاي نظامي زمان صلح.
3) سازمان هنجاري
سازمان هاي مذهبي، سازمان هاي ايدئولوژيکي ـ سياسي بيمارستان هاي عمومي، مدارس، آموزش عالي و دانشگاه ها، اتحاديه هاي اجتماعي، مؤسسات داوطلبانه، مدارس، بيمارستان هاي رواني ـ درماني، سازمان هاي حرفه اي.
4) سازمان ساختارهاي دوگانه
الف. هنجاري ـ اجباري = واحدهاي عملياتي
ب. مادي ـ هنجاري = اکثريت اتحاديه ها
ج. مادي ـ اجباري = بعضي واحدهاي زراعي، برخي صنايع اوليه، شهرک هاي شرکتي و کشتي ها.
“هيوز”نیز پنج نوع سازمان مختلف را که در جامعه امروزي وجود دارند طبقه بندي کرده است، اين سازمان ها عبارتنداز:
1) سازمان هاي داوطلبانه (انجمن جامعه شناسي آمريکا، باشگاه لايتز، کليساي کاتوليک).
2) سازمان نظامي (ارتش، دانشکده هاي نظامي، گارد ملي).
3) سازمان هاي بشردوستانه (دانشگاه ها، بيمارستان ها و مؤسسات پژوهشي).
4) سازمان هاي اقتصادي بزرگ (آي. بي. ام، جنرال موتورز، شرکت فولاد امريکا، بانک امريکا).
5) سازمان هاي اقتصادي خانوادگي (مؤسسات اقتصادي کوچک و مافيا) (همان منبع: 136).

2-2-2- انواع سازمان
 1. سازمان‌هاي بخش عمومي و دولت:سازمان‌‌هايي كه به كار تأمين محصولات و ارائه خدمات (گاهي اوقات به شكل غير انتفاعي) در بخش عمومي و دولتي مي‌پردازند.
2. سازمان‌هاي تخت :سازمان با تعداد كمي از لايه‌هاي سلسله مراتب، معمولاً داراي عدم تمركز و آزادي عمل مديران سطوح پايين‌تر.
3. سازمان‌هاي رسمي: ساختار ارادي از نقش‌ها در بنگاهي كه به صورت رسمي سازماندهي شده است.
4. سازمان‌هاي غيررسمي :شبكه‌اي از روابط شخصي و اجتماعي كه توسط سازمان رسمي بنا نشده است بلكه به واسطه ارتباط كاركنان بنگاه خود به خود شكل گرفته است.
5. سازمان‌هاي يادگيرنده :سازماني كه يادگيري و دريافت دانش و مهارت‌هاي جديد را اولويت اصلي خود قرار مي‌دهد و نه تنها يادگيري توسط تمام مديران و كاركنان، بلكه اشاعه موارد ياد گرفته شده را در سازمان تشويق مي‌كند.

2-2-3- سازمان هاي غيردولتي
اين اصطلاح را براي اولين بار سازمان ملل متحد استفاده کرد.اصطلاح فوق بيانگر سازمان هاي بين المللي، منطقه اي، ملي و محلي مي باشند که در حالت کلي بصورت غيردولتي فعاليت دارند. سازمان ملل از اين تعبير براي جداکردن اين نوع سازمان ها از سازمان هاي مشابه دولتي استفاه کرد. در ماده 71 منشور ملل متحد آمده است: «شوراي اقتصادي ـ اجتماعي مي تواند اقدامات مقتضي براي مشورت با هر يک از سازمان هاي غيردولتي که در رابطه با موضوعات مورد نظر، نظير خلع سلاح، حقوق بشر، آموزش و پرورش، محيط زيست و غيره داراي صلاحيت باشند، بعمل آورد»(هريسي نژاد، 361:1380).
سازمان هاي غيردولتي نوعي از انجمن ها هستند که در جامعه مدني يافت مي شوند. به طور کلي تعريف پذيرفته شده از يک سازمان غيردولتي عبارتست از: سازماني درگير فعاليت هاي توسعه، که به وسيله حکومت ايجاد نشده است. آنها به عنوان متصل کننده، ميانجي و بيان کننده منافع شهروندان از طريق گفتمان و نقد از سيستم اجتماعي خدمت خود را ارائه مي کنند. همانطور که سازمان هاي غيردولتي عقايد شهروندان را بيان مي کنند و بين دولت و افراد خصوصي قرار مي گيرند. بخشي از جامعه مدني هستند.
سازمان هاي غيردولتي از ارکان جامعه مدني هستند. آنها ارزش هاي جامعه مدني را به نمايش
مي گذارند، موضوعات جامعه مدني را به طور مناسب در درون چارچوب نهادي که به وسيله دولت ارائه شده است، اشاعه مي دهند و همچنين گروه هايي هستند که به طور واقعي با حکومت تعامل برقرار مي کنند. (مقيمي،9:1383).
تنوع سازمان هاي غيردولتي هر نوع تعريف ساده و واحد از آنها را مشکل مي سازد. به سبب همين تنوع تعاريف زيادي در اين حول ارايه شده است. اما پيش از ورود به تعريف و شناخت سازمان هاي غيردولتي بايد اين مطلب را مدنظر داشت که اين عبارت که «هر سازماني که زيرنظارت و نهاد دولت نيست، غيردولتي خواهد بود». با اين عبارت تمام سازمان ها و دستگاه هاي خارج از حيطه دولت مانند کارخانه ها، مراکز صنعتي، احزاب سياسي، واحدهاي تجاري و… مشمول سازمان هاي غيردولتي مي شوند.
حال آنکه سازمان هاي غيردولتي در معناي اخص و شناخته شده خود حائز مختصات، مرزبندي ها، اهداف و تعريف مخصوص بوده و غيردولتي بودن تنها يکي از ملاک هاي شناخت آنها مي باشد.

2-2-4-تعاریف نهادهای مختلف بین المللی از سازمان های غیر دولتی:
نهادهای مختلف بین المللی تعاریف خاصی از سازمان های غیر دولتی دارند که در ادامه به برخی از آن ها اشاره می گردد.
سند 1994 سازمان ملل متحد، سازمان هاي غيردولتي را به عنوان موجودي غيرانتفاعي توصيف مي کند که اعضاي آن شهروندان يا انجمن هاي يک يا چند کشور و فعاليت آن با خواست جمعي اعضايش تعيين مي شود تا نيازهاي يک يا چند اجتماع را که سازمان هاي غيردولتي با آنها همکاري مي کند برآورده سازد. چنين تعريفي بجز گروه هاي تروريستي، انقلابي، گروه هاي تجار خصوصي و احزاب سياسي، هر نوع گروهي را دربرمي گيرد(سايمون، 56:1998).
از نظر يونسکو، سازمان های غیر دولتی در اصل براساس يک توافق غيردولتي ميان چند شخصيت حقيقي و يا حقوقي تأسيس مي شوند و از لحاظ نظام اداري کشور متبوع و از لحاظ بودجه و تشکيلات، بخشي از دستگاه دولتي به شمار نمي آيند. از سوي ديگر، از اين سازمان ها بايد ماهيت غيرانتفاعي داشته باشند (بزرگمهری،287:1380).
بانک جهاني سازمان هاي غيردولتي را چنين تعريف مي کند: «سازمان هاي خصوصي که فعاليت هايي را براي تقليل آلام، افزايش منابع محرومين، حفظ محيط زيست، تأمين خدمات اجتماعي اساسي و يا توسعه اجتماع محلي دنبال مي کنند. بطور کلي سازمان هاي غيردولتي،سازمان هاي غيرانتفاعي، مستقل از دولت، مبتني بر ارزش هاي مورد تأکيدشان هستند، که بصورت داوطلبانه فعاليت مي کنند(بانک جهاني:1990).
فرهنگ روابط بين الملل از بعدي فراگير، مفهوم مورد نظر را تعريف نموده است: سازمان هاي غيردولتي، سازماني است با مکانيسمي جهت ايجاد همکاري ميان گروه هاي ملي، درباره مسايل بين المللي، خصوصاً در زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، دوستانه و تفکيکي.
شوراي اروپا نیز به هنگام بررسي ضوابط خود درباره نحوه همکاري با سازمان هاي غيردولتي، آنها را اينگونه تعريف کرده است: «سازمان هاي غيردولتي، جمعيت ها، جنبش ها يا گروه هايي هستند که با استقلال از دولت، بدون قصد منفعت طلبي براي دفاع از منافع خصوصي همچون مسائل شغلي، اجتماعي فرهنگي، تجاري، سياسي، علمي، انسان دوستانه، مذهبي و غيره تشکيل گرديده اند».
کميسيون اجتماعي ـ اقتصادي دولت هاي آسيا اقيانوسيه ملل متحد در تحليل خود، سازمان هاي غيردولتي را مجموعه اي خصوصي، غيرانتفاعي و با ساختاري نسبتاً انعطاف پذير تعريف کرده است که اهداف تأسيس آنها بسيار متنوع است.
در کارگاه آموزشي سازمان هاي غيردولتي که در سال 1988 در بانکوک تايلند برگزار شد نیز از سازمان هاي غيردولتي تعاريف گوناگوني ارائه گرديد:
– سازماني غيرانتفاعي، داوطلبانه، خدمت گرا و توسعه مدار که در جهت منافع اعضاء(سازمان خودجوش) و با ساير افراد جامعه (سازمان کارگزار) عمل مي نمايد.
– سازماني که از افراد خصوصي معتقد به اصول عمده اجتماعي معيني تشکيل شده است.
– کساني که فعاليت هاي خود را براي توسعه جامعه اي که در آن زندگي مي کنند متمرکز مي سازند.
– سازمان توسعه اجتماعي که هدف آن توانمندسازي افراد جامعه است.
– به سازمان يا گروهي از افراد اطلاق مي شود که به دور از شيوه هاي کنترلي شديد خارجي در مسير اهداف و مقاصدي کار مي کند که نيل به آنها منجر به تغييرات مطلوب در جامعه، ناحيه و يا منطقه اي مي شود که در آن به فعاليت ميپردازد.
– سازماني مستقل، دمکرات و غيرفرقه اي که براي توانمندسازي گروه هاي حاشيه اي از نظر اقتصادي و اجتماعي تلاش مي کند.
– سازماني که به هيچ حزب سياسي وابسته نبوده و بطور کلي متعهد به خدمت براي توسعه و رفاه اجتماع است.
– سازماني که متعهد است که بايد شناخت عميق مشکلات در مسير بهتر نمودن کيفيت زندگي مردم، بخصوص فقرا، ستمديدگان و افراد مناطق حاشيه اي شهرها و روستاها تلاش کند.
– سازماني است که توسط افراد يک اجتماع و براي خدمت به جامعه بدون کمترين دخالت دولت به وجود آمده است و نه تنها سازماني خيريه است بلکه در زمينه هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي نيز به فعاليت مي پردازد.
– سازماني است که از نظر ساختاري انعطاف پذير و مردمي بوده است و در مسير ارايه خدمت به مردم بدون دريافت سودي به نفع خود و يا چشمداشت منفعت طلبانه تلاش مي کنند.
به لحاظ تئوريک سازمان هاي غيردولتي شفاف ترين بيانيه «جامعه مدني» هستند و از انواع سازمان هاي واسط يا ميانجي محسوب مي شوند. به عبارت ديگر هر سازمان غيردولتي بين حامياني که باعث آن شده اند از يک طرف و گروه هاي هدفي که مورد مساعدت قرار مي گيرند. از طرف ديگر، سازماني ميانجي محسوب مي شود و به همين معناست که سازمان هاي غيردولتي را سازمان هايي دانسته اند که اساساً در حق و يا به نمايندگي از ديگران کار مي کند(جباري،77:1379).
الگوي دانشگاه” جان هاپکينز”آمريکا، مفصل ترين تحقيقاتي است که محققان علوم اجتماعي براي تعريف و تشخيص

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع نیروی انسانی، مشارکت اجتماعی، مقررات دولتی، نظام اقتصادی Next Entries مقاله رایگان با موضوع حقوق بشر، مصرف مواد، سوء مصرف مواد، سازمان ملل متحد