مقاله رایگان با موضوع نیروی انسانی، مشارکت اجتماعی، مقررات دولتی، نظام اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

ه اجتماعی اند و از این رو بحثی جامعه شناختی به شمارمی آیند، عرصه هایی درزندگی جمعی وجود دارد که آنها را خرده نظام اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جدا می کند؛ چنین عرصه هایی به عمل متقابل گروههای اجتماعی با محیط پیرامونشان مربوط است.
مشارکتهای محلی، روستایی، شهری، انواع انجمنها و… ازجمله عرصه های مشارکت اجتماعی هستند. مفهوم شهروندی نقطه اشتراک مشارکت اجتماعی وسیاسی است. مبارزه مشترک افراد برای حق تشکیل انجمن ها، اجتماعات، سازمان های داوطلبانه وغیردولتی به عنوان حقوق اولیه شهروندی، ازمظاهر مهم مشارکت اجتماعی به شمارمی آید(همان:12).
همچنین انواع مشارکت را بصورت زیر نیز می توان تقسیم بندی و بررسی نمود.
الف) مشارکت بین افراد که به آن مشارکت دو جانبه می گویند و خود به خود بوجود می آید.
ب) مشارکت بین افراد خیر و افراد آسیب دیده که از طریق کمک به افراد آسیب دیده در غالب تشکل های مردم نهاد و NGOها صورت می گیرد.
ج) مشارکت بین مردم و دولت یا مشارکت قراردادی(نوغانی و همکاران،19:1387).

2-1-2- الگوهای مشارکت
الگوهای مشارکت از تنوع بسیاری برخوردارند، نگاهی به الگوهای موجود مشارکت در جهان نشان می دهد که می توان این الگوها را برحسب معیار های متفاوت طبقه بندی کرد.
2-1-2-1- بر حسب نوع مشارکت
به اعتبار نوع مشارکتی که افراد در یک الگو دارند و در واقع بر حسب بخشی از انجام فعالیت که در آن سهیم می شوند می توان الگوهای مشارکت ذیل را ازیکدیگر متمایز ساخت:الف )مشارکت در تصمیم گیری و مدیریت؛ب) مشارکت در تأمین مالی هزینه انجام طرح ها؛ج )مشارکت در تأمین نیروی انسانی

2-1-2-1-1- مشارکت در تصمیم گیری و مدیریت
طرفداران مشارکت در مدیریت معتقدند که این گونه از مشارکت ها چه در سطح سازمان ها و چه در سطح شهرها و روستاها از طریق تأمین سه نیاز اساسی انسان یعنی استقلال عمل با نظارت بر رفتار خویش، کامل کردن یا دست یابی به کل یا تمامی یک فعالیت و پیوندهای میان اشخاص در جریان فعالیت ها، موجبات خوشنودی و ارضای آدمیان را فراهم می آورد و در نهایت تأثیر مثبتی بر کارکرد و بهره وری فعالیت ها می گذارد.سطح و محدوده مشارکت در مدیریت تحت تأثیر سه گانه از عوامل و شرایط قرار می گیرد. این عوامل می توانند هم سطح و هم اثر این مشارکت ها را تحت تأثیر قرار دهند(سلیمانی،25:1380).
دسته اول : این عوامل به ویژگی های شخصی و روانشناختی مربوط می شود و شامل عواملی همچون ارزش ها، نگرش ها و گرایش ها و توقعات افراد می گردد.
دسته دوم این : عوامل به ماهیت فعالیت و نحوه سازماندهی آن باز می گردد.میزان پیوستگی افرادی که در انجام یک فعالیت نقش دارند بایستی در دعوت به مشارکت مورد توجه قرار گیرد.
دسته سوم: این عوامل را می توان عوامل پیرامونی نامید. دگرگونی های تکنولوژیکی، دگرگونی های مقررات دولتی، دگرگونی های ناشی از رقابت و هم چشمی در این گروه جای می گیرند.

2-1-2-1-2- مشارکت در تأمین مالی هزینه انجام طرح ها
در این نوع از مشارکت افراد بخشی از بار مالی طرح و یا پروژه اجرایی را به دوش می کشند که در عمل میزان مطلوبیت این طرح ها برای فرد و توان و قدرت مالی فرد نقش بسزایی را در مشارکت مالی افراد بازی می کند و افراد نیز کمک های مالی خود را بصورت پولی، جنسی و یا واگذاری امکانات خود در فعالیت های مشارکت جویانه شرکت می کنند.

2-1-2-1-3- مشارکت در تأمین نیروی انسانی
در این نوع از مشارکت، افراد با تأمین نیروی انسانی مورد نیاز طرح در این طرح فعالیت مشارکت جویانه خواهند داشت و با قبول تأمین نیروی انسانی پروژه از هزینه های اجرای طرح می کاهند(سلیمانی،26:1380).
2-1-2-2- بر حسب نوع سازماندهی
عمل طبقه بندی وظایف، تفویض اختیار، تثبیت مسئولیت برای اجرای وظایف و تعیین روابط به منظور همکاری مؤثر در تحقق بخشیدن به اهداف را اصطلاحاً سازماندهی می نامند.
بر حسب نوع سازماندهی در نخستین گام می توان دو نوع سازماندهی الگوهای مشارکت را از یکدیگر متمایز ساخت. در نوع نخست که اساساً تشکل های خود جوش و خود انگیخنه جامعه را شامل می شود. سازماندهی بدن توجه به دست آوردهای دانش جدید مدیریت صورت گرفته و مبتنی بر تجربیات شخصی و سنن اجتماعی است.اما در نوع دوم که تشکل های رسمی یا نسبتاً رسمی و برانگیخته را شامل می شود سازماندهی بر مبنای دست آوردهای فنون مدیریتی جدید و با هدف حداکثر کارایی صورت می پذیرد.
در نوع اول روابط بیشتر رودررو و پیوندها بیشتر عاطفی است و از این رو دوام و پایداری بیشتری از خود نشان می دهند. اما در ضمن امکان استفاده بهینه از منابع در آنها پایین بوده و اغلب فعالیت ها با صرف امکانات و انرژی بیش از حد مورد نیاز صورت می پذیرد. رسمیت روابط فی مابین در نوع دوم ممکن است به کاهش علایق و پیوندهای عاطفی بینجامد اما کارایی را افزایش داده، سرعت و نظم اموررا بالا می برد.
به علاوه تقسیم کار دقیق تر موجود در نوع دوم، امکان اصطحکاک و کشمکش های درون این تشکل ها را کاهش می دهد.بسته به زمینه و انتظاری که از یک تشکل مشارکتی وجود دارد می توان یکی از این دو نوع را مناسب تر دانست اما صدور حکم کلی واقع بینانه نیست(علوی تبار،30:1382).

شکل 2-1- عوامل مؤثر بر میزان مشارکت
همانطور که در نمودار مشاهده می شود اقدام مشارکت توسط یک فرد هنگامی صورت می گیرد که اولاً قصد و نیت او برای مشارکت شکل گرفته و انگیزه ی کافی را برای مشارکت یافته باشد.ثانیاً امکان مشارکت برای فرد خواهان مشارکت فراهم شده باشد. هریک از این عوامل(قصد و نیت مشارکت و امکان مشارکت) تحت تأثیر عوامل دیگری مشخص و تعیین می گردند. مروری بر این عوامل به درک بهتر مطلب کمک می کند.
نخستین عامل مؤثر بر قصد مشارکت اطلاعات فرد در مورد مشارکت است. حداقلی از دانش در مورد یک پدیده یا رفتار لازم است تا ذهن فرد نسبت به آن کنجکاو شده بتواند آن را موضوع احساسات مثبت یا منفی خویش قرار دهد(همان:24).
دومین عامل تصور فرد از پیامدهای مشارکت است. فردی که اجمالاً می داند مشارکت چیست؟ بایستی در این زمینه نیز اندیشه کند که در اثر اقدام به مشارکت چه چیز حاصل می گردد؟
سومین عامل مؤثر در شکل گیری انگیزه های درونی در زمینه مشارکت ارزش داوری در زمینه ی پیامدهای متصور برای مشارکت است. بطور مثال اگر کسی پیامد مشارکت را افزایش حضور اجتماعی بداند اما در داوری های خود برای حضور بیشتر اجتماعی ارزش قایل نباشد، ارزیابی مثبت و بر انگیزاننده ای در مورد مشارکت نخواهد داشت. عوامل سه گانه یاد شده گرایش افراد را نسبت به مشارکت می سازند(نوغانی و دیگران،34:1387).

2-1-3-پیش شرط های مشارکت
برای تحقق مشارکت که از اهداف توسعه به شمار می رود به لوازم و پیش شرط هایی در صحنه های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیازمندیم که اهم این پیش شرط ها به شرح زیر می باشد.
الف – وجود یک نظام مردمی: که مردم به راحتی در تمامی سطوح تصمیم گیری برای طرح ها و پروژه های توسعه مشارکت نمایند و مطمئن باشند که نظرات و دیدگاه های آن ها برای رفع مشکلاتشان مهم می باشد و دست اندرکاران بالا دستی نیز از این رویه استقبال نمایند.
ب- تفویض قدرت سیاسی: مردم مناطق به راحتی بتوانند در تصمیم گیری سیاسی پیرامون محیط کار و اشتغال، رفاه و غیره خود شرکت نمایند.
ج- عدم تمرکز اداری تا حد پایین ترین سطوح سلسله مراتب اداری: که در این ارتباط باید زمینه ای برای گسترش ادارات محلی جهت پاسخگویی به نیازهای مردم در پایین ترین سطح فراهم گردد(کریمیان پور،18:1389).

2-1-4- مشخصه جوامع مشارکتی
مشارکت فعال کلید ساخت جامعه قدرتمند است و برای موفقیت جامعه ضروری است. جوامع مشارکتی دارای چندین مشخصه به شرح زیر هستند:
1- تعداد زیادی از مردم در فعالیت ها وارد می شوند.2- ورود تمامی گروه ها آزاد است. 3- اقتصاد خود را آزادانه هدایت می کنند. 4- هیچ چیز بعنوان ایده وجود ندارد یعنی تمامی ایده ها قابل احترام هستند و بعنوان ارزش قابل تحسین هستند. 5- هیچ تمایزی بین گروه های مختلف وجود ندارد. 6- آزادانه عمل می کنند و ذهن بازی دارند یعنی تحت کنترل یک سازمان یا گروه خاصی نیستند (نورمن،2:2002).
قرن بیست و یکم را قرن همیاری و مشارکت نام نهاده اند. چرا که جهان تنها در پرتو مشارکت فعال زنان و مردان و همه گروهها و جوامع تنگناهای آینده را پشت سرخواهد گذاشت در این میان گسترش مشارکت درجوامع جهان سومی که به دلایل تاریخی وسیاسی فعالیت کمتری در عرصه های مشارکتی داشته اند اجتناب ناپذیراست(سعیدی،10:1382).

2-2- سازمان
سازمان، نظامي اجتماعي مي باشد که حدود نسبتأ مشخصي را حائز بوده و با اجزايي هماهنگ و بصورت مداوم و آگاهانه جهت تحقق اهداف مورد نظر و خاص خود فعاليت مي کند. منظور از مداوم و مستمر بودن فعاليت سازمان، حضور و فعاليت مستمر انسان ها در آن است(قلي پور، 23:1380).البته این امکان وجود دارد که همکاری افراد در سازمان در قالب طرح های تمام وقت و منقطع باشد، لیکن آنچه که مهم است حضور مداوم گروه هایی از انسان ها در سازمان است(رابینز،4:1987).
“هربرت سايمون” سازمان را گروهي از افراد مي داند که رفتار مي کنند. “سايمون” مي گويد: «اين افراد، ابزار يا ماشين نيستند بلکه انسان هايي با احساسات، اميدها و بيم هايشان هستند. که بيمار، گرسنه، خشمگين، مأيوس، شاد و يا غمگين مي شوند و رفتارهايشان تابع مجموعه اي از تأثيرات گوناگون است که از زمان تولد آغاز مي شود و از همه جهات و در هر لحظه بر آنها تأثير مي گذارد»(صبوري،11:1374).
“لويت” سازمان را قواعد و مقررات حاکم بر رفتار مي داند که به صورت دقيق و روشن مشخص مي کند که فرد در موقعيت هاي متفاوت چه نوع رفتاري بايد داشته باشد. بعبارتی سازمان ها با طراحي و برنامه ريزي قبلي و از روي آگاهي در راستاي نيل به اهداف مشخص به وجود مي آيند(قلي پور،24:1380).
اهدافي که سازمان ها متکفل تحقق آنها هستند، از عهده افراد به تنهايي خارج است تحقق آنها توسط گروه هاي انساني هماهنگ، کاراتر، اثربخش تر محسوب مي شود(رابينز، 4:1987).
سازمان، سواي شکل و اندازه خود متشکل از افرادي است که نقش هاي مرتبط با ديگر نقش ها را ايفا مي کنند. همه سازمان ها داراي گروه هاي کاري در تعداد و ابعاد گوناگون هستند.
سازمان ها حائز ويژگي هاي منحصر و مختصات مربوط به خود هستند. اندازه سازمان، تمرکز، اقتدار و قدرت تصميم گيري، تخصصي شدن، پيچيدگي وظايف، کارکردها و روابط متقابل ميان آنها و غيره از وجوه سازماني مي باشند(صبوري، 12:1374).
“اسکات” و “برنارد” در مورد سازمان با تأکيد بر رهبري معتقدند که آن « سيستمي از همکاري آگاهانه، عمدي، هدفدار و هماهنگ شده بين افرادي است که تحت رهبري خاص بسوي اهداف مشترک در حرکت مي باشد؛ في الواقع منظور از سازمان، همان سازمان رسمي است».
” آنتوني گيدنز” در تعريف سازمان مي گويد:«انواع فراواني از سازمان ها در جوامع صنعتي وجود دارند که اکثر جنبه هاي زندگي ما را تحت تأثير قرار مي دهند. در حاليکه همه سازمان ها بوروکراتيک نيستند. پيوندهاي کاملاً نزديک ميان توسعه سازمان ها و گرايشات بوروکراتيک وجود دارد»(کینز،808:1374).

2-2-1-تيپولوژي سازمان ها
تيپولوژي، طريقه توصيف، شکل بندي، تمايز و تفاوت ميان سازمان ها مي باشد. حسن تيپولوژي اين است که تفاوت هاي ميان سازمان ها را تبيين مي نمايد و بدين وسيله ما مي توانيم انبوه سازمان هايي را که وجود دارند، طبقه بندي کنيم. به سبب تفاوت سازمان ها در اندازه، شکل، پيچيدگي و بسياري از عوامل ديگر، ديدگاه هاي نظري درباره آنان متنوع مي باشد.
بسياري از تئوري هاي مربوط به سازمان صرفاًبا انواع معيني از سازمان ها قابل تطبيق است. يعني سازمان هايي که مختصات مشترک و معيني دارند. يکي از مسائل در ايجاد تيپولوژي سازمان ها اين است که در اينگونه طبقه بندي از کدام معيارها بايد استفاده گردد.
برخي از اين معيارها عبارتنداز: اهداف سازمان، فعاليت هاي اصلي سازمان، کنترل سازماني، تمرکز اقتدار، ساخت ارتباطات، محدوديت هاي مربوط به عضويت در

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع مشارکت مردم، مواد مخدر، سازمان های مردم نهاد، مشارکت فرهنگی Next Entries مقاله رایگان با موضوع های غیر دولتی، سازمان ملل، سازمان ملل متحد، منشور ملل متحد