مقاله رایگان با موضوع نهج البلاغه، مجاز عقلی، شایسته سالاری، رعایت اعتدال

دانلود پایان نامه ارشد

إِغَاثَةُ25 ٱلْمَلْهُوفِ26 وَ ٱلتَّنْفِيسُ عَنِ ٱلْمَكْرُوبِ27*
و درود خدا بر او، فرمود: از كفّاره گناهان بزرگ، به فرياد مردم رسيدن، و آرام كردن مصيبت ديدگان است.
موضوع اجتماعی حکمت(روش يارى كردن مردم )
امام (ع)دراین کلمه به مسئولیت انسان دربرابردرماندگان و ضعیفان جامعه اشاره می نمایندوتوجه به این مهم را باعث آمرزش گناهان می داند…( مغنیه؛1358: 4/231)
• وجوه بیانی وسیمای ادبی
الف.مجاز؛
1.«ٱلْمَكْرُوبِ» مجازعقلی است به علاقه (مابُنیَ لِلمَفعُولِ إلَی الفاعِلِ)مفعول به جای فاعل یعنی تنفیس الکارب بجای مکروب.از آن جهت که لازمه برطرف کردن غم و اندوه انسان درمانده برطرف کردن علت وعامل غم واندوه وی می باشد.
یاری رساندن به انسان درمانده یک عبادت و طاعت علی حده است،وفوائدزیادی در آن است ازجمله راندن ستمگر،و نجات مظلوم وآرامش بخشیدن به روح و روان افراددربرابرخشم و غضب و جلب محبت،وازآن جاکه این طاعت یک عبادت بزرگ است،کفاره گناه بزرگ نیز می باشد.وگفته اندکه کفاره گناهان فاحش عبادات آشکارو برجسته است و هیچ طاعتی ازنظرظهور وبروز مثل دستگیری ازدرمانده و مصیبت دیده نیست.(عطاردی ؛ 1375 : 2/ 679)
ب.استعاره؛
2.«و كَفَّارَاتِ ٱلذُّنُوبِ»استعاره مکنیه(مستعار) ازغفران به خاطر شباهت میان بخشیدن و نادیده گرفتن با پوشاندن که معنای حقیقی «کفر»است.بدین صورت که پوشاندن و نادیده گرفتن گناه رابه بخشیدن و آمرزش تشبیه کرده (کفارات مستعارله)و(غفران مستعارمنه محذوف)والذنوب به عنوان قرینه(استعاره تخییلیه) در جمله ذکرشده است.(عرفان؛1358 :2/ 154-142)
4-011نهج البلاغه-حکمت33
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ: کن سَمْحاً وَ لَا تَكُنْ مُبَذِّراً28- وَ كُنْ مُقَدِّراً 29وَ لَا تَكُنْ مُقَتِّراً 30 *
و درود خدا بر او، فرمود: بخشنده باش امّا زياده روى نكن،در زندگى حسابگر باش امّا سخت گير مباش.
• موضوع: (اخلاقی،اجتماعی،اقتصادی)اعتدال در بخشش و حسابرسى
امام (ع)دراین حکمت به مهمترین مسائل مربوط به اداره منزل و نظم درمعیشت پرداخته است وبه مقداروسعت ثروت موجود به بخشندگی وبزرگواری سفارش فرموده ،اما درعین حال ازاسراف کاری حتی دربخشش و انفاق درحق حاجتمندان منع کرده است.. (کمره ای؛1356: 21/ 67)
وجوه بیانی وسیمای ادبی حکمت؛
• دراین حکمت مواردی از استعاره به کاررفته است.
دراین حکمت « سَمْحاً »(مستعارله)استعاره مکنیه تبعیه از بخشنده(مستعارمنه) و« مُقَتِّراً»(مستعارله)استعاره مکنیه تبعیه از سختگیر و خسیس(مستعارمنه) گرفته شده است .ومجموع عبارت کنایه از رعایت اعتدال و حدوسط دربخشش می باشد.
مجموع سخن درباره این موضوع وارد شده است وآن برگرفته ازسخن خداسبحان است که می فرماید: وَ «لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن، (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حدّ (نيز) دست خود را مگشاى، تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى! (اسراء-29). و شبیه سخن او(جلّ جلالهُ): إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ.»اسرافکاران برادران شیطانند و سخن او(جلّ جلالهُ): وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً. و كسانى كه هر گاه انفاق كنند، نه اسراف مى‏نمايند و نه سخت‏گيرى؛ بلكه در ميان اين دو، حدّ اعتدالى دارند. (فرقان:67) (قمی ؛1375،:1/55)

4-012نهج البلاغه حكمت 35
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ:مَنْ أَسْرَعَ إِلَى النَّاسِ بِمَا يَكْرَهُونَ قَالُوا فِيهِ مَا لَا يَعْلَمُون*
و درود خدا بر او، فرمود: كسى در انجام كارى كه مردم خوش ندارند، شتاب كند، در باره او چيزى خواهند گفت كه از آن اطّلاعى ندارند.
• موضوع:(ضرورت موقعيّت شناسى)
[یکی ازموضوعات اساسی دربرخورد با دیگران ضرورت موقعیت شناسی وتوجه به سطح فکر و میزان فهم مخاطبین است ،که حضرت دراین حکمت به آن پرداخته]از مهمترین اموردرنظر گرفتن شرایط و وضع حال شنونده وفرمانبر وموعظه شونده است،ازنظرمیزان آمادگی وپذیرش تبلیغ و تحمیل قوانین ،وخبرهایی که به سمع وی رسانده می شود. (کمره ای،1356: 21/ 67)
• وجوه بیانی وسیمای ادبی جکمت
الف.مجاز؛
1.و« قَالُوا»مجازمرسل است به علاقه ابزار چونکه زبان ابزار بیان و بروز مافی الضمیر است.ومجموع عبارت کنایه إیماء از مراعات حال مخاطبین درقانون گذاری وابلاغ دستور وفرمان ونهی از تحمیل قوانین برآن هاست ،تا انسان از گزندآسیب های آنان در امان بماند(عرفان، 1358 :2/ 154-142)
ب..استعاره؛
2.اسرع(مستعارمنه یا مشبه به) استعاره مصرحه تبعیه، از توجه و اقبال بر مردم برای تبلیغ و موعظه وتحمیل کردن قوانین و مسئولیت های ناخوشایند برآن ها،یعنی(توجّهَ الیهم؛متوجه سازد. وحمّل علیهم؛تحمیل کند قوانین و احکام)مستعار له. (همان)

4-013 ( نهج البلاغه حکمت38)
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ: يَا بُنَيَّ احْفَظْ عَنِّي أَرْبَعاً وَ أَرْبَعاً- لَا يَضُرُّكَ مَا عَمِلْتَ مَعَهُنَّ- إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ وَ أَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ31- وَ أَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ وَ أَكْرَمَ الْحَسَبِ حُسْنُ الْخُلُقِ يَا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْأَحْمَقِ- فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرَّكَ- وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْبَخِيلِ- فَإِنَّهُ يَقْعُدُ عَنْكَ أَحْوَجَ مَا تَكُونُ إِلَيْهِ- وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْفَاجِرِ فَإِنَّهُ يَبِيعُكَ بِالتَّافِهِ32 وَ إِيَّاكَ وَ مُصَادَقَةَ الْكَذَّابِ- فَإِنَّهُ كَالسَّرَابِ يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعِيدَ وَ يُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَرِيبَ*
به فرزندش امام حسن عليه السّلام فرمود: پسرم چهار چيز از من ياد گير (در خوبى‏ها)، و چهار چيز به خاطر بسپار (هشدارها)، كه تا به آنها عمل مى‏كنى زيان نبينى:
خوبى‏ها
الف. همانا ارزشمندترين بى‏نيازى عقل است، ب. و بزرگ‏ترين فقر بى‏خردى است،ج. و ترسناك‏ترين تنهايى خودپسندى است. د. و گرامى‏ترين ارزش خانوادگى، اخلاق نيكوست.
هشدارها
الف. پسرم از دوستى با احمق بپرهيز، چرا كه مى‏خواهد به تو نفعى رساند امّا دچار زيانت مى‏كند. ب. از دوستى با بخيل بپرهيز، زيرا آنچه را كه سخت به آن نياز دارى از تو دريغ مى‏دارد.
ج. و از دوستى با بدكار بپرهيز، كه با اندك بهايى تو را مى‏فروشد.
د. و از دوستى با دروغگو بپرهيز، كه او به سراب ماند: دور را به تو نزديك، و نزديك را دور مى‏نماياند.
موضوع: (اخلاقی،اجتماعی،تربیتی)ارزش‏ها و آداب معاشرت با مردم
امام (ع)دراین کلمه به ارزشها وآداب معاشرت با مردم اشاره می فرمایند.ویادآوری فرموده اندکه چگونه با افراد مختلف رفتاری متناسب با شخصیت وخصوصیات آنان داشته باشیم.لذا درقالب تشبیهات متعدد،زیبا و عمیق ودقیق به بیان جوانب امرپرداخته اند.تشبیه عقل به غنی ترین بی نیازی،تشبیه حماقت به بزرگترین فقر،وخودبینی(عجب) به وحشتناک ترین تنهایی وخوش اخلاقی(حسن الخلق)به بهترین حسب و ریشه فامیلی،از جمله تعابیربی نظیر آنحضرت دراین زمینه است.
وجوه بیانی وسیمای ادبی حکمت؛
الف- تشبیهات به کاررفته؛
1.عقل به غنی ترین ثروت وحماقت و نادانی به بزرگترین فقروتنگ دستی وخودبینی به وحشتناک ترین تنهایی و خوش خلقی به باارزشترین حسب و خویشاوندی ،تشبیه بلیغ،موکّد و مجمل ازنوع تشبیه مفردعقلی به مفردحسی است.بادرنظرگرفتن تعددمشبه و مشبه به وقرارگرفتن هرمشبه بهی بعد مشبه ،تشبیه مفروق محسوب می شود.
2.ودرعبارت« فَإِنَّهُ « الْكَذَّابِ »كَالسَّرَابِ يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعِيدَ وَ يُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَرِيبَ »کذاب ودروغگو (مشبه مفردمطلق عقلی)به سراب(مشبه به مفردمطلق حسی) تشبیه شده است این تشبیه از نوع تشبیه مفصل به دلیل وجود همه ارکان تشبیه درآن تشبیه مفصل ومرسل است.(و يُقَرِّبُ …و يُبَعِّدُ… بیانگروجه شبه)
ب.کنایه؛
3.امام (ع) فرمود: «أربَعَاً وَ أربَعَاً» براى اين كه چهار مورد اوّل، در يك زمينه يعنى كسب فضايل اخلاق نفسانى و چهار مورد دوم از سنخ رفتار با مردم است. بعضى گفته‏اند: از آن جهت است كه دسته اوّل از سنخ اثباتى و دسته دوم سلبى مى‏باشند. (بحرانی ؛1373 : 5/444)
4-014نهج البلاغه -حکمت49
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ:إحْذَرُوا33 صَوْلَةَ34 ٱلْكَرِيمِِ إِذَا جَاعَ وَ ٱللَّئِيمِ إِذَا شَبِِعَ *
ترجمه درود خدا بر او، فرمود: از يورش بزرگوار به هنگام گرسنگى، و از تهاجم انسان پست به هنگام سيرى، بپرهيز.
موضوع حکمت؛( اخلاقی،اجتماعی) شناخت بزرگوار و پست فطرت
حضرت (ع )دراین کلمه نورانی به اصل شایسته سالاری وارزش گذاری افراد براساس معیارهای صحیح الهی تاکید نموده است .وراهکاری مهم را برای تشویق افراد جامعه به کسب کرامات انسانی وجلوگیری از تمرد وطغیان افرادناشایست توصیه فرموده است.
وجوه بیانی و سیمای ادبی حکمت؛
الف.مجاز؛
1.صولةدر عبارت« احْذَرُوا صَوْلَةَ الْكَرِيمِ »مجاز عقلی است به علاقه سببیت،زیرا آنچه بایداز آن ترسید آسیب هایی است که ممکن است انسان بزرگوار در اثر خشم واردکند وخشم وغضب سبب آن هاست نه عامل اصلی.
2.وهمینطور است صَوْلَةَ در« احْذَرُوا صَوْلَةَ اللئیم » مجاز عقلی است به علاقه سببیت،یعنی آسیب هایی که ممکن است انسان پست دراثرخودکم بینی وفرومایگی وارد نماید.
ب.کنایه؛
1.وواژه های جَاعَ و شَبِعَ کنایه از نیاز و عدم نیاز است به صورت إیما. (عرفان ؛1358 :2/ 215-211)
2.مقصود امام (ع) از كريم شخص بلند طبع و والاهمّت است، گرسنگى وى« جَاعَ » كنايه از نياز مبرم اوست. توضيح آن كه نياز مبرم- در وقت بى‏اعتنايى مردبه وى- باعث جوشش غيرت و خشم او مى‏شود و خود را وادار به يافتن كار مهمترى مى‏كند تا بدان وسيله بر آن مردم دست يابد و بر آنان مسلّط گردد، تا ايشان را درهم شكند و مجازاتشان كند. مانند اين كه زمام حكومت را به دست بگيرد و يا چيزى نظير آن، از اين رو لازم است با توجّه به او و نيازهايش به گرفتارى و رفع نيازمندى‏اش از حمله وى حذر كرد و از آن دورى جست.
3.مقصود از سيرى شخص فرومايه« شَبِعَ » کنایه ازتوانگرى و بى‏نيازى اوست و آن نيز باعث استمرار وى در فرومايگى است كه اقتضاى طبع اوست، و سير بودنش باعث تأكيد اين ويژگى است، امّا گرسنگى او چه بسا كه باعث دگرگونى خلق و خوى او شود و براى هدف خاصى از فرومايگى دست بردارد. دوام پستى فرومايگان سير برخاسته از طبع پست آنهاست و باعث آزردن زيردستان و مردمى است كه به آنان نيازمندند، بنا بر اين بايد از حمله آنان بيمناك بود و در صورت امكان موجبات سيرى ايشان را از بين برد (بحرانی ؛1373 : 5/455)
4-015نهج البلاغه حکمت50
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ:قُلُوبُ ٱلرِّجَالِِ وَحْشِيَّةٌ فَمَنْ تَأَلَّفَهَا35 أَقْبَلَتْ عَلَيْهِ *
درود خدا بر او، فرمود: دل‏هاى مردم گريزان است، به كسى روى آورند كه خوشرويى كند.
موضوع حکمت؛( اخلاقی،اجتماعی) راه جذب دلها
امام (ع) وحشت را در اينجا اصل قرار داده است، بدان جهت كه انس و الفت دل هاامرى اكتسابى است، وحشت، آن نامأنوس و بيگانگى است كه درخور آشنايى و انس و الفت است. (همان منبع : 456)
وجوه بیانی و سیمای ادبی حکمت؛
الف.مجاز؛
1.(ٱلرِّجَالِِ)در قُلُوبُ ٱلرِّجَالِِ مجاز عقلی است به علاقه جزءاز کل،زیرا این خصلت درحقیقت اختصاص به مردان تنهاندارد بلکه زنان و همه نوع بشر نیز تابع این فرض می باشندواو (ع) فرمود: (قُلُوبُ ٱلرِّجَالِِ وَحْشِيَّةٌ) یعنی مثل حیوانات وحشی از انسان گریزان است پس کسی که به آن ها محبت ورزد با احسان کردن وخوشرویی ورفتارهای مشابه آن ،به اوروی آورندوپیوند دوستی برقرار کنند،وهرکس به آن ها محبت نورزد و با احسان و خوشرویی رفتارنکند از او گریزان و بیزار می شوند(عرفان؛1358 :2/ 185)
ب.تشبیه؛
2.دراین کلمه قلوب به وحشیه«حیوان وحشی»تشبیه شده است .نوع تشبیه بلیغ است ووجه شبه صفت مستفاداز(فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع نهج البلاغه، جامعه اسلامی، جواهرالبلاغه، حسن معاشرت Next Entries مقاله رایگان با موضوع نهج البلاغه، سرمایه های انسانی، معنای اصلی، آرامش خاطر