مقاله رایگان با موضوع نهج البلاغه، جامعه اسلامی، جواهرالبلاغه، حسن معاشرت

دانلود پایان نامه ارشد

مکنیه در این است که تخییلیه بیشتر استعاره در فعل است که در این عبارات به کار گرفته شده .(عرفان ،1358 :2/154-142)

ج.کنایه؛
1.حضرت دراین سخن ارزشمندبه یکی ازمعیارهای نادرست ارزشگذاری افراددراجتماع اشاره فرموده است وآن دنیا و مظاهرمادی اعم از ثروت و مقام ومنصب است لذا او (ع) دنیارا کنایه ازامکانات و امتیازات مادی و دنیوی آورده است ؛ایما یا اشاره کنایه ای را گفته اند که در آن ملازمه آشکاروواسطه های اندک باشد.
2.درمجموع عبارات این کلمه نورانی چهارکنایه ازنوع ایماء به کاررفته است و آن ها عبارتنداز؛الف. أَقْبَلَتِ الدُّنْيَاکنایه از توجه نمودن.ب.أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ کنایه از دادن خوبی ها.ج. إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ کنایه از روی گردانی د. سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ کنایه از گرفتن خوبی ها
3.مجموع عبارت کنایه(تعریض)ازحسن معاشرت و رفتاراست(مکنی عنه) ( همان منبع : 215-211)
4.امام (ع) بدين وسيله بر خوشرفتارى و معاشرت با اخلاق پسنديده با مردم سفارش كرده است، و عبارت: ان متّم… كنايه از همان است، زيرا از لوازم خوشرفتارى آدم اهل معاشرت دلسوزى ديگران به او در زندگى و به هنگام نيازمندى او، و گريه آنان پس از مرگ اوست.. (همان )

4-04 نهج البلاغه- حکمت 10
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ:خَالِطُوا ٱلنَّاسَ مُخَالَطَةً10 إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ- وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا11 إِلَيْكُمْ‏*
»با مردم چنان رفتار كنيد كه اگر در آن حال مرديد، بر شما بگريند، و اگر زنده مانديد، علاقمند به معاشرت با شما باشند»
• موضوع حکمت (اخلاقی،اجتماعی)(روش زندگى با مردم)
اسلام به خوش رفتاری دعوت کرده است و این که انسان با مردم روشی خوشایند داشته باشدبه طوری که باچهره گشاده با ان هاروبرو شودو با نرمی و مهربانی با آن ها سخن گویدواحساس کننددرآسایش و سختی وسختی هاو رنجهایی که برآن ها وارد می شوددرکنارشان است. واین موضوع به طور طبیعی دارای آثارونتایجی است و از جمله آثارآن این است که اگراز مردم دورشودو اورا ازدست بدهندجستجویش می کنندوبرای دیدنش اشتیاق می ورزند وچون بمیرددرفراقش می گریندواندوهگین می شوند،بخاطراینکه با ازدست دادن اواحساس زیان می کنند.ومسلمان بایدهمین گونه باشد( ابن ابی الحدید ؛ 1379-1368: 7/ 235)
• وجوه بیانی وسیمای ادبی
الف.استعاره,
خالِطُوا و مُخالِطَﺔً استعاره مصرحه تبعیه(مستعار) از عاشروا و معاشره به معنی خوشرفتارى و معاشرت با اخلاق پسنديده با مردم(مستعارمنه) است،وجامع آن هاشدت ارتباط و پیوندباآنان واهتمام نسبت به رفع مشکلات است
ب.کنایه؛
امام (ع) بدين وسيله بر خوشرفتارى و معاشرت با اخلاق پسنديده با مردم سفارش كرده است، و عبارت: إن مِتُّم… كنايه تعریض از همان است، زيرا از لوازم خوشرفتارى آدم اهل معاشرت،دلسوزى ديگران به او در زندگى و به هنگام نيازمندى او، و گريه آنان پس از مرگ اوست(عرفان،1358 :2/ 215-211)
4-05نهج البلاغه حکمت 12
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ:أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ12 ٱلإِخْوَانِ13-وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ14 مِنْهُمْ*
«ناتوانترين مردم كسى است كه از يافتن دوستان، ناتوان باشد، و ناتوانتر از او كسى است كه ياران به دست آورده را از دست بدهد»
• موضوع حکمت(اخلاقی،اجتماعی،تربیتی)آيين دوست يابى
حضرت دراین سخن برتحکیم پیوندهای اجتماعی تاکید می کند ودوستان وبرادران دینی انسان را به عنوان یک سرمایه ارزشمندیادآوری می کند.وازدست دادن این سرمایه ارزشمندرا ازنشانه های ناتوانی افراد برمی شمارد
• وجوه بیانی وسیمای ادبی
الف. استعاره؛
1.کلمه ٱلإِخْوَانِ (مستعار) را که دراصل به معنی برادران است استعاره از دوست صمیمی گرفته است تابدین وسیله ارزش آن رادرذهن مخاطبین افزایش دهد.
2.واستعمال لفظ « اكْتِسَابِ »(مستعار)که به معنوی کسب منفعت درمعامله است درمورد انتخاب دوست(مستعارمنه) اسنعاره مصرحه تبعیه می باشد جامع آن دواشتراک در جلب منفعت باقرینه ألإخوان گویی حضرت می فرمایند:انتخاب دوستان خوب به خاطر منافع مادی و معنی که عاید انسان می شود مانندمعامله سودمنداست. (همان منبع:154-142)
ب.تشبیه؛
• «مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ15 ألإخوان ِ» مشبه مرکب عقلی به«أَعْجَزُ النَّاسِ»مشبه به مرکب عقلی به صورت بلیغ تشبیه شده است وهمینطوراست تشبیه « مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ16 مِنْهُمْ »به «وَ أَعْجَزُ مِنْهُ» تاویل آن این است العاجزعن اکتساب الاصدقاء عاجزترین است ونیز(ضیّاع الاصدقاء )عاجزتراز اوست. .( همان منبع:22-19)
4-06نهج البلاغه حکمت 14
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ:مَنْ ضَيَّعَهُ 17ألْأقْرَبُ أُتِيحَ18 لَهُ الْأَبْعَدُ*
كسى كه اقوام نزديك او را رها كنند، اشخاص غريبه به يارى او برخيزند. »
• موضوع:(اخلاقی،اجتماعی)روش برخورد با خويشاوندان
حضرت دراین کلمه نورانی،برتوجه و اهتمام مجدی نسبت به خویشاوندان نزدیک تاکید می نمایند.اینکه مبادا به بهانه ی گرفتاری هابه ویژه آنچه بدون اختیار و تقصیر ازجانب انسان برایشان رخ داده است مورد بی مهری قرار گیرند.
• وجوه بیانی وسیمای ادبی حکمت
دراین کلمه نورانی مواردی از کنایه آورده شده است
1.مَنْ ضَيَّعَهُ کنایه تعریض از ازدست دادن،وهمینطورأُتِيحَ کنایه از یادکردن،
2.ألْأقْرَبُ و الْأَبْعَدُ استعاره بالکنایه است به ترتیب « اقرب »ازخویشاوندان نزدیک یعنی کسانی که نسبت خانوادگی وریشه نسبی شان با انسان نزدیک ویا«أبعد» کسانی که نسبت خانوادگی وریشه نسبی شان با انسان دوراست و ازنوع کنایه از موصوف می باشد.بدین صورت که صفت را به کار برده وبه واسطه آن به موصوف اشاره نموده است.وبدین وسیله هشدارمی دهدکه گمان نکنید اگراز آنها دست کشیدید و مسئولیت خودرا درباره آنان رها کردید ،دیگرکسی به دادشان نخواهدرسید بلکه خداوند دلهای اشخاص دیگری را متوجه آنان خواهد کرد. (ثروتیان؛105:1378)

خراسانيها كه عجم بودند به يارى بنى عباس كه دولتى عرب بود، قيام كردند و اگر به سيره و تاريخ تأمل كنى نظير اين موضوع را فراوان و به صورتى شايع خواهى ديد. (ابن ابی الحدید ؛1379-1368: 7/ 239)
4-07نهج البلاغه حکمت 15
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ:مَا كُلُُّ مَفْتُونٍ19 يُعَاتَبُ20 *
.« و درود خدا بر او، فرمود: هر فريب خورده‏اى را نمى‏شود سرزنش كرد »
موضوع: (اخلاقی ،اجتماعی)روش برخورد با فريب خوردگان جامعه
حضرت(ع)دراین کلمه روش صحیح موضع گیری وشیوه مناسب هدایتگری را درخصوص افرادفریب خورده گوشزد می نماید.وسرزنش کردن و عتاب خطاکاران و منحرفان را به طورعام موثر نمی دانند.
وجوه بیانی وسیمای ادبی حکمت؛
الف.مجاز؛
اين سخن را على عليه السّلام به سعد بن ابى وقاص و محمد بن مسلمه و عبد الله بن عمر فرموده است و اين به هنگامى بوده كه آنان از بيرون رفتن با او به جنگ جمل خود دارى كردند، كُلُُّ مَفْتُونٍ مجاز مفردمرسل است به علاقه کلیت ،کل را بکاربرده واز آن معنای جزء را اراده فرموده اندکه همان بعضی از اصحاب آن بزرگوار می باشند که از فرمان وی برای شرکت درجنگ سرباز زدند.(مکنی عنه) (همان منبع:239)
ب.کنایه؛
این جمله کنایه ای است به صورت ایماء واشاره به عدم تأثیرسرزنش و عتاب خطاکاران به طورعام.واظهارعدم اعتنای حضرت به مخالفت برخی اصحاب و یا عدم اعتنای آنحضرت به سرزنش و عتاب آنان به دلیل عدم احتمال تاثیر آن و قاطعیت و جدیت خود درانجام تکلیف ،باشد.
ومی توان کنایه به صورت تعریض نیز باشدیعنی کنایه غیر مستقیم که مورد کنایه درآن ذکر نمی شودوبه قول عوام الناس ؛به در می گویند تا دیوار بشنود(احمدنژاد،66:1385)

4-08نهج البلاغه حکمت 20
*وَ قَالَ ( عليه‏السلام )أَقِيلُوا21 ذَوِي الْمُرُوءَاتِ22 عَثَرَاتِهِمْ23 فَمَا يَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلَّا وَ يَدَهُ بِيَدِ اللَّهِ يَرْفَعُهُ*
و درود خدا بر او، فرمود: از لغزش جوانمردان درگذريد، زيرا جوانمردى نمى‏لغزد جز آن كه دست خدا او را بلند مرتبه مى‏سازد.
موضوع حکمت: (اخلاقی،اجتماعی)روش برخورد با جوانمردان
باتوجه به این که صالحان جامعه وجوانمردانی که همواره بخاطرساماندهی اوضاع جامعه اسلامی ازخودگذشتگی و ایثار می کنندوجزء ارکان اصلی و پشتوانه های مادی ومعنوی بسیارمهم به حساب می آیند،لازم است با این افراد مثل افراد عادی جامعه معامله نشود.ممکن است این افرادنیز درزندگی دچارلغزش هایی شوند.ودراثرغفلت ودرشرایط خاصی دچارمشکلاتی گردندحضرت توجه به این قشراز جامعه اسلامی را مورد تاکیدقرار می دهد.
وجوه بیانی و سیمای ادبی حکمت؛
الف. استعاره؛
1.عبارت أَقِيلُوا ذَوِي الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ…. عثرات استعاره مُصّرَّحه مطلقه است از آنچه از آنهاسرمیزند.بدین صورت که خطاها به لغزیدن تشبیه شده است ومشبه به یعنی عثرات بالوازم مشبه(أقیلوا) ذکرشده است…(کمره ای 1356: 21/ 37)
2.امام (ع) با يادآورى اين مطلب كه دست خدا به دست جوانمردان است آنان را بلند مى‏كند، در مورد، گذشت از لغزشهاى جوانمردان، كه به ندرت لغزش از آنها سر مى‏زند، تشويق كرده است مانند داد و ستد آنان كه ممكن است پشيمان شوند. كلمه: «عَثَرَاتِ» را استعاره از خطايى كه از روى بى‏توجّهى از آنان سرزند، و لفظ «يد»مستعارمنه،را براى عنايت و قدرت(مستعارله) خداوندى، استعاره بالکنایه آورده است.زیرا درتقدیربروز وظهورقدرت خدابه «ید؛دست» تشبیه شده و اين كه دست خدا به دست آنهاست و آنان را بلند مى‏كند، كنايه از وابستگيهاى آنان به خدا و جبران حال ايشان است، توضيح آن كه جوانمردى، فضيلت بزرگى است كه باعث جلب توجّه مردم و ميل قلبى و كمك آنان مى‏گردد، بدين ترتيب، خطاكار جوانمرد، براى عنايت خدا، و هم چنين به پاخواستن و جبران لغزش خود، آمادگى پيدا مى‏كند (بحرانی ؛1373 : 5/423)
ب.کنایه؛
1.عبارت أَقِيلُوا ذَوِي الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ…. کنایه به صورت تعریض از نادیده گرفتن خطاها ست….
2.وعبارت …وَ يَدَهُ بِيَدِ اللَّهِ يَرْفَعُهُ کنایه به صورت ایماءست از یاری خداوند.(مکنی عنه)(عرفان،ترجمه جواهرالبلاغه،1358 :2/ 215-211)
4-09نهج البلاغه حکمت23
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ:مَنْ أَبْطَأَ24 بِِهِ عَمَلُهُ لَمْ يُسْرِِعْ بِِهِ حَسَبُهُ *
و درود خدا بر او، فرمود: كسى كه كردارش او را به جايى نرساند، افتخارات خاندانش او را به جايى نخواهد رسانيد.
• موضوع حکمت؛(اجتماعی،اجتماعی) ضرورت عمل گرايى
دراین کلمه نورانی حضرت(ع)یکی از ملاک های غلط و امتیازات نادرست اجتماعی راکه افتخارات حسب و نسب است ،گوشزدفرموده است.
• وجوه بیانی وسیمای ادبی حکمت؛
دراین حکمت مواردی از کنایه به کاررفته است؛
1.یعنى: هر كس كه عمل شايسته و خوب نداشته باشد و بدان جهت از مراتب بلند دنيوى و اخروى عقب بماند، بزرگى و شرافت خانوادگى- هر چند كه داراى شرافتى باشد- او را تند نگرداند. كندى عمل[أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ]، كنايه از نرسيدن او به نيكى است به صورت ایما، به دليل نداشتن چيزى از اعمال پاكيزه كه او را به نيكى برساند. امام (ع) اسراع (تند گرداندن) را در برابر بطؤ (كند ساختن) قرار داده است. (بحرانی ؛1373 : 5/425)
2.بنابرمجموع عبارت کلمه کنایه(از نوع تعریض) از نسبت میان عدم مفیدواقع شدن حسب و نسب درصورت فعال نبودن انسان درامور خیر وکوتاهی در اعمال نیک است . (عرفان،1358 :2/ 215-211)
اين سخن تشويق بر عبادت و بندگى است و نظير آن در مباحث گذشته بسيار آمده است. و نظير اين گفتار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه فرموده است: «اى فاطمه دختر محمد از من براى تو در قبال خداوند متعال كارى ساخته نيست، اى عباس بن عبد المطلب از من براى تو در قبال خداوند متعال كارى ساخته نيست.»، «همانا گرامى‏ترين شما در پيشگاه خداوند پرهيزگارترين شماست.»(ابن ابی الحدید ؛1379-1368: 7/ 246)
4-010نهج البلاغه حكمت 24
* وقالَ علیه ٱلسَّلامُ:مِنْ كَفَّارَاتِ ٱلذُّنُوبِ ٱلْعِظَامِ

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع نهج البلاغه، امام علی (ع)، اعتبار بخشی، حسن معاشرت Next Entries مقاله رایگان با موضوع نهج البلاغه، مجاز عقلی، شایسته سالاری، رعایت اعتدال