مقاله رایگان با موضوع نظریه بازی، ثبات هژمونیک، اقتصاد سیاسی، روابط بین الملل

دانلود پایان نامه ارشد

کانون های تنش تازه ای منتقل سازد.54 بدین ترتیب، حتی اگر می پذیرفتیم که مشکل اساسی مشکل تضادهای سرمایه داری است و نه تنش های ذاتی نظام دولت ها، باز هم شرایطی که احتمال بروز همکاری در آن می رود ارزش بررسی را داشت.
2-3- رژیم های همکاری دولت ها در عرصه بین الملل
یکی از شیوه های بررسی همکاری و ناسازی، تمرکز روی اقدامات خاص به عنوان واحدهای تحلیل است. این روش مستلزم گردآوری اسلوبمند مجموعه ای از داده ها درباره اقداماتی است که می توان آن ها را از این نظر که چه اندازه بازتاب همکاری هستند با هم قابل مقایسه دانست و رمزگذاری کرد. این راهبرد دارای برخی ویژگی های جالب توجه است. اما مشکل آن این است که خیلی راحت مورد همکاری و ناسازی را از متن باورها و رفتارهایی که بستر آن همکاری ها و ناسازی ها هستند جدا می کند. در این کتاب نگرشی ذره ای به همکاری نداریم و آن را مجموعه ای از اقدامات پراکنده و جدا از هم نمی دانیم، بلکه تلاش داریم الگوهای همکاری در اقتصاد سیاسی جهان را بشناسیم. بر این اساس، باید به بررسی انتظاراتی که بازیگران درباره الگوهای تعامل دارند، فرض هایی که درباره ترتیبات اقتصادی مناسب دارند، و انواعی از فعالیت سیاسی که مشروع می شناسند، بپردازیم؛ یعنی باید همکاری را در ستر نهادهای بین المللی به تحلیل گذاریم که به طور کلی برحسب رویّه های عملی و انتظارات تعریف می شوند. هر اقدام همکارانه یا ناساز بر این باورها، قواعد، و رویّه هایی که بستر اقدامات آینده را تشکیل می دهند تأثیر می گذارند. بنابراین باید هر اقدامی را یک حلقه از زنجیره ای از چنین اقدامات و بقایای شناختی و نهادی آن ها بدانیم.این بحث با بحث کلیفورد گیرتس در این باره که انسان شناسان چگونه باید از مفهوم فرهنگ برای تفسیر جوامع موضوع تحقیقشان استفاده کنند شباهت دارد. گیرتس فرهنگ را چونان «شبکه هایی از معنا» می داند که مردم برای خود به وجود آورده اند. این شبکه ها در ظاهر معمّایی هستند؛ مشاهده گر باید به گونه ای آن ها را تفسیر کند که معنا پیدا کنند. از نظر گیرتس، فرهنگ «یک چارچوب است، چیزی است که می توان در درون آن [از رویدادهای اجتماعی] توصیف قابل فهم به دست داد». 55 تشریح طبیعت مدارانه آنچه در جنگ خروس های مردم بالی جریان دارد چندان معنایی ندارد، مگر آن که معنای این رویداد را در فرهنگ بالی بشناسیم. فرهنگ جهانی به معنای کلمه وجود ندارد، ولی حتی در سیاست جهان هم انسان ها شبکه هایی از معنا می تنند. آن ها معیارهایی تلویحی برای رفتار تعیین می کنند که برخی شان بر اصل حاکمیت و مشروعیت پیگیری نفع شخصی تأکید دارند و برخی دیگر بر اصول کاملاً متفاوتی مبتنی هستند. هرگونه اقدام همکارانه یا ظاهراً همکارانه را باید در چارچوب اقدامات مرتبط و انتظارات حاکم و باورهای مشترک تفسیر کرد تا معنای آن را به درستی یافت. رفتارهای سیاسی جدا از هم زمانی قابل فهم می شوند که آن ها را بخشی از پیکرده واحد بزرگ تری بدانیم.مفهوم رژیم بین المللی نه تنها ما را قادر به تشریح الگوهای همکاری می کند، بلکه به تبیین همکاری و نیز ناسازی هم یاری می رساند. گرچه خود رژیم ها بستگی به شرایطی دارند که موجب توافق دولت ها با هم می شود، در عین حال ممکن است تلاش های بعدی برای هماهنگ سازی سیاست ها را نیز تسهیل کنند. برای شناخت همکاری بین المللی باید بفهمیم چگونه نهادها و قواعد نه تنها آینه دار واقعیت های سیاست جهان هستند، بلکه بر آن ها تأثیر هم می گذارند.56
2-3- 1- تئوري هاي رژيم و همکاري بين المللي
رژیمها سهم هر یک از کشورها در حیات بین المللی را با شناسایی توقعات هر یک مشخص و نهادینه می کنند
حفظرژیمها تنهادرگرو ثبات هژمونیک است مفهوم رژیم، شالوده تمامی توری های مربوط به رژیمهای بین الملل را تشکیل می دهد. این در حالی است که خود مفهوم رژیم نیز موضوع بسیاری از توری ها، تعریف ها و تبیین های متنوع در این حوزه است.به منظور این که بتوانم از این میان، گذری سریع به موضوع داشته باشم، شالوده بحث خود را بر تحلیل توری رژیمهای بین الملل استفان هاگارد و آ. باث سیمون می نهم . از این منظر می توان نگاهی کلی بر تحلیل های متنوع رژیمها انداخت . از سویی این دیدگاه چون امکان ارزیابی درونی )از داخل خود ادبیات رژیم ( را به ما می دهد، بسیار مثمرثمر است . اگر چه از دیدگاه من بایدنظریه رژیم را در چارچوب کلی تر و متنوع تری ارزیابی کرد، امابا این وجود، جهت نیل به مقصود، ازپرداختن به دسته بندیهایایندودانشمندرویبرنمیتابم.ما در ابتدا3 دسته از تعاریف رژیم را مورد بررسی قرار خواهیم داد. این تعاریف هر یک به ترتیب، به تعریف کلی، متوسط و جزیی تقسیم بندی می شوند. رژیم در کلی ترین معنای خود عبارت است از الگوهای رفتاری . سیمون و هاگارد به نقل از هاپکینز و پوچالا نمونه ای از این تعریف جامع را ارائه می دهند. رژیم در تمامی موضوعات مورد بحث در روابط بین الملل معنا پیدا می کند. اصولا هر جا که نوعی نظام مندی، هنجارها، اصول و قواعد خاصی بر رفتار حاکم باشند، رژیم وجود خواهد داشت . البته نتیجه ای که این دو از تعریف مطروحه و کار بست آن می گیرند، این است که این تعریف آن چنان که به نظر می رسد، کلی و فراگیر نیست . اصولا وجود یک الگوی رفتاری صرفا و لزوما دال بر وجود نوعی رژیم نیست.از سویی رژیم مفهوم غریبی نیست ؛ بلکه مفهومی تکراری است که تنها مورد بی توجهی شدید قرار گرفته است . تعریف متوسط از رژیم را استیفن کراسنر ارائه می دهد که در ابتدای بحث بدان اشاره شد. رژیمها مجموعه قواعد، هنجارها رویه های تصمیم گیری و اصولی هستند که بازیگران بین الملل همواره انتظارات خود را در یک حوزه مشخص بین المللی حول محور و مطابق با آنها تنظیم میکنند.در این تعریف، ابعاد هنجاری همکاری بین الملل مورد تاکید قرار گرفته و از سویی هر یک از مولفه ها بدقت از هم مشخص می شوند. تاکنون اختلاف نظرات علمی فراوانی درباره چنین کاربردی از مفهوم رژیم صورت گرفته است ؛ مثلا این که خود هنجارها و اصول، مولفه هایی هستندکه به سختی می توان آنها را تعریف کرد؛ یا این که اصول میزان پایبندی لازم به هر یک از این مولفه ها برای شکل گیری یک رژیم چگونه امکان می یابد؛ سیمون و هاگارد در اینجا بخوبی مسائل را موشکافی می کنند. آنها بویژه در مباحث خود درباره رژیم پنهان این مساله را مطرح می کنند که اگرچه تعریف متوسط رژیم، تعریفی سودمند است ؛ اما در عمل هرگز ما را به شناختی کلی از مفهوم رژیم نخواهد رساند. از نظر من نیز این دیدگاه مستدل به نظر میرسد.رژیم در تعریف سوم عبارت است از مجموعه توافقات چند جانبه ای که دولتها میان خود به منظور تنظیم اقدامات ملی در چارچوب موضوعی خاص ترتیب می دهند. از نظر سیمون و هاگارد، این تعریف مفیدترین تعریف در میان سایر تعاریف رژیم است . این بدان دلیل است که تعریف سوم تا اندازه ای توانسته کارکرد اصلی رژیم را بروشنی بیان کند. رژیمها در چارچوب مقرراتی آشکار، گستره مجاز عمل دولتی را مشخص می کنند. البته چنین تعریف و کاربردی از مفهوم رژیم، بیش از اندازه رسمی به نظر می رسد؛ چرا که بیشتر ترتیبات بین المللی رسمی را مورد توجه قرار می دهد. این نکته ای است که هاگارد و سیمون به دلیل دیدگاه خود در روابط بین الملل، آن را از نظر دور داشته اند. اما با وجود این، تعریف سوم، شناخت روشن و درواقع امروزینی از مفهوم رژیم ارائه می کند. رژیمها الگوهای رفتار مشترک و تسهیل کننده همکاری هستند؛ اما این همکاری تنها زمانی تحقق پیدا می کند که رژیمهای استقرار یافته از میان بروند. این تمایز میان رژیم و همکاری بین الملل برای ما حایز اهمیت است . درواقع رژیمها در اینجا زیرمجموعه های همکاری بین الملل تلقی می شوند. از سویی دیگر تعریف سوم از رژیم، ما را قادر می سازد که تمایز میان دو مفهوم رژیم و نهاد را بروشنی دریابیم . به این معنی، رژیمها سهم هر کشور در حیات بین المللی را با شناسایی توقعات هر یک از کشورها مشخص و نهادینه می کنند؛ در حالی که اصولا نهادها هیچ رابطه ای با حقوق و قوانین آشکار ندارند. تعریف سوم از رژیم، بیش از سایرین در تحلیل همکاری بینالمللی کاربرد دارد. البته این تعریف با انتقاداتی نیز روبه رو است.در مرحله دوم، به 4 دسته از نظریات خواهیم رسید که هر یک از این 3 تعریف در آنها مورد استفاده قرار گرفته است . هر یک از این نظریات، تبیین خاصی از روابط و همکاری بین المللی ارائه می دهند. این نظریه ها عبارتند از: نظریه ساختاری، نظریه بازیها، نظریه کارکردی و نظریه شناختی.به گمان سیمون و هاگارد، این نظریات و دسته بندی ها به هیچ رو حصرهای دوگانه نیستند؛ بلکه به ترتیب یکی پس از دیگری قرار می گیرند؛ چرا که اصولا هر یک از این نظریات، مفروضات خاص خود را دارند.این رهیافت ها هر کدام تبیین و ماهیت ویژه ای را از همکاری بین الملل به دست می دهند:1 ( تبیین های ساختاری، همکاری بین الملل را در چارچوب شرایطی محقق می دانند که در آن محدودیت ها و امکانات بوضوح تعریف شده باشد.2 ( تبیین های نظریه بازیها، بر ترجیحات عقلانی هر یک از بازیگران تاکید می ورزند. از این منظر، این بازی میان دولتی است که ساختار اصلی تعیین کننده یا محدود کننده همکاری را تشکیل میدهد.3 ( تبیین های کارکردی نیز اگر چه مانند نظریه بازیها بر انتخاب عقلانی بازیگران تاکید می کنند، اما البته قطعیت نداشتن و پیچیدگی های بیشتری را در ساختار اقتصاد سیاسی جهان مدنظر قرار میدهند.4 ( نظریات شناختی که رویکردی کاملا متفاوت را دارا هستند. آنها مفاهیم درون ذهنی و ساختارهای ایدئولوژیک را مبنای شکل گیری همکاری بین الملل قلمداد می کنند. هر یک از این تبیین ها دارای نقاط ضعف و قوتی هستند و البته برخی از آنها نیز نظریاتی متداول هستند. از نظر من، تحلیل رژیمی تنها در سایه توسعه بیشتر نظریات دسته چهارم یعنی نظریات شناختی به اهداف خود نایل خواهد شد.تبیین های ساختاری، حول محور نظریه “ثبات هژمونیک ” می چرخند. در قالب این نظریه، اساسا پیدایی و بقای یک رژیم، به وجود قدرتی مسلط و برتر وابسته است و طبعا ضعف توانایی و قدرت هژمون، به ضعف رژیم خواهد انجامید. برخلاف دیدگاه کوهن که معتقد است وجود رژیم اجماعی و اتفاقی برآمده از منافع شخصی، تنها قادر به حفظ نظم لیبرال اقتصادی است که پس از سال 1945 به وجود آمد، طرفداران این نظریه بر این باورند که حفظ چنین نظمی، تنها در گرو ثبات هژمونیک امکانپذیر است . از منظر توری های ساختاری وجود، ماهیت و فرآیند همکاری بین الملل همواره باید تحت چارچوب کلی ساختار قدرت مورد تبیین و بررسی قرار گیرد. از این رهگذر، چنین نظریه ای بستر نقد و بررسی مناسب را فراهم کرده است . هاگارد و سیمون در این زمینه، بررسی دقیق و موشکافانه ای در مورد آرا موافق و مخالف این نظریه دارند.تبیین های نظریه بازیها درصدد توضیح چگونگی همکاری بین الملل تحت شرایط بی نظمی است که هیچ اقتدار فراملی برای اعمال حاکمیت وجود ندارد، در اینجا نظریه های بازیها هیچ گاه به دنبال تبیین مدلی از همکاری بر مبنای رژیم و یا اصولا هر نوع همکاری بین المللی نیست . نظریه بازیها تنها قادر به تبیین شرایط شکل گیری رژیمهاست . از سویی شرایطی را که ممکن است به همکاری پایدار بینجامد، مورد دقت نظر قرار می دهد. با وجود این که نظریه بازیها از وضوح و صراحت خاصی برخوردار است، اما واقعیت پیچیده همکاری بین المللی را بیش از حد ساده می انگارد. در حقیقت نمی توان بسادگی ترجیحات بازیگران را حتی با پذیرش این ایده که تنها یک بازیگر دولتی وجود دارد و نه بازیگران مختلف و متعدد دریافت . علاوه بر اینها، این صرفا شرایط بین المللی نیستند که تعیین کننده ترجیح بازیگران اند، بلکه بیشتر اوقات ملاحظات داخلی حتی تاثیر بیشتری بر ترجیحات بازیگران نسبت به عوامل ساختاری بینظمی برجای میگذارند.تبیین های کارکردی همواره بر کارکردهای رژیم تاکید می کنند. اگر رژیمها قادر باشند هزینه های کنش متقابل و اطلاع رسانی را میان پیروانشان کاهش دهند، در این صورت ثمره پایبندی به رژیمها نهایتا به تقویت خود

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع قانون مجازات، مطالبه خسارت، استان تهران، مواد مخدر Next Entries مقاله رایگان با موضوع حقوق بشر