مقاله رایگان با موضوع ناصرالدین شاه، اسماعیلیان، حسینعلی میرزا، کریم خان زند

دانلود پایان نامه ارشد

شده: لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله، حقاً حقا. بعضی از آنها هم دارای اشکال متفاوت و متنوعی هستند (حسینیموسی، 1381: 129).
حدود 1100 ه.ق سالار عبدالوهاب فرزند سالار محمد خان زمام امور شهربابک را در دست داشت که منطقه کرمان مورد غارت و چپاول افغانها قرار گرفت که باعث ویران شده شهرها شد. شهربابک هم از این رهگذر متحمل خسارات فراوانی شد. به طوریکه بسیاری از آبادیها با خاک یکسان شدند.
در دوران افشاریه شهربابک میزبان نادرشاه بود. در این زمان سالار محمد دوم- فرزند سالار عبوالوهاب حکومت را در دست داشت. او به گرمی از نادر شاه استقبال کرد (وزیری، 1386: 658). در پایان همین دوره بود که نادرشاه برای گرفتن مالیات و پر کردن خزانه خود مامورین وصول مالیات را به تمام شهرها و روستاها فرستاد. آنها از هیچ ظلم وستمی در حق مردم فروگذار نکردند. « در کتاب جامع مفیدی نمونهای از این اجحاف به مردم در «دَهَج»- از توابع شمالی شهربابک- ثبت شده است.
در اواخر سلطنت نادرشاه, عدهای از اسماعیلیان از محلات [ حدود اراک و قم] به شهربابک مهاجرت کردند و در این محل ساکن شدند. فرهاد دفتری در این زمینه مینویسد: امام حسن علی که به سید حسن بیگ نیز معروف است، در اواخر سلطنت نادرشاه، به شهربابک نقل مکان کرد (دفتری،1386: 570).
(استاد باستانی پاریزی، زمان عزیمت اسماعیلیان را به کرمان و شهربابک مربوط به عصر آل بویه میداند).
در دوران زندیه میرزا عالم – داماد سالار محمد دوم- زمام امور شهربابک را به دست گرفت. میرزا عالم به دلیل ظلم زیادی که به حق مردم روا داشت، به « میرزا ظالم» مشهور شد. پس از او سلطان محمود میمندی با فرمان حکومت که با مهر وامضای کریم خان زند رسیده بود، به شهربابک آمد و قدرت را در دست گرفت. سلطان محمود بعداً به حج رفت و به حاج محمود مشهور شد. او قنات محمودآباد موسوم به « سَردوئیه» را احداث کرد و برای پسران خود، بر روی این قنات خانههای عالی و زیبا ساخت. علاوه بر آن قنات «بَرخواه» را دایر و آباد کرد؛ اراضی این قنات هنوز هم به نام سلطان آباد معروف هستند.
پس ازمرگ سلطان محمود، میرزا محمد علی بزرگ، فرزند سالار محمد خان دوم (آقا محمد سالار) دوباره منشور حکومت را به خانواده سالاریان بازگردانید
3-4-1ـ شهربابک در دوران قاجار
در سال 1205 ه.ق به دنبال درگیریهای لطفعلیخان و سپاه قاجار، اوضاع در فارس و کرمان آشفته شد. عدهای از دزدان که – منسوب به ایل قشقایی و طوایف عرب – بودند، از این ناآرامیها استفاده کرده و شهربابک و سیرجان را مورد چپاول و غارت قرار داده و عدهای را هم به قتل رساندند. اهالی شهربابک به حاکم کرمان – سید ابوالحسن خان – شکایت بردند و او برای رسیدگی به شکایات مردم به شهربابک آمد، مدتی در شهربابک ماند، مقداری از اموال دزدان را پس گرفت و به کرمان بازگشت. در همین زمان که سید ابوالحسن خان در شهربابک به سر میبرد، در کرمان به فتوای ملا عبدالله، مشتاق علیشاه را سنگباران کردند. مظفرعلیشاه کرمانی (مرید مشتاق) نیز پس از این واقعه روانهی شهربابک شد. وی در این شهر، غزلیات « مشتاقیه» را به عشق مرادش و به نام او سرود (حسینی موسی،1381: 145).
آقا محمد خان قاجار پس از آنکه شهرهای اصفهان وشیراز را تسخیر کرد، به نایب السلطنه خود فتحعلیشاه دستور داد کرمان را تصرف کند. فتحعلیشاه با سپاهی بالغ بر ده هزار نفر از فارسحرکت کرد، از طریق شهربابک عازم کرمان شد. پس از آنکه به شهربابک رسید توقف کرد و طرفداران خان زند را تنبیه نمود، سپس راهی کرمان شد. پس از آنکه لطفعلیخان کرمان را تسخیر کرد و در آنجا مستقر شد. آقا محمدخان با سپاه شصت هزار نفری به طرف کرمان حرکت کرد. وی از راه بوانات و هرات به شهربابک رسید و در جنوب شهربابک در محلی به نام پیرقوچان توقف کرد. سپس حاکم شهربابک – ابوالحسن خان میمندی – را احضار کرد و مقداری از آذوقه سپاه و ستورانش را نزد او به امانت گذاشت، سپس عازم کرمان شد. خان قاجار پس از رسیدن به کرمان شهر را محاصره کرد. لطفعلی خان پس از مشورت با بزرگان شهر، تصمیم گرفت عدهای از اهالی را که قادر به جنگ نبودند و همچنین عدهای از فضلا را به بیرون شهر منتقل کنند و به شهرهای اطراف بفرستند تا آسیبی به آنها نرسد. یکی از این افراد سرشناس، ملا محمد سعید کرمانی بود که به شهربابک آمد.
آقا محمد خان، پس از تصرف کرمان، حاکم شهربابک – ابوالحسن خان- را احضار کرد تا آذوقهای را که نزد او به امانت گذاشته بود، پس بگیرد. ابوالحسن خان آذوقه را هنگام سختی به مصرف رسانده بود، از این رو خان قاجار دستور داد تا او را به جرم خیانت در امانت از نعمت بینایی محروم سازند.
او پس از بازگشت به شهربابک از حکومت کناره گرفت و چون فرزند لایقی نداشت، زمام امور را به دست برادرش –حاج محمد علی- سپرد. حاج محمد علی تا سال 1258 ه.ق زمام امور را در دست داشت، و در زمان او شهر از امنیت و آرامش برخوردار بود. حاج محمدعلی، ملا محمد سعید کرمانی را مورد احترام وتکریم قرار داد، برای او در محله سفلی خانه ساخت، وقفیاتی برای آن معلوم کرد و ملا محمد سعید را هم مدرس آن مدرسه قرار داد (سال 1210 تا 1215 ه.ق). در همین زمان فتحعلیشاه، حکومت کرمان را به ابراهیم خان ظهیرالدوله سپرد و به او سفارش کرد که خساراتی که از طرف عمویش آقا محمد خان، به کرمان وارد شده، جبران کند و همچنین مالیات چندین ساله کرمان را بخشید. حکومت ابراهیم خان بر کرمان بیست و دو سال به طول انجامید.
در اواخر حکومت فتحعلیشاه، دختر او، نواب متعالیه (وی که مشهور به همایون سلطان و خانم خانمها بود، همسر ابراهیم خان ظهیرالدوله و مادر عباس قلی میرزا –حاکم بعدی کرمان- بود. در اسنادی که از وی به جای مانده، مهر اسم او عبارت « همایون دختر شاه جهانم» بوده است) ، به شهربابک آمد. خدمه او با طلب کردن آذوقه و سیورسات از مردم، آسایش و آرامش اهالی را بر هم زدند و مردم و اولیای شهر به شاهزاده خانم اعتراض کردند. در همین زمان پسر فتحعلیشاه –حسینعلیمیرزا (حاکم فارس) – برای بازگرداندن ایالت فارس، عازم کرمان شد. او با لشکری انبوه از شیراز حرکت کرد. و قتی به نزدیک شهربابک رسید، خواهرش –نواب متعالیه- قاصدی نزد او فرستاد و از او دعوت به عمل آورد. حسینعلیمیرزا، دوازده روز در شهربابک توقف کرد و نواب متعالیه جهت تنبیه افرادی که به او اعتراض کرده بودند از برادرش کمک خواست. فرمانفرما –حسینعلیمیرزا (شجاع السلطنه، فرمانفرما)- حاج محمد علی (حاکم شهر) را احضار، و او را به دلیل بیحرمتی که به خواهرش شده بود، بازخواست کرد. حاج محمدعلی که از ظلم وتهدی این مهمان ناخوانده به مردم و خودش به ستوه آمده بود، در مقابل فرمانفرما، ایستاد. حسینعلیمیرزا او را از نعمت بینایی محروم کرد و همه افرادی که به مقام همایون سلطان، اهانت کرده بودند به هلاکت رساند، سپس عازم کرمان شد. بعد از رفتن فرزندان فتحعلیشاه از شهربابک و آرام گرفتن اوضاع، حاج محمدعلی و پسرش، تصمیم گرفتند شهربابک را از کرمان جدا کرده، ضمیمه یزد نمایند. به همین منظور موسی خان به همراه ملا محمدسعید و عده-ای دیگر، به تهران رفتند اما اقدامات آنها حاصلی نداشت و شهربابک تا حدود سال 1285 ه.ق ضمیمه کرمان ماند.
در سالهای آخر سلطنت فتحعلیشاه (1250 ه.ق) بود که حاج میرزا آقاسی بنای بدرفتاری را با آقا خان محلاتی، حاکم کرمان گذاشت. او محمدشاه را وادار کرد تا آقاخان را به دربار احضار کند. آقاخان موقعیت خود را در خطر دید، به تهران رفت و در حرم حضرت عبدالعظیم بست نشست، سپس اجازه خواست تا به مکه مشرف شود. او به قصد رفتن مکه از تهران بیرون شد. آقا خان پانصد راس اسب عربی تهیه کرد و به طرف کرمان آمد. سپس متوجه شد که حاکم یزد و کرمان مترصد دستگیری او هستند، بنابراین به شهربابک آمد (باستانی پاریزی، 1385: 290)، در همین زمان دولت، عدهای از افغانها را به شهر بابک فرستاده بود. کهندل خان افغان و همراهانش، درقلعه شهربابک اقامت داشتند، حاج محمدعلی –حاکم شهر- برای مبارزه با افغانها از تمام شهر و روستاهای تابعه حدود چهار هزار نفرا را گرد آورد و قلعه (شهر کهنه) را محاصره کرد. کهندل خان دروازهها را بست و به دفاع پرداخت، آقاخان هم با سپاهش به کمک حاج محمدعلی شتافت.. اما از آنجا که لشکر محمد شاه، در تعقیب آقاخان بود، او از محاصره دست کشید وبه زیدآباد رفت. حاکم کرمان نیز در تعقیب وی به زیدآبادرفت. در جنگی که در زیدآباد به وقوع پیوست، آقاخان محلاتی و برادرش شکست خوردند و به جیرفت رفتند و در نهایت او پس از یک سری درگیریها در سال 1258 ه.ق به هندوستان رفت.
حاکم کرمان –فضلعلیخان قره بانمی- به شهربابک آمد و افغانها را از محاصره آزاد کرد و حکومت شهربابک را به آنان سپرد و سپس به غارت و چپاول اموال حاج محمدعلی پرداخت؛ یک هزار تومان هم از او جریمه نقدی گرفت و رفت. افغانها ( کهندلخان با برادارانش مهردلخان، پردلخان، رحمدلخان و پسرانش) با حمایت حاکم کرمان به مدت سه سال حاکمیت شهربابک را در دست داشتند. افغانها طی این سه سال اموال مردم را به زور تصاحب کردند و موقع رفتن همه را به صاحبانشان فروختند. خساراتی که در آن سالها به شهربابک واردآمد، هیچگاه جبران نشد.
3-4-1-1ـ حکومت موسی خان
پس از آنکه حسینعلی میرزا شجاع السلطنه، حاج محمد علی را از بینایی محروم کرد، وی اداره امور شهر را به پسرش، موسی خان سپرد. پس از مرگ حاج آقا (حدود سال 1260 ه.ق)، اختلافات داخلی بر سر حاکمیت از سر گرفته شد. طایفه «سالاریها» که اجداد آنها چندین سال بر این شهر حکومت کرده بودند، ادعای حکمرانی داشتند. از طرف دیگر موسی خان هم حاکمیت را حق خود میدانست. از این رو موسی خان و میرزا علی اکبر هر دو به کرمان رفتند. موسی خان با پرداخت مبلغ قابل توجهی، حاکم کرمان را از خود راضی نگه داشت وموفق شد فرمان حاکمیت شهربابک را به نام خود بگیرد. موسی خان بعد از آمدن به شهربابک، برای جبران مبلغی که تقدیم کرده بود، چارهای جز افزایش مالیاتها نداشت، از این جهت او مالیاتها را به دو یا سه برابر افزایش داد و این امر مردم را به ستوه آورد و فریاد اعتراضشان بلند شد و شورشهایی به وقوع پیوست.
در سال 1264 ه.ق پس از به سلطنت رسیدن ناصرالدین شاه، به منظور قدردانی از زحمات میرزا علی اکبر در جنگ هرات در سال 1275 ه.ق به او پیشنهاد حکومت یکی از شهرهای ایران را داد و وی حکومت شهربابک را انتخاب کرد. در پی این خواسته، فرمان حکومت شهربابک به مهر و امضای ناصرالدین شاه به نام میرزا علی اکبر صادر شد و موسی خان عزل شد. پس از مدتی موسی خان باز به کرمان رفت و با دستی پر برگشت و تا سال 1291 ه.ق که فوت کرد، قدرت را در اختیار داشت. موسی خان در مدت زمامداری خود، عمارت موسی خانی را که یکی ازآثار تاریخی شهربابک است، بنا کرد و همچنین در اواخر دوران حکومت خود، شهربابک را از کرمان جدا و ضمیمه یزد کرد.
بعد از فوت موسی خان تا سال 1297 ه.ق که عیسی خان زمام امور را در دست گرفت، شهربابک حاکم مقتدری نداشت. در این شش سال اختلافات بر سر حاکمیت، باعث ایجاد هرج و مرج و نابسامانی اوضاع شهر شد. این نابسامانیها باعث شد، مرادقلی خان بختیاری هم برای مدتی، عمارت موسی خانی را در تصرف داشته باشد. یک سال هم قاسم خان هراتی – که از اعراب شیبانی بود- قدرت را در دست بگیرد.
3-4-1-2ـ حکومت عیسی خان
بعد از مرگ موسی خان، حاکمیت شهربابک زیر نظر یزد بود و مالیات شهربابک هم به یزد پرداخت میشد. محمد خان والی (حاکم یزد) مرادقلی بختیاری را همراه با سپاهی جهت آرام کردن اوضاع بع شهربابک روانه کرد. او که به بهانه سرکوبی یاغیان و امن کردن شهر و فرونشاندن آتش اختلافات به شهربابک آمده بود، نتوانست به این هدف دست یابد و تنها آتش اختلافات را شعلهورتر کرد و در این گیرودار شهر را غارت کرد و رفت. به دنبال این غارتگریها در سال 1296 ه.ق عدهای از اهالی به تهران رفتند و در صحن عبدالعظیم متحصن شدند و از تعدیات بختیاریها شکایت کردند( سازمان اسناد ملی ایران، 295/ (

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع بستر طبیعی، ترکان خاتون، قراختاییان، اردشیر بابکان Next Entries مقاله رایگان با موضوع بافت تاریخی، بافت قدیمی، بافت قدیم، شهر اسلامی