مقاله رایگان با موضوع منطقه گرایی، منطقه گرایی نوین، اقتصاد سیاسی، تحولات ساختاری

دانلود پایان نامه ارشد

ی و امنیتی را وجه تمایز منطقه گرایی نوین از قدیم می داند . در واقع ، به نظر وی منطقه گرایی صرفاً اقتصادی یا سیاسی نیست بلکه ابزاری سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و امنیتی است . وی همچنین هویت منطقه ای ، تجانس سیاسی ، امنیت دسته جمعی و انسجام منطقه ای را از مولفه های منطقه گرایی می داند (Hettne : 1994,229) . در واقع ، بر خلاف منطقه گرایی قدیم که روندی تحمیلی ، از بالا به پایین با هدایت و مدیریت تکنو کراتها ، بروکراتها و رهبران سیاسی و با طرح و برنامه های بلند پروازانه و فاقد حمایت های عمومی به شمار می آید ، منطقه گرایی نوین فرایندی خود جوش و حرکتی و از پایین به بالااست ، فرایندی که توسط شرکت های چند ملیتی ، صنایع ، مشتریان و بازار هدایت می گردد . تغییراتی که اخیراً در اقتصاد سیاسی بین المللی به وجود آمد ، موجب اهمیت منطقه گرایی نوین شده است . نظریه منطقه گرایی نوین تعامل بین روند جهانی شدن و تلاش برای یکپارچه کردن نظام های اقتصادی منطقه ای را مورد بررسی قرار می دهد . منطقه گرایی نوین در آغاز هزاره سوم معرف ((تمرکز قدرت سیاسی و اقتصادی در اقتصاد جهانی است که با جریان های چند وجهی درون منطقه ای و فرا منطقه ای در رقابت است))(Mittelman:1997,248) . در منطقه گرایی نوین که وسیعتر از منطقه گرایی قدیم است ، عناصری چون نظام تولید ، عرضه نیروی کار ، نهادهای فرهنگی – اجتماعی ،ابداعات و شبکه قدرتی که این عناصر را به هم متصل می نماید ، اهمیت دارند .
اما در منطقه گرایی نوین ، یک عامل مهم که نباید فراموش شود این است که دولت نباید در مطالعه منطقه گرایی در این چارچوب جدید سیاسی مورد غفلت واقع شود . دولت ها هنوز هم می توانند تقریباً تاثیر چشمگیری بر پروژ های منطقه گرا داشته باشند .حتی گاهی گفته می شود که یکی از عوامل رویکرد دولت ها به سمت منطقه گرایی ، حفظ خود است . در واقع ، ممکن است دولت ها به دلیل ترس از فرسایش حاکمیت خود ، بخشی از حاکمیت را در اختیار سازمان منطقه ای قرار دهند و از این طریق حاکمیت خود را حفظ کنند . البته علی رغم این که دولت ها نفوذ قابل توجهی بر امور منطقه ای دارند ، آن ها دیگر کنترل همه جریان های هم کاری را که در قلمروشان وجود دارد در اختیار نداشته باشند (Varyrynen:2003,27;Bresling and Higott :2002,347) .
2-2-2-2-3)تفاوتهای ساختاری منطقه گرایی قدیم و منطقه گرایی نوین
نکته مهم در مقایسه این دو نسل منطقه گرایی ،این است که هر کدام از آنها باید در بستر تاریخی و زمینه های خاص خود بررسی و مطالعه و درک شوند . منطقه گرایی قدیم زمانی شکل گرفت که ساختار دو قطبی متاثر از فضای جنگ سرد بر عرصه روابط بین الملل حاکم بود ،در حالی که ظهور منطقه گرایی نوین و گسترش آن با تحولات ساختاری مهمی در عرصه بین المللی همراه است و باید در بستر زمانی خاص خود تحلیل شود (2004,17:Soderbaum)این تحولات ساختاری عبارتند از :
1.تغییر ساختار نظام بین الملل از ساختار دو قطبی به ساختار چند قطبی و یا شاید سه قطبی ، همراه با توزیع جدید بین الملل قدرت .
2.بازسازی اقتصاد سیاسی جهانی به سه بلوک اصلی ((اتحادیه اروپا))،((نفتا))و((آسیا-پاسیفیک ))که همگی مبتنی بر اشکال متفاوت سرمایه داری هستند .
3.فرسایش نسبی نظام دولت – ملت وستفالیایی شد وابستگی متقابل سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی وفراملی گرایی که در بر گیرنده الگوی جدید تعامل هم در میان حکومت ها و هم در میان کنشگران غیر دولتی است .
4. جهانی شدن مالی ، تجاری ،تولید و فناوری که به تقسیم کار جدید بین المللی منجر شده است .
5. پایان جهان سوم گرایی و گرایش کشورهای در حال توسعه به سمت توسعه اقتصادی نولیبرال و توسعه نظام های سیاسی دموکراتیک (Hettne, Björn & Fredrik Söderbaum: 2009,3).
بنابراین ، می توان به این جمع بندی رسید که اقتصاد جهانی تغییرهای اساسی را در نیم گذشته تجربه کرده است و سبب شده دولت ها به جای دنبال کردن و اصول و اهداف منطقه گرایی قدیم ، اصول و اهداف جدیدی را در قالب منطقه گرایی نوین در دستور کار خود قرار دهند .

2-2-2-2-4)تفاوت منطقه گرایی قدیم و منطقه گرایی نوین
1.منطقه گرایی نوین برعکس منطقه گرایی قدیم ،در سطح جهانی شکل گرفته است . ابعاد ،وسعت و گستره آن بسیار پیچیده تر از منطقه گرایی قدیم است .
2.هرچند منطقه گرایی قدیم به لحاظ اهداف ، محتوا و سطوح بسیار محدود بود و بیشتر بر موافقتنامه های تجارت آزاد و اتحادهای امنیتی متمرکز بود ، تعداد ، گستره و حوزه فعالیت منطقه گرایی نوین به گونه ای آشکار در دهه گذشته افزایش یافته است(Hettne, and Langenhove : 2005,5).
3.منطقه گرایی قدیم هم از نظر اهداف و هم از نظر اشکال به طور کامل سیاسی بود،در حالی که منطقه گرایی نوین از یک سو پاسخ دغاعی به حاشیه ای شدن اقتصادی بیشتر کشورهای جنوب در دهه 1980 و از سوی دیگر واکنشی به اقتصادی جهانی به شمار می آید (Grugel and Hout :1998,5).
4.آزاد سازی چند جانبه تجارت در کالاهای تولیدی کشورهای صنعتی در منطقه گرایی نوین بسیار کامل تر و وسیع تر از زمان پیدایی منطقه گرایی قدیم است (Nesadurai :2002,12).
5. در حالی که در منطقه گرایی قدیم ، کشورهای جنوب و شرق، سیاست های ضد بازار آزاد ،متکی به خود و درون گرایانه را دنبال می کردند ، اما همان کشورها در منطقه گرایی نوین آن سیاست ها را کنار گذاشته اند و اکنون به صورت جدی تلاش می کنند تا به نظام های تجاری چند جانبه بپیوندند (Spindler:2002,12) .
6. سرمایه گذاری مستقیم خارجی در منطقه گرایی نوین نسبت به دوران منطقه گرایی قدیم ،بسیار برجسته تر و مهم تر شده و بعد چند جانبه تری به خود گرفته استو از زمان پیدایی منطقه گرایی نوین سرعت بسیار زیادی یافته است (Ethier:2001,4).
7.سرمایه گذاری مستقیم در موج جدید منطقه گرایی ، نسبت به موج پیشین منطقه گرایی اهمیت بسیار یافته و به موج خروشانی در منطقه گرایی جدید تبدیل شده است . (Ethier:1998,44)
2-2-2-3)ابعاد تغییر و تحول منطقه گرایی
2-2-2-3-1)اروپازدایی
فرایند منطقه ای شدن و منطقه گرایی نخست از اروپا آغاز شد و سپس به سایر مناطق توسعه یافته و در حال توسعه گسترش یافت . از این رو نظریه های منطقه گرایی تحت تاثیر تجربه ها و تحولات همگرایی اروپا پردازش و ارائه شده است . حتی بعضی از این نظریه ها مانند نو کارکرد گرایی در واکنش به همگرایی اروپا ، تدوین و توسعه یافت . به طوری که نظریه های منطقه گرایی مترادف و مساوی با نظریه های همگرایی اروپا تلقی می شد . سپس بعد از پایان جنگ سرد و توسعه روابط همکاری جویانه بین جهان توسعه یافته ، مطالعه منطقه گرایی به بحث و بررسی نظری اشکال نهادین همکاری سیاسی و اقتصادی میان کشورهای صنعتی و پیشرفته محدود شد . بنابر این نظریه های منطقه گرایی تا حدودی بازتاب دهنده و تبیین کننده همکاری های نهادین سیاسی و اقتصادی در جهان توسعه یافته بودند . (Hettne:2003,3)
بر اثر تغییر و تحولات نظام بین الملل و اقتصاد سیاسی بین المللی به تدریج انواع و اشکال
جدیدی از منطقه ای شدن خارج از اروپادو جهان توسعه یافته ظهور کرد که از تجربه همگرایی اروپا متفاوت و متمایز بود . به شکلی که نظریه های منطقه گرایی اروپا-محور قادر نبودند روند منطقه ای شدن در جهان سوم و مناطق پیرامونی و شبه پیرامونی را توضیح دهند ، چون انگیزه ها ، اهداف و کارگزاران منطقه گرایی در این مناطق با همگرایی اروپا همسان و یکسان نبودند . از این رو اصطلاح نظریه های موجود و ارائه نظریه های جدیدی که قادر به تبیین و تحلیل تجربه ها منطقه گرایی در سط جهانی فراتر از اروپا و جهان توسعه یافته باشند ، ضرورت یافت (Hout:1999, 14-15) .
بنا براین ، یکی از مهم ترین ابعاد و وجوه تحول نظریه های منطقه گرایی ، اروپا زدایی از این نظریه ها بوده است . تحولی که به تلاش برای پردازش نظریه های عام و جهان شمول ، مبنی بر تبیین فرایند منطقه گرایی در کلیه مناطق جهان منجر شده است .
2-2-2-3-2)غیر سرزمینی شدن جغرافیا26
نظریه های منطقه گرایی همچنین در فرایند شکل گیری اشکال نوین منطقه ای شدن ، کمتر بر عنصر جغرافیا به عنوان کانون منطقه و منطقه گرایی تاکید می کنند . مفهوم ((منطقه)) به طور سنتی به قاره ها یا مناطق جغرافیایی محصور گفته می شد . از این رو در نظریه های کلاسیک منطقه گرایی ، منطقه بیشتر یک مفهوم جغرافیایی است و بر حسب عامل جغرافیای سرزمینی و طبیعی تعریف می شود . به طوری که جغرافیا یا زیست بوم تنها مخرج مشترکی است که کشورها یا مناطق فرعی را به هم پیوند می زند (Palmer:1991, 6).
در نظریه های جدید منطقه گرایی ، عنصر جغرافیا نقش اصلی و تعیین کننده ایفا نمی کند . بعضی از نظریه ها گرچه همچنان درجه ای از نزدیکی جغرافیایی را در تعریف منطقه لازم می دانند ، اما سرزمین ، اهمیت و نقش بسیار کمتری در مفهوم منطقه گرایی دارد . به شکلی که نظریه های سازه انگاری و پست مدرنیسم استدلال می کنند که مناطق طبیعی27 ، از پیش داده شده 28 یا ذاتی 29 و جوهری نیستند(Katzenstein,Boas et al , 1999;1996;2004). این دسته از نظریه ها به جای جغرافیای سرزمینی بر تراکم ، شدت و کیفیت تعامل ها و میزان انسجام و همبستگی درون منطقه ای تاکید می کنند . منطقه نیز بیش از آنکه بر اساس جغرافیا تعریف شود ، به صورت پدیده ای به وجودآمده که به طور اجتماعی تکوین یافته تلقی می شود(Jessop,Neumann:2003,2)
بنا براین مناطق ، مقولات و رویه های گفتمانی تصور می شوند که ممکن است بر اساس معانی که به آنها داده می شود و بافت و بستری که در آن به کار می روند از هم متمایز شوند . مناطق بر حسب کنش های کلامی تعریف می شوند که بازیگران اجتماعی می سازند . از این رو استرالیا یکی از اعضای غرب به شمار می رود ، اگرچه هزاران کیلومتر از کانون غرب جغرافیایی فاصله دارد .
2-2-2-3-3) معناگرایی 30
در پی غیر سرزمینی شدن جغرافیا ، تاکید بر عوامل غیر مادی در نظریه های منطقه گرایی افزایش و گسترش یافت . به طوری که نظریه های معنا گرا در حوزه مطالعات منطقه ای و منطقه گرایی ظهور کردند . در این نظریه ها به جای معیارهای عینی ، جغرافیا و وابستگی متقابل مادی ، بر ایده و انگاره های شناختی و ایستاری ناشی از فرایند جامعه پذیری منطقه سازان و برسازی اجتماعی منطقه تاکید و تمرکز می شود (Berger and L:1996,2) .آنها بر خلاف نظریه های مادی گرا ، جنبه ها و ابعاد نمادین منطقه گرایی ، گفتمان ها و قدرت زبان ، فرهنگ ، قومیت ، ایدئولوژی یا به طور کلی ساختارهای غیر مادی و انگاره ای را مورد توجه قرار می دهند .
نظریه های معنا گرا مدعی هستند که حوزه هایی به نسبت مغفول مانده منطقه گرایی و همگرایی منطقه ای را توضیح می دهند . حوزه هایی همچون فرایند شکل گیری سامان و اجتماع سیاسی از راه قواعد و هنجارها ، دگرگونی و دگر دیسی هویت ها و نقش ایده ها ، انگاره ها ، زبان و گفتمان که در نهایت به برساخته شدن منطقه می انجامد . این نظریه ها ، از جمله سازه انگاری اجتماعی ، بر هستی های اجتماعی مانند بین ذهنی ، فرهنگ های امنیت ملی و سیاست نمادین تاکید و تمرکز می کنند(Neumann,2003;Christiansen et al 1999).
بنابر این مناطق ، پدیده های هویتی و شناختی هستند که توده مردم به طور عام یا نخبگان به طور خاص در آنها احساس با هم بودن ، تعلق داشتن به یکدیگر و سهیم بودن در ارزش ها و منافع مشترک دارند . منطقه بودگی 31بر حسب هویت منطقه ای مشترک و نوعی مابودگی32منطقه ای تعریف می شود که جغرافیا، سرزمین و عناصر مادی نقش اندکی در آن ایفا می کنند ، به شکلی که همگرایی ایستاری در کانون منطقه گرایی قرار دارد که بر مبنای هویت ، ایستارها ، ارزش ها و هنجارهای مشترک است . از این رو آنچه که کشورها و ملت ها را گرد هم می آورد ، اشتراک های فرهنگی ، اجتماعی ،ارزشی و تاریخی است .
به طور خلاصه ، همان گونه که هورل 33 تصریح می کند ، نظریه های معنا گرا بر خود آگاهی و

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع منطقه گرایی، جهانی شدن، همگرایی منطقه ای، منطقه گرایی نوین Next Entries مقاله رایگان با موضوع منطقه گرایی، لیبرالیسم، همگرایی منطقه ای، منافع ملی