مقاله رایگان با موضوع منطقه گرایی، جهانی شدن، همگرایی منطقه ای، منطقه گرایی نوین

دانلود پایان نامه ارشد

ساخت های لازم را برای ورود به این عرصه ندارند ممکن است با مشکل زیادی مواجه شوند . در واقع ، ترس این کشورها این است که مبادا در این عرصه در حاشیه قرار گیرند و به یک کشور پیرامونی تبدیل شوند . بنابر این ،فرایند جهانی شدن برای بسیاری از کشورها نگرانی های زیادی را به وجود آورده که گاه موجودیت آن ها را به خطر می اندازد و مواجهه با تهدیدهای جهانی شدن (اقتصادی،سیاسی-امنیتی و غیره)به یک معضل برای آن ها تبدیل شده است . بسیاری از اندیشمندان روی آوردن کشورها به همگرایی منطقه ای را عاملی برای فرار از این تهدیدها می دانند .منطقه گرایی و جهانی شدن دو فرایندی اند که یکدیگر را تقویت میکنند . در عصر جهانی شدن ،منطقه گرایی در میان کشورهای در حال توسعه می تواند راهکاری به منظور جلوگیری از حاشیه ای شدن باشد . منطقه ای گرایی برای کشورها می تواند راهکاری برای فرار از چالش های جهانی شدن باشد . تا زمانی که یک نظام جهانی کامل و نهایی به جریان افتد ، منطقه گرایی از بسیاری از جنبه های به منزله نقشی سازنده و مکمل برای نظام بین الملل عمل می کند . در واقع ، منطقه گرایی نوین به دولت ها این امکان را می دهد تا دامنه کنترل خود را بر فرآیند جهانی شدن اقتصادی افزایش دهند . منطقه گرایی برای ارتقای همکاری منطقه ایی و تلاش برای موقعیتی سودآور در دنیای جهانی شدن بسیار مفید و موثر است .

2-2-1) مفهوم منطقه10
واژة‌ منطقه توسط انديشمندان مختلف به صورتهاي مختلف تعريف شده است. در فرهنگ آكسفورد11 منطقه، محدوده‌اي جغرافيايي است كه داراي بافتي مستقل از نظر شرايط اقليمي مي‌باشد.
بري بوزان12، انديشمند علوم سياسي منطقه را از ديدگاه امنيتي چنين تعريف مي‌كند:
منطقه عبارت است از گروهي از كشورها كه نگراني‌هاي اوليه امنيتي آنها تا آن اندازه به هم نزديك است كه امنيت ملي هر كدام، امنيت ملي ديگري محسوب مي‌شود. ( بري بوزان: 1991، 38)
از ديدگاه كانتوري13 و اشپيگل 14 منطقه حوزه‌اي از كره خاكي است كه در برگيرنده شماري از كشورهاي نزديك به هم از نظر جغرافيايي است به گونه‌اي كه آن كشورها در سياست خارجي خود روابط متقابل را برقرار سازند.
پيترهاگت 15 در رابطه با مناطق اظهار مي‌دارد: منطقه عبارت است از اتحاد گروهي از كشورها با مقاصد مشترك اقتصادي، سياسي و دفاعي كه ممكن است از لحاظ جغرافيايي پيوسته باشند يا فاقد پيوستگي ( هاگت: 1375، 416)
منطقه در فرهنگ علوم سياسي، شامل چند كشور است كه به سبب پيوندهاي جغرافيايي يا منافع مشترك با هم ارتباط دارند.( فرهنگ علوم سياسي: 1375، 132)
سائول بي‌كوهن16 نيز معتقد است محيط از نظر استراتژيك يكپارچه نيست بلكه دنيايي اساساً از هم گسيخته و تقسيم شده به چند منطقه جدا از هم است وي جهان را به مناطق ژئواستراتژيك و مناطق ژئوپلیيتك تقسيم مي‌كند كه مناطق ژئوپلیيتك بخش‌هاي جغرافيايي كوچكتر و داخل مناطق ژئواستراتژيك مي‌باشند( مجتهد زاده: 1381، 198)
دكتر پيروز مجتهد زاده در رابطه با منطقه مي‌نويسد: واژه يا اصطلاح منطقه در جغرافياي سياسي به گونه‌اي تصادفي استفاده نمي‌شود و به يك فضاي جغرافيايي كه از يك سلسه پديده‌هاي مشابه و عوامل پيوند دهنده اجزاي تشكيل دهنده آن محيط برخوردار باشد، هم از نظر فيزيكي و هم از ديد محيط انساني، منطقه گفته مي‌شود. كه از نظر محيط فيزيكي يك منطقه بايد محيط يكپارچه‌اي باشد، يا دست كم داراي ويژگي‌هاي جغرافيايي و استراتژيك مشابهي باشد.( مجتهد زاده: 1381، 195)
2-2-2) منطقه گرایی
نظریه پردازان مختلف هم گرایی منطقه ای ،هم گرایی را به مثابه یک وضعیت خاص سیاسی یا فرآیندی برای ارتقای وفاداری به سطحی بالاتر از سطح ملی تعریف می کنند . کانتوری و اشپیگل بر اساس مطالعات منطقه ای سعی می کنند با توصیف جامعه سیاسی جدیدی که در سطح منطقه ای تشکیل می شود ، و سپس با نظریه پردازی ، عامل همبستگی را در ایجاد این فرآیند موثر معرفی می کنند . علاوه بر کانتوری و اشپیگل که عمدتاً بر همگرایی به منزله یک وضعیت تاکید می کنند.دو دسته از نظریه پردازان کارکردگرا و نو کارکردگرا همگرایی را فرایند تشکل های جدید می دانند . کارکرد گرایان بویژه دیوید میترانی با یکسان فرض کردن حوزه های انسانی و فنی ، عوامل فنی و تکنیکی را متغیر مستقل در ایجاد همگرایی معرفی می کنند. به نظر میترانی نیازهای فنی جوامع و امکاناتی که پاسخگوی آن نیازهاست ، قدرت لازم را برای ایجاد همگرایی منطقه ای دارد . در تکمیل این دیدگاه ، نوکارکردگرایان بویژه هاس و اشمیتر با قائل شدن به نقش مهمی برای عامل اراده انسانی ، همگرایی را نتیجه اراده سیاسی برای فائق آمدن بر الزامات ناشی از نیازها و پیچیدگی های فنی می دانند . هاس با بهره گیری از مفهوم تسری معتقد است که همکاری در یک بخش ، کشورها را به تدریج به همکاری در سایر بخش ها نیز سوق می دهد ، و این امر عامل مهمی در تقویت همگرایی منطقه ای به شمار می رود .(سیف زاده :1369،389) در دیدگاه این دسته از متفکران ، عامل اراده و عزم سیاسی یکی از متغیرهای مستقل مهم در پیدایش همگرایی منطقه ای است .
ارنست‌ هاس17 پايه‌گذار نظرية همگرايي، نظام منطقه‌اي را چنين تعريف مي‌كند:
پروسه‌اي كه به وسيله‌ي آن رهبران سياسي چند كشور مختلف متقاعد و راغب مي‌شوند كه وفاداري، انتظارات و فعاليتهاي سياسي‌شان را به سمت مركز جديدي كه نمادهايش اختيارات قانوني داشته يا متقاضي اختيارات قانوني‌ و راي اختيارات ملتها و كشورها باشد سوق دهند(سيف‌زاده: 1369، 191)
مواد 52-53-54 منشور سازمان ملل نظامهاي منطقه‌اي را پذيرفته و از كشورهاي مختلف دعوت كرده به منظور ايجاد تامين صلح و امنيت به تشكيل نظامهاي منطقه‌اي بپردازند.
بنابراين كشورها براي تامين سعادت و خوشبختي خود ناگزير از همكاري با يكديگر و اين همكاري جايگزين امپراتوريهاي گذشته مي‌شود در دورة‌ پس از جنگ، جهان شاهد شكل‌گيري تعداد زيادي از نظامهاي منطقه‌اي در بخشهاي مختلف بود كه براي تامين ثبات سياسي و اقتصادي منطقه‌اي و موازنة قدرت بين دو ابرقدرت پس از جنگ سرد ايجاد شده بودند( حافظ‌نيا: 1383،61-60)
2-2-2-1) منطقه گرایی در تجارت بین الملل
منطقه گرایی به همراه چند جانبه گرایی و یکجانبه گرایی یکی از سه سیستم تجاری بین الملل را تشکیل می دهد . منطقه گرایی معادل کلمه لاتین regionalism است که از لغت regionبه معنای منطقه و پسوند ism که به معنای گرایش و اعتقاد است ، ترکیب شده است . مراد از این اصطلاح در ادبیات روابط بین الملل تشکیلات و اجتماعاتی است که مرکب از حداقل سه واحد سیاسی باشد (کاظمی :1370،103)منطقه گرایی به بیان یک احساس و هویت مشترک و به یک ترکیب اهداف به همراه به کارگیری موسسات مربوط می شود . منطقه گرایی یک هویت خاص و یک شکل عمل جمعی را در داخل یک منطقه جغرافیایی بیان می کند . در واقع ، هم کاری متقابل چند دولت واقع در یک حوزه جغرافیایی که دارای اهداف مشترکی باشند ، مبین منطقه گرایی است .
2-2-2-2) منطقه گرایی و انواع آن
گروه بندي منطقه‌اي گرد هم آمدن شماري از كشورها در مناطق گوناگون جهان براي ايجاد يك نظام ژئوپليتیك منطقه‌اي است ( مجتهدزاده: 1381،204) در اين نظام منطقه‌اي مرزهاي جغرافيايي- سياسي بر جاي خود استوار بوده و موجوديت‌هاي كشورهاي مستقل عضو اين گروه بنديهاي منطقه‌اي را از هم جدا نگاه مي‌دارد. بدين ترتيب گروه بندي منطقه‌اي شامل گردهم آمدن شماري از ملتهاست براي دست يافتن به درجه‌اي از سياستهاي اقتصادي- ژئوپولتيكي مشترك با حفظ كامل موجوديتهاي سياسي اعضاكه از هم جدا ومستقل هستند.
منطقه گرایی معمولاً به صورت زیر تجلی می یابد .
الف) سیستم های اتحاد نظامی مثل ناتو
ب) اتحادیه های اقتصادی مثل اتحادیه اروپا
ج ) گروه بندی سیاسی از قبیل اتحادیه عرب (امیدی:1388،22-21)
البته می توان به این سه ، سه دسته دیگری را که شامل تمام این گروه بندی های سیاسی ، نظامی،اقتصادی و غیره است را نیز افزود مانند سازمان همکاری شانگهای .
اجماع در حال ظهور این است که ترکیبهای مادی ، فیزیکی و خصوصیات فکری یا فرهنگی موجودیت یک منطقه را تشکیل می دهد . دولت های متعددی که یک منطقه را تشکیل می دهند ، معمولاًدر برخی صفات مشترک هستند از قبیل نهادهای سیاسی ، سطوح توسعه ، فرهنگ ، زبان یا مذهب (Mansfield and Milner:1999,591) منطقه گرایی پروژ ه ایی است که به موجب آن دولت ها اهداف مشترکی را پیگیری می کنند و استراتژی خود را در یک یا چند عرصه در درون منطقه هماهنگ می کنند . در حال حاضر این برداشت وجود دارد که منطقه ای شدن بر تنظیم دسترسی به یک منطقه خاص به منظور حفاظت در برابر جهانی شدن دلالت دارد .
در دهه های گذشته توجه و سطح تحلیل عمدتاً به سطح ملی یا بین المللی معطوف بود . اکنون در هزاره جدید . مطالعات منطقه ای در کانون توجه و اهمیت قرار گرفته است . نمونه این اتحادیه ها و نهادهای منطقه ای عبارتند از آسه‌آن18 ،نفتا19 ،مرکوسور20 ،آپک21 وسازمان همکاری شانگهای22 اشاره نمود.
2-2-2-2-1)منطقه گرایی قدیم23
حمایت از منطقه گرایی بین المللی در دوره میان دو جنگ جهانی اول و دوم هنگامی که دکترین امنیت دسته جمعی تسلط داشت نادر بود ،به استثنای در خور توجه نظام آمریکایی ، گروه های منطقه ای خیلی اندکی در قبل از جنگ جهانی دوم وجود داشته است . آنچه قبل از جنگ جهانی دوم پدیدار شد ،رشد تعدادی از انجمن های عمومی و خصوصی بین المللی از قبیل اتحادیه عمومی پست و انجمن بین المللی بود که این ها صاحب یک دبیر خانه بودند ، و ویژ گیهایی را که بتوان آ نها یک منطقه گرایی نامید نداشتند .
منطقه گرایی پدیده نسبتاً جدید است . که معمولاً همانند یک پروژه طراحی شده دولتی یا دولت – محوری درک شده است که با تجدید سازمان یک فضای منطقه ای خاص در امتداد خطوط سیاسی و اقتصادی تعریف می شود .(Sabic and Bonjinovic: 2006 ,8-9)
2-2-2-2-1-1)منطقه گرایی پس از جنگ سرد
جنگ سرد به شکلی قاطع منطقه گرایی را پس از جنگ جهانی دوم توسعه داد ، که علت آن هم تغییر محیط سیاسی بود و هم عوامل اقتصادی . ایالات متحده طبق سیاست مهار ایجاد یک اتحادیه دفاعی در برابر اتحادیه جماهیر شوروی را تشویق کرده است ، و از لحاظ اقتصادی نیز به ویژه در اروپا ، آزاد سازی اقتصاد جهانی از طریق فرایندهای ادغام اروپا در حال انجام گرفتن بود . با وجود اینکه منشور سازمان ملل منطقه گرایی را به منزله ابزار مهمی در حفظ نظم پس از جنگ جهانی تشویق کرده ، مناطق عمدتاً در شرایط وابسته به جغرافیای سیاسی مورد ملاحظه قرار گرفتند،ودر خدمت رقابت اتحادها درک شده اند ((Vayrynen:2003, 206. البته در این زمان نوکارکردگراها (هاس و لیندبرگ)به منطقه گرایی از زاویه دیگری نگاه می کردند که تنها قاعده استثنا شده قابل توجه در این دوره بود . با وجود این ، الگوی این دوره منطقه گرایی قدیم نامیده می شود .بنا براین منطقه گرایی قدیمی در چهار چوب شرایط دوقطبی دوران جنگ سرد شکل گرفت و از بالا به دست ابر قدرت ها هدایت می شد و هم چنین از نظر اهداف کاملاً منحصر به فرد بود ، یعنی این منطقه گرایی یا امنیتی بود یا اقتصادی ، و یک منظومه چند وجهی را در بر نمی گرفت .
2-2-2-2-2)منطقه گرایی نوین24
منطقه گرایی عصر جدید بواسطه اضمحلال جهان دوقطبی ، سقوط هژمونی آمریکا ، بازسازی اقتصاد سیاسی جهانی در سه بلوک اصلی ، فرسایش نظام وستفالیایی دولت – ملت ، رشد وابستگی های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی و فرا ملی گرایی ، جهانی شدن مالیه ، تجارت ، تولید و تکنولوژی ، اهمیت فزاینده موانع غیر تعرفه ای و پایان جهان سوم ، همچنین تاکید بر ارزیابی مجدد نقش دولت در فرایندهای منطقه ای شدن ، تغییر نگرش نسبت به توسعه اقتصادی نئولیبرالی و نظام سیاسی در کشورهای توسعه یافته و ظهور بازیگران مادون ملی (زیر ملی) درک شده است (Sabic and Bonjinovic: 2006 ,22-15)
هتن25منطقه گرایی نوین را فرایندی چند بعدی از هم گرایی منطقه ای در عرصه های اقتصادی ،سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی می داند . هتن ابعاد غیر اقتصادی ، سیاس

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع جامعه شناسی، جهانی شدن، سوره بقره، کالاهای مصرفی Next Entries مقاله رایگان با موضوع منطقه گرایی، منطقه گرایی نوین، اقتصاد سیاسی، تحولات ساختاری