مقاله رایگان با موضوع مسئولیت کیفری، امام صادق، بلوغ دختران، دوران کودکی

دانلود پایان نامه ارشد

و تربیت اقدام خواهد شد .
قانون گذار جدید در ماده 146 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 آورده است :
(( افراد نا بالغ مسئولیت کیفری ندارند ))
البته منظور از این ماده که اطفال مسئولیت کیفری ندارند این نیست که طفل در صورت ارتکاب جرم مطلقاً مجازات نمی شود زیرا چنین برداشتی با مواد دیگر قابل جمع نمی باشد بلکه منظور این است که مجازاتهای مقرر در قانون مجازات اسلامی و سایر قوانینی که در آن مجازات مقرر شده است درباره اطفال اجرا نمی شود.
1-11) مبحث دوّم : تعاریف و مفاهیم
جهت بررسی درخصوص معنی و مفهوم اطفال بزهکاردرابتدا تعریفی از طفل ، بلوغ ، صفار ممیز و غیر ممیز ، بزه ، بزهکار ، برهکاری و ناسازگاری ارایهمی نماییم.
1-11-1)گفتار اوّل : تعریف طفل
در قوانین کلیه کشورها بین وضیعت کیفری اطفال و بزرگسالان تفکیک قائل می شوند . در طفولیت ( کودکی ) که از بسته شدن نطفه آغاز می شود و به بلوغ ختم می گردد ، شرایط فیزیولوژیک زمینه ساز ارتکاب جرم برای طفل نیست . از آغاز سنین هفت یا هشت سالگی ، یعنی زمانیکه طفل صاحب منافع اجتماعی می گردد و می تواند از قدرت ، نفوذ و سرپرستی والدین خود فرار کند ، احتمالا ممکن است مسائل مجرمانه مطرح شود .5
طفل در لغت بمعنای بچه ، کودک و نوزاد آورده شده است و به جمع آن اطفال گفته می شود . 6
در فرهنگ عمید نیز طفل را به کودک یا نوزاد و بچه کودک انسان معنی نموده اند .
در ترمینولوژی حقوقی ، طفل به معنی صغیر آورده شده است .7و صغیر کسی که به سن بلوغ نرسیده باشد. از مجموع آنچه گفته شد اینکه ، طفل مترادف صغیر ، کودک و بچه انسان آورده شده است و صغیر به کسی گفته می شود که نا بالغ باشد . با این توصیف صغیر در برابر کبیر ، که صفت شخص بالغ است قرار می گیرد .
صغیر در لغت بمعنای کوچک و خرد است و در اصطلاح فقهی و حقوقی به کسی گفته می شود که به سن بلوغ نرسیده و کبیر نشده باشد ، در گذشته صغیر به اشخاصی گفته می شد که به سن هجده سال نرسیده بودند . ولی با اصلاح قانون مدنی و حسب ماده 1210 و تبصره های آن مفهوم مذکور با فقه انطباق یافته و یکسان گردیده است .
آقای دکتر امامی راجع به صغیر می گوید : در اصطلاح حقوقی به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمانی و روحی لازم برای زندگانی اجتماعی نرسیده باشد . اینکه چه زمانی این نمو جسمانی و روحی برای زندگی اجتماعی حاصل می شود ، از ایرادات این تعریف است . عده ای نیز عقیده دارند که کودکی و طفولیت از زمان تولد شروع می شود . در حالیکه با توجه به اهلیت تمتع چنین ، بنظر می رسد کودکی از زمان انتقاد نطفه شروع و با بلوغ خاتمه می یابد .
یاد آوری این مطلب ضروری است ، که دوران کودکی انسان طولانی تر از دوران کودکی سایر حیوانات است ، علت این امر را چنین توجیه می کنند که نوزاد آدمی بسیار ضعیف و در میان جانوران دارای پیچیده ترین ارگانیسم است و هر چقدر ارگانیسم پیچیده تر باشد برای تکامل فرد به زمان بیشتری نیاز دارد . 8
اصولاً اسلام از زمان انتقاد نطفه برای طفل اعتبار قائل شده است . بنابراین زمان شروع کودکی همان زمان انتقاد نطفه است . اسلام برای حفظ حقوق طفل بعد از تولد نیز احکام و دستوراتی دارد ، که در آیات و روایات متعددی آمده است . دسته ای مربوط به مباحث عبادی و اخلاقی و در عین حال ضامن سلامت جسمانی ، معنوی و رشد و ارتقای فکری و فیزیکی اطفال است و دسته ای دیگر مربوط به حقوق و آزادی های طفل و دارای بار حقوقی و ضمانت اجراهای کیفری و مدنی می باشد آنچه که مسلم است قریب به اتفاق فقها ، طفل را کسی دانسته اند که به حد بلوغ شرعی نرسیده است .
1-11-2)گفتار دوم : صغار ممیز و غیر ممیز ( طفل ممیز و غیر ممیز )
در شریعت اسلام یکی از ارکان مسئولیت کیفری ادراک است ولی درک و فهم انسان از ماهیت و پیامدهای اعمال خود در تمام مراحل عمر از آغاز تا پایان زندگی یکسان نیست . کودک انسانی هنگام تولّد از درک و فهم آنچه می کند عاجز است . رفته رفته به موازات رشد جسمانی قدرت تشخیص و تمیز در او شکل می گیرد تا آنکه رشد عقلی وی به کمال می رسد . به همین دلیل فقیهان اسلامی میان طفلی که تا حدودی از لحاظ عقلی رشد یافته و قادر به تمیز است و طفلی که هنوز ممیّز نیست تفاوت قائل شده و وضع هر یک را تابع احکام جداگانه دانسته اند .
دوران طفولیت به دو دوره فقدان تمیز و عدم مسئولیت کیفری و دوره تمییز و برخورداری از مسئوولّیت کیفری نسبی می توان تقسیم نمود . دوران فقدان تمیز که به طفل در این دوران غیر ممیز می گویند از تولّد آغاز می شود کودک در این دوران توانایی درک اعمال خویش و عواقب سؤ آن را ندارد لذا اگر در این دوران کودک مرتکب جرمی گردد مجازات نخواهد شد . دوره تمیز که قبل رسیدن به سّن بلوغ است به این دلیل کودک را ممیّز می نامند که فرض می کنند به مرحله ای از رشد عقلانی رسیده که قادر است بد را از خوب باز شناسد و یکی را بر دیگری برتری دهد لذا در این دوران چون طفل ممیز توانایی پذیرفتن درجه ای خفیف از مسوولیت را دارد پس می توان او را مجازات کرد.9
1-11-3)گفتار سوم : تعریف بلوغ
در این گفتار بلوغ را از نظر لغوی و شرعی و اصطلاح حقوقی و از نظر آیات قرآن و روایات ومنابع فقهی و مذاهب پنج گانه و نیز از منظر علوم تجربی و اصول علمی مورد ارزیابی قرار می دهیم .
1-11-3-1) تعریف بلوغ از لحاظ لغوی ، شرعی
بلوغ مصدری است از ریشه بَلَغَ یعنی رسیدن ، کامل و نمّو تمام . در فرهنگ معین بلوغ به معنی به سر رسیدن ، رسیدن به سن رشد و رسیدن به امری است . 10
در ترمینولوژی حقوق ، بلوغ به معنای رسیدن طفل است به حال احتلام در مرد و حیض و حمل در زن . 11
کلمه احتلام مصدر باب افتعال از ریشه حُلُم گرفته شده و به معنی خواب لذت بخش است همه این کلمه ها کنایه از رسیدن کودک به رشد قوای جنسی است بنابراین بالغ کسی است که قدرت بر مباشرت با جنس مخالف خود را داشته باشد . علاوه بر نشانه های طبیعی که در کیفیت آن بین فقیهان امامیه اختلاف هست ، سن نیز به عنوان معیاری قراردادی اماره بلوغ شناخته شده است . یعنی 9 سال قمری در دختر و 15 سال در پسر می باشد .
آنچه مهم است اینکه با تحقق بلوغ ، مسوولیت کیفری برای فرد ایجاد می شود .
1-11-3-2) بلوغ در آیات قرآنی :
در سوره های متعددی از آیات شریف قرآنی به موضوع بلوغ اشاره شده است از جمله در آیه 59 سوره نور می فرماید .
(( و چون فرزندانتان به حد بلوغ می رسند ، باید همانند کسانیکه پیش از آنان ( در همین شرایط ) اجازه می گرفتند . ( برای ورود ) اجازه بگیرند ، بدین سان خداوند آیاتش را برای شما روشن می گرداند که خداوند دانای فرزانه است.))
یا در آیه 6 سوره نساء می فرمایند .
(( یتیمان را آزمایش کنید تا هنگامیکه بالغ شده و تمایل به نکاح پیدا کنند ، آنگاه اگر آنها را به درک مصالح خویش یافتید اموالشان را به آنها باز دهید و به اسراف مال آنها را حیف و میل نکنید ))
یا در آیه 67 سوره غافر می فرمایند .
(( اوست خدایی که شما را از خاک آفرید ، پس از قطره آبی ، نطفه و آنگاه از خون بسته علقه ، سپس شما را از رحم مادر طفلی بیرون آورد و سپس به سن رشد و کمال رسانید باز پیری سالخورده شوید . ))
به علاوه در آیات شریفه دیگری از جمله: آیات 152 سوره انعام ، 5 سوره حج ، 34 سوره اسراء و غیره به موضوع بلوغ اشاره شده است . که از مجموع آیات قرآنی در رابطه با حد بلوغ می توان عنوان کرد که اصل بلوغ تا حد تکوین شخصیت انسانی انسان از دیدگاه قرآن پذیرفته شده است و سن معینی به عنوان سن بلوغ ذکر نشده است و رسیدن کودک به سن بلوغ بگونه ای است که برای عموم قابل فهم و درک است . به علاوه قرآن در امر بلوغ هم به رشد جسمی و هم به رشد روحی و عقلانی شرح نموده است .12
آیت اله محمد حسن مرعشی نیز در کتاب دیدگاههای نو در حقوق کیفری اسلام معتقد است .
که آیات مذکور ، ملاک بلوغ را رسیدن به حد نکاح و حلم و رشد قرار داده است و هر یک از عناوین سه گانه در آیات مذکور و مانند آنها با یکدیگر متلازم می باشند .13

1-11-3-3) بلوغ از نظر اصول ، روایات و منابع فقهی :
راجع به بلوغ دو دسته از روایات ذکر شده است که دسته اول ، اشاره به بلوغ جنسی دارد. از جمله :
1)صحیحه هشام : در این صحیحه آمده است که امام صادق ( ع ) فرمودند :
(( پایان یافتن کودکی کودک با احتلام است ، که همان رشد او است و اگر محتلم شد و ایناس رشد از او نگردید و سفیه یا ضعیف بود . ولی مالش را نگه میدارند و در اختیار او قرار نمی دهند . )) 14
2)صحیحه علی بن جعفر ( ع ) که در این روایت آمده است :
(( از امام موسی بن جعفر ( ع ) پرسیدم که کودک در چه زمانی یتیم نیست ؟ فرمودند :
وقتی که محتلم گردد و به گرفتن و عطا آشنا شود . ))
(( یتیم نیست شخص بعد از احتلام . )) 15
دسته دوّم روایاتی هستند که به بلوغ سنی توجه کرده اند . یعنی مک برای بلوغ ، رسیدن به سن معین است . از جمله :
1)موثقه عبدالله بن سنان است که از امام صادق (ع) نقل کرده که امام (ع)فرمودند:
(( اگر غلامی به سن 13 سالگی رسد برای او حسنه و سیئه نوشته می شود و معاقبه می شود و اگر کنیز به سن 9 سالگی برسد هم همینطور است و آن بخاطر این است که کنیز در 9 سالگی حائض می شود.16
2)عن ابی عبدالله (ع) : از امام صادق (ع) پرسیدم : چه وقت نماز بر پسران واجب می شود؟
فرمودند : وقتی به سن 15 سالگی برسند و اگر قبل از 13 سالگی محتلم شوند نماز بر آنان ( 13 سالگی ) واجب می شود و قلم تکلیف بر آن ها جاری می شود و دختر مانند اوست ، هر گاه به سن 13 سالگی برسد و یا قبل از 13سالگی حیض گردد نماز بر او واجب می شود و قلم تکلیف نسبت به او جریان می یابد.17
از مجموعه آنچه گفته شده ، نتیجه گرفته می شود که روایاتی که سن را اماره ای برای بلوغ دانسته اند متفاوت است . لذا سن بما هوسن موضوعیت ندارد و بلوغ سنی، اماره برای تحقق بلوغ جنسی و غریزی است و تحقق بلوغ جنسی و غریزی در سنین مختلف و نسبت به اشخاص و افراد ، متفاوت می باشد .18
بلوغ می تواند متأثر از عوامل اقلیمی ، جغرافیایی ، سردی و گرمای هوا نیز باشد . نهایتاً مسئله بلوغ چه در پسران و چه در دختران مبنای تکوین شخصیت آنان و قبول مسئوولیت آنان و تکلیف شرعی است . معیار اصلی بلوغ کودک رشد و تکامل جسمی و جنسی و اندامهای تناسلی است معیار آن در پسران احتلام و در دختران عادت ماهانه است .
در فقه اسلام ابتدای دوره بلوغ ، پایان دوره کودکی است . یعنی بلوغ مرز کودکی و نوجوانی و به تعبیر دیگر کودکی از ولادت تا بلوغ است .
1-11-3-4)بلوغ در مذاهب پنج گانه :
بعضی از فقهای امامیه معتقدند که بلوغ حاصل می شود با تحقق چند امر از جمله :
(( روئیدن موی خشن زهار چه مرد و چه زن ،خروج منی از مرد ، سن 15 سالگی در پسران و 9 سالگی در دختران ))
اکثر فقهای شیعه ، نوع سنی در پسران را 15 سال و در دختران 9 سال تمام قمری می دانند
چنانچه صاحب جواهر درباره بلوغ دختران در سن 9 سالگی می گوید : بلوغ دختران در سن مذکور امری است که مذهب بر آن مستقر گردیده است .
در حالیکه در مذاهب اهل سنّت حنفیان سن بلوغ را 18 سال در پسر و 17 سال در دختر می دانند و ابوحنیفه اَنرا 18 و 19 سال در پسر و 17 سال در دختر ذکر کرده است .19
شافعی در دختر و پسر 15 سال تمام قمری است . 20
درفقه مالکی سن بلوغ در دختر و پسر بطور مطلق 17 سال تمام است و خود مالک این سن را 15 سال گفته است .
پس همه فقهای اهل سنّت در بلوغ زن با ما مخالف هستند و معتقدند که سن بلوغ زن کمتر از 15 سال نیست و در زائد بر آن با یکدیگر اختلاف دارند .21
در نصاب سن بلوغ و یا در مفهوم آن در میان اهل سنّت و علمای شیعه از دیر باز اختلاف نظر وجود داشته است . برخی مانند علامه حلی ، بلوغ را منوط به احتلام ، رویش موی زبر و خشن
برعانه و رسیدن به 9 سالگی در دختران و 15 سالگی پسران می دانند . صاحب اثر الفقه علی المذاهب الاربعه
• نیزهمین نظر را تأیید کرده است .22صاحب جواهر معتقد است بلوغ مانند عبارت و الفاظ آن نیست که تنها از

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع حریم خصوصی، حقوق بشر، دسترسی به اطلاعات، جرایم سازمان یافته Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع حقوق بشر، حقوق مدنی و سیاسی، حقوق مدنی، کرامت انسانی