مقاله رایگان با موضوع مجنی علیه، قانون مجازات، مجازات اسلامی، جبران خسارت

دانلود پایان نامه ارشد

بدون مطالعه دقیق و درک درست مسائل نمی توان آنها را رد نمود . همچنانکه در حال حاضر ، بخصوص از سال 1375 در زمینه جبران خسارت های معنوی و خسارات مازاد بر دیه شخص ، مسائلی مطرح شده است که تاکنون پاسخ جامعی به آن داده نشده یا قانون منسجم برای آن ارائه نشده است .
به طور اجمالی مبانی جبران خسارت به طور کلی در ذیل بدان اشاره خواهد شد .

* الف) قاعده لاضرر
در روایات اسلامی قاعده معتبر محکمی به نام قاعده لاضرر وجود دارد که پیدایش آن را طبق روایات محکم فقهای امامیه نظیر کلینی در کتاب اصول کافی ، به حق عبور مردی عرب که در میان خانه شخص دیگری برای رفتن به باغ آمد و شد مکرر می کرده و موجبات عسر و حرج شخص صاحب خانه را پدید آورده بود ، عنوان کرده است 54. که پیامبر حکم به کندن درختان دادند و از آنجا حدیث « لاضرر و لا ضرار فی السلام « از پیامبر نقل گردید . این حدیث مبنای برداشت ها و تفسیر های اجتماعی مختلفی قرار گرفته است . عبارت گویی چنان است که هیچ ضرری در اسلام وجود ندارد در حالیکه هیچ کس نمی تواند منکر وجود آن شود و در تمام دنیا این موضوع کاملاً اثبات شده ، که به هر حال با کاملترین و دقیقترین قوانین و در منظم ترین و با فرهنگترین جوامع باز هم بوجود آمدن خسارت امری طبیعی است .
پس از عبارت متن نباید این چنین برداشت کرد ؛ که اصلاً ضرر و خسارتی در اسلام وجود ندارد و یا پیش بینی نشده است . بلکه باید دید که ضرر چیست و راه های جبران آن و مقابله با آن چگونه است و چطور باید این قاعده را اعمال کرد .
* ب) نفی حکم ضرری ( به بار آوردن خسارت )
به موجب این نظر هیچ حکم ضرری در اسلام وضع نشده است . شیخ انصاری (ره ) 55 از حامیان این نظریه است به عقیده وی مقصود از حدیث لاضرر نفی هر گونه حکم شرعی است که وجود آن بر مردم خسارت و ضرر وارد آورد . یعنی شارع که شأن او قانونگذاری است و تشریع و تعیین احکام شرعی است ، حکمی را وضع ننموده که به موجب آن بر مردم ضرر و خسارت وارد آید ، و نفی احکام ضرری در شریعت اسلامی را اراده نموده است .
* نفی ضرر ( خسارت ) غیر قابل جبران
بر طبق این نظریه ( لا ) در حدیث لا ضرر در معنای اصلی خویش بکار برده شده و نفی ضرر نموده است . اما منظور از ضرر ، خسارتی است که راهی برای جبران قرار داده نشده است پس معنای حدیث این است که خسارت غیر قابل جبران در اسلام وجود ندارد « به عبارت دیگر افراد ملزم هستند در صورت وجود خسارت آن را جبران نمایند . ورود خسارت به غیر ، از اسباب ضمان به حساب می آیند و کسی که خسارت به او وارد آمده است می تواند جبران خسارت و ضرر و زبان خود را از زیان زننده مطالبه کند .
بر اساس این نظریه ، شارع خسارتی را که جبران نشده باشد را به منزله معدوم معرفی کرده است .
برخی حقوقدانان اصطلاح ضرر غیر متدارک را به کار برده اند ، یعنی ضرر غیر متدارک در اسلام وجود ندارد بر طبق آنچه گذشت ، ایراد شده است که بدواً باید ضررها و خسارات از طرف خسارت زنندگان متدارک نشده باشد ، تا بتوانیم بگوییم ضرر غیر متدارک در خارج وجود ندارد .
* قاعده لاحرج
حرج در لغت به معنای ضیق و تنگی است و با توجه به این معنی در قاعده حرج از نفی حرج ، نفی ضیق و تنگی است و مقصود از آن هر گونه حرج خارجی است به این معنی که نباید کسی بر کس دیگر عملی را تحمیل کند که او را در تنگنا قرار دهد و یا بر امری که موجب ضیق و حرج باشد ، صحه گذارد . بنابراین همانطور که آیت الله مرعشی بیان داشته اند : …. روشن است که اگر کسی خسارت مالی یا بدنی بر کسی وارد آورد و از عهده خسارت وارده بر نیاید او را ( زیاندیده را ) در معرض ضیق و تنگی قرار داده است و این از نظر شارع ممنوع است . 56 … عنایت به این معانی وسیع و کلی برای نفی حرج ، هر حرجی ممنوع می گردد و روشن است که اگر کسی خساراتی بر دیگری وارد آورد و از عهده خسارات وارده بر نیاید ، او را در معرض ضیق و تنگی قرار داده است که این از نظر شارع ممنوع است .

فصل 2:
خسارت های وارده بر زبان و آسیب های آن

مصونیت جسمانی شهروندان از هر گونه تعرض دراصل 22 ق.ا.ح.ا.ا تضمین شده است و طبیعی است در صورت ورود خسارت یا آسیب مضاعف به تمامیت جسمانی افراد عامل مکلف به جبران آن است .
خسارت های وارده بر زبان با توجه به اهمیت آن به قسمت های مختلفی تقسیم بندی و اکثراً برای تمامی آنها دیه تعیین شده است .
خسارت های وارده بر زبان از نظر قصد فعل به دوسته عمدی و غیر عمدی تقسیم می شود .
عوامل خسارت بر زبان تمامی عواملی هستند که باعث ضربه به زبان می شوند . عوامل موصوف به سه دسته طبیعی ، اتفاقی و آلات از پیش تعیین شده و قتاله تقسیم می شوند .
بر اساس قانون فوق ، دو ماده مجزا به آسیب های بر زبان کودک اشاره داشته است که به صورت مفصل در مورد هر کدام مبحثی اختصاص یافته است .
2-1- انواع خسارت بر زبان
خسارت همان طور که در ابتدا از آن تعریفی ارائه شد به معنای ضرر و زیان می باشد از این رو هر گونه ضرر به انسان را شامل خواهد شد . با توجه به تعاریف هر گونه خسارت که منشاء آن جرم باشد اعم از خسارت های مادی و معنوی که در ذیل به طور مفصل در مورد آنها مطالب ارائه خواهد شد شامل تعریف خسارت خواهد بود .
خسارت های مادی همانطور که از اسمش پیدا است همان خسارت های وارده که به صورت آشکار می باشد را شامل می شود و خسارت های معنوی اشاره به خسارت هایی دارد که در ادامه ضرر های وارده بر بدن فرد امکان به وقوع پیوستن آنها وجود دارد .
بنابراین لازم می دانیم در ادامه در مورد خسارت های مادی و معنوی و همچنین شرایط خسارت های قابل جبران مطالبی مطرح شود .
2-1-1- خسارت های مادی وارده بر زبان :
سهروردی در بیان مفهوم ضرر مادی می گوید :57 الضرر المادی هو اخلال بمصلحة المضرور ذات قیمة المالیة » یعنی ضرر مادی لطمه و اخلال به هرگونه مصلحت و منفعت زیان دیده است که قابل تقویم به پول باشد .
خسارت مادی عبارت است از ضرری که به بدن یا مال کسی بیاید . در برابر خسارت معنوی به کار می رود . 58 ماده 9 قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 28/6/78 نیز در بند اول از ضرر و زیان مادی نام برده است .
ضرر و زیان قابل مطالبه به شرح ذیل می باشد :
1- ضرر و زیان های مادی که در نتیجه ارتکاب جرم حاصل شده است … . »
با توجه به تعریفی که بیان شد خسارات مادی خود به دو دسته کلی خسارات وارد به جسم و خسارات مالی و زیان های وارد بر اموال تقسیم بندی می شوند که خسارات وارده بر زبان از نوع خسارات وارد بر جسم است که طبق تقسیم بندی ذیل به توضیح آنها خواهیم پرداخت .
قبل از آنکه بخواهیم وارد مصادیق خسارت های وارده بر زبان بشویم باید به صورت کلی بیان داشت که خسارت های وارده بر زبان چه به صورت قطع عضو باشد و چه به صورت های دیگر به طور کلی می بایست در این تقسیم بندی قرار بگیرند .
قطع یا نقص یا جرح بر روی زبان و دیگر عضو ها به سه نوع است : عمد ، شبه عمد ، خطاء محض
الف) وقتی که جایی با انجام کاری قصد قطع عضو یا جرح آن را دارد چه آن کار نوعاً موجب قطع یا جرح باشد یا نباشد .
ب) وقتی که جانی عمداً کاری انجام دهد که نوعاً موجب قطع یا جرح عضو باشد هر چند قصد قطع یا جرح نداشته باشد .
ج) وقتی که جانی قصد قطع عضو یا جرح را ندارد و عمل او نوعاً موجب قطع یا جرح نمی باشد ولی نسبت به مجنی علیه بر اثر بیماری یا پیری یا ناتوانی یا کودکی و مانند این ها نوعاً موجب قطع یا جرح باشد و جانی به آن آگاهی داشته باشد .
به طور کامل تر موارد ذکر شده در ذیل توضیح داده شده است :
* جرح یا نقص زبان به صورت عمدی
صدمات به زبان به صورت عمدی که به صورت ایراد جرح و قطع عضو زبان مجنی علیه واقع می شود ممکن است که به یکی از صور زیر در خارج تحقق پیدا نماید .
1- ایراد جرح یا قطع عضو عمدی محض
با توجه به مواد قانون مجازات اسلامی هرگاه مترکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت زبان بر فرد یا افراد معین یا افرادی غیر معین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود با نظیر آن واقع شود ، خواه کار ارتکابی نوعاً موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود خواه نشود .
و یا هر گاه مرتکب ، عمداً کاری انجام دهد که نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن می گردد ، هر چند قصد ارتکاب آن جنایت و نظیر آن را نداشته باشد ولی آگاه و متوجه بوده که آن کار نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن می شود .
2- ایراد جرح یا قطع عضو در حکم عمد
هر گاه مرتکب قصدارتکاب واقع شده یا نظیر آن را نداشته و کاری را هم که انجام داده است ، نسبت به افراد متعارف نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن ، نمی شود لکن در خصوص مجنی علیه ، به علت بیماری ، ضعف ، پیری یا هر وضعیت دیگر و یا به علت وضعیت خاصی مکانی یا زمانی نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن می شود مشروط بر آن که مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنی علیه یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی آگاه و متوجه باشد .

* جرح یا نقص زبان به صورت شبه عمد
در صدمات به زبان به صورت شبه عمدی معمولاً مرتکب جرم از روی قصد و اختیار فعل مجرمانه را به قصد مجروح کردن یا قطع عضو دیگری به انجام می رساند یا به سخن دیگر مرتکب با ارتکاب فعل آگاهانه خود قصد قطع عضوی از اعضای مجنی علیه و یا مجروح کردن او را دارد . اعم ازاینکه کاری که انجام می دهد نوعاً کشنده باشد یا نباشد اما در عمل سبب قطع عضو یا مجروح کردن زبان مجنی علیه خواهد شد ، مانند اینکه به قصد ایراد صدمه نسبت به دیگری با کوبیدن چوبی به سر که باعث قطع یا مجروح کردن زبان و یا از بین رفتن تکلم مجنی علیه بر اثر بیرون بودن زبانش شود .
بنابراین تحقق ایراد جرح و قطع عمدی محض زبان منوط به وجود و احراز دو شرط زیر است :
1- ارتکاب ارادی صدمه منتهی به جرح یا قطع عضو
2- احراز قصد صدمه زدن و حصول نتیجه
به عبارت دیگر می توان گفت ملاک عمدی بودن در این جا یعنی ملاکی که در این ماده برای قطع عضو یا جرح عمدی بیان شده است .
همچنین هرگاه مرتکب ، جهل به موضوع مادون داشته باشد و به مجنی علیه جنایت وارد کند ، جنایت عمدی محسوب می شود مانند آنکه جنایتی را با اعتقاد به اینکه موضوع رفتار وی شی یا حیوان به مجنی علیه وارد کند ، سپس خلاف آن معلوم گردد .
* جرح یا نقص زبان به صورت خطای محض
درمورد جرح و یا نقص بر روی زبان در بند الف و پ ماده 292 قانون مجازات اسلامی 59به طور کلی چنین تعریف شده است که جنایتی که در آن مرتکب نه قصد جنایت بر مجنی علیه را داشته باشد و نه قصد ایراد فعل واقع شده بر او را مانند آنکه تیری به قصد شکار رها کند و به فردی برخورد نماید .
نقائص جسمی یا باید دائمی باشد ( مانندنواقص تشریحی ، نواقص عملکردی و یا نواقص ساختار زیبایی) یا منجر به آسیب موقت شود. 60
به طور کلی خسارت های مادی وارد بر زبان به 5 قسمت بر اساس قانون و رویه پزشکی قانونی تقسیم می شود که عبارت است از : قطع کامل زبان ( اعم از گویا و لال ) ، قطع بخشی از زبان ، فلج کردن زبان ، از بین بردن حس چشایی ، از بین رفتن تکلم

به طور مفصل هر کدام از موارد ذکر شده را در ادامه توضیح خواهیم داد.
2-1-1-1- قطع کامل زبان :
قطع یا از بین بردن تمام زبان گویا اولین موردی است که فقه اسلامی و قانون مجازات اسلامی به آن اشاره نموده است . قطع زبان به این معناست که زبان را به صورت کامل و یا به صورتی که به هر نحو نتوان حروف را ادا نمود قطع کرد . قطع زبان یکی از آن خسارت هایی است که هر سه نوع خسارت 61 را شامل می شود . لذا از کامل ترین آسیب ها و خسارت هایی است که به زبان وارد می شود .
آسیب هایی که جهت از بین رفتن زبان می شود یا به صورت مستقیم خواهد بود و یا غیر

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع مجنی علیه، جبران خسارت، مجازات اسلامی، قانون مجازات Next Entries مقاله رایگان با موضوع جبران خسارت، جبران خسارات، رابطه سببیت، قانون اساسی