مقاله رایگان با موضوع مجنی علیه، خسارات مازاد بر دیه، قانون مجازات، فقه امامیه

دانلود پایان نامه ارشد

دو خصیصه است بدلیل سودمندی که هر یک در بردارد سزاوارتر می باشد » 123
نتیجه این عقاید لزوم جبران کلیه خسارت های زائد بر دیه می باشد . استناد حقوقدانان علاوه بر ادله شرعی مذکور تمسک به قانون می باشد . برای جبران خسارت های زائد بر دیه مواد قانونی خاص که صراحتاً به موضوع اشاره شده باشد وجود ندارد . اما بعضی از قوانین لزوم جبران خسارت مزبور استفاده می شود .
* نتیجه بحث:
چنانچه بر اثر جنایت عمدی یا غیر عمدی آسیبی به زبان کسی وارد که موجب دیه شود در صورتی که دیه تعیین شده از طرف شارع بیشتر از هزینه صدمات وارده و یا تکافوی هزینه های وارد شده را بنماید و خسارت های دیگری به مجنی علیه وارد نشده باشد جانی صرفاً ملزم به پرداخت دیه می باشد و علاوه بر پرداخت دیه مزبور مسئولیتی ندارد. و چنانچه بر اثر صدمات وارده به مجنی علیه، دیه تعیین شده جبران هزینه های انجام شده را نداشته باشد جانی مکلف به پرداخت کلیه هزینه ها خواهد بود و چنانچه علاوه بر پرداخت دیه به مجنی علیه خسارت های مالی دیگری مانند خسارت های ناشی از بیکاری ،باز ماندگی از کسب و کار و ضررهای کاهش دارایی مثبت و افزایش دارایی منفی و تقویت منافع ممکن الحصول ،وارد شود.به دلائل قاعده لاضرر ، بناء عقلا و قاعده تسبیب و قاعده لاحرج و آراو نظریات فقها، جانی مکلف به پرداخت خسارت های مالی می باشد. بنابراین خسارات مازاد بر دیه زبان قابل مطالبه است البته توجه به دو نکته نیز لازم و ضروری است.
اول آنکه اثبات میزان خسارات مازاد بر دیه زبان باید اثبات شود،
دوم آنکه دادگاه مکلف است در صورت اثبات میزان خسارات مازاد بر دیه زبان بنابر تقاضای مدعی خصوصی حکم خسارات مازاد بر دیه را صادر کند، در مواردی هم که دادگاه عمومی کیفری در این خصوص حکمی صادر نکند خواهان می تواند برای مطالبه مازاد بر دیه با تسلیم دادخواست به دادگاه حقوقی مراجعه کند و ادعای اعتبار امر مختومه به واسطه رسیدگی آن دعوا در دادگاه کیفری صحیح نیست چرا که در دادگاه کیفری صرفا برای مطالبه دیه حکم صادر شده است نه مازاد بر آن.

3-4-3- ارش
با توجه به کلیاتی که در ابتدا ارائه گردید ثابت شد که ارش جزء قوانین اسلامی و قانونی فقه امامیه بوده است . اما اگر بخواهیم در ابتدا به صورت کلی نتیجه آن را بیان کنیم باید بدانیم که برخی جنایت ها که در شرع مشخص شده است یا به دست ما نرسیده است و چون حق مجنی علیه هدر نمی رود ، باید آن را جبران کرد ، میزان جبران را ارش می گویند اما معنای این حرف این نیست که ارش به دست آمده همان میزان معین شرعی باشد ؛ به عبارت دیگر ما در مقام نظر نمی دانیم دیه آنها چقدر است ، اما چون در مقام عمل نمی توانیم متوقف بمانیم ، ناگزیریم که با ارش ، آنها را جبران کنیم . 124
3-4-3-1- شیوه محاسبه ارش خسارت های وارده بر زبان در فقه و پزشکی قانونی
در فقه امامیه چهار شیوه برای تعیین ارش بیان شده است :
* عبدانگاری :
بیشتر فقهای امامیه گفته اند برای تعیین ارش ، بایستی مجنی علیه را در صورتی که حر باشد ، عبد فرض نمود و صحیح و معیب او را قیمت گذاری کرده و هر نسبیتی که میان تفاوت صحیح و معیب به صحیح به دست می آید ، به همان نسبت از دیه نفس به عنوان ارش تعیین گردد.

* نظر حکم پس از جلب نظر دو نفر عادل:
مرحوم آیت الله خویی معتقد است تعیین ارش به وسیله حاکم پس از جلب نظر دو نفر عادل صورت می گیرد .125
* صلح و تراضی :
برخی فقها معتقدند تعیین ارش از طریق صلح و تراضی صورت می گیرد .
3-4-3-2- حد و اندازه ارش
چون ارش و حکومت دیه جنایتی هستند که در شرع مقدار آن تعیین نشده است ، این سوال مطرح می شود که آیا ممکن است مقدار ارش به اندازه دیه کامل و یا بیش از آن باشد . آیا حدی برای ارش در فقه و رویه قضایی وجود دارد ؟
در فقه امامیه شاید شهید ثانی اولین کسی باشد که صراحت این بحث را مطرح کرده است . ایشان درباره نهایت میزان ارش می گوید :
جنایت وارد شده که دین معین دارد . و یا بر عضوی وارد شده که دیه معین ندارد . در صورت اول اگر مقدار ارش از دیه معین عضو کمتر باشد مشکلی ندارد ولی اگر مساوی یا بیشتر از آن باشد ، مقتضای اطلاق کلام محقق درباره عبدانگاری آن است که این ارش ثابت است ( اگر چه به اندازه دیه آن عضو و یا بیشتر از آن است . البته اگر بگوییم باید مقداری از ارش مزبور کاسته شود تا دیه جنایت بر عضو در حالی که باقی است ، یا دیه عضو در حالی که به طور کلی از بین رفته است مساوی نباشد ، حرف خوبی است . اما اگر جنایت بر عضوی وارد شود که دیه معین ندارد در این صورت باید کمتر ازدیه نفس باشد . همان طور که گفتیم .
در قانون مجازات اسلامی در این باره آمده است :
هر گاه در اثر جنایت صدمه ای بر عضو یا منافع وارد آید چنانچه برای آن جنایت در شرع دیه مقدر یا نسبت معینی از آن به شرح مندرج در این قانون مقرر شده باشد مقدار مقرر و چنانچه شرعاً مقدار خاصی برای آن تعیین نشده ارش آن قابل مطالبه است . 126
3-4-3-3- میزان ارش تعیین شده در خسارت های وارده بر زبان
در مورد دیه چشایی قانون مجازات اسلامی از لفظ ارش استفاده کرده است لیکن تا این زمان از لفظ دیه استفاده شده بود .
قوه چشایی همان مواردی است که غیر مقدر است اما برخی از فقها نظرشان به این قاعده معروف است که برای اعضای منحصر به فرد بدن دیه کامل برقرار می سازد چون در روایات دیه این عنصر تعیین نشده است باید به ارش حکم شود . 127 فقهای شیعه درباره دیه عضو معتقدند که دیه زن و مرد با هم برابرند یعنی فرق نمی کند این عضو دیه دست باشد با دیه حس چشایی و یا هر کدام از اعضای بدن ؛ آنچه از نظر عقل و شرع ضرورت دارد عدل و عدم ظلم در حقوق است .128
اگر کسی قوه چشایی دیگری را از بین ببرد برخی از فقها فرموده اند : باید تمام دیه را بپردازد و اگر بعد از ورود جنایت مدعی زوال این قوه بشود در صورتی که قسم های متعدد بخورد به قول او رجوع شده و جانی را محکوم علیه قرار می دهند . 129
شارح130 می فرماید : قائلی که فرموده تمام دیه به عهده ی جانی است ، مرحوم علامه حلی بوده که در این قول قاطع و جازم می باشد لذا جماعتی از فقها نیز به این رای متمایل هستند و دلیل ایشان آن است که این حس همچون سایر حواس بوده و با آنها فرقی ندارد لذا همانطوری که جنایت بر آنها موجب ثبوت تمام دیه بوده در این نظر حکم باید چنین باشد مضافاً به اینکه در عموم فرموده معصومین (ع) فرموده اند : هر چه در انسان یکی باشد جنایت بر آن موجب ثبوت تمام دیه است داخل بوده لاجرم به مقتضای این فرموده جانی موظف است که کلیه دیه را بپردازد .131
مرحوم علامه حلی در کتاب التحریر فرموده اند : مدعی را باید با اشیایی که تلخ باشند آزمایش کرد پس اگر صدق و کذب وی از این طریق بدست آمد که مطلوب حاصل است و در غیر این صورت و بقاء اشتباه وی را مکلف به قسم های متعدد می نمایند .
سپس شارح می فرمایند : بنابرقول مرحوم علامه اگر مجنی علیه مدعی نقصان این قوه بشود حکم آن است که وی را قسم می دهند و پس از آن مطابقت آنچه مصلحت ببیند حکم به ارش می کنند . 132
در رفتن حس چشایی دیه کامل پرداخت می شود و فرد مصدوم نسبت به ادعای خود به قسامه عمل می کند و اگر مدعی نقص آن باشد به نظر حاکم عمل می شود . 133
در مورد دیه چشایی گفته شده در آن دیه ثابت است اگر چه بعید نیست ولکن اقرب و نزدیکتر به ثبوت حاکمیت است .
مسئله 1 : اگر امکان تشخیص توسط وسیله جدید وجود داشته باشد و به دو نفر اهل خبره عادل به عنوان شاهد رجوع می شود و گرنه چنانچه اختلاف نظر پیدا کنند و نشانه ای هم نباشد در آن صورت دلایل ناقص بوده و عمل به قول جانی می شود و در صورت تحصیل قول جانی امر به توسط قسم وی مشخص و روشن می شود .
مسئله 2 : اگر زبان قطع شود دیه زبان ثابت است و چشایی تابع آن است اگر جنایت دیگری که موجب از میان رفته چشایی شود در چشایی حکم همان است که گفته شد و دیه ی جنایت هم ثابت است و اگر مقدار دیه مشخص نباشد حاکمیت ثابت است .
چشایی حسی است شبیه بویایی و با آن پنج چیز احساس می شود : شیرینی ، شوری ، تلخی و ترشی فقها در محل آن اختلاف دارند و گروهی می گویند : محل آن کنار حلقوم است و گروهی دیگر گویند : چشایی نیرویی است پراکنده و بر روی رگی که سطح زبان را پوشانده است و به وسیله ی آن مزه های گوناگون به کمک رطوبت لعابی دهان مشخص می شود .
اگر از آن 4 چیز که بوسیله حس چشایی احساس می شود . فقط یک احساس از بین برود مثلاً مجنی علیه نتواند شیرینی چیزی را احساس کند بقیه را از ترشی و تلخی و غیره را می تواند درک کند فقط یک پنجم دیه واحب می گردد به نسبت وجه توزیع دیه بر چشیدنی های پنج گانه و اگر در این منفعت نقصی پدید آید که مزه های غذاها را به خوبی احساس نکند ارش لازم می شود . 134
جدول ذیل درارتباط با نقص عضوی ناشی از اختلالات حس چشایی است بر اساس قانون مجازات اسلامی از دست دادن کامل حس چشایی بر خلاف حس بویایی ، نیازمند تعیین ارش است . حداکثر نقص عضوی از دست دادن کامل حس چشایی 5 % است اگر از دست دادن حس چشایی در زمینه ضایعات اعصاب کرانیل135 باشد ارزیابی خسارت تنها بر اساس بررسی اعصاب آسیب دیده خواهد شود . 136

ارش های تعیین شده برای حس چشایی بر اساس قوانین جاری در ایران :
الف) از بین بردن بدون برگشت حس چشایی ( ارش )
ب) از بین بردن حس چشایی اگر حس چشایی برگردد ( ارش مسترد می شود )
ج) بریدن زبان که سبب از بین رفتن حس چشایی شود ( ارش بیشتر از دیه زبان نخواهد بود )
د) بر اثر جنایت دیگر حس چشایی از بین رود ( دیه جنایت + ارش جنایت )
ه) اگر جنایت دارای دیه معین نباشد به علاوه از بین رفتن حس چشایی ( ارش جنایت + ارش حس چشایی )

ردیف
موضوع – تعریف
ارش تعیین شده در قانون
و رویه در پزشکی قانونی
1
کاهش حس چشایی
%1137
2
از دست دادن کامل حس چشایی
%5
3
از بین بردن حس چشایی در اثر بریدن زبان
برابر دیه زبان
4
از بین بردن حس چشایی در اثر جنایتی غیر از بریدن زبان
ارش حس چشایی به علاوه دیه یا ارش جنایت138
5
در صورت برگشتن حس چشایی
استرداد ارش

در مورد نقص عضو تکلم پارامتر های بیشتری تعیین شده است که در ذیل به آن اشاره خواهد شد .
جهت تطابق بهتر با مصادیق توجه به میزان ارش تعیین شده ضروری است .
ردیف
موضوع – تعریف
ارش تعیین شده در قانون
و رویه در پزشکی قانونی
1
تکلم – هر چند به سختی – از حداقل بلندی مناسب برای انجام کلیه فعالیت های روزانه برخوردار است یا
%95 قابل فهم است . یا
سرعت تکلم کمتر از حد طبیعی است .
%14
2
تکلم در محیط هایی شلوغی به سختی قابل شنیدن است .یا
95% فقط توسط بستگان ، قابل فهم است .یا
مکث های گاه گاهی در تکلم وجود دارد .
%34
3
تکلم در محیط های شلوغ قابل شنیدن نیست .یا
برای افراد غریبه قابل فهم نیست . یا
مکث های مکرر در تکلم وجود دارد .
%59
4
بعضی کلمات ( مانند اسامی بستگان ) قابل فهم است توسط نزدیکان است .یا بسیار کند با کث های طولانی و کلمه کلمه است .
%84

تکلم قابل فهم یا قابل فهم نیست .139
دیه کامل
3-5- شیوه جبران خسارت های معنوی وارده بر زبان از نظر فقه و حقوق
هم گام با پیشرفت جامعه ، صنعت و فنون و افکار نو ظهور ، قانون گذار ایران با پذیرش خسارات معنوی در کنار زیان های مادی ناشی از جرایم و ایجاد توسعه در مفهوم ضرر ، مسئولیت مدنی یا به اصطلاح فقهی آن ضمان قهری ناشی از جرم ، تحولی جدید در قوانین جزایی ایجاد نمود . از این پس بر اساس قانون ، امور معنوی نیز همچون امور مادی ارزشمند و دارای اعتبار بوده و قابل جبران می باشند و لازمه یک سیاست جنایی کارآمد در نظام حقوقی توجه به حقوق بزهدیدگان و جبران کامل زیان های وارده بر آنان از رهگذر وقوع جرم است . هر جرم خسارت های خاصی را بر بزهدیدگان وارد می سازد .
خسارت معنوی یکی از

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع مجنی علیه، جبران خسارت، بنای عقلا، هزینه های درمان Next Entries مقاله رایگان با موضوع جبران خسارت، شیوه های جبران خسارت، قانون مجازات اسلامی، مجازات اسلامی