مقاله رایگان با موضوع مجنی علیه، جبران خسارت، مجازات اسلامی، قانون مجازات

دانلود پایان نامه ارشد

، عضو یا منفعت ، یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهت قصاص ندارد ، مقرر شده است.
همچنین طبق قانون مجازات اسلامی در موارد زير ديه پرداخت مي شود :
الف – قتل يا جرح يا نقص عضو كه بطور خطاء محض واقع مي شود و آن در صورتي است كه جاني نه قصد جنايت نسبت به مجني عليه راداشته باشد و نه قصد فعل واقع شده بر او را مانند آنكه تيري را به قصد شكاري رها كند و به شخصي برخورد نمايد .
ب – قتل يا جرح يا نقص عضو كه بطور خطاء شبيه عمد واقع مي شود و آن در صورتي است كه جاني قصد فعلي را كه نوعا” سبب جنايت نمي شود داشته باشد و قصد جنايت را نسبت به مجني عليه نداشته باشد مانند آنكه كسي را به قصد تاديب بنحوي كه نوعا” سبب جنايت نمي شود بزند و اتفاقا”موجب جنايت گردد ياطبيبي مباشرتا” بيماري را بطور متعارف معالجه كند و اتفاً سبب جنايت بر او شود .
ج – مواردي از جنايت عمدي كه قصاص در آنها جايزنيست .
تبصره 1 – جنايتهاي عمدي و شبه عمدي ديوانه و نابالغ بمنزله خطاء محض است .
تبصره 2 – در صورتي كه شخص كسي را به اعتقاد قصاص يا به اعتقاد مهدورالدم بودن بكشد واين امر بر دادگاه ثابت شود وبعدا” معلوم گردد كه مجني عليه مورد قصاص و يامهدورالدم نبوده است قتل به منزله خطاء شبيه عمد است . و اگر ادعاي خود را در موردمهدورالدم بودن مقتول به اثبات برساند قصاص و ديه از او ساقط است .
دکتر گرجی ، دیه را این گونه تعریف کرده است :
غرامت های مالی را که شخص جانی در جنایت های غیر عمدی باید بپردازد ، دیات گویند . همین طور در جنایت عمدی در صورتی که مجنی علیه یا اولیای او به جای قصاص ، به دریافت دیه و غرامت مالی صلح کنند . مقدار این غرامت ها در شریعت اسلام غالباً تعیین شده است ، اما مجنی علیه یا اولیای او می توانند از لحاظ مقدار با جانی صلح کنند . 42
با توجه به تعاریفی که از دیه شد به این نتیجه می رسیم که طبق فقه و حقوق ایران دیه اعضاء و دیه عضو زبان ثابت شده است و طبق موارد ذکر شده در صورت مشاهده هر مصداقی از موارد ذکر شده پرداخت دیه مشخص شده در قانون الزامی است . البته لازم به ذکر است در تمام موارد ، شارع دیه را تعیین نکرده است ، بلکه گاهی تعیین مقدار دیه را به حاکم واگذار کرده اند که به آن حکومت یا ارش می گویند.

ب) تعریف فقهی :
اکثر فقهای شیعه به ویژه گروهی از متقدمان تعریفی برای دیه ذکر نموده و آن را امری بی نیاز از تعریف فرض کرده اند . ثانیاً این به جهت وضوح معنای لغوی و عدم جعل اصطلاحی جدید برای این کلمه بوده است اما به هر حال تنی چند از فقهای عظیم الشان شیعه به ارائه تعریف دیه مبادرت ورزیده اند که ما تعدادی از آنها را نقل می کنیم .
امام خمینی (ره ) : مراد از دیه جریمه مالی است که قانونگذار عوض جنایت بر نفس یا یکی از اعضاء در صورتی که خطا و شبه عمد باشد واجب گردانیده است . در تحریر الوسیله آمده است : دیه مالی است که به سبب جنایت کردن بر نفس یا عضو واجب می شود و فرق نمی کند که از طرف شارع میزان آن معین شده باشد یا معین نشده باشد . 43
مرحوم صاحب جواهر نیز تعریفی مشابه تعریف امام خمینی (ره ) ارائه داده اند .44
فاضل مقداد (ره ) در کتاب التنقیح الرائع به هنگام تعریف دیات می گوید « هی جمع دیه بتخفیف الیاء و لا یجوز تشدید ها ، و سمیت دیه لانها تودّی عوضاً عن النفس … » ایشان همان معنای لغوی دیه را که پیش از این ذکر شد آورده و چیزی بر آن نیفزوده اند 45
اما تعریفی که به آن بر می خوریم تعریفی است که شهید ثانی در کتاب مسالک الافهام ارائه نموده است ایشان دیه را چنین تعریف می کند :« الدیات جمع دیه و هی المال الواجب بالجنایة علی الحد فی النفس او مادونها و ربها اختصّت بامقدر بالاصل و اطلاق علی غیره اسم الارش » دیه مالی است که به سبب جنایتی که بر انسان آزاد وارده شده واجب می شود خواه این جنایت نسبت به جان شخص واقع شده باشد خواه به کمتر از این حد( اعضاء ) و گاه این لفظ تنها به مقادیر معین شده از طرف شارع اطلاق شده است و بر سایر موارد لفظ ارش اطلاق می شود . 46
1-1-5-7- تعریف اصطلاحی قصاص و قصاص عضو :
تعریف قصاص: قصاص مجازات اصلی جنایت عمدی بر نفس ، اعضاء و منافع است .47
قصاص در جنایات قطع عضو و جرح را قصاص عضو گویند كه موجب آن جرح یا اتلاف و قطع عمدی هر یك از اعضاء و اطراف بدن است. 48
بر اساس بخش شرایط عمومی قصاص قانون مجازات اسلامی مقرر شده است كه در قصاص عضو علاوه بر شرایط قصاص نفس شرایط خاصی كه ذیلاً بیان می‌شود لازم است.
قبل از آنکه بخواهیم به بیان شرایط قصاص عضو بپردازیم باید بدانیم که مقابله به مثل ، اولین عکس العملی است که به صورت طبیعی مورد توجه انسان ها واقع شد . با این تفاوت که این مقابله ، هیچ حد و مرزی نداشته باشد و انسان ها به خود اجازه می داده اند که در مقابل کوچک ترین تهدید و ضرب و جرح ، به شدیدترین تهاجمات دست بزنند بدین ترتیب همانگونه که طبیعت انسان و سرگذشت او حکایت از حس برتری طلبی و خود محوری او دارد ؛ به گونه ای که حاضر می شود هم نوع خود را از بین ببرد و خون او را بریزد همین انسان در طبیعت خود ، حس انتقام جویی و مقابله به مثل را دارد و حاضر نیست در مقابل تجاوز و تعدی دیگران سکوت نماید و از خود دفاع نکند .
البته تردیدی نیست که این به عنوان یک حکم و به منظور به رسمیت شناختن این طبیعت نوع بشر می باشد و منافات ندارد که حکم دیگری متناسب با مراحل بالاتر رشد و کمال انسان وجود داشته باشد و انسان ها به سمت آن تشویق و ترغیب شوند . همانگونه که می بینیم به دنبال آیات ، سخن از عفو ، گذشت و صبر و مقاومت است و این بهتر و والاتر دانسته شده است مانند :
« فمن عفی و اصلح فاجره علی الله » 49
باز اگر کسی عفو کرده و بین خود و خصم اصلاح نمود اجر او با خدا است .
« ولئن صبرتم لهو خیر للصابرین » 50
و ارگ صبوری کنید البته برای صابران اجری بهتر خواهد بود .

الف: کیفیت و احكام قصاص جراحت و قطع اعضاء
برای قصاص جراحت، موی محل مورد قصاص را اگر مزاحم باشد می‌تراشند. باید مجرم را به چوب یا چیزی ببندند تا به هنگام قصاص حركت نكند. سپس محل زخم را اندازه می‌گیرند و دو طرف جراحت را تعیین و در روی بدن جانی نشانه‌گذاری می‌كنند. بعد از یك نشانه به نشانه دیگر می‌شكافند، و اگر جراحت دارای عرض باشد می‌توان آن را در چند نوبت انجام داد تا قصاص كامل شود. اما اگر به سبب حركت جانی مقدار جراحت در قصاص بیشتر شود قصاص كننده مسئول نیست و در قصاص اطراف چنانچه به سبب شدت گرما و سرما بیم سرایت رود، قصاص را تا هنگام اعتدال هوا در روز به تأخیر می‌افكنند. برای ارفاق به جانی هم ممكن است در قصاص تاخیر كنند اگر چه مجنی علیه راضی نباشد. هر گاه اجرای قصاص سبب شود كه جراحت همه عضو جانی را فرا گیرد و حال آنكه در مجنی علیه به سبب درشتی اندام او به این حد نرسیده باشد این امر سبب نمی‌شود كه قصاص انجام نگیرد و مجرم به همان مقدار كه مرتكب جنایت شد، مورد كیفر قرار می‌گیرد.51
ب: عفو از قصاص
قصاص یك مجازات الزامی نیست . بنا به ماهیت حق الناسی بودن آن قابل عفو و مصالحه می‌باشد در فقه اسلامی بر آن تاكید فراوان نیز شده است در آیات و روایات متعدد، عفو مجنی علیه در جنایات مادون النفس نافذ است و همان تاكیداتی كه در مورد عفو از قصاص النفس وارد شده در این مورد هم جاری است.52
در قانون مجازات اسلامی برای این مهم مطالبی آورده شده است که به موضوع ارتباطی ندارد.

1-2- پیشینه
زبان از نعمت های بزرگ خدا و از لطایف صنع احدیت است زبان نعمتی است که از آن برای رساند مقاصد به دیگران استفاده می کنیم . آدمی در ظاهر خود اعضاء و قوایی دارد که با هر یکی از آنها چیز هایی را از این جهان ادارک می کند ، مانند گوش که به آن صدا ها را می شنود و مانند چشم که با آن شکل ها و رنگ ها را می بیند و مانند بینی که با آن بوها را می یابد و و پوست بدن که با آن تری ، خشکی ، و … را می فهمد اینها اعضاء و قوای انسان هستند و آنچه آدمی با هر یک از اینها می فهمد در باطنش جمع می شود و می ماند و تمام آنچه در باطنش جمع شده با زبان بیان می کند . همچنین هر یک از قوای ظاهر از دیگری بی خبر هستند چنانکه چشم از آنچه گوش می فهمد بی خبر است و بالعکس همچنین باقی قوا ، اما زبان آنچه همه ی این قوا فهمیده اند و در باطن جمع شده است ، ظاهر می سازد . این نکته اهمیت و جایگاه زبان را می رساند شاید بتوان گفت اهمیت زبان نسبت به خیلی اعضاء مبرهن است . 53
علاوه بر آنچه قوای ظاهر می فهمد ، آدمی چیز هایی را با عقلش درک می کند و چیزهایی با وهمش در می یابد و چیز هایی به خیالش می رسد که با آن قوای ظاهر به آنها نمی رسد ، زبان آنها را نیز بیان می کند و ظاهر می سازد . خلاصه زبان پرده دار روح وسیع و باطن نامحدود است و مهمترین دریچه ای می باشد که به روح انسان کشیده می شود .
غزالی در کتاب آفات زبان از جلد سوم احیاء علوم الدین می گوید :
زبان از نعمت های بزرگ و صنعت های دقیق و لطیف خداست . این عضو با آنکه حجم و جرمش کوچک است طاعت و جرمش بزرگ است .
در کنار این بحث باید اشاره به این موضوع داشته باشیم زبان از دو جنبه قابل بحث و گفت و گو می باشد یکی آنکه زبان را فقط از جانب یک جسم به جان نگاه کنیم و یا آنکه نگاهمان به زبان از بعد معنوی آن هم می باشد لذا در مورد تاریخ و پیشینه زبان باید گفت که زبان از دیرباز تاکنون یک استفاده از آن می شده که همان ایجاد ارتباط با یکدیگر بوده است . اما اینکه از چه زمانی از زبان به عنوان سخن گفتن صحبت شده است در مورد آن باید مطالبی را در ذیل مطرح نمائیم . اما گر بخواهیم به توضیحاتی تاریخی و عقلایی در باره منشاء استفاده از زبان به عنوان سخن گفتن با یکدیگر این وسیله ارتباط که منحصر به انسان است و او را از بقیه حیوانات جدا می کند دسترسی پیدا کنیم بایستی بپذیریم که هنوز در محدوده فرضیات و حدسیات قرار داریم .
سه سوال مهمی که در این ارتباط مطرح است عبارتند از :
1. چرا انسان تنها موجود روی زمین است که می تواند سخن بگوید ؟
2. چگونه این اتفاق روی داده است ؟
3. در چه زمانی زبان به عنوان یک جسم در بدن برای سخن گفتن استفاده شده است ؟

1-3- مبانی فقهی و حقوقی جبران خسارت های وارده بر زبان
از آنجایی که قوانین و مقررات موضوعه ایران بر پایه فقه امامیه است و البته این قوانین برگرفته از آداب و سنن فرهنگ های مختلف ایرانی می باشد که در همه آنها کم و بیش رنگ و بوی مسائل دین اول اسلام به چشم می خورد و همین یکپارچگی در فرهنگ های متفاوت و البته غنی ایرانی ، قانونگذار را به سمت تصویب قوانین کشانده است که مورد پذیرش علمای دینی و به تبع آن مردم عادی باشد .
چونانکه اگر در هر برهه از زمان قانونی تصویب شده باشد که مقررات دینی و اسلامی را به یدک نکشانده باشد ، با مخالفت بزرگان دینی و علمای مذهبی همراه بوده و مردم را وادار به انعکاس های منفی نسبت به تصویب آن کرده است .
در مورد موضوع مورد بحث ما ، یعنی شیوه های جبران خسارت های وارده بر زبان قواعد مختلفی در فقه غنی اسلامی وجود دارد و از این نظر نباید راه را اشتباه رفت .
زیرا برخلاف تصور بسیاری از فقهای معاصر ( بخصوص فقهای شورای نگهبان) که در جبران خسارت های وارده متضررین در انواع و اقسام مختلف سخت گیری های دور از عدالت قضایی را انجام می دهند ، دین اسلام و فقه امامیه و عامه در خصوص جبران خسارت های وارده بر زبان و ماهیت خسارت های وارده ، نرمش ها و قواعد بسیار دقیقی را پیش روی مسلمین قرارداده اند تا موجبات عسر و حرج مردم در زمان بروز خسارت بوجود نیاید و حقوق کسی حتی کفار و غیر مسلمین تضییع نشود و از این نظر یعنی جبران خسارت نباید بر دین مبین خرده گرفت .
ایرادات در نظرات متهاتف و متعارض فقهای معاصر است که

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع فقهی و حقوقی، نهی از منکر، مواد غذایی، زبان فارسی Next Entries مقاله رایگان با موضوع مجنی علیه، قانون مجازات، مجازات اسلامی، جبران خسارت