مقاله رایگان با موضوع قصه های عامیانه، ناخودآگاه، تاریخ ادبیات، هویت ایرانی

دانلود پایان نامه ارشد

ه متعلق به زمان گذشته نیستند و تا جهان هست و انسان، قصه ها گفته و شنیده خواهند شد. میرصادقی مشخص نمی کند که امروز مخاطب این قصه ها چه کسانی هستند. از سوی دیگر، محجوب در ادامۀ بحث خویش چنین آورده است: «از داستان های عامیانۀ فارسی، آنچه مطمح نظر ماست، همین دو قسم قصۀ اخیر قصه های مکتوبی که از زبان قصه گویان شنیده می شد (شاهنامه، رموز حمزه، حسین کرد) یا از روی کتاب خوانده می شده است (امیرارسلان، چهل طوطی، سلیم جواهری،…) می باشد».
امیرارسلان یا سلیم جواهری را می توان معادل رمانس اروپایی دانست که با قصه تفاوت هایی دارد.
نظر قاطعی در تعیین حدود عامیانه بودن یک اثر وجود ندارد. همۀ ما کودکی خویش را با شنیدن قصه ها گذرانده ایم. در بزرگسالی از شنیدن دوبارۀ آن ها ابایی نداریم و همان قصه ها را برای کودکانمان می گوییم. پس شاید بتوان گفت که قصۀ عامیانه قصه ای است که در همۀ زمان ها و در بین همۀ مردمان، پیر و جوان، عامی و همه چیز دان، رواج و هواخواه دارد. «مردم داستان ژانریث فرهنگ عامیانه را مقدم بر هر چیز برای تفنن و سرگرمی می خوانند، اما آن ها از این متن ها چیزهایی بیشتر از آن که قصد می کنند به دست می آوردند… قصه های جن و پری خیال پردازی هستند، اما خیال پردازی ها برای کودکان ضروری اند (و من اضافه می کنم که برای بزرگسالان نیز)… این متن ها راه هایی برای گریز از وسوسه های ذهنی شخصی مان پیش پای ما می گذارند. به طرزی طنز آمیز هرچه زندگی خیال پردازانۀ ما غنی تر و متنوع تر باشد، بهتر می توانیم از پس واقعیت برآییم» (همان، 12-10).

2-8- 2-هدف
بیشتر محققان هدف از نقل قصه های عامیانه را سرگرمی و تفریح خاطر دانسته اند. به گفتۀ نورتروپ فرای: «کار ویژۀ قصه منحصراً سرگرمی و تفریح خاطر است و عموماً متضمن الزام باور داشت نیست و افقی بس گسترده (گسترده تر از افق اسطوره) در برابر قوۀ تخیل نویسنده می گشاید و بدیهی است که قصۀ عامیانه، چنان که افسانه، در ادبیات حائز درجۀ اول اهمیت است، اما اساطیر به مجرد آن که ارتباطشان با کیش و معتقدات قطع شد، نفحۀ دیگری می یابند که این بار ادبی است. به طور ضمنی می توان دریافت که علاوه بر سرگرمی شنوندگان، قصۀ عامیانه برای تقویت قدرت تخیل سازندگان آن هم سودمند بوده است.
از آنجا که قصه ها استعداد سرشاری برای حمل و ضبط تمثیل ها و استعاره های اخلاقی و حکمی دارند، اندیشمندان از دیرباز نکات نغز را در قالب تمثیلی قصه آورده اند، چنان که ظاهر قصه شنونده را سرگرم سازد و محتوای نهفته در ورای الفاظ و حوادث سادۀ آن عاقلان را اشارتی باشد و نکته ها بیاموزد: «حکیمان را رسم و آیین چنین است که گاهی به رسم افسانه سخن گویند و گاهی از زبان دد و دام حدیث کنند و مقصود از آن همه، پند گفتن و حکمت شنیدن است، ولی این حیلت را به کار برند که عامۀ طباع را به گفتۀ ایشان رغبت افتد… چنانچه مؤلف الف لیله و لیله نیز بدان نمط سخن رانده و عجایبی چند از احوال پیشینیان و غرایبی چند به عنوان افسانه از زبان جانوران یاد کرده اند…»
در رشد ادبیات آمده است: «همچنان که نقش اصلی شعر پهلوانی تدارک دیدن سرگرمی و تفریح خاطر برای دربار بود، وظیفۀ قصۀ عامیانه نیز سرگرمی جماعت ساکن در روستاها بود. از آن جا که عملاً همۀ اسناد و شواهد ما برای روزگاران قدیم از طبقۀ بالا و تحصیل کردۀ اجتماع فرا چنگ می آید، جای شگفتی نیست اگر مقدار اندکی از داستان هایی که مایۀ سرگرمی روستاییان بوده و محفوظ مانده باشد. البته منظور ما این نیست که هر قصۀ عامیانه ای الزاماً از روستا نشئت گرفته است. طبقات بالای اجتماع به احتمال قوی از دوران کودکی شان با قصه های عامیانه آشنایی داشته اند… باید به خاطر داشت که قصه های عامیانه، تاریخی بس طولانی تر از اشعار پهلوانی داشته است. (همان 14-12).

2-8-3- قدمت
قرن ها پس از به وجود آمدن زبان، خط پدید آمد و آن گاه انسان اندیشه های خویش را نگاشت و محفوظ داشت. قصه ها نیز نوشته شدند و نمونه های مکتوب آن ها بسیار کهنسالند. قدیمی ترین قصۀ جادویی، «قصۀ دو برادر» یا «باتا و آنوبیس» متعلق به 1250 قبل از میلاد در مصر باستان است. از قرن ششم قبل از میلاد فابل های سومری با شخصیت هایی مانند روباه، گرگ، گوسفند و سگ باقی مانده و حماسۀ گیل گمش برخی از موتیف های مهم قصه های عامیانه را در بر دارد.
پس از پذیرش و رواج اسلام در ایران، افسانه ها و قصه های فراوانی از پهلوی به عربی ترجمه و حفظ شدند و هویت ایرانی در تاریخ امتداد یافت. دانشمندانی ایرانی الاصل نظیر ابن مقفع، طبری، مسعودی، ثعالبی و بیرونی بسیاری از منابع فولکور ایران را در آثار و ترجمه های خود ذکر نموده و بدین ترتیب آن ها را از نابودی نجات دادند. دوش به دوش این گونه آثار کتبی مانند خدای نامک و هزار افسانک، همراه با هزاران داستان و افسانۀ دیگر … در این سرزمین رایج بود. (همان، 15-14).

2-8-4- خاستگاه
قصه های عامیانه جنبه های بسیار مختلف و متنوعی دارند، چنان که بنا بر سلیقه و تفکر هر محقق می توان عناصری را از آن ها استخراج و آن ها را به گونه ای دیگر طبقه بندی کرد. دربارۀ منشأ و خاستگاه این نوع نظریه های مختلفی ارائه دشه است که به اختصار به مهم ترین این نظریه ها اشاره خواهیم کرد.
در مطالعۀ فولکور به طور عام، و قصه های عامیانه به اختصاص، بیشتر به خاستگاه و چگونگی گسترش مواد اهمیت داده شده است تا ساختار آن ها. محققان معمولاً توضیحات تکوینی را برای تعریف ماهیت فولکور کافی می دانستند. برادران گریم باور داشتند که قصه های پهلوانی و جادویی را اقوام هند و اروپایی ابداع کردند و اقوام دیگر این قصه ها را از راه مهاجرت یا ارتباطات فرهنگی از آن ها گرفته اند. ژوزف بدیه4 از راه تجزیه و تحلیل به این نتیجه رسید که مشابهت میان قصه ها فقط در مشخصه های کلی است و قصه ها سرمنشأ و خاستگاه های متعددی دارند.
یولیوس کروهن5 (1835- 1885) و پسرش کارل کروهن6 (1863-1993)، برخلاف بدیه، معتقد بودند قصه های عامیانه می توانند منشأ و خاستگاه واحدی داشته باشند، اما گونه های قصه هر جا یافته شوند، زادۀ فرایند آفرینش جداگانه ای هستند.
مکتب تاریخی- جغرافیایی (فنلاندی)، تیپ قصه را در چهارچوب تاریخ فرهنگ، به ویژه تاریخ ادبیات تعریف می کند و «براساس مفهوم تک منشأ است: داستانی که پایۀ تیپ و قصه را تشکیل می دهد، زمانی به وسیلۀ گویندۀ ناشناسی خلق شده و با انتقال شفاهی به هر جایی که امروز آن قصه یافت می شود پراکنده شده است. به این ترتیب، قصه هایی که اینک در سنت روایی وجود دارند، اشکال دیگری از داستان اصلی هستند».
تئودور بنفی7 (1809-1881) که زبان سانسکریت را نیک می دانست، پنچه تنتره را مورد بررسی قرار داد. وی در 1859 م این اثر را به آلمانی ترجمه کرد و مقدمه ای ششصد صفحه ای بر آن نوشت. در این مقدمه بنفی تمام گونه ها و تحریرهای مختلف هر یک از قصه های پنچه تنتره را تجزیه و تحلیل نمود و به استثنای قصه های حیوانات مأخوذ از اصل یونانی، سرمنشأ همه قصه های جادویی و پرپان را به ادبیات تعلیمی هندی- بودایی باز برد. بنا بر نظر او، این قصه ها با غلبۀ مسلمانان بر اسپانیا و آمد و شد تجار سواحل شرقی و مدیترانه و بیزانس و همچنین از طریق حملۀ مغول ها، به اروپای شرقی و از آن جا به همۀ سرزمین های غربی راه یافتند.
اندریولانگ8(1844-1912) با استفاده از نظریات یک مردم شناس انگلیسی به نام ادوارد ب. تایلر9 موتیف های قصه های اروپایی را با قصه های آریایی و اسطوره های کلاسیک مقایسه کرد و به این نتیجه رسید که بنیان و اصل قصه ها به آداب و رسوم و معتقدات انسان های پیش از تاریخ می رسد. یرزلی10 در کتاب فولکور قصه های پریان11 مهم ترین این باورهای ابتدایی را چنین برمی شمارد: طبیعت گرایی، جاندارانگاری اشیا و حیوانات، مسخ، بت پرستی، اژدها، خواب و رؤیا، تجدید حیات، سحر و جادو، و تابوها به عقیدۀ او از طریق مطالعۀ این باورها روشن می شود که چگونه اعتقادات راسخ نیاکان ابتدایی ما موضوع اصلی قصه های زنان کهنسال را شکل می دهند .س
یک نظریۀ مهم دیگر در این راستا، اسطوره ها را سرچشمۀ اصلی قصه ها می داند. در واقع اسطوره ها و قصه های پریان از لحاظ صورت شباهت بسیار دارند. ف.گیرو12 گفته است: «اسطوره از نخستین تجلیات هوش بشر است. منبع الهام نخستین قصه هایی که انسان بافت، نظارۀ چیزهایی بود که قصه معنای آن ها را درنمی یافت. اما با این همه، آدمی می خواست گاه برای تسکین وحشت و هراس خود و غالباً برای توجیه ترس و بیم خویش، آن ها را تفسیر کند».
فروید در کتاب تعبیر رؤیاها به روانکاری اسنان و خواب هایش پرداخت. قصه ها را نیز بر همین مبنا تحلیل کرد و ریشه و خاستگاه آن ها را خاطرات و احساسات سرکوب شدۀ کودکی دانست. وی اهمیتی بسیار برای ضمیر ناخودآگاه آدمی و دخالت مقتدرانۀ آن در حوزه هایی همچون ادبیات، اساطیر، و قصه های عامیانه قائل بود. «در اصطلاحات خاص او، قهرمان قصه تجسم یک آرزوی تحقیق یافته و نیروهای شر، مظهر غریزۀ ناخودآگاه سرخورده هستند».
ولادیمیر پراپ اعتقاد داشت سرچشمۀ بسیاری از مضامین قصه های عامیانه، به خصوص قصۀ پریان، نهادهای اجتماعی کهن و به ویژه آیین تشرف است. وی با این اندیشه شروع کرد که این آیین ها در همه جا یکسانند، زیرا خویشکاری آن ها در همه جا یکسان است: کودک آیین مردن را می گذراند و به صورت مرد، عضوی از جامعه و دامادی بالقوه از نو متولد می شود. به متشرفان، در قالب قصه ای گفته می شد که در طی مراسم تشرف چه رخ می دهد. بعدها که آیین ها سستی گرفتند و قصه هایشان از تقدس افتاد متون آن ها به صورت قصه های عامیانه (پریان) درآمدند. (همان 19-16)

2-8-5- ویژگی ها
برای قصه های عامیانه مثل تمام گونه های دیگر ادبی، ویژگی هایی برشمرده اند. چنانکه از تعریف این گونه قصه ها برمی آید، خرق عادت و امور عجیب و غریب و ماورای طبیعی سهم عمده ای در شکل گیری آن ها دارند و شاید بتوان گفت مهم ترین خصلت این قصه ها همین امر است. در شکل گیری آن ها دارند و شاید بتوان گفت مهم ترین خصلت این قصه ها دلیل و علتی ناشی از حوادث پیروی نمی کند». این بی زمانی را به بهترین شکل می توان در جملات آغازگر قصه یافت: «روزی بود روزگاری، یکی بود یکی نبود، در زمان های قدیم، و…» با این حال، حوادث و رویدادها براساس توالی زمانی منظمی یکی پس از دیگری رخ می دهند مگر در جایی که دو حرکت یا دو قصه در یک داستان جریان داشته باشد که معمولاً با وقفه ای که قصه گو در نقل قصه می افکند و با کاربرد عباراتی کلیشه ای مانند «این ها را این جا داشته باشید…»، «از اون طرف…»، و نظایر آن ها، یک توالی زمان دیگر تعریف می شود، در رشد ادبیات، این قبیل قصه ها را بی نام دانسته اند، گرچه معمولاً برای تشخیص قصه ای از دیگری نامی بر آن نهاده می شود.
از آن جا که اساس قصه ها بر امور غریب و غیر طبیعی است، حقیقت و واقعیت های ملموس را منعکس نمی کنند. «بیشتر قصه ها فاقد حقیقت مانندی است یا حقیقت مانندی ابتدایی و ضعیفی دارد… و خواننده ماجراهای قصه را باور نمی کند». میرصادقی می گوید که به سبب همین حوادث خارق عادت، شبکۀ استدلالی و علت و معلولی و در واقع پیرنگ قصه بسیار ضعیف است.
«نشانه های عدم واقعیت در داستان، به بارزترین شکل آن از طریق شخصیت بخشی13 پدیدار می گردد. وقتی در داستان، حیوانات و اشیا با شخصیتی انسانی ظاهر می شوند و اعمال و افعال انسان ها از آن ها سرمی زند، احساس عدم واقعیت و تصور این که این حیوانات و اشیا هر یک نمایندۀ شخص یا صنف خاصی از انسان ها، با خلق و خوی ها و مراتب اجتماعی گوناگونند، امری طبیعی است.(همان،20).
همانطور که روایات و حکایات عامیانه در زبان فارسی با مقدمۀ معینی شروع می شوند. قصۀ عامیانه نیز با فرمولی مرکب از کلمات ثابت لایتغیری آغاز می گردد که عبارت است از یکی بود یکی نبود، اغلب این عبارت را با جملۀ غیر از خدا هیچکس نبود، بسط می دهند، هنگام نقل شاهی باز این جمله را به گفتۀ خود می افزایند: هر که بندۀ خداس، بگه یا خدا! که

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع ادبیات داستانی، ادبیات کودکان، داستان کوتاه، فرهنگ اصطلاحات Next Entries مقاله رایگان با موضوع هزار و یک شب، ادبیات فارسی، نویسندگان، مشرق زمین