مقاله رایگان با موضوع قصه های عامیانه، خودآگاهی، پورنامداریان، زیبایی شناختی

دانلود پایان نامه ارشد

بلافاصله شنوندگان می گویند: یا خدا عبارت دیگری برای شروع قصه است که کمتر رواج دارد و هم به صورت تنها و هم به دنبال عبارتی که قبلاً گفته شد می آید و آن، این است: روزی (بود)، روزگاری (بود)، یک پادشاهی (مردی، روباهی و غیره…) بود. گاهی نیز قبل از این عبارت در زمان قدیم را هم اضافه می کنند. عبارت پایانی قصۀ ما به سر رسید، کلاغه به خانه اش نرسید کاملاً رایج است.
شکل این قصه ها ساده و ابتدایی و زبان آن ها نقلی و روایی است. کمتر می توان به عناصر زیبایی شناختی در این روایات برخورد. اگر گاهی تشبیهی در کار است، از سنخ همان گونه توصیفات تکراری است که در شعر نیز دیده می شود، مثلاً زیبایی قهرمان زن قصه به ماه شب چهارده مانند می شود و به ندرت می توان نمونه های دیگری یافت. «زبان اغلب آن ها نزدیک به گفتار و محاورۀ عامۀ مردم و پس از اصطلاح ها و لغات و ضرب المثل های عامیانه است. در واقع نگارش قصه های عامیانه غالباً ادبیات نیست و زبان معمول رایج زمان در نوشتن قصه ها به کار گرفته می شود». جملات کوتاه، افتادگی های لفظی، حذف های معنوی، یکسان بودن شیوۀ گفت و گوهای شخصیت ها و نبودن فاصله میان روایت و گفت و گو از دیگر ویژگی های زبانی قصه است.
زاویه دید معمولاً سوم شخص مفرد است که آن را کهن ترین زاویۀ دید داستانی دانسته اند- چنان که در کتب مقدس و اسطوره ها و منظومه های قدیمی به چشم می خورد- ولی قانون ثابتی در این باره وجود ندارد و در واقع همه چیز در اختیار قصه گوست. «گزارندۀ قصه به زاویۀ دید شخصیت یا قهرمان خاصی اکتفا نمی کند و هرجا که بخواهد، زاویۀ دید قصه را عوض می کند و قهرمان یا شخصیتی دیگر دنبال قصه را می گیرد. در واقع نقل حوادث مهم است و این نقل به هر صورت که درآید فرق نمی کند.
درونمایۀ قصه ها همان جدالی ازلی و ابدی نیکی و بدی است که قدمت آن به اسطورۀ آفرینش باز می گردد. در این نبرد- گرچه گاه با دشواری و عذاب- همیشه خوب پیروز و بد مغلوب است. خوب پاداش می گیرد و اهریمن مجازات می شود.
شخصیت های افسانه ها معمولاً قراردادی و کلیشه ای هستند و خصوصیاتی ایستا و ثابت دارند. قصه به دنیای ذهنی و درونی و به تفکرات و ایده آل های آن ها کاری ندارد. فضا و محیطی که در آن حوادثی برای آدم های قصه رخ می دهد توصیف نمی شود. این شخصیت های قالبی از خود هیچ تشخصی ندارند، ظاهرشان آشنا و گفته هایشان قابل پیش بینی است. «در قصه های قدیمی، غول ها، دیوها، جن ها، پری ها، جادوگرها، آدم های خسیس و آدم های سخی شخصیت هایی قراردادی بودند که در توصیف خصوصیات آن ها مبالغه می شد». (همان- 22-20).

2-8-6- شخصیت ها
شخصیت اصلی و محوری قصه را قهرمان می نامند و «اگر این شخصیت آدمی معمولی و فاقد کیفیت قراردادی قهرمانی (نظیر اصیل زادگی، دلاوری، آرمان گرایی و بی نیازی از مال و منال) باشد، ضد قهرمان نامیده می شود». با این حال، قهرمان قصۀ عامیانه لزوماً اصیل زاده و دلاور و آرمان گرا نیست، بلکه در بیشتر موارد آدمی به راستی معمولی است که به برکت شانس و تقدیر یا زیرکی و هوشیاری یا با یاری عواملی بیرونی به خواسته هایش می رسد و پیروز می شود.
اولریش مارزلف در طبقه بندی قصه های ایرانی فهرست ثابت شخصیت های این قصه ها را چنین برشمرده است: شاهزاده (نقش های نظیر او پسر تاجر و شکارچی هستند)، کچل، خارکن (نقش های نظیر: خارکش، پنبه دوز، چوپان)، کوسه که گاهی در قصه ها حاضر است، شاه درویش، نقش های نوعی مقابل قهرمان که بیش از همه شامل خویشاوندان و به خصوص اعضای مونث است، صاحبان مشاغل مثل ملا و قاضی، زن که در نقش فعال خویش یا حیله گر و مکار است یا مشاور و غمخوار و در نقش غیرفعال یک موجود خواستنی است که شاهزاده در جست و جوی اوست، دیو، پری، شاه عباس و هارون الرشید (از میان شخصیت های تاریخی) (همان، 24-22).

2-8-7- انواع
بیشتر نظریه پردازان، قصه ها را برچسب مضمون و درونمایه به انواعی تقسیم کرده اند. نمایندگان شیوۀ تاریخی- جغرافیایی و در رأس آن ها آنتی آرنه بر همین اساس عمل کرده اند. در فهرست آرنه، که نخستین بار در 1910 م منتشر شد، این تقسیم بندی ها در نظر گرفته شده بود: 1- قصه های جانوران 2- قصه های خاص 3- لطیفه ها. استیث تامسون در بازنگری و ویرایش اثر، آن ها را به این شکل درآورد: 1- قصه های جانوران، 2- قصه های معمولی، 3- شوخی ها و لطیفه ها 4- قصه های قالبی، وی شمارۀ 5 را به قصه هایی که تاکنون طبقه بندی و فهرست نشده اند اختصاص داده است. هر کدام از این مقولات خود به زیر شاخه هایی تقسیم می شوند.
وونت قصه ها را این گونه طبقه بندی کرده است: 1- قصه ها و حکایات اساطیری، 2- قصه های خالص پریان 3- قصه ها و حکایات زیستی 4- حکایات خالص جانوران، 5- قصه های مربوط به پیدایش و آفرینش چیزها 6- قصه های مطایبت آمیز 7- حکایات اخلاقی .
در فرهنگ اصطلاحات ادبی آمده است: «قصه های عامیانه متعلق به سنت شفاهی هستند. آن ها شامل افسانه ها، فابل، قصۀ عجیب و غریب، قصۀ باورنکردنی، قصۀ پریان، قصۀ ارواح، قصۀ بزرگان و اولیا، شیاطین و اشرار، قصۀ زنان و شوهران، ارباب و خدمکتار و هر آن چیزی است که با عنوان
rhozzums، یعنی قصۀ کوتاه خنده دار شناخته می شود و معمولاً دربارۀ شخصیت های محلی است»
یرزلی هم در فصل نخست کتاب فولکور قصه های پریان، قصه های عامیانه را به پنج گروه تقسیم کرده است: 1- قصه های کودکانه (مثل سیندرلا و علاءالدین) 2- ساگاها یا حماسه های قهرمانی (که خود شامل هفت دسته است: تاریخی و محلی، دیوها، پری ها، ابلیس، جادوگران، ارواح، مضحکه ها)، 3-لطیفه ها، 4- قصه های زنجیره ای 5- قصۀ دیوها.
یکی از محققان معاصر قصه ها را براساس بخش ها یا ایپزودهای تشکیل دهنده شان به دو نوع تقسیم کرده است: نوع ساده که شامل یک یا دو بخش است، از جمله بیشتر قصه های حیوانات قصه های دیو ابله، بسیاری از قصه های مذهبی و قصه های دروغ، و نوع خوشه ای که شامل تعدادی از تیپ های قصه است که در یک مفهوم مشترک سهمیند و همچنین در بسیاری از بخش های مشابه که در آن ها یک کنش را می توان جانشین کنشی دیگر کرد. (همان، 26-24).

2-8-8- قصۀ پریان
«قصۀ پریان در شکل نوشتاری اش، روایتی است به نثر دربارۀ سعادت ها و بدبختی های قهرمان زن یا مرد که ماجراهایی متنوع و کمابیش ماورای طبیعی را تجربه می کند و پس از آن زندگی را به شادی می گذراند». یک تعریف دیگر از قصۀ پریان چنین است: «حکایت هایی سنتی که در شکل کنونی شان نه ارتباطی با موجودات آسمانی و الهی دارند نه با حوادث کیهانی و ملی، ولی خارق عادت در آن ها نقش اصلی دارد». تعریف بیشتر محققان از قصۀ پریان کم و بیش بر ماورای طبیعی بودن، جادویی بودن و حضور موجودات و رویدادهای غیر طبیعی در این نوع قصه تأکید دارد. نکتۀ دیگری که در این تعاریف به چشم می خورد، اشاره به ماهیت سنتی و روایی قصه هاست. برخی گفته اند که قصۀ پریان فقط با سنت روایی ارتباط دارد و نه با ادبیات رسمی. و گروهی دیگر معتقدند که این قصه ها هم با سنت های شفاهی و هم با روایت های ادبی نسبت دارند اما در یک جهان تخیلی پدید آمده اند، جایی که حوادث خارق العاده و فوق طبیعی کاملاً مسلم و بدیهی پنداشته می شوند.
این قصه ها در انگلیسی fairy tales و در زبان فرانسه contes de feec خوانده می شوند، ولی از همان آغاز بر این نامگذاری خرده گرفته اند از آن جهت که معنا و مصداقی بس محدود به این نوع می دهد، زیرا در آن «به ندرت سخن از پریان می رود. در واقع ساختار قصه های شگرف جادو، پیچیده و مشتمل بر عناصر فوق طبیعی یعنی سحر و جادو و طلسم و مسخ صورت است که از گذشته های دور به میراث مانده اند».
بنا به گفتۀ پروفسور مارزلف، مرشن قصه ای جادویی است که در آن اتفاق هایی عجیب و غیرطبیعی، به طور کاملاً طبیعی (البته از دیدگاه عوامل داستان) رخ می دهد. گروهی بر این باورند که بهتر است به جای قصۀ پریان، این قبیل قصه ها را قصه های شگفت انگیز خواند. این اصطلاح اخیر همراه و همپای قصۀ پریان در نوشته ها و سخنان محققان اروپایی به کار می رود.
این که قصۀ پریان کجا و چگونه رشد و گسترش یافته مشخص نیست» برخی از نمونه های آن به مجموعه ای مصری متعلق به قرن سیزدهم قبل از میلاد برمی گردد. انعکاس این سبک را می توان در برخی از بازسازی های ادبی قصه های پریان یافت، مثل کتاب توبیت اثر آپوکریپال، یا داستان کوپید و سایکه از آپولیوس. گفته اند که این سبک بخشی از میراث هند و اروپایی است ولی نمونه های آن را در قصه های بسیاری از مردمان غیراروپایی هم می توان دید. قصه هایی که در بسیاری مواقع به قصه های پریان اروپایی و آسیایی شبیهند در میان اقوام بدوی یافت شده و بسیاری از قصه های غربی در سایر نقاط دنیا رواج دارد. بدیهی است نزد محققانی که عقاید و باورهای انسان های ابتدایی را در شکل گیری این قصه ها دخیل و مؤثر می دانند، یا آنان که ریشۀ قصه های پریان را به اسطوره های اولیه می رسانند، قدمت قصه ها به دوران های بسیار دور و کهن باز می گردد. من بر این باورم که قصۀ جن و پری آن چیزی است که می تواند روایت آغازین خوانده شود، داستان بنیادینی که سایر انواع داستان توش و توان خود را از آن می گیرند.
«به گفتۀ کانن مک کالک14 این قصه ها بیان کنندۀ تلاش های انسان های اولیه و قبایل وحشی برای بیان نظرشان دربارۀ جهان، باورها، رسوم و شیوۀ زندگی در کسوتی رمانتیک و در قالب داستان هستند». دلاشوا در زبان رمزی قصه های پری وار هدف قصه های پریان و آداب فولکلوری را نشر تعالیم ظاهری اساطیر می داند که از راه مشابهت، آموزش های قدسی را آشکار می کنند
قسمت هایی دیگر، نگرشی روانکاوانه به این قصه دارد، مثلاً همۀ شاهان کهنسال قصه های پریان و شاهزاده خانم هایی را که به خواب جادو فرو رفته اند، در انتظار شاهزاده ای که بیاید و طلسمشان را بشکند، نماد ناخودآگاهی می داند که به ندای جفت مکمل خود یعنی حصۀ فاعل خودآگاهی، جان می گیرند. «تالارها یا اتاق هایی که درهایشان با کلیدهای جادو باز می شوند، عموماً انباشته از اشیای گرانبها و صندوق های پر از طلا و جواهرند و همۀ این ثروت ها نمایشگر اشکال مختلف دانایی اند» (همان، 119).
ذکر این نکته خالی از لطف نیست که محققان ایرانی در تحلیل افسانه های پریان، از آوردن تعبیرها و تفسیرهای عرفانی غفلت نکرده اند. در این باره به نمونۀ زیر اکتفا می کنیم: «دیوان رمز قوای نفسی حیوانی اند در آن حال که مقهور نفس انسانی نشده و مطیع و فرمانبردار وی نگشته اند. پریان رمز قوای نفسی حیوانی اند آن گاه که مقهور و مطیع و فرمانبردار نفس انسانی شده اند»
پورنامداریان در تفسیر بخشی از اسطورۀ زال و سیمرغ، یعنی نپذیرفتن و رها کردن طفلی که جانوران حقیقی یا افسانه ای سرپرستی و پرورشش را به عهده می گیرند، و موضوعی رایج در قصه های پریان است نکات جالبی آورده است.
«سیمرغ برای زال نقش پدر را دارد، آهویی که شب ها بر سر زال می آید و به او شیر می دهد نقش مادر را … با منهزم شدن سیمرغ و تمام شدن روز، آهو می آید … همان طور که سیمرغ رمز عقول و از جمله عقل فعال است، آهو رمز نفوس و از جمله نفس فلک ماه و نفس کل است … زال- این روح تبعید شده به عالم ماده و اسیر عناصر شده را این پدر و مادر روحانی که مظاهر عینی و محسوس آن ها در عالم خورشید و ماه است پرورش می دهند. (همان، 166-167).
مهمترین ویژگی این داستان ها، سحر و جادوست که بدون آن قهرمان به خواسته های خویش نمی رسد و جنبۀ تخیلی قصه با این مشخصه تأکید و تقویت می شود. نبرد میان نیکی و بدی، که خصلت عام قصه های عامیانه است، در قصه های پریان نمودی عینی و دو چندان دارد. «قصۀ پریان برخلاف انواع دیگر قصه از حیث عناصری که از زندگی واقعی به عاریت گرفته فقیر است… و ناروا خواهد بود اگر بخواهیم واقعیات زندگی را مستقیماً از قصۀ پریان استنتاج کنیم، اما نقش زندگی واقعی در دگردیسی قصۀ پریان عظیم است. قصه های پریان همیشه با پیروزی قهرمان مرد یا زن و زندگی سعادتمندانۀ آنان پایان می پذیرد. مانند سایر انواع قصه، شخصیت پردازی،

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع ادبیات داستانی، ادبیات کودکان، داستان کوتاه، فرهنگ اصطلاحات Next Entries مقاله رایگان با موضوع هزار و یک شب، هزارویک شب، زبان عربی، خلفای عباسی