مقاله رایگان با موضوع فقهی و حقوقی، نهی از منکر، مواد غذایی، زبان فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

عضله تنگ کننده فوقانی حلق میباشد.
مبداء – چنانکه گفته شد الیاف آن جزئی از عضله تنگ کننده فوقانی است .
مسیر-الیاف عضلانی بطرف قاعده زبان متوجه میگردند.
انتها- الیاف فوقانی با رشته هایی از عضلات کامی زبانی و نیزه زبانی در ضخامت آن پس از آنکه از زیر عضله لامی زبانی عبور کردند بارشته هایی از عضله زبانی تحتانی یکی میشوند.
مجاورات – قسمتی از این عضله در زیر عضله لامی زبانی قرار دارد.
عمل – زبان را به عقب و بالا میکشاند.
عصب – شعبه ای است از عصب زیر زبانی .
6- لوزه زبانی :
عضله ای است پهن و بسیار نازک که همیشه نیز موجود نیست .
مبداء- روی سطح خارجی پوشه لوزه اتصال می یابد.
مسیر- الیاف آن بطرف جلو و پائین متوجه میشوند.
انتها- عضله در ضخامت قاعده زبان تغییر جهت داده و عرضاً متوجه خط وسط گردیده و در این نقطه با الیاف عضله طرف مقابل متقاطع میگردند.
مجاورات – این عضله ابتدا در سطح خارجی لوزه قرار دارد ولی در ضخامت زبان در زیر عضله زبانی فوقانی واقع است .
عمل – بالا برنده قاعده زبان میباشد.
عصب – شعبه ای از عصب 3 زیر زبانی است .
7- زبانی فوقانی :
تنها عضله فرد زبان است که بشکل تیغه نازکی در زیر مخاط سطح فوقانی زبان ازقاعده تا راس این عضو کشیده شده است .
مبداء – این عضله از سه دسته الیاف میانی و طرفی تشکیل شده است از اینقرار:
1- دسته میانی که در روی غضروف مکبی و چین زبانی مکبی میانی میچسبد. 2- دسته های طرفی که در روی دو شاخ کوچک استخوان لامی اتصال می یابند.
مسیر- دسته های نامبرده بطرف جلو و بالا و داخل متوجه شده و کمی نیز به عرض آنها افزوده میگردد و بالاخره با یکدیگر مخلوط گشته و تشکیل تیغه واحدی را میدهند.
انتها- این تیغه قسمت میانی سطح فوقانی زبان را پوشانده و تا نوک آن ادامه مییابد.
مجاورات – سطحاً با مخاط زبان و عمقاً با سایر عضلات زبان که در زیر آن قرار دارند مجاور است و در طرفین آن عضلات کامی زبانی و حلقی زبانی و نیزه زبانی واقعاند.
عمل – نوک زبان را ببالا و عقب میکشاند و بالنتیجه این عضو را کوتاه مینماید.
8- زبانی تحتانی :
عضله ای است نازک و مسطح و طویل که در سطح تحتانی زبان قرار دارد.
مبداء- روی شاخ کوچک استخوان لامی میچسبد و نیز عده ای از الیاف حلقی زبانی و نیزه ای زبانی به آن ملحق میگردند.
مسیر- عضله بطرف جلو و بالا متوجه شده و قوسی را می پیماید که تقعر آن بطرف پائین و جلو است .
انتها- در روی سطح عمقی مخاط نوک زبان اتصال می یابد.
مجاورات – این عضله در زیر عضله نیزه زبانی و بین عضلات زنخی زبانی (در طرف داخل ) و لامی زبانی (در طرف خارج ) قرار دارد.
عمل – زبان را پائین آورده و بعقب میکشاند وبالنتیجه آنرا کوتاه مینماید.
عصب – شعبه ای از عصب زیر زبانی .
9- عرضی :
عضله ای است نازک که عیناًاز خط وسط تا کنار زبان کشیده شده است .
مبداء- در روی غشاء میانی میچسبد.
مسیر- عرضاً بطرف خارج کشیده میشود.
انتها- در روی مخاط کنار طرفی زبان اتصال مییابد.
مجاورات – الیاف آن در ضخامت زبان با الیاف سایر عضلات این عضو متقاطع میباشند.
عمل – زبان را طویل و مدور نموده و بالنتیجه عرض آنرا اندک میسازد.
عصب – شعبه ای از عصب زیرزبانی است .
سوم – مخاط زبان :
این مخاط تمام سطح زبان را پوشانده فقط قاعده این عضو است که از آن مفروش نیست و مخاط زبان در حدود محیط قاعده به روی خود منعطف شده و با مخاط اعضای مجاور یعنی حلق و حنجره و شراع الحنک و لثه ها و کف دهان یکی میشود. مخاط سطح تحتانی زبان نازک و شفاف است ولی هر قدر بکنارهای این عضو نزدیکتر شویم ضخیم تر میگردد و حداکثر ضخامت آن در وسط سطح فوقانی زبان میباشد. استقامت مخاط سطح تحتانی و کناره های زبان ضعیف ولی مخاط سطح فوقانی دارای استقامت زیادتری است . رنگ آن در سطح تحتانی پشت گلی و در سطح فوقانی پس از غذا خوردن پشت گلی مایل به قرمز است ولی صبح ناشتا و یا در صورتی که شخص چند ساعتی غذا نخورده باشد سفید یا سفید زردرنگ است .
حبه های زبان :
سطح مخاط زبان صاف و هموار نیست بلکه دارای برآمدگی هائی است به نام حبه زبانی که بر حسب شکلشان به چند دسته تقسیم می شوند از این قرار:
1- حبه های کاسی شکل که حجمشان از سایر حبه ها بزرگتر و در وسط هر یک برآمدگی مدوری است که دور آن رانیز شیاری احاطه نموده است . عده آنها معمولاً نه است و در جلوی شیار انتهائی و محاذات آن قرار گرفته اندو تشکیل هشت زبانی را میدهند. 2- حبه های قارچی شکل که مانند قارچی است که از یک سر حجیم و یک پایه باریکی تشکیل شده است . عده آنها یکصد و پنجاه الی دویست است که بیشترشان روی سطح فوقانی زبان در جلوی هشت زبانی پراکنده اند. 3- حبه های نخی شکل ، برآمدگی های استوانه ای یا مخروطی شکل فوق العاده کوچکی هستند که از راس آنها استطاله نخی شکل متفرع میگردد. این حبه هانیز در جلوی هشت زبانی واقعند. 4- حبه های نیم کروی بسیار کوچک که در تمام مخاط زبان پخش میباشند.
ساختمان مخاط زبان : این مخاط علاوه بر عروق و اعصاب که ما بعداً بذکر آنها خواهیم پرداخت دارای قسمت های ذیل است :
الف – مخاط بطور کلی ، که مانند کلیه مخاطهای بدن از دو طبقه عمقی کوریون و سطحی (پوششی ) تشکیل شده است .
ب – غدد – که خود به دو نوعند، یکی : غدد فولیکولر و دیگری غدد مخاطی .
1- غدد فولیکولر که چنانکه در شکل خارجی زبان ذکر نمودیم در عقب هشت زبانی قرار گرفته و مجموعشان را لوزه زبانی مینامند. 2- غدد مخاطی که غدد خوشه ای هستند و مانند سایر غدد خوشه ای دهان میباشند.
روی هم رفته مجموعه این غدد شبیه به نعل اسبی است که قسمت میانی آن روی ثلث خلفی سطح فوقانی زبان قرار گرفته و شاخه های این نعل در امتداد کناره های زبان واقع است انتهای شاخه در روی سطح تحتانی زبان و مجاور راس آن میباشد و بدین ترتیب میتوان آنها را به سه دسته تقسیم کرد، یکی دسته خلفی که فرد و میانی است و در عقب هشت زبانی قرار دارد و دیگری دسته طرفی که بموازات دو کنارزبان از حبه های کاسه ای شکل تا نوک زبان کشیده شده است . سوم دسته قدامی تحتانی یا دسته نوک زبان که درسطح تحتانی این عضو و در طرفین خط وسط واقع میباشد این دسته را به اسم غده بلاندن یا غده نون نیز مینامند.
ج – جوانه های ذائقه ، این جوانه ها مخصوص مخاط زبان اند و در ضخامت طبقه پوششی آن قرار گرفته و در حقیقت عضو اصلی ذائقه میباشند. هر یک از این جوانه ها بشکل بطریی است که ته آن روی کورین قرار گرفته و گلوی آن عموداً از طبقه های مختلفه سطحی پوششی عبور نموده و بالاخره دهانه آن در روی سطح آزاد مخاط قرار دارد. از این دهانه چندین استطاله نخی شکل خارج میگردد به نام مژگان دائقه .
این جوانه ها فقط در دو نقطه یافت میشوند، اول – روی حبه های کاسی شکل . دوم – روی حبه های قارچی شکل ؛ و بدین ترتیب محل آنها در روی کنارهای زبان و دو سوم قدامی کاسی سطح فوقانی این عضو و بخصوص در حدود هشت زبانی است ، اگر قطع عمودی از یک حبه شکل ملاحظه میشود که جوانه های نامبرده بخصوص در سطوح طرفی حبه ها قرار دارند ولی مکان آنها در روی جعبه های قارچی شکل فقط در حدود انتهای آزاد یا راسشان میباشند.
* قسمت سوم – عروق و اعصاب زبان :
اول – شرائین : شریان عمده این عضو شریان زبانی میباشد (شاخه ای از شریان سبات خارجی ) که در زیرعضله لامی زبانی قرار دارد و از آن دو شاخه عمده مجزا میگردد که در ضخامت عضلات زبان پخش میشوند، یکی به نام شاخه پشتی زبان و دیگری موسوم به شاخه نوک زبان . شرائین فرعی عبارتند از شاخه هایی از شرائین کامی تحتانی (شعبه ای از شریان صورتی ) و حلقی صعودی (شعبه ای از شریان سبات خارجی ).
دوم – اورده : بیشتر وریدهای زبان در سطح خارجی عضله لامی زبانی قرار گرفته و بعضی نیز در سطح داخلی این عضله واقعند، با این اورده با یکدیگر جمع شده و ورید زبانی را تشکیل میدهند که معمولاً با واسطه تنه وریدی درقی زبانی صورتی به ورید وداج داخلی منتهی میگردند.
سوم – عروق لنفاوی : عروق لنفاوی نوک زبان به غدد لنفاوی زیر چانه ای منتهی میگردند ولی عروق لنفاوی سایر قسمتهای این عضو به غدد لنفاوی تحت فکی و غدد قدامی زنجیر وداج داخلی منتهی میگردند.
چهارم اعصاب : اعصاب زبان بدو نوع تقسیم میشونداز این قرار:
یک – اعصاب محرکه که شعبی از اعصاب صورتی و زیر زبانی میباشند. اعصاب عضلات نیزه زبانی و کامی زبانی و گاهی نیزه زبانی تحتانی شاخه هائی از عصب صورتی هستندو بعلاوه کلیه عضلات زبان از عصب زیر زبانی عصب میگیرند.
دو – اعصاب حسی که شاخه هائی از اعصاب زبانی و زبانی حلقی و ریوی معدی میباشند:
1- عصب زبانی (شاخه عصب فک اسفل ) قسمتی از مخاط را که در جلوی هشت زبانی است عصب میدهد. 2- عصب زبانی حلقی در ناحیه حبه های کاسی شکل و قسمتی از مخاط زبان که در عقب هشت زبانی قرار دارد پخش میشود. 3- عصب ریوی معدی ، باواسطه عصب حنجره فوقانی مخاط چین ها و حفره های زبانی مکبی را عصب میدهد.
باید دانست که عموم این اعصاب در ناحیه زبان دارای خاصیت حس عمومی (حسی ) و خصوصی (حساسه ) میباشند و درسه نقطه مختلف مخاط زبان پخش میشوند:
1- در روی حبه های کاسی شکل . 2- در داخل جوانه های ذائقه 3- در داخل غدد زبانی .26
در نهایت زبان 27عبارت است از عضو عضلانی متحرک ، چسبیده به کف دهان انسان و یا اغلب مهره داران که کاربرد سخن گفتن ، بلعیدن غذا و تشخیص مزه های گوناگون دارد . زبان ر لغت و گویش نیز اطلاق می شود مانند زبان فارسی که که مراد گویش فارسی است ، البته مراد از زبان در این پایان نامه همان معنی نخست است . زبان در عمل خوردن و بلع مواد غذایی سهم مهمی دارد ؛ اگر چه این وظایف که حائز اهمیت در انسان است در جانوران دیگر فاقد اهمیت کافی می باشد .
زبان از تعداد زیادی عضلات تشکیل شده است که بایکدیگر کاملاً پیوند خورده اند . بهمین جهت زبان به هر طرفی می تواند حرکت کند و بدنی وسیله غذا را می تواند در دهان حرکت داده و آنرا با تمامی مناطق حفره دهانی تماس دهد .

* ماهیت کلامی زبان :
زبان به لحاظ جایگاه ویژه و ممتاز در ابراز معانی و مقاصد درونی از اهمیت ویژه ای برخوردار است از این رو دارای آثار گسترده و متنوع است .
ضایعه ی صوت و تکلم به عنوان بخش مهمی از کاربرد زبان در ادای مقاصد درونی می تواند بسیار برای مجنی علیه پرخطر و آسیب زننده باشد . زبان به عنوان کلام در انسان اغلب همراه با آسیب دیده گی ماهیت فیزیکی زبان صورت می گیرد مگر در بعضی موارد که بر اثر آسیب های وارده بر سر و قسمت های مغزی آسیب هایی هم می تواند به زبان از نظر کلامی وارد نماید .

ب) از نظر ادبی
زبان در ادبیات امروزی دانش مشترک بین اعضای یک جامعۀ بشری که ارتباط کلامی میان آنها را ممکن می‏سازد و موضوع بررسی علم زبان‌شناسی است .

ج) از نظر فقهی و حقوقی
زبان در فقه عبارت است از عضو عضلانى متحرک، چسبیده به کف دهان انسان و اغلب مهره داران که کاربردهاى مختلفى همچون سخن گفتن، بلعیدن غذا و تشخیص مزه‏هاى گوناگون دارد. زبان بر لغت و گویش نیز اطلاق مى‏شود، مانند زبان فارسى که مراد گویش فارسى و جاى بحث آن مدخلهایى همچون اعجمى است. مراد از زبان در این جا همان معناى نخست است که از احکام آن در بسیارى از ابواب؛ اعم از عبادات، معاملات و قصاص و دیات سخن گفته‏اند . اداى تکالیفى مانند نماز، ا مر به معروف و نهی از منکر و دفاع در بعضى مراتب آن دو و نیز صحت عقودى همچون نکاح و ایقاعاتى نظیر طلاق، نذر و عهد به زبان بستگى دارد.
با بروز اختلال در کار زبان، مانند لالی، احکامى جدید بر آن بار مى‏شود، مثل کفایت اشاره به جاى تلفظ در مواردى که تلفظ به زبان معتبر است؛ هرچند علاوه بر آن، حرکت دادن زبان در مواردى همچون ذکرهاى واجب نماز و

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع میان رشته Next Entries مقاله رایگان با موضوع مجنی علیه، جبران خسارت، مجازات اسلامی، قانون مجازات